ثواب بى حد و مرز عزادارى براى امام حسين علیه‌السلام در روايات

پرسش. وجود رواياتى كه ثواب عزادارى براى امام حسين علیه السلام را بى حد و مرز ذكر مى كند تا چه اندازه صحيح است؟

عزادارى براى سالار شهيدان، آقا اباعبدالله الحسين علیه السلام از بزرگ ترين اسباب تقرب به خداوند و داراى اجر و ثواب فراوان مى باشد. روايات بسيارى در اين خصوص در كتاب هاى معتبر وارد شده كه در ميان آنها، احاديث داراى اعتبار كافى و قابل اعتماد نيز فراوان است.

در اين مورد چند نكته اساسى را بايد در نظر گرفت:

۱) اين گونه روايات نيز مشتمل بر صحيح و سقيم هستند.

۲) مقصود از روايت هايى كه آثار خاصى را براى بعضى از اعمال ذكر كرده اند، اين نيست كه فلان عمل «علت تامه» آن اثر است؛ بلكه مقصود اقتضاى اثر است. «علت تامه» مجموع علل مؤثر بر يك چيز با رفع تمام موانع است. تأثير چنين علتى بر معلول، حتمى و ضرورى است و به هيچ وجه تخلّف بردار نيست. در حالى كه «مقتضى»، يكى از شرايط مؤثر بر يك پديده است كه در صورت نبود موانع، مى تواند اثر كند؛ ولى اگر مانعى بر سر راه آن قرار گيرد، توان تأثير ندارد. چنين چيزى در جهان ماديات و اسباب و مسببات طبيعى نيز هست؛ مثلاً اگر گفته مى شود: «آتش سبب احتراق چوب است»، به نحو مقتضى است؛ يعنى، تا ديگر شرايط مانند وجود اكسيژن پديدار نشود و موانع بر طرف نگردد، عمل احتراق صورت نخواهد گرفت.

بنابراين اگر كسى چوب ترى را در آتش اندازد و با گذشت چند دقيقه، از احتراق خبرى نباشد، نبايد در آن گزاره ترديد كند؛ بلكه بايد جست و جو كند كه آيا آن گزاره مشروط به شرايطى نيز هست يا نه؟ و آيا مانعى براى تأثير آتش در چوب وجود دارد يا خير؟ آن گاه خواهد ديد كه اين گزاره – ضمن دارا بودن ارزش صدق – مشروط به شرايط متعددى است؛ از قبيل وجود اكسيژن و نبود موانعى چون رطوبت در چوب، تناسب ميزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و… ليكن اگر تمام شرايط و رفع موانع مفروض پديد آمد؛ يعنى، علت تامه محقق شد، حتماً چوب آتش خواهد گرفت و تخلّف آن، به معناى كذب گزارؤ ياد شده است. تأثير اين اعمال نيز به نحو «جزءالعلّه» و «مقتضى» است و همواره باديگر شرايط عمل مى كند.

اما اينكه آن شرايط دقيقاً چيست؟ سهم هر يك تا چه اندازه است؟ آيا تأثير اين  عمل و هر شرط ديگرى، در همه موارد يكسان است؟ يا ممكن است در موردى نقش اصلى ترى را ايفا كند و در جاى ديگرعامل ديگر؟ مكانيسم تأثير چگونه است؟ آيا ديگر ابزارها را در اثرگذارى تقويت مى كند يا خود مستقيماً اثر مى گذارد؟ اينها و ده ها سؤل ديگر، مسائلى است كه ريشه عقلى و فكرى بشر هنوز در حدى نيست كه بتواند به طور كاملاً دقيق، به آنها پاسخ دهد و يكى از خدمات بزرگ پيامبران به بشر، آگاه سازى وى از وجود چنين عاملى است كه عقل به تنهايى قادر به شناخت آن نيست.

آنچه به طور كلى مى توان با ژرف كاوى فلسفى و تحقيق در نصوص دينى دريافت، اين است كه: دايره عليت، منحصر به علل و معلولات مادى نيست؛ بلكه علل طبيعى مقهور ماوراى طبيعت هستند.

