اهل سنت و عزاداری

پرسش. چرا برادران اهل سنت در برابر عزادارى و ماتم سرايى شيفتگان امام حسين علیه السلام، تندى كرده و در موضع گيرى خود، آن را مولود بى خردى و دورى از سنت قلمداد مى كنند؟

مستند اهل سنت، پاره اى روايات است كه در آن، بر ممنوعيت گريه و عزادارى بر مرده تأكيد شده است؛ امّا اين روايت بر اساس ديدگاه برخى از صاحب نظران اهل سنت، از جهت سند و محتوا مخدوش است.

نووى از انديشمندان اهل سنت مى گويد: «روايات فوق از نظر عايشه پذيرفته نشده، او به راويان آن نسبت فراموشى و اشتباه مى دهد؛ زيرا خليفه دوم و پسرش عبدالله،  اين روايات را به صورت صحيح از پيامبر نگرفته اند» و ابن عباس مى گويد: «اين روايات سخن خليفه است، نه سخن پيامبر صلّی الله علیه و آله». [۱]

از طرف ديگر در تاريخ نمونه هايى از برپايى عزادارى مردم، براى درگذشت شخصيت هاى اهل سنت ثبت شده است؛ مثلاً؛ براى جوينى (م ۴۷۸ ق) عزادارى كردند. ذهبى از درگذشت جوينى و مراسم سوگوارى او چنين ياد مى كند:

«نخست او را در منزلش به خاك سپردند و آن گاه پيكرش را به «مقبرة الحسين» انتقال دادند. در ماتم او منبرش را شكستند، بازارها را تعطيل كردند و مرثيه هاى فراوانى در مصيبتش خواندند. او چهارصد شاگرد و طلبه داشت، آنان در سوگ استاد خويش، قلم و قلمدان هاى خود را شكستند و يك سال عزادارى نمودند و عمامه هاى خود را به مدت يك سال از سر برداشتند، بدان حد كه كسى جرأت به سر گذاشتن عمامه را نمى داشت. آنان در اين مدت در سطح شهر به نوحه خوانى و مرثيه سرايى پرداختند و در فرياد و جزع زياده روى كردند». [۲]

ذهبى نيز در مورد بازتاب مرگ ابن جوزى (م ۵۹۷ ق) مى نويسد: «با درگذشت او، بازارها تعطيل گرديد و جمعيت زيادى در مراسم او حضور يافتند… مردم تا پايان ماه رمضان در كنار قبر او شب را به صبح رساندند… مراسم عزادارى را روز شنبه برپا كرديم…» [۳]

عجب است كه مورخان به نام اهل سنت، به آسانى و با مسامحه، صحنه هاى سوگوارى و عزادارى مردم براى عالمان سنى مذهب را گزارش و آن را بدون هيچ تحليل و يا نقدى نقل مى كنند و گاه به بزرگى از آن ياد مى نمايند، اما در برابر  عزادارى بر اهل بيت علیهم السلام و امام حسين علیه السلام موضع گيرى غيرمنطقى مطرح مى كنند؟ به راستى راز اين دوگانگى چيست! [۴]

پی نوشت:
۱) شرح النووى، ج ۵، ص ۳۰۸٫
۲) سير اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۴۶۸٫
۳) همان، ص ۳۷۹٫
۴) نگا: چرايى گريه و سوگوارى، صص ۱۹-۳۴٫

دلیل اهل سنت در منع عزاداری

پرسش. چرا اهل سنت به استناد «ليس منا من ضرب الخدود و شق الجيوب و دعا بدعوة الجاهليه» عزادارى نمى كنند؟

يكم. اين حديث مربوط به جايى است كه انسان براى عزيز از دست رفته اش خودزنى و گريبان چاك كند، آن هم در حالى كه معترض به قضاى الهى باشد و حرف هايى بزند و نوحه هايى گويد كه موجب خشم خداوند است. اما گريه بر امام حسين علیه السلام و عزادارى بر آن حضرت، از افضل قربات است و از مصاديق تعظيم شعائر الهى و اعلام وفادارى نسبت به بزرگان مكتب و پيشوايان دينى است و فلسفه هاى متعددى دارد كه در پاسخ به پرسش هاى پيشين مطرح شد.

دوم. گريبان چاك كردن نيز در مواردى استثنا شده است و اشكال ندارد؛ مانند گريبان چاك كردن در فوت پدر، مادر، برادر، چنان كه حضرت موسى علیه السلام در فراق هارون و امام حسن عسكرى علیه السلام در فراق امام هادى علیه السلام گريبان چاك كرده اند. [۱]
بنابراين گريه و نوحه و عزادارى و گريبان چاك كردن در ماتم ائمه علیهم السلام خصوصا امام حسين علیه السلام – كه پدر معنوى امت اسلامى مى باشند – اشكال ندارد؛ بلكه موجب سعادت انسان و قرب به خداى سبحان است.

گريه و نوحه اى كه در روايات مورد مذمت قرار گرفته، نوحه اى است كه با عدم رضايت خداوند همراه باشد و اين همان شيوه اى است كه در جاهليت مرسوم بود و روايت پيامبر اسلام صلّی الله علیه و آله «ليس منا من ضرب الخدود و شق الجيوب و دعا بدعوة الجاهلية» ناظر به اين نوع عزادارى است.

اما عزادارى امام حسين علیه السلام مقوله اى جدا است و روايات ما نيز به اين امر تشويق مى كند؛ چون در متن اين عزادارى، بقاى اسلام و تزلزل حكومت فاسدان و ظالمان نهفته است و ثمرات معنوى و اجتماعى زيادى به همراه دارد.

پی نوشت:
۱) وسائل الشيعة، ج ۲۲، ص ۴۰۲ و ج ۳، ص ۲۷۴٫