شعر کودکانه مهمونی زنبورها

شعر کودکانه مهمونی زنبورها

شعر درباره مهمونی گرفتن

کنار گل تو باغچه
نشسته دو تا زنبور

یه مهمونی گرفتن

با حبه هاي انگور

خانوم و آقا مورچه

رد میشدن از اونجا

زنبورای مهربون

صدا زدن بفرما

شاپرک و کفشدوزک

می پریدن رو گلها

زنبورای مهربون

صدازدن بفرما

کنار باغچه حالا

زیاد شدن مهمونا

مورچه ها و کفشدوزک

زنبور و شاپرك ها

یه مهمونی گرفتن

حالااون دو تا زنبور

منم بردم براشون

دو تا خوشه ی انگور


شعر کودکانه مهمونی زنبورها