بنر لایه باز هفته وحدت

بنر لایه باز هفته وحدت

 

برای دانلود بنر لایه باز هفته وحدت کلیک کنید

 

سخنان رهبری در مورد هفته وحدت

اهانت به مقدسات، خط قرمز نظام اسلامی

تاکید می کنم که خط قرمز از نظر نظام اسلامی و از نظر ما، عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر آن کسانی که نادانسته، از روی غفلت، گاهی از روی تعصب های کور و بی جا، چه سنی و چه شیعه به مقدسات یکدیگر توهین می کنند، نمی فهمند چه می کنند. بهترین وسیله برای دشمن همین ها هستند، بهترین ابزار در دست دشمن همین ها هستند، این خط قرمز است. سنی و شیعه هر کدام مراسم مذهبی خودشان را، آداب خودشان را، عادات خودشان را، وظایف دینی خودشان را انجام می دهند و باید بدهند.

اما خط قرمز این است که نباید مطلقا بین اینها به خاطر اهانت به مقدسات چه آنچه که از سوی بعضی از افراد شیعه از روی غفلت صادر می شود، چه آنچه که از روی غفلت از بعضی از افراد سنی مثل سلفی‏ها و امثال اینها صادر می شود که یکدیگر را نفی می کنند چیزی بیان شود. این همان چیزی است که دشمن می خواهد. اینجا هم باید هوشیاری باشدˈ.

 

سخنان رهبری در مورد هفته وحدت

سوءاستفاده دشمن از اختلافات شیعه و سنی

کسـانی که شعـار اتحـاد و وحدت و برادری مسلمین را می دهند، اینها دشمن مسلمانان نیستند، دوست مسلمانانند، خیر مسلمانان را می خواهند و مایلند همه ی مسلمین عالم عزیز باشند. چه فایده ای دارد که در داخل جامعه ی اسلامی، مسلمانان از مذاهب مختلف، روبه روی هم بایستند و به همدیگر ضربه بزنند. از آن طرف هم دشمن بیاید، هر دوی اینها را محاصره کند، سرشان را به هم بکوبد و خودش بنشیند، تماشا و استفاده بکند. این خوب است؟

اگر ما می گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند، یعنی شیعه، شیعه بماند، سنی هم سنی بماند. ما چه موقع به عالم تسنن گفته ایم که منظورمان از وحدت این که شما شیعه بشوید. ما چنین چیزی نگفته ایم. هر کس خواست شیعه بشود، از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود. آنها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند. ما نمی گوییم شما مذهبت را عوض کن؛ ما می گوییم شیعه و سنی باید همیشه سر عقل باشند، همچنانکه بحمدالله در دوران انقلاب اسلامی، در کشور ما مشاهده شد. نگذارند دشمن از اختلافات اینها سوءاستفاده کند. برگزاری هفته وحدت، برای این استˈ.

 

بنر لایه باز هفته وحدت

بنر لایه باز هفته وحدت

 

بنر لایه باز هفته وحدت

پوستر مذهبی میلاد حضرت محمد و امام صادق + psd

پوستر مذهبی میلاد حضرت محمد و امام صادق + psd

برای دانلود رایگان پوستر اعلام برنامه میلاد حضرت محمد و امام صادق (ع) کلیک کنید 

 

پوستر مذهبی میلاد حضرت محمد و امام صادق + psd

قال الله تبارك و تعالي : ما تحبب إلي عبدي بأحب مما افترضت عليه .

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چيزي محبوبتر از انجام واجبات به من دوستي نكند .

اصول كافي ، ج ۳ ، ص ۱۲۹

 

العباد ثلاثة : قوم عبدوا الله عز و جل خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالي طلب الثواب ، فتلك عبادة الأجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة .

امام جعفر صادق (ع) : عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خداي متعال را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است ، گروهي خداي متعال را به طمع ثواب عبادت كنند و اين عبادت مزدوران است . دسته اي خداي متعال را براي دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .

اصول كافي ، ج ۳ ، ص ۱۳۱

 

 

إنما خلد أهل النار في النار لأن نياتهم كانت في الدنيا أن خلدوا فيها أن يعصوا الله أبدا . و إنما خلد أهل الجنة في الجنة لأن نياتهم كانت في الدنيا أن لو بقوا فيها أن يطيعوا الله أبدا ، فبالنيات خلد هؤلاء و هؤلاء . ثم تلا قوله تعالي : ” قل كل يعمل علي شاكلته ” قال : علي نيته .