۳) گستره كمى و كيفى ثواب هايى كه بر گريه، عزادارى و زيارت امام حسين علیه السلام ذكر شده است، تعجبى ندارد؛ زيرا در مقابل آن همه ايثار، شجاعت، توكل، رضا، مردانگى، آزادگى و… و بالاتر مصايبى كه آن حضرت متحمل شدند، اين همه ثواب جا دارد. توجه و دقت در داستان ذيل، اين مطلب را روشن تر مى سازد.

علامه بحرالعلوم به سامرا مى رفت، در راه به مسأله گريه بر امام حسين علیه السلام – كه باعث آمرزش گناهان مى شود – فكر مى كرد. عربى بر مركبى سوار، مقابلش رسيد و سلام كرد و پرسيد: جناب سيد، شما را متفكر مى بينم؟ اگر مسأله علمى است بفرماييد، شايد من هم چيزى بگويم.

بحرالعلوم فرمود: در اين فكر بودم كه چگونه مى شود حق تعالى اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان حضرت سيدالشهدا علیه السلام مى دهد؛ مانند آن كه: «هر قدمى كه زائر برمى دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مى شود، و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده  مى شود؟»

آن سوار عرب فرمود: تعجب مكن! من براى شما مثل مى آورم تا مشكلت حل گردد. سلطانى در شكارگاه از همراهانش دورافتاده بود. در آن بيابان وارد خيمه اى شد و پيرزنى را با پسرش در گوشه خيمه ديد. آنان بزى داشتند كه زندگى شان از شير آن بز تأمين مى شود و غير از آن چيز ديگرى نداشتند. آن پيرزن، بز را براى سلطان ذبح كرد و طعامى حاضر كرد. او سلطان را نمى شناخت و فقط براى اكرام مهمان، اين عمل را انجام داد. سلطان شب را آنجا ماند و روز بعد در ديدار عمومى، واقعه ديشب خود را نقل نمود و گفت: من در شكارگاه از غلامان دور افتادم و در حالى كه شديدا تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم بود، به خيمه آن پيرزن رفتم، او مرا نمى شناخت و در همان حال سرمايه او و پسرش بزى بود كه از شير آن، زندگى را مى گذراندند. آن را كشتند و براى من غذا آماده كردند. حال در عوض اين محبت، به اين پيرزن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافى كنم؟

يكى از وزيران گفت: صد گوسفند به او بدهيد، ديگرى گفت: صد گوسفند و صد اشرفى به او بدهيد، ديگرى گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.

سلطان گفت: هر چه بدهم كم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مكافات به مثل كرده ام. چون آنها هر چه داشتند به من دادند، من هم بايد هر چه دارم به آنان بدهم.

حضرت سيدالشهدا علیه السلام هر چه داشت از مال، اهل و عيال، پسر، برادر، فرزند و سر و پيكر، همه و همه را در راه خدا داد. حال اگر خداوند بر زائران و گريه كنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود. اين را فرمود و از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد. [۱]

پی نوشت:
۱) العبقرى الحسان، ج ۱، ص ۱۹۹، به نقل از اشك حسينى، سرمايه شيعه، ص ۳۶ و ۳۷٫

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir

پشتوانه حدیثی و روایتی حضور در هیأت ها

پرسش. شركت در هیئت های عزاداری امام حسین علیهم السّلام و وای حسین گوئی در كوچه و خیابان و جلوی مردم، چه پشتوانه حدیثی و مذهبی دارد؟

مراسمی كه به یاد سیدالشهداء علیهم السّلام در ایام مختلف، به ویژه دهه محرم و روز عاشورا، انجام می گیرد موجب زنده نگهداشتن هدف امام حسین علیه السلام و فرهنگ عاشورا است و مورد تشویق اولیاء دین است و خود معصومین علیهم السلام در راه اقامه عزای امام حسین علیهم السّلام می كوشیدند. زیرا عزاداری به صورت گریه، برپایی مجالس ذكر، سرودن مرثیه، گریاندن، نوحه خوانی، و… احیاء خط ائمه و تبیین مظلومیت آنان است.

