متن کوتاه وقف – «اکسیر جاودانگی»

برای کتاب خدا

معجزه آخرین پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله روی طاقچه خانه‌های ماست. برای آن چه کرده‌ایم؟ در کشور ما یکی از کمترین وقف‌ها، مربوط به کتاب خداست. وقتش نرسیده برای کتاب خدا کاری کنیم؟! برای ترویج معارفش، برای توسعه فعالیت‌های قرآنی و… .
نام ما تا ابد در کنار تبلیغ و ترویج کتاب خدا خواهد بود با این راز جاودانگی، با وقف برای قرآن.

* * * * * * * *

هزار راه نرفته

وقف ابدی است و اکسیر جاودانگی. فرقش با دیگر موارد انفاق هم در همین ابدی بودنش است. سایر انفاق‌ها تمام می‌شوند اما وقف تا ابد می‌ماند. به اطرافمان که نگاه کنیم خانواده‌های زیادی می‌بینیم که درحال فروپاشی هستند، به دلایل مختلف… عوامل طلاق‌ حمله کرده‌اند به سمت بنیان‌های خانواده‌ها. چه معضلاتی که برای زن و مرد نمی‌آورد این طلاق و در برخی موارد همه خانواده و فامیل و… را هم درگیر خود می‌کند.
حالا می‌شود وقف کرد برای پیشگیری از طلاق، برای باقی‌ ماندن بنیان‌های خانواده. مثلا همه روی هم پولی بگذاریم و مرکزی تشکیل دهیم و وقف کنیم که کارش پیشگیری از طلاق باشد و مشاوره به زوجینِ در آستانه طلاق.

* * * * * * * *

قدمی برای اونا

افرادی که به صورت خودجوش کار فرهنگی می‌کنند در واقع مهمترین سرمایه زندگی‌شان را وقف ما کرده‌اند. عمر و وقتشان را… آن‌ها منتظر کسی نشده‌اند، خودشان راه افتاده‌اند برای کار و در بسیاری از موارد هیچ چشم‌داشتی هم ندارند.
برای این آتش به اختیارها کاری کنیم تا اندکی از مشکلات و معضلاتشان کم شود. با وقف. با اینکه دست به دست هم دهیم و برای پیشبرد کار این افراد چیزی وقف کنیم، مثل وقف تجهیزات ساده اداری نظیر رایانه و دوربین یا سایر نیازهای آن‌ها همچون محل کار و… .
با این کار، هم خودمان ابدی شویم و هم با حمایتمان تلاش آن‌ها را دوچندان کنیم.

* * * * * * * *

سلامتی‌تان چند؟

«سلامت باشید»… این دعا و آرزویی است که در مکالمه‌های روزانه‌مان بارها به زبان می‌آوریم! اما… در این دوره و زمانه که انواع و اقسام غذاها و بی‌تحرکی‌ها و استرس‌ها و… دوره‌مان کرده‌اند، سلامتی و سالم بودن سخت شده است.
می‌شود زندگی سالم را ترویج کرد و می‌شود وقف کنیم برای ترویج این نوع از زندگی، چیزی که راه حل بسیاری از مشکلاتمان است و حتی با ترویجش باعث می‌شود نسل‌های بعد ضعیف و ناسالم نباشند.

* * * * * * * *

هرکه عِلمش بیش، زورش بیشتر!

بسیاری از کمبودهای کشورها و وابستگی‌هایشان به غرب و شرق به دلیل نداشتن قدرت علمی است. علم و سواد که بالا باشد می‌شود عامل قدرت یک کشور. مراکز علمی بزرگی مثل دانشگاه هاروارد در آمریکا، دانشگاه آکسفورد در لندن و حتی الأزهر مصر، نمونه‌هایی هستند از مراکزی که افرادی هزینه‌هایشان را داده‌اند تا در آن‌ها فعالیت‌های علمی صورت بگیرد.
این مطلب آشنا نیست؟ به نظر می‌رسد چیزی است شبیه همین وقف خودمان. برای دست یافتن به قدرت علمی وقف کنیم.

* * * * * * * *

با کمک شما … بله

به شرایط جامعه، مشکلات روز و مسائل دور و اطرافمان نگاه کنیم، یکی از مشکلات و معضلات امروز ما بحث ازدواج است! خیلی از جوان‌های ما مشکل ازدواج دارند حالا یا به خاطر اشتغال یا به خاطر هزینه‌های سنگین آن و…
مشکل امروز جامعه ما نذر و وقف برای روضه نیست و اگر امامان هم بودند حتما برای مشکلات روز ما تلاش می‌کردند.
برای ترویج ازدواج آسان، یا اشتغال جوانان یا کم شدن هزینه‌های ازدواج و… وقف کنیم. قطعا هر پیوندی که رخ دهد از آن موقوفه، قدمی به خدا نزدیک‌تر شده