امام جعفر صادق (ع) : اهل دوزخ از اينرو در دوزخ جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرماني خدا كنند و اهل بهشت از اينرو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقي بمانند هميشه اطاعت خدا كنند پس اين دسته و آن دسته به سبب نيت خويش جاوداني شدند ، سپس قول خداي تعالي را تلاوت نمود : بگو هركس طبق طريقه خويش عمل مي كند . فرمود : يعني طبق نيت خويش .

اصول كافي ، ج ۳ ، ص ۱۳۵ – ۱۳۶

پوستر مذهبی میلاد حضرت محمد و امام صادق + psd

 

ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من يحب و من يبغض .

امام جعفر صادق (ع) : سه چيز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا .

اصول كافي ، ج ۳ ، ص ۱۹۲

 

من ابتلي من المؤمنين ببلاء فصبر عليه ، كان له مثل أجر الف شهيد .

امام جعفر صادق (ع) : هر مؤمني به بلائي گرفتار شود و صبر كند ، اجر هزار شهيد براي اوست .

اصول كافي ، ج ۳ ، ص ۱۴۶

 

پوستر مذهبی میلاد حضرت محمد و امام صادق + psd

پوستر مذهبی میلاد حضرت محمد و امام صادق + psd

طرح لایه باز میلاد پیامبر و امام صادق

طرح لایه باز میلاد پیامبر و امام صادق

برای دانلود طرح لایه باز میلاد پیامبر و امام صادق (ع) کلیک کنید

 

 

کوچک شمردن نماز:

«لاینال شفاعتی من استخف بصلاته و لایرد علی الحوض لا والله». (کافی، ج ۶، ص ۴۰۰، ح ۱۹)

کسی که نمازش را کوچک بشمارد به خدا سوگند از شفاعت من برخوردار نمی شود و در حوض (کوثر) بر من وارد نمی گردد .

دوستت دارم :

«قول الرجل للمراة انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا» (وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۱۰)

این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.

عدم برتری عرب بر عجم:

«ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد کلکم لآدم و آدم من تراب. ان اکرمکم عندالله اتقاکم و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی» (تحف العقول، ص ۳۴)

ای مردم همانا خدای شما یکی و پدر شما یکی است، همه شما از آدم، و آدم از خاک است، همانا گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست، و عرب را بر عجم فضیلتی نیست جز به تقوا.

لقمه گذاشتن در دهان همسر:

«ان الرجل لیؤجر فی رفع اللقمة الی فی امراته» (المحجة البیضاء، ج ۳، ص ۷۰)

مرد در برابر لقمه ای که در دهان زنش می گذارد پاداش می برد.

 

تامین سعادت دینی و دنیایی همسر:

«للمراة علی زوجها ان یشبع بطنها، و یکسو ظهرها، ویعلمها الصلاة والصوم والزکاة ان کان فی مالها حق، ولاتخالفه فی ذلک» (مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۳)

حق زن بر شوهرش این است که او را سیر کند، لباس بپوشاند، نماز و روزه و زکات را -اگر در مال زن حق زکاتی است- به او یاد دهد، و زن نیز در این کارها با او مخالفت نورزد.

 

طرح لایه باز میلاد پیامبر و امام صادق

طرح لایه باز میلاد پیامبر و امام صادق

کلیپ بسیار زیبای گل محمدی

کلیپ تصویری میلاد پیامبر

کلیپ بسیار زیبای گل محمدی

برای دانلود کلیپ تصویری میلاد پیامبر اکرم کلیک کنید

 

 

 

 

دو سرود کودکانه زیبا در مورد پیامبر اسلام

سرود کودکانه پیامبر اسلام

سرود و ترانه زیبای کودکانه در مورد پیامبر اسلام

برای دانلود سرود کودکانه پیامبر اسلام کلیک کنید

 

 

سرود و ترانه زیبای کودکانه در مورد پیامبر اسلام و صلوات بر حضرت محمد (ص)

برای دانلود سرود شاد کودکانه پیامبر اسلام کلیک کنید

 

 

 

 