تردیدی نیست كه گریه كردن برای ائمه اطهار علیهم السلام خصوصا بر مظلومیت امام حسین علیه السلام ثواب فراوان داشته و وسیله جلب بركات خداوند می شود. محافل و مجالسی كه برای امام حسین علیه السلام و بنام آن حضرت برگزار می شود از مزایای فراوانی برخوردار است. صرف شركت در آن، طبق روایات اهل بیت علیهم السلام ثواب زیادی دارد. حتی آمده است كه نفس كشیدن در آن گونه مجالس پاداش تسبیح خداوند را دارد. و همچنین امام صادق علیه السلام فرموده است: «من مجالس سوگ امام حسین علیه السلام را دوست می دارم، همانگونه كه پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله دوست می داشت.» و امام خمینی رحمة الله علیه فرمودند: «ما هرچه داریم از محرم و صفر است.»

بنابراین، شركت در مجالسی كه بنام امام حسین علیه السلام و ائمه اطهار علیهم السلام برگزار می گردد، ثوابی زیاد داشته و از عنایات اهل بیت علیهم السلام بهره مند می گردد.

اهداف عزاداری در عزاداری شیعیان و در ماتم و عزای ائمه اطهار، بخصوص حسین ابن علی علیهالسّلام اهداف مهمی وجود دارد، از جمله شناساندن مقام پیشوایان، افزایش عشق و محّبت به اهل بیت علیهم السّلام اثبات حقانیت نهضت حسینی، یاد مصائب اهل بیت، همدردی با رسول الله صلّی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهم السّلام، الگو پذیری از جریان عاشورا، تكریم ائمه و ارزش های والای انسانی، رشد فضائل و كرامت های انسانی و الهی، و پرورش روحیه شهادت طلبی.

عزاداری و مودّت اهل بیت علیهم السّلام:

قرآن كریم دوستی خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله را بر امت اسلامی فرض دانسته و محبت آنان را پاداش زحمات طاقت فرسای پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در راه ابلاغ رسالت قرار داده است (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی) و این خود حكایت از عظمت رسالت آن حضرت و بزرگی پاداش مقرر برای آن می كند. بدیهی است كه كار بزرگ، پاداش بزرگی لازم دارد و این آیه پاداش چنین رسالتی را مودّت نزدیكان و اهل بیت آن حضرت قرار داده است.

عشق و دوستی، اثرات و لوازمی دارد، یار و دوست صادق كسی است كه شرط دوستی را چنانكه شایسته است بجا آورد. در غیر این صورت دوستی، زبانی و ظاهری خواهد بود. از نشانه های مهم دوستی آنان، همدردی و همدلی در سوگ و یا شادی آنان است. در روایات فراوانی بر این نكته تأكید شده است كه در جشن و سرور اهل بیت علیهم السّلام شاد و در اندوه و ماتم آنان اندوهناك باشید و به راستی ابراز محبت در شادیها و عزاهای اهل بیت علیهم السّلام از امتیازات پیروان مكتب آنان است.

اقامه ی عزا و گریه بر عزیزان از دست رفته، از جانب معصومین علیهم السّلام رایج بوده است. چنان كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به خاطر گریه شبانه روزی برای پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بیت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسین علیه السلام را می گرفت، و برای عزاداری و گریه به آن جا می رفت. ائمه ی اطهار علیهم السّلام نیز برای امام حسین علیه السلام سوگواری می كردند.

سیره اهل بیت علیهم السّلام:

۱) عزاداری امام سجاد علیه السلام: از آن جایی كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در كربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگی شهادت آن عزیزان را مشاهده كرده بود. بنابراین، بر اساس روایات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقی مانده ی خویش را عزادار بود و بر شهدای كربلا گریه می كرد، چنان كه اگر غذایی را خدمت حضرت سجاد علیه السلام قرار می دادند، اشك از چشمان مبارك شان جاری می شد، تا جایی كه گاه غلامی از او می پرسد: آیا حزن و اندوه شما تمام نمی شود؟ حضرت می فرماید: «وای بر تو! همانا یعقوب علیه السلام دوازده فرزند داشت، یكی از آن ها ناپدید شد و یعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفید (ونابینا) گردید، در حالی كه فرزندش یوسف زنده بود! ولی من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بیتم و تعدادی از یاران پدرم را دیدم كه ذبح شده و به خون آغشته بودند. پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود» [۱]

