شعر کودکانه مادر مهربان

شعر کودکانه مادر مهربان

 شعر درباره مادر

از صبح دیشب

بیدار بودم

تب داشتم چون

بیمار بودم

جز من یکی هم

اصلا نخوابید

همدرد من بود

تا صبح نالید

دست قشنگش

روی سرم بود

او دوستم داشت

او مادرم بود

گرمای تب کاش

دیگر بخوابد

تا اینکه امشب

مادر بخوابد


شعر کودکانه مادر مهربان

شعر کودکانه هدیه ای برای مادر

شعر کودکانه هدیه ای برای مادر

شعر هدیه ای برای مادر

 

امروز با یک کارِ قشنگ و زیبا
من از زمین زَدم به آسمون پل

وقتی به مادر عزیز و خوبم
دادم با عشق و مهربونی یک گل

از مادرم من این و یاد گرفتم
تو سختی ها داشته باشم تحمل

زندگی هر چه ساده تر قشنگ تر
چه خوبه دور باشیم ما از تجمل

مامان میگه تو سختی ها تو باید
هر لحظه بَر خدا کُنی توکل

قبلِ سُخن گفتن و هر کارِ خوب
یه چند دقیقه روش کُنی تأمل

تو درس و روزه وُ نماز و خوبی
هیچوقت نداشته باشی تو تعلل

خوشحال میشم عزیزِ قلبِ مادر
گوش کُنی حرفم و بِدی به من قول

که داشته باشی از الان تا اَبَد
تو زندگی هر روز و شب تحول

شاعر : علیرضا_قاسمی


شعر کودکانه هدیه ای برای مادر

شعر کودکانه زیبا در مورد مادر

شعر کودکانه مادر

من همیشه تو قلبم

اسم تو را  میارم

مامان اگه بدونی

چه­ قدر دوستت دارم

+-+-+-+

حرفای  مهربونت

قشنگ و  بی­نظیره

اما یه  وقتایی من

حرفاتو یادم  می­ره

+-+-+-+

تو بازی و شلوغی

سر به هوام  همیشه

یادم  می­ره  چی گفتی

حواس من پرت می­شه

+-+-+-+

هرچی خوشی تو دنیاست

برای تو  مامانی

سر به هوا که می­شم

ببخش منو مامانی

 

شعر کودکانه مادر

شعر کودکانه مادر
شعر کودکانه مادر

حدیث درباره عظمت مادر

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

بهشت ، زير پاى مادران است .

كنزالعمّال : ۴۵۴۳۹ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

——————————————————

 

حدیث درباره احترام مادر

امام صادق عليه‏السلام :

مردى خدمت پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، به چه كسى نيكى كنم ؟ فرمود : به مادرت . عرض كرد : سپس به چه كسى ؟ فرمود : به مادرت . عرض كرد : بعد از او به چه كسى ؟ فرمود : به مادرت . عرض كرد : سپس به چه كسى ؟ فرمود : به پدرت .

الكافي : ۲ / ۱۵۹ / ۹

شعر کودکانه روسری مادر

اشعار کودکانه

شعر کودکانه روسری مادر

مادرم پوشیده است
روسری سبز رنگ

روسری کرده چه‌قدر
صورت او را قشنگ

 

ایستاده پیش من
با نگاهی مهربان

مادر من یک گُل است
روسری هم برگ آن

 

خانمِ گُل می کند
کارهای بهتری

موی خود را می‌برد
زیر برگِ روس