درسنامه پیامبر اکرم برترین الگو

درسنامه پیامبر اکرم برترین الگو

طرح درس پیامبر اکرم برترین الگوی ویژه کودکان و دانش آموزان

برای دانلود فایل پی دی اف درسنامه پیامبر اکرم برترین الگو کلیک کنید

 

درسنامه پیامبر اکرم برترین الگو

ضرورت و اهداف: کودک باید بتواند از پیشوایان دین به یک تلقی و درکی برسد که دیگر تفاوت زمان خویش با زمان آن‌ها مانع الگوگیری نشود. در این درس ما درصدد هستیم با بیان برخی از ویژگی‌های پیامبر که برای انسان مطلوب است، به مخاطب اینگونه القاء نمائیم که فاصله زمانی مانع الگوگیری از خاتم پیامبران نمی‌شود، چرا که دستورات و سیره ایشان زمان شمول و مکان شمول است.

شیوه ارائه: بهتر است مربی در هنگام بیان سیره اخلاقی و رفتاری پیامبر اسلام (ص) با گفتگو با دانش آموزان نمونه‌ها و مصادیق عینی و معاصر این رفتارها را در پیرامون دانش آموز مثال بزند؛ سیره رفتاری برخی از شهدا، حضرت امام خمینی (ره) و دانشمندان.

 

درس‌نامه پیامبر اسلام برترین الگو

 

گم شده پیدا شده

شهر مکه در روزهای حج شهری شلوغ بود. مردم از صحرا، از ده از همه جا به آنجا می‌آمدند. بازارها پر از فروشنده و خریدار بود. طواف کعبه و زیارت همه جای خود داشت. در شهر مقرراتی  بود که محترم شمرده می‌شد و نگهبانی، امنیت و آرامش آسان نبود. عبدالمطلب و همکاران در «سازمان رفاده» مشغول کار بودند، ناگهان از گوشه میدان سر و صدا بلند شد. یک عرب بیابانی با داد و فریاد شکایت می‌کرد و عبدالمطلب را می‌خواست. دسته‌ای از مردم بیکار هم دنبال او بودند. وی آمد و گفت: صبح بخیر ای رئیس و اهل مکه! مردم می‌گویند شما از بزرگان این شهر هستید، اما این چه وضعی است! دزدان شهر شما کیسه پولم را بردند، مرا بیچاره کردند.می‌خواستم قدری سوغاتی برای بچه‌هایم بخرم، ولی حالا خودم هم گرسنه می‌مانم.

عبدالمطلب گفت: «تو در این شهر میهمان هستی، ما از تو پذیرایی می‌کنیم. تو خود می‌دانی، ما نمی‌توانیم برای هر کیسه پول یا هر بسته اثاث مردم یک نگهبان بگذاریم. مردم باید خودشان مال خودشان را حفظ کنند. در میان مردم ناشناس است، ما تقصیری نداریم، ولی اگر مالت پیدا نشد آن را جبران می‌کنیم. در این روزهای حج دوست و دشمن میهمان ما هستند. حالا بگو ببینم کیسه پولت چه نشانی داشت و چگونه گم شد؟»

مرد گفت: « دهانم خشک شده، کاش یک قدری آب خوردن پیدا می‌شد!»

محمد (ص) خردسال هفت ساله دوید و یک ظرف آب به دست آن مرد داد. مرد آب را خورد و گفت: «زنده باشی پسر! اما پول من توی یک کیسه پشمی بافتنی زرد رنگ بود که درش را با نخ سیاهی بسته بودم. توی آن هفتاد دینار طلا و صد درهم نقره و قدری پول خرد بود». عبدالمطلب گفت: «شاید دزدی در کار نباشد. ممکن است پولت را گم کرده باشی، پس این قدر از دزد و دزدی حرف نزن!» مرد آرام شد، اما محمد بی‌قرار گردید. به نظرش رسید که کیسه پول را دیده باشد. صبح از خانه درآمده بود و با بچه‌ها بازی می‌کرد. یکی از بچه‌ها چیزی از زمین برداشت و زیر پیراهنش پنهان کرد. محمد یقین نداشت، برای همین بر خود واجب می‌دانست که برود تحقیق کند. از پدربزرگش اجازه خواست و به طرف خانه آن کودک روانه شد.