در المجالس السنیّة آمده است كه امام صادق علیه السلام درباره ی جدش – امام سجاد علیه السلام – فرمود: «او چهل سال بر پدرش گریه كرد، در حالی كه روزها روزه می گرفت و شب ها شب زنده داری می كرد و هنگامی كه زمان افطار فرا می رسید و یكی از غلامانش برای او غذا می آورد و عرض می كرد: ای مولای من! میل كنید. حضرت می فرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد، و همین طور این كلام را تكرار و گریه می كرد تا این كه غذا و آب با اشك چشمش مخلوط می شد و این وضعیت همچنان ادامه داشت تا این كه خدای خویش را ملاقات كرد و به دیدار حق شتافت.» [۲]

۲) عزاداری امام باقر علیه السلام: در كتاب «نهضه الحسین» صفحه ۱۵۲ آمده است: «با آمدن ماه محرم، حزن و اندوه در اهل بیت نبوی علیهم السلام ظاهر می گشت و آنان از شعرا می خواستند تا برای جدشان امام حسین علیه السلام مرثیه سرایی كنند.» [۳] همچنین در كامل الزیارات ابن قولویه آمده است كه امام باقر علیه السلام در روز عاشورا به سوگواری برای امام حسین علیه السلام امر فرموده، و در خانه ی خویش مجلس عزا اقامه می كرد و… [۴]

۳) عزاداری امام صادق علیه السلام: درباره ی عزاداری امام صادق علیه السلام نیز روایات زیادی وارد شده است كه از شاعران درخواست می نمود برای جدّش مرثیه سرایی كنند و آنان را بر این امر مقدّس تشویق می كرد و اهل بیت او از پس پرده به مرثیه سرایی شاعران گوش می دادند و گریه و ناله می كردند. [۵]

۴) عزاداری امام موسی كاظم علیه السلام: در این باره، امام رضا علیه السلام می فرماید: «هنگامی كه محرم فرا می رسید، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم دیده نمی شد و ده روز اول محرم به همین شكل بود تا این كه روز دهم و روز عاشورا فرا می رسید و این روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود: عاشورا روزی است كه جدّم حسین علیه السلام را شهید كردند.» [۶]

۵) عزاداری امام رضا علیه السلام: دعبل خزاعی می گوید: در ایام دهه ی محرم به محضر آقا و مولای خود، علی بن موسی علیه السلام، در مرو شرفیاب شدم و آن حضرت را در حالی كه اصحابش دور او نشسته بودند، محزون یافتم. وقتی حضرت مرا دید فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر كسی كه با دست و زبانش ما را یاری می كند. سپس حضرت مرا در كنار خودش جای داد و فرمود: ای دعبل! دوست داری شعر بخوانی. زیرا این روزها ایام غم و اندوه بر ما اهل بیت و روز شادی دشمنان ما، به ویژه بنی امیه، است. سپس برخاست و پرده ای بین ما و اهل بیتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصیبت جدّش حسین علیه السلام گریه كنند. آن گاه رو به من كرد و فرمود: «ای دعبل! مرثیه بخوان! تو یاور ما و مرثیه سرای ما هستی، تا زمانی كه زنده ای» [۷] در این هنگام دعبل مرثیه سرایی را آغاز كرد. [۸]

۷) عزاداری در زمان چهار امام دیگر: در آن زمان ها، عزاداری گاه سیر صعودی و گاه نزولی داشته است. مثلاً در زمان امام جواد علیه السلام، تا حدی امكان عزاداری برای شیعیان فراهم بود و این حالت تا زمان معتصم ادامه داشت. اما پس از آن، سیر نزولی یافت و شیعه برای عزاداری و احیای شعائر حسینی در فشار بود. [۹] در این دوران نیز عزاداری در ایام محرم نسبت به ماه ها و ایام دیگر بیشتر بود.
با توجه به بررسی سیره امامان معصوم علیه السلام، عزاداری سید الشهدا در طول سال در مناسبت های ویژه برپا بود، ولی در ایام محرم، مجالس سوگواری هر روز بر پا می شد و برخی از آن ها، مانند امام سجاد علیه السلام، در ایام محرم سیاه پوش نیز بودند. [۱۰]

احادیث معصومین علیهم السلام:

از رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله نقل شده:

«الزموا مودتنا اهل البیت فانه من لقی اللّه و هو یحبّنا دخل الجنّه بشفاعتنا؛ همیشه با مودت ما اهل بیت همراه باشید، پس كسی كه در روز قیامت خداوند را ملاقات كند در حالی كه ما را دوست بدارد به واسطه شفاعت ما داخل بهشت خواهد شد.» [۱۱]

امام علی علیه السلام می فرماید:

«ان الله تبارك و تعالی… فاختارنا و اختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا اولئك منا و الینا؛ خداوند متعال ما را از میان بندگان خویش برگزید و برای ما پیروانی انتخاب نمود كه همواره در شادی و غم ما شریك اند و با مال و جانشان به یاری ما می شتابند، آنان از مایند و به سوی ما خواهند آمد.»

