عزادارى در روایات

پرسش. آيا در مورد برپايى مراسم عزادارى براى اهل بيت علیهم السلام روايتى وجود دارد؟

روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد؛ به سه روايت درخصوص توصيه ائمه علیهم السلام به برپايى مراسم عزادارى براى اهل بيت علیهم السلام بسنده مى كنيم:

۱) امام صادق علیه السلام فرمودند:

«رحم الله شيعتنا، شيعتنا و اللّه هم المؤمنون فقد و الله شركونا فى المصيبة بطول الحزن والحسرة؛ خداوند شيعيان ما را مشمول رحمت خويش سازد. به خدا قسم، شيعيان ما همان مؤمنين اند، آنان به خدا قسم! با حزن و حسرت طولانى خويش (در عزاى ما) شريك و همدرد مصيبت هاى ما خاندانند.» [۱]

۲) امام رضا علیه السلام مى فرمايد:

«من تذكر مصابنا و بكى لما ارتكب منا كان معنا فى درجتنا يوم القيامة، و من ذكر بمصابنا فبكى و ابكى لم تبك عينه يوم تبكى العيون و من جلس مجلسا يحيى فيه امرنا لم يمت قلبه يوم تموت القلوب؛ كسى كه متذكر مصايب ما شود و به جهت ستم هايى كه بر ما وارد شده گريه كند، در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و كسى كه مصيبت هاى ما را بيان  كند و خود بگريد و ديگران را بگرياند؛ در روزى كه همه چشم ها گريان است، چشم او نگريد و هر كسى در مجلسى بنشيند كه در آن مجلس، امر ما را زنده مى كنند؛ روزى كه قلب ها مى ميرند، قلب او نخواهد مرد». [۲]

۳٫ امام صادق علیه السلام به فضيل فرمود:

«تجلسون و تحدّثون؟ قال: نعم جعلت فداك، قال: ان تلك المجالس احبها فاحيوا امرنا يا فضيل، فرحم الله من احيى امرنا يا فضيل من ذكرنا او ذكرنا عنده فخرج من عينه مثل جناح الذباب غفرالله له ذنوبه و لو كانت اكثر من زبدالبحر؛ آيا مجالس عزا برپا مى كنيد و از اهل بيت و آنچه بر آنان گذشته است، صحبت مى كنيد؟ فضيل گفت: آرى قربانت گردم، امام فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم. پس امر ما را زنده گردانيد كه هر كس امر ما را زنده كند مورد لطف و مرحمت خدا قرار مى گيرد. (اى) فضيل: هر كس از ما ياد كند، يا نزد او از ما ياد كنند و به اندازه بال مگسى اشك بريزد، خدا گناهانش را مى آمرزد اگر چه بيش از كف دريا باشد». [۳]

پی نوشت:
۱) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۲۲٫
۲) همان، ص ۲۷۸٫
۳) همان، ص ۲۸۲ و ۲۸۹٫

ثواب بى حد و مرز عزادارى براى امام حسين علیه‌السلام در روايات

پرسش. وجود رواياتى كه ثواب عزادارى براى امام حسين علیه السلام را بى حد و مرز ذكر مى كند تا چه اندازه صحيح است؟

عزادارى براى سالار شهيدان، آقا اباعبدالله الحسين علیه السلام از بزرگ ترين اسباب تقرب به خداوند و داراى اجر و ثواب فراوان مى باشد. روايات بسيارى در اين خصوص در كتاب هاى معتبر وارد شده كه در ميان آنها، احاديث داراى اعتبار كافى و قابل اعتماد نيز فراوان است.

در اين مورد چند نكته اساسى را بايد در نظر گرفت:

۱) اين گونه روايات نيز مشتمل بر صحيح و سقيم هستند.

۲) مقصود از روايت هايى كه آثار خاصى را براى بعضى از اعمال ذكر كرده اند، اين نيست كه فلان عمل «علت تامه» آن اثر است؛ بلكه مقصود اقتضاى اثر است. «علت تامه» مجموع علل مؤثر بر يك چيز با رفع تمام موانع است. تأثير چنين علتى بر معلول، حتمى و ضرورى است و به هيچ وجه تخلّف بردار نيست. در حالى كه «مقتضى»، يكى از شرايط مؤثر بر يك پديده است كه در صورت نبود موانع، مى تواند اثر كند؛ ولى اگر مانعى بر سر راه آن قرار گيرد، توان تأثير ندارد. چنين چيزى در جهان ماديات و اسباب و مسببات طبيعى نيز هست؛ مثلاً اگر گفته مى شود: «آتش سبب احتراق چوب است»، به نحو مقتضى است؛ يعنى، تا ديگر شرايط مانند وجود اكسيژن پديدار نشود و موانع بر طرف نگردد، عمل احتراق صورت نخواهد گرفت.