از داخل خانه سر و صدای بچه‌ها بلند بود، گویا بازی می‌کردند. محمد آن کودک را به نام «معاذ» صدا زد و آهسته به او گفت: «معاذ! راستش اینکه مردی پولش را گم کرده، به نظرم کیسه‌ای که تو پیدا کردی همان پول باشد». معاذ ناراحت شد و گفت: «نه! چیزی نبود! من چیزی پیدا نکردم! اصلاً من امروز از خانه بیرون نرفته‌ام!» بعد لحظه‌ای مکث کرد و گفت: «ببین محمد! راستش را بخواهی آن چیز یک بستۀ کوچک پول بود. می‌خواهیم آن را با بچه‌ها تقسیم کنیم! تو هم سهم خود را بگیر!» محمد گفت: «این کار، خیلی بد است خیلی زشت است! پول مال مردم است، چگونه ما برداریم؟»

بچه‌های دیگر آمدند و گفتند: «محمد! از جان ما چه می‌خواهی؟ چرا دعوا درست می‌کنی؟ اصلاً چه کسی از تو شهادت خواسته که دخالت می‌کنی؟ مگر امانت را به دست تو سپرده بودند؟ اگر سهمت را می‌خواهی، اگر نصف پول را می‌خواهی، یا اگر همه‌اش را می‌خواهی بگو! ما کیسه را به تو می‌بخشیم، آن وقت هر قدر که دلت خواست به ما بده!»

محمد گفت: «نه! موضوع این است که باید معلوم شود پول مال چه کسی بوده است. مال پیدا شده باید به صاحبش برسد.» معاذ عصبانی شد و یقه پیراهن محمد را گرفت و بنای فریاد گذاشت. محمد هم بازوی او را گرفت، در این میان بیشتر کودکان از معاذ و چندتایی هم از محمد طرفداری کردند.

سر و صدا زیاد شد، همسایگان و رهگذران جمع شدند. کار داشت به جاهای باریک می‌کشید که جارچی شهر وارد کوچه شد، در حالی که داد می‌زد «خبر! خبر یک کیسه پول از یک میهمان شهر مکه گم شده! هر که آن را به صاحبش برساند سزاوار ستایش است». محمد جارچی را صدا زد و از ماجرا با خبر کرد. خبر به عبدالمطلب رسید. او پسرش حمزه عموی حضرت محمد (ص) را فرستاد. حمزه را همه می‌شناختند. همیشه هوادار حق بود و در راه حق تا پای جان ایستادگی می‌کرد. مردم به احترام او آرام شدند. حمزه گفت: «چیزی می‌شنوم، ولی از چگونگی آن آگاه نیستم، اما محمد راستگو و امین است و هرگز دروغ نمی‌گوید … حق باید به حق‌دار برسد.» مادر معاذ ـ که از شکاف دیوار تماشا می‌کرد ـ از برپا شدن جنگ ترسید، بسته پول را آورد و جلو روی حمزه توی کوچه انداخت و گفت: «جنگ لازم نیست، بچه‌اند، نمی‌دانند چه می‌کنند».

آن مرد را حاضر کردند! نشانی درست بود! آن مرد تشکر کرد و به بچه‌ها که ۲۵ نفر بودند مقداری پول داد. محمد نگرفت و گفت: «من جزو آن‌ها نیستم، فقط آمده بودم تا از حق دفاع کنم.» همه خوشحال و مردم پراکنده شدند، آن وقت محمد دست معاذ را گرفت و گفت: «از من ناراحت نباش معاذ! ما با هم رفیق هستیم، ولی می‌خواهم رفیق خوب باشیم. رفیق راستگو و درستکار باشیم. حالا بهتر شد یا آن طور که تو می‌خواستی؟!» معاذ گفت: «والله این طور بهتر شد، هم ما پولدار شدیم، هم آن مرد خوشحال شد. هم پول ما حلال است، هم دلخوری پیدا نشد. کار خوبی کردی که بر حرف حق ایستادی.»[۱]

این داستان زبان به زبان در شهر مکه پیچید و از آن روز دو لقب «صادق» و «امین» همراه نام محمد۹ هفت ساله گردید.