امام رضا علیه السلام به پسر شبیب فرمود: «اگر دوست می داری كه همنشین ما در بهشت برین باشی در غم و اندوه ما اندوهناك، و در شادی ما شادمان باش ولایت ما را بپذیر، چرا كه اگر كسی سنگی را دوست بدارد روز قیامت با آن محشور می گردد؛ و افرح لفرحنا و علیك بولایتنا فلو انّ رجلاً تولی حجراً لحشره الله معه یوم القیامه.»

از این رو مودت اهل بیت علیهم السّلام كه همانا پاداش ابلاغ رسالت خاتم پیامبران است طلب می كند تا با زبان گفتار و كردار، اشك و اندوه، مرثیه سرایی و لعن و نفرین بر قاتلان آنان در سوگ آن عزیزان اندوهناك بود و به یادآوری ویژگی ها و خصلت های الهی شهیدان پرداخت و بی تردید برپایی چنین مجالس و عزاداری هایی جز بیان حقایق چیز دیگری در بر ندارد.

مصداق های عزاداری و موارد و شكل های آن:

مصداق های عزاداری و موارد و شكل های آن در بین هر جامعه و ملتی مختلف و متفاوت می باشد؛ مثلاً در زمان پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله بعد از رحلت حضرت چند نوع عزاداری مرسوم بوده است:

۱) گریه كردن، اشك ریختن، دست به سوی آسمان بلند نمودن و در حق قاتلان حسین ابن علی نفرین كردن: چنانكه شخص پیامبر صلّی الله علیه و آله و اصحاب این عمل را بعد از خبر دادن جبرئیل شهادت حسین علیه السلام را انجام دادند. [۱۲]

۲) تجمع در مسجد، و دسته جمعی گریه و فریاد نمودن: «فارتجت المدینه ضجه واحده» [۱۳] به گونه ای بلند گریه می كردند كه گویا برای حج لبیك می گویند «ولها ضحیح بالبكاء كضجیج الجاج» [۱۴]

۳) خاك قبر را به سر و صورت ریختن و گریه و ضجه زدن: چنانكه فاطمه زهرا سلام الله علیها در مرگ پدر انجام داد و مرتب كنار مزارها نماز خواندن و اشك ریختن: چنان كه در شهادت حمزه این عمل را مكرراً انجام داد. [۱۵]

۴) گریه طولانی كردن، بر خاك افتادن و غش كردن: چنانكه امیرالمؤمنین هنگام عبور از كربلا رفتار نمود. «بكی بكاءً طویلاً و بكینا معه حتی سقط لوجهه و غشّ علیه طویلاً؛ ایشان گریه طولانی كردند و ما همراه ایشان گریه كردیم تا اینكه به صورت به زمین افتاد و به مدت طولانی در حال بیهوشی بودند.»

عزاداری علمای اسلام:

در بین علمای شیعه و بزرگان معروف است كه در شهر سامرا جناب آیت الله العظمی شیخ عبدالكریم حائری مؤسس حوزه دسته سینه زنی تشكیل می داد و خودش نوحه می گفت و طلبه ها و مؤمنین سینه می زدند و این عمل آن بزرگوار به خاطر فقدان دسته جات عزاداری در این شهر بوده است. چون اكثر ساكنین این شهر اهل سنت بوده اند. لذا شیخ مرحوم برای تجلیل از مقام سرور شهیدان خودش به این سنت حسنه اقدام می نمود و شخصا دسته و هیئت سینه زنی تشكیل می داد [۱۷] و در زمان های بعدی و در حال حاضر ما خودمان شاهد حضور علما و بزرگان و مراجع در مراسم سینه زنی و دسته های عزاداری هستیم كه جامه سیاه پوشیده و در این عزاداری ها شركت می نمایند.