بنابراين اگر كسى چوب ترى را در آتش اندازد و با گذشت چند دقيقه، از احتراق خبرى نباشد، نبايد در آن گزاره ترديد كند؛ بلكه بايد جست و جو كند كه آيا آن گزاره مشروط به شرايطى نيز هست يا نه؟ و آيا مانعى براى تأثير آتش در چوب وجود دارد يا خير؟ آن گاه خواهد ديد كه اين گزاره – ضمن دارا بودن ارزش صدق – مشروط به شرايط متعددى است؛ از قبيل وجود اكسيژن و نبود موانعى چون رطوبت در چوب، تناسب ميزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و… ليكن اگر تمام شرايط و رفع موانع مفروض پديد آمد؛ يعنى، علت تامه محقق شد، حتماً چوب آتش خواهد گرفت و تخلّف آن، به معناى كذب گزارؤ ياد شده است. تأثير اين اعمال نيز به نحو «جزءالعلّه» و «مقتضى» است و همواره باديگر شرايط عمل مى كند.

اما اينكه آن شرايط دقيقاً چيست؟ سهم هر يك تا چه اندازه است؟ آيا تأثير اين  عمل و هر شرط ديگرى، در همه موارد يكسان است؟ يا ممكن است در موردى نقش اصلى ترى را ايفا كند و در جاى ديگرعامل ديگر؟ مكانيسم تأثير چگونه است؟ آيا ديگر ابزارها را در اثرگذارى تقويت مى كند يا خود مستقيماً اثر مى گذارد؟ اينها و ده ها سؤل ديگر، مسائلى است كه ريشه عقلى و فكرى بشر هنوز در حدى نيست كه بتواند به طور كاملاً دقيق، به آنها پاسخ دهد و يكى از خدمات بزرگ پيامبران به بشر، آگاه سازى وى از وجود چنين عاملى است كه عقل به تنهايى قادر به شناخت آن نيست.

آنچه به طور كلى مى توان با ژرف كاوى فلسفى و تحقيق در نصوص دينى دريافت، اين است كه: دايره عليت، منحصر به علل و معلولات مادى نيست؛ بلكه علل طبيعى مقهور ماوراى طبيعت هستند.

۳) گستره كمى و كيفى ثواب هايى كه بر گريه، عزادارى و زيارت امام حسين علیه السلام ذكر شده است، تعجبى ندارد؛ زيرا در مقابل آن همه ايثار، شجاعت، توكل، رضا، مردانگى، آزادگى و… و بالاتر مصايبى كه آن حضرت متحمل شدند، اين همه ثواب جا دارد. توجه و دقت در داستان ذيل، اين مطلب را روشن تر مى سازد.

علامه بحرالعلوم به سامرا مى رفت، در راه به مسأله گريه بر امام حسين علیه السلام – كه باعث آمرزش گناهان مى شود – فكر مى كرد. عربى بر مركبى سوار، مقابلش رسيد و سلام كرد و پرسيد: جناب سيد، شما را متفكر مى بينم؟ اگر مسأله علمى است بفرماييد، شايد من هم چيزى بگويم.

بحرالعلوم فرمود: در اين فكر بودم كه چگونه مى شود حق تعالى اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان حضرت سيدالشهدا علیه السلام مى دهد؛ مانند آن كه: «هر قدمى كه زائر برمى دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مى شود، و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده  مى شود؟»

آن سوار عرب فرمود: تعجب مكن! من براى شما مثل مى آورم تا مشكلت حل گردد. سلطانى در شكارگاه از همراهانش دورافتاده بود. در آن بيابان وارد خيمه اى شد و پيرزنى را با پسرش در گوشه خيمه ديد. آنان بزى داشتند كه زندگى شان از شير آن بز تأمين مى شود و غير از آن چيز ديگرى نداشتند. آن پيرزن، بز را براى سلطان ذبح كرد و طعامى حاضر كرد. او سلطان را نمى شناخت و فقط براى اكرام مهمان، اين عمل را انجام داد. سلطان شب را آنجا ماند و روز بعد در ديدار عمومى، واقعه ديشب خود را نقل نمود و گفت: من در شكارگاه از غلامان دور افتادم و در حالى كه شديدا تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم بود، به خيمه آن پيرزن رفتم، او مرا نمى شناخت و در همان حال سرمايه او و پسرش بزى بود كه از شير آن، زندگى را مى گذراندند. آن را كشتند و براى من غذا آماده كردند. حال در عوض اين محبت، به اين پيرزن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافى كنم؟

يكى از وزيران گفت: صد گوسفند به او بدهيد، ديگرى گفت: صد گوسفند و صد اشرفى به او بدهيد، ديگرى گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.