آیا کسی که از کودکی پاک، با ادب، امین، بخشنده، راستگو و… است، نباید «الگوی» ما باشد؟

قرآن پیامبر را الگوی ما معرفی می‌کند؛ یعنی ما باید اعمال و رفتارمان مانند پیامبر باشد. Gلَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌF[2]

آیا شما داستانی از زندگی و رفتار پیامبر(ص) به عنوان بهترین الگوی ما در ذهنتان هست؟

 

داستان کودکانه : جوانمردی و شجاعت پیامبر(ص)

روزی در دوران جوانی پیامبر(ص) ، مرد تاجری وارد مکه شد، عده‌ای جنس‌هایش را از وی گرفتند. مرد تاجر هر چه کمک طلبید کسی به فریادش نرسید، بر بالای تپه‌ای رفت و فریاد زد کسی در این شهر نیست که صدای مظلومی را بشنود و او را کمک کند؟

مردم شهر که از این چیزها زیاد دیده بودند، توجهی به او نکردند، ولی همین که صدایش به گوش پیامبر۹ رسید، سخت ناراحت شد و به همراه گروهی از جوانان شهر مکه پیمان بستند از این به بعد اگر در شهر به کسی ظلم شود به کمک او بشتابند.

 

داستان پیامبر : مهربانی و گذشت

در جنگ حنین وقتی اسرا را آوردند، در بین آن‌ها خواهر رضاعی پیامبر (ص)  به نام شیما وجود داشت. او نزد حضرت آمد و از پیامبر طلب بخشش کرد. حضرت همین که فهمید خواهر رضاعی او در بین اسیران است، نه تنها او را، بلکه تمامی افراد قبیله‌اش را نیز که اسیر شده بودند آزاد کرد.

 

داستان اخلاق نیک و پاکیزگی پیامبر(ص)

همیشه در سلام کردن بر دیگران پیشی می‌گرفت. کودکان را خیلی دوست می‌داشت و آن‌ها را نوازش می‌کرد و با آن‌ها به بازی مشغول می‌شد.

لباس حضرت همیشه مرتب و پاکیزه بود. و پیوسته از عطر استفاده می‌کرد. وقتی از جایی می‌گذشت تا مدتها بوی عطر او به مشام می‌رسید.

داستان پیامبر اسلام : رفتار با مردم

از مردم با روی خوش استقبال می‌کرد. اگر سه روز یکی از یارانش را نمی‌دید، سراغش را می‌گرفت. اگر مریض بود، به عیادتش می‌رفت و اگر گرفتاری داشت، به او کمک می‌کرد. در کارها با مردم شرکت می‌کرد و دوست نداشت بنشیند و دیگران برای او کار کنند.

 

وفاداری

عمار یاسر گوید: قبل از بعثت، من و حضرت با هم چوپانی می‌کردیم. یک روز پیشنهاد کردم که فلان چراگاه برای گوسفند چرانی خوب است، فردا به آنجا برویم. حضرت هم پذیرفت. فردا به آنجا رفتم، دیدم پیامبر۹ قبل از من به آنجا آمده است، ولی گوسفندان خود را از چریدن باز می‌دارد. از علت این کار سئوال کردم، فرمود: چون وعده من و تو این بود که با هم شروع کنیم، نخواستم گوسفندان من قبل از گوسفندان تو از چراگاه استفاده کنند.

 

داستان گذشت و بخشش حضرت محمد (ص)

روزی پیامبر اکرم(ص)  در بیابانی تنها زیر درختی استراحت کرده بود. یکی از دشمنان او را شناخت و با شمشیر کشیده بر آن حضرت حمله‌ور شد. همانگونه که پیغمبر(ص) راحت آرمیده بود، خطاب کرد و گفت: کیست که تو را از این شمشیر بران من نجات بدهد؟

پیغمبر(ص)  بدون آن که به خود اضطرابی راه دهد، جواب داد: «خدا».

دشمن با شتاب شمشیر را فرود آورد، اما شمشیر از دستش افتاد.

پیغمبر(ص) بی‌درنگ برخاست و شمشیر را برگرفت و به او فرمود: «کیست که تو را از این شمشیر نجات بخشد؟»

او که جز ترس و وحشت جوابی نداشت گفت: هیچ کس

پیغمبر او را بخشید و از او درگذشت و فرمود: از من یاد بگیر که چگونه می‌توان رحم داشت. او از دوستان آن حضرت شد.

*****

دو دسته کارت داریم، روی یک دسته لباس‌های اسلامی و پسندیده را نوشتیم و روی دسته دیگر لباس‌های نامناسب و غیرمناسب را، شما می‌توانید کمک کنید تا آن‌ها را نام ببریم.