مراجع بزرگواری چون آیت الله بروجردی، امام خمینی، آیت الله اراكی و آیت الله گلپایگانی و آیت الله مرعشی نجفی، در دسته های سینه زنی شركت می نمودند. آیت الله بروجردی بر پیشانی خود گل می مالید و سینه می زد و شیخ عبدالكریم از فیضیه دسته عزاداری حركت می داد. [۱۸]

آفات عزاداری:

عزاداری با همه عظمتی كه دارد، مانند هر چیز دیگر خالی از آفت و یا آفاتی نبوده است «لكل شیء آفة» كه عوام مردم به مرور زمان و در اثر سهل انگاری ها برخی آداب و مراسمی را وارد عزاداری نموده اند كه بی تردید از مصادیق عزاداری و سوگواری به شمار نمی آیند. بلكه از آفات آن شمرده می شود مانند:

۱) برخی نواختن شیپور و نی و اجرای آهنگ های مبتذل
۲) انجام برخی كارهای خرافی
۳) اشعار غلوآمیز و به كار بردن واژه هایی كه خلاف اعتقادات دینی و مذهبی است
۴) در اختیار گرفتن مجالس عزاداری به وسیله افراد كم سواد و ناآشنا به مسائل دینی و كسانی كه به جای پرداختن به محتوای مجالس به ظواهر و مداحی های بی روح و… اهمیت می دهند، این گونه انحرافات در بین عوام هر دین و مذهبی وجود دارد و هیچ یك از موارد مذكور مورد تأیید فقها نیست.

پی نوشت:
۱) تاریخ النیاحه علی الامام الشهید الحسین بن علی علیه السلام ، السید صالح الشهرستانی، تحقیق و اعداد، الشیخ نبیل رضا علوان، ص ۱۱۸ بیروت، دارالزهراء، چاپ اول، ۱۴۱۹ق، و مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۱۶۶٫
۲) المجالس السنیّه، سید محسن امین، بیروت، دارالتعارف، چاپ ششم ۱۳۹۸ ق، ج ۱، ص ۱۵۵٫
۳) كامل الزیارات، ابن قولویه قمی، ص ۱۱۱ تا ۱۱۴، تهران، چاپ صدوق، چاپ اول، سال۱۳۷۵٫
۴) ر.ك: تاریخ النیاحه علی الامام الشهید الحسین بن علی علیه السلام ، ص۱۲۰، المجالس السنیه، ج ۵، ص ۱۲۳٫
۵) تاریخ سیدالشهدا، عباس صفائی حائری، ص ۵۶۶، قم، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، سال ۱۳۷۹، امالی صدوق، مجلسی، ج ۶، ص ۲۰۵٫
۶) تاریخ النیاحه…، همان، ص ۱۳۲، امالی صدوق، ج ۲، ص ۱۱۱٫
۷) بحارالانوار، ج۴۰، ص ۲۵۷٫
۸) همان، ص ۱۵۷٫
۹) همان، ص ۱۳۶ و ۱۳۷٫
۱۰) سیاه پوش در سوگ ائمه نور، علی ابوالحسنی، منذر، ص ۱۲۷ و ۱۲۸، قم، مؤلف، چاپ اول، سال ۱۳۷۵٫ برای آگاهی بیشتر ر. ك: مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۱۶۶، امالی صدوق، مجلسی ۲۹، ج ۶، ص ۲۰۵٫
۱۱) ابن حجر هیثمی، صواعق المحرقه، باب ۱۱، فصل ۱، مقصد ۲، ص ۱۷۳٫
۱۲) ابن جوزی، مقتل، ج۱، ص۱۶۴٫
۱۳) اسد الغابه، (پیشین)، ج۵، ص۱۰۲٫
۱۴) همان، ج۵، ص۱۰۲ و ر.ك: ابن اثیر جوزی، جامع الاصول قم ۸۵۳۴٫
۱۵) حاكم نیشابوری، المستدرك، علی الصحیحین (دكن،مطبعه مجلس دائره المعارف العثمانیه) كتاب الجنائز،ج۱، ص۳۸۱ و ارشاد الساری فی شرح صحیح بخاری، احمدبن محمد قسطلانی، (مصر، المطبعه المیریه) ج۲، ص۴۰۶ و مستدرك الصحیحین، ص۳۷۷٫
۱۶) ابوالمظفر سبط بن جوزی، تذكره الخواص (بیروت، دارالكتب العلمیه) ص۲۲۵ و مقتل خوارزمی، ص۱۶۲، و نصربن مزاحم، كتاب صفین، ص۵۸٫
۱۷) علی ربانی خلخالی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت، ۱۴۱۱، ص ۱۲۲ ـ ۱۷۰٫ و سعید عباس زاده، نگهبان بیدار، چ اول، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ص ۱۰۲، به نقل از عنصر امر به معروف و نهی ازمنكر، شهید مطهری، ص ۹۸٫
۱۸) علی ربانی خلخالی، پیشین، ص ۱۲۲ ـ ۱۷۰٫ و فلسفه عزاداری و شهادت، سید شرف الدین عاملی.