سلطان گفت: هر چه بدهم كم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مكافات به مثل كرده ام. چون آنها هر چه داشتند به من دادند، من هم بايد هر چه دارم به آنان بدهم.

حضرت سيدالشهدا علیه السلام هر چه داشت از مال، اهل و عيال، پسر، برادر، فرزند و سر و پيكر، همه و همه را در راه خدا داد. حال اگر خداوند بر زائران و گريه كنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود. اين را فرمود و از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد. [۱]

پی نوشت:
۱) العبقرى الحسان، ج ۱، ص ۱۹۹، به نقل از اشك حسينى، سرمايه شيعه، ص ۳۶ و ۳۷٫

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir

اهل سنت و عزاداری

پرسش. چرا برادران اهل سنت در برابر عزادارى و ماتم سرايى شيفتگان امام حسين علیه السلام، تندى كرده و در موضع گيرى خود، آن را مولود بى خردى و دورى از سنت قلمداد مى كنند؟

مستند اهل سنت، پاره اى روايات است كه در آن، بر ممنوعيت گريه و عزادارى بر مرده تأكيد شده است؛ امّا اين روايت بر اساس ديدگاه برخى از صاحب نظران اهل سنت، از جهت سند و محتوا مخدوش است.

نووى از انديشمندان اهل سنت مى گويد: «روايات فوق از نظر عايشه پذيرفته نشده، او به راويان آن نسبت فراموشى و اشتباه مى دهد؛ زيرا خليفه دوم و پسرش عبدالله،  اين روايات را به صورت صحيح از پيامبر نگرفته اند» و ابن عباس مى گويد: «اين روايات سخن خليفه است، نه سخن پيامبر صلّی الله علیه و آله». [۱]

از طرف ديگر در تاريخ نمونه هايى از برپايى عزادارى مردم، براى درگذشت شخصيت هاى اهل سنت ثبت شده است؛ مثلاً؛ براى جوينى (م ۴۷۸ ق) عزادارى كردند. ذهبى از درگذشت جوينى و مراسم سوگوارى او چنين ياد مى كند:

«نخست او را در منزلش به خاك سپردند و آن گاه پيكرش را به «مقبرة الحسين» انتقال دادند. در ماتم او منبرش را شكستند، بازارها را تعطيل كردند و مرثيه هاى فراوانى در مصيبتش خواندند. او چهارصد شاگرد و طلبه داشت، آنان در سوگ استاد خويش، قلم و قلمدان هاى خود را شكستند و يك سال عزادارى نمودند و عمامه هاى خود را به مدت يك سال از سر برداشتند، بدان حد كه كسى جرأت به سر گذاشتن عمامه را نمى داشت. آنان در اين مدت در سطح شهر به نوحه خوانى و مرثيه سرايى پرداختند و در فرياد و جزع زياده روى كردند». [۲]

ذهبى نيز در مورد بازتاب مرگ ابن جوزى (م ۵۹۷ ق) مى نويسد: «با درگذشت او، بازارها تعطيل گرديد و جمعيت زيادى در مراسم او حضور يافتند… مردم تا پايان ماه رمضان در كنار قبر او شب را به صبح رساندند… مراسم عزادارى را روز شنبه برپا كرديم…» [۳]

عجب است كه مورخان به نام اهل سنت، به آسانى و با مسامحه، صحنه هاى سوگوارى و عزادارى مردم براى عالمان سنى مذهب را گزارش و آن را بدون هيچ تحليل و يا نقدى نقل مى كنند و گاه به بزرگى از آن ياد مى نمايند، اما در برابر  عزادارى بر اهل بيت علیهم السلام و امام حسين علیه السلام موضع گيرى غيرمنطقى مطرح مى كنند؟ به راستى راز اين دوگانگى چيست! [۴]

پی نوشت:
۱) شرح النووى، ج ۵، ص ۳۰۸٫
۲) سير اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۴۶۸٫
۳) همان، ص ۳۷۹٫
۴) نگا: چرايى گريه و سوگوارى، صص ۱۹-۳۴٫