لباس نامناسب و غیر اسلامی
لباس اسلامی و پسندیده

 

 

 

لباس ساده                                                لباس با عکس زننده

لباس مخصوص به خود                                  لباس دیگران

لباس پاک                                                  لباس نجس

لباس بلند                                                   لباس کوتاه

لباس اندازه                                                لباس غیر معمول

لباس با رنگ مناسب                                    لباس با رنگ زشت و زننده

 

داستان پیامبر اکرم : «غذای دسته جمعی»

داستان از آن جایی شروع شد که پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد۹ همراه اصحاب و یاران خودشان به سفری رفته بودند. بعد از طی کردن مسافتی طولانی، تصمیم گرفتند که استراحتی کنند و غذایی بخورند. سپس به سفر خود ادامه دهند. برای همین هم از اسب‌ها و شترهای خود پیاده شدند. بارهای خود را بر زمین گذاشتند و تصمیم گرفتند که برای غذا، گوسفندی را قربانی و آماده کنند.

یاران پیامبر(ص) که از آن حضرت یاد گرفته بودند که همیشه در کارها یکدیگر را یاری کنند، هر کدام مسئولیتی را قبول کردند. یکی از اصحاب گفت: «قربانی کردن گوسفند با من.» دیگری گفت: «کندن پوست آن با من.» سومی گفت: «پختن گوشت آن با من.» و … . به این ترتیب هر کسی، کاری را قبول کرد.

در این هنگام، صدایی به گوش اصحاب رسید: «جمع کردن هیزم از صحرا هم با من». همه این صدا را می‌شناختند. صدای مبارک پیامبر(ص)  بود. هیچ کس انتظار کمک کردن از پیامبر را نداشت. آخر او فرستاده خدا و رهبر آن‌ها بود. برای همین هم به پیامبر گفتند: «یا رسول الله! شما زحمت نکشید و راحت بنشینید. ما خودمان با کمال افتخار همه این کارها را انجام می‌دهیم.» رسول گرامی اسلام فرمود: «می‌دانم که شما انجام می‌دهید، اما خداوند بنده‌ای که در میان یارانش خود را بالاتر ببیند و برای خود نسبت به دیگران امتیاز خاصی قائل شود، دوست ندارد.»

حضرت این جمله را فرمود و سپس به طرف صحرا حرکت کرد و به مقدار لازم هیزم از صحرا جمع کرد و برای پختن غذا آورد.

این داستان، یکی از رفتارهای زیبای پیامبر گرامی اسلام بود. به نظر شما از این داستان چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟

اما یک سئوال: هر کس که قسمت‌های قبل را خوب گوش کرده باشد، می‌تواند پاسخ این سئوال را بدهد. گفتیم که قبل از ما چه کسانی بر پیامبر گرامی اسلام(ص) درود و صلوات فرستاده‌اند؟ بله، خداوند و ملائکه.

 

[۱]. قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب، مهدی آذر یزدی، ج ۸، ص ۱۸٫

[۲]. احزاب، ۲۱٫

داستانهایی از پیامبر اسلام و احترام به پدر و مادر

داستانهایی از پیامبر اسلام و احترام به پدر و مادر

مادر

مردى به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله مشرف گرديد، و عرض ‍ كرد: يا رسول الله به چه كسى نيكى كنم ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به مادرت

دوباره سؤ ال كرد: سپس به چه كسى نيكى كنم ؟

حضرت فرمود: به مادرت

بار ديگر سوال كرد: و سپس به چه كسى نيكى كنم ؟

حضرت فرمود: به مادرت

بار چهارم سؤ ال كرد: آنگاه به چه كسى نيكى كنم ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به پدرت.

____________

 

داستانهایی از پیامبر اسلام و احترام به پدر و مادر

احترام پدر و مادر

مردى به حضور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله رسيد و پرسيد، اى رسول خدا! من سوگند خورده ام كه آستانه در بهشت را ببوسم . اكنون چه كنم ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پاى مادر و پيشانى پدر را ببوس . (يعنى اگر چنين كنى ، به آرزوى خود در بهشت مى رسى .)

او پرسيد: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه كنم ؟

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس.

___________

 

داستانهایی از پیامبر اسلام و احترام به پدر و مادر
در كنار مادر

مردى خدمت پیامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمد و گفت :

من مردى بانشاط و جوان هستم و جهاد در راه خدا را دوست دارم ، اما مادرى دارم كه اين كار را خوش ندارد

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

برگرد و در كنار مادرت باش . سوگند به خدائى كه به حق مرا به پيامبرى برگزيده است ، انس يك شب او با تو از جهاد يكساله تو در راه خدا بهتر است.