اهل سنت و عزاداری

پرسش. چرا برادران اهل سنت در برابر عزادارى و ماتم سرايى شيفتگان امام حسين علیه السلام، تندى كرده و در موضع گيرى خود، آن را مولود بى خردى و دورى از سنت قلمداد مى كنند؟

مستند اهل سنت، پاره اى روايات است كه در آن، بر ممنوعيت گريه و عزادارى بر مرده تأكيد شده است؛ امّا اين روايت بر اساس ديدگاه برخى از صاحب نظران اهل سنت، از جهت سند و محتوا مخدوش است.

نووى از انديشمندان اهل سنت مى گويد: «روايات فوق از نظر عايشه پذيرفته نشده، او به راويان آن نسبت فراموشى و اشتباه مى دهد؛ زيرا خليفه دوم و پسرش عبدالله،  اين روايات را به صورت صحيح از پيامبر نگرفته اند» و ابن عباس مى گويد: «اين روايات سخن خليفه است، نه سخن پيامبر صلّی الله علیه و آله». [۱]

از طرف ديگر در تاريخ نمونه هايى از برپايى عزادارى مردم، براى درگذشت شخصيت هاى اهل سنت ثبت شده است؛ مثلاً؛ براى جوينى (م ۴۷۸ ق) عزادارى كردند. ذهبى از درگذشت جوينى و مراسم سوگوارى او چنين ياد مى كند:

«نخست او را در منزلش به خاك سپردند و آن گاه پيكرش را به «مقبرة الحسين» انتقال دادند. در ماتم او منبرش را شكستند، بازارها را تعطيل كردند و مرثيه هاى فراوانى در مصيبتش خواندند. او چهارصد شاگرد و طلبه داشت، آنان در سوگ استاد خويش، قلم و قلمدان هاى خود را شكستند و يك سال عزادارى نمودند و عمامه هاى خود را به مدت يك سال از سر برداشتند، بدان حد كه كسى جرأت به سر گذاشتن عمامه را نمى داشت. آنان در اين مدت در سطح شهر به نوحه خوانى و مرثيه سرايى پرداختند و در فرياد و جزع زياده روى كردند». [۲]

ذهبى نيز در مورد بازتاب مرگ ابن جوزى (م ۵۹۷ ق) مى نويسد: «با درگذشت او، بازارها تعطيل گرديد و جمعيت زيادى در مراسم او حضور يافتند… مردم تا پايان ماه رمضان در كنار قبر او شب را به صبح رساندند… مراسم عزادارى را روز شنبه برپا كرديم…» [۳]

عجب است كه مورخان به نام اهل سنت، به آسانى و با مسامحه، صحنه هاى سوگوارى و عزادارى مردم براى عالمان سنى مذهب را گزارش و آن را بدون هيچ تحليل و يا نقدى نقل مى كنند و گاه به بزرگى از آن ياد مى نمايند، اما در برابر  عزادارى بر اهل بيت علیهم السلام و امام حسين علیه السلام موضع گيرى غيرمنطقى مطرح مى كنند؟ به راستى راز اين دوگانگى چيست! [۴]

پی نوشت:
۱) شرح النووى، ج ۵، ص ۳۰۸٫
۲) سير اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۴۶۸٫
۳) همان، ص ۳۷۹٫
۴) نگا: چرايى گريه و سوگوارى، صص ۱۹-۳۴٫