شعر کودکانه بچه بی دندون

شعر کودکانه بچه بی دندون

شعر درباره مسواک نزدن

 

آی بچه ی بی دندون

نرو سراغ قندون

 

آنقدر نخور شیرینی

شب خواب بد می بینی

خواب یه کرم گنده

که دندوناتو خورده

 

پاشو پاشو مسواکش کن

تا همشو نخورده


شعر کودکانه بچه بی دندون

شعر کودکانه درد دندون

شعر کودکانه درد دندون

شعر درد دندون

 

شبی آمد سراغم 
چه دردی! درد دندان 
نخوابیدیم تا صبح 
من و بیچاره مامان 
نگاهم اول صبح 
به یک آیینه افتاد 
لپ سمت چپم بود 
شبیه توپ پر باد 
پدرجانم به من گفت 
چرا پف کرده‌ای تو؟ 
مگر با نیش زنبور 
تصادف کرده ای تو؟

شعر کودکانه درد دندون 

شعر کودکانه مسواک زدن موقع خواب

شعر کودکانه مسواک زدن موقع خواب

شعر مسواک زدن 

شب که میشه وقت خواب دندون و مسواک یکن 
با حوله تمیزت دست و روت پاک کن 

صبح که می شه با شادی بلند شو از رختخواب 
یک کمی لی لی بکن برو سر شیر آب 

دست و رویت را بشوی دوباره مسواک بزن 
دندونا را سفید کن مانند ددون من 

من همیشه صبح و شب دندونامو می شویم 
همیشه پاک و زیباست دندون و دست و رویم


شعر کودکانه مسواک زدن موقع خواب

شعر کودکانه مسواک بزن تو هر شب

شعر کودکانه مسواک بزن تو هر شب

شعر مسواک زدن

 

ای بچه با ادب 

مسواک بزن تو هر شب

تمیز ، نما دندان را

بشو دست و دهان را

پیامبر گرامی

داده به ما پیامی

پیامش را شنیدم

با جان و دل خریدم

ای کودک توانا

فرزند خوب و دانا

مسواک بزن به دندان

تا شوی شاد و خندان


شعر کودکانه مسواک بزن تو هر شب