چند داستان زیبا از رفتار پیامبر اسلام با کودکان

داستان پیامبر اسلام و کودکان

چند داستان زیبا از رفتار پیامبر اسلام با کودکان

داستان پیامبر اسلام و بازی با کودکان

گروهى از كودكان مشغول بازى بودند. ناگهان با دیدن پیامبر اسلام (ص )كه به مسجد مى رفت , دست از بـازى كـشـیـدنـد و بـه سـوى حـضـرت دویدند و اطرافش را گرفتند. آنها دیده بودند پیامبر اسلام (ص ), حسن (ع ) و حسین (ع ) را به دوش خود مى گیرد و با آنها بازى مى كند.

به این امید, هر یك دامن پیامبر اسلام را گرفته , مى گفتند: شتر من باش ! پـیامبر مى خواست هر چه زودتر خود را براى نماز جماعت به مسجد برساند, اما دوست نداشت دل پـاك كـودكـان را بـرنـجاند.

بلال درجستجوى پیامبر اسلام  از مسجد بیرون آمد, وقتى جریان را فهمید خـواسـت بـچه ها را تنبیه كند تا پیامبر را رها كنند. آن حضرت وقتى متوجه منظوربلال شد, به او فرمود: تنگ شدن وقت نماز براى من از این كه بخواهم بچه ها را برنجانم بهتر است .

پیامبر از بلال خواست برود و از منزل چیزى براى كودكان بیاورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو بـرگـشـت . پـیـامـبـر اسلام (ص ) گـردوهـا را بین بچه ها تقسیم كرد و آنها راضى و خوشحال به بازى خودشان مشغول شدند.

منبع:نفایس الاخبار ص ۲۸۶

______________________________

 

داستان پیامبر اسلام و کودکان

داستان پیامبر اسلام و احترام به كودكان

روزى پيامبر نشسته بود، امام حسن و امام حسين عليه السلام وارد شدند. حضرت به احترام آنان از جاى برخاست و به انتظار ايستاد. چون كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتى چند طول كشيد. بدين جهت پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى آنان رفت و استقبال كرد. آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خويش سوار كرد و به راه افتاد و مى فرمود: فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبى است و شما چه سواران خوبى هستيد.

 

__________________________

 

داستان پیامبر اسلام و کودکان

داستان پیامبر اسلام و عشق به امام حسین علیه السلام

روزى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به مهمانى دعوت شده بود، مى رفتند، ناگاه با حسين روبه رو شدند كه با كودكان در كوچه بازى مى كرد.
حسين با ديدن پيغمبر صلى الله عليه و آله به سوى آن حضرت آمد.
رسول گرامى دستهاى خود را گشود (بغل باز كرد) تا او را به آغوش ‍ بگيرد.
اما كودك جست و خيز مى كرد، اين طرف آن طرف مى دويد، پيامبر مى خنديد و او را مى خندانيد تا اين كه حسين را گرفت .
آنگاه يكى از دستهايش را زير چانه و دست ديگرش را پشت گردن او گذارد و لبهايش را بر لبهاى حسين گذاشت و بوسيد و فرمود:
حسين از من است و من از حسينم ، خدايا! دوست بدار آن كسى را كه حسين را دوست بدارد و حسين يكى از فرزندان فرزند (نوه ) من است .(۱)

(۱) بحار: ج ۴۳، ص ۲۷۱٫

 

 

______________________

 

داستان پیامبر اسلام و کودکان

اهميت كودك

امام صادق عليه السلام فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله با مسلمانان خواندن نماز ظهر را با جماعت شروع كردند، ولى بر خلاف معمول ، ديدند آن حضرت دو ركعت آخر نماز ظهر را با شتاب به پايان رسانيد. بعد از نماز، مردم از آن حضرت پرسيدند: چه شده ؟ مگر حادثه اى رخ داده كه شما نماز را با عجله تمام كرديد؟ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند: اما سمعتم صراخ الصبى . يعنى : آيا شما فرياد گريه كودك را نشنيديد؟

 

 

 

اشعار کودکانه میلاد پیامبر اکرم

اشعار کودکانه میلاد پیامبر

امروز چه روزِ خوبیه ، تولّدِ پیامبره
همون که از تاریکی ها، ما رو به نور می بَره

او حضرتِ محمّده، پیامبرِ مسلموناست
او اُسوه ی محبّت و صداقت و مهر و وفاست

اسمِ پدر، عبدالله و مادرش آمنه بود
به خاندانِ پاکِ او،خدا فرستاده درود

زمانِ او مردمِ شهر، بت ها رو می پرستیدن
تمدّنی نداشتن و با هم دیگه می جنگیدن

اما خدای مهربون، خواست که پیامبرش بیاد
مردم و ارشاد کنه ، یادشون بده دین و سواد

سلاحِ او محبّت و کتابِ او قرآنه
سرچشمه ی هدایت و سعادتِ انسانه.

سروده: خدیجه اقدامی مقدم

 

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _

اشعار کودکانه میلاد پیامبر

هزار هزار ستاره از آسمون می باره

شادی فراوون شده هیچ کسی غم نداره

تولد پیامبره دوباره

گل گل گل ، گل اومد به به به بهاره

کبوتر نامه بر پیام شادی داره

تولد پیامبره دوباره

بلبل شاد و خندون رو تاب گل سواره

چه چه چه میخونه چه شور و حالی داره

تولد پیامبره دوباره

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _

 

اشعار کودکانه میلاد پیامبر

پیغمبر خوب ما

نور خدا محمد (ص)

چراغ راه مردم

رهبر ما محمد (ص)

ما کودکان همیشه

گوییم محمد (ص)

ما پیرو تو هستیم

صل علی محمد

ای پیرو محمد

ای کودک مسلمان

قلب تو پاک و روشن

از نور دین و ایمان

یار و نگهدار تو

باشد خدا و قرآن

بگو تو، یا محمد

صل علی محمد

 

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _

تبریک میلاد پیامبر اکرم

ولادت ختم رسولان آمد
محمد آن حبیب جانان آمد
به جسم پیروان او جان آمد
بر حرمتش جهان گلستان آمد

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _

محمد زینت نام جهان است
چه خوشبوتر از آن اندر دهان است
نزائیده کسی همچون محمد
که نور روی وی رنگین کمان است

گلچین مولودی های میلاد پیامبر و امام صادق

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

گلچین مولودی های میلاد پیامبر و امام صادق

برای دانلود تمام فایلهای مولودی های میلاد پیامبر اسلام و امام صادق قسمت اول و قسمت دوم کلیک کنید

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، کریمی، توسل میکنند ملائک عالمین

برای دانلود مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق کلیک کنید

 

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

مولودی پیامبر و امام صادق ، کریمی ، در روی تو می بینم

برای دانلود مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق کلیک کنید

 

مولودی پیامبر و امام صادق ، کریمی ، ای نقش تو رنگ آسمونا

برای دانلود مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق کلیک کنید

 

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، کریمی ، یا حبیبی یا رسول الله

برای دانلود مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق کلیک کنید

 

مولودی پیامبر و امام صادق ، کریمی ، اسم اعظم حضرت خاتم

برای دانلود مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق کلیک کنید

 

مولودی پیامبر و امام صادق ، کریمی ، خدا مشغول خلقت بود آدم را

برای دانلود مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق کلیک کنید

 

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه ، ای نبی خدا

برای دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه ، ای نبی خدا  کلیک کنید

 

 

مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه ، باز دلم بی قراره ، داره نور از آسمونا میباره

برای دانلود مولودی  پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه کلیک کنید

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه ، درای آسمون رحمت واشد

برای دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه کلیک کنید

 

 

مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه ، مینویسم ترانه به خط بارون

برای دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، بنی فاطمه کلیک کنید

 

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق ، میرداماد ، هواتو کردم هواتو عشقه

برای دانلود مولودی پیامبر و امام صادق کلیک کنید

 

مولودی پیامبر و امام صادق ، میرداماد ، ضربان دلم یا رسول الله

برای دانلود مولودی پیامبر و امام صادق کلیک کنید

 

دانلود مولودی پیامبر و امام صادق (ع)

مولودی پیامبر و امام صادق ، میرداماد ، پر میگیره دل من تا گنبد خضرا

برای دانلود مولودی پیامبر و امام صادق کلیک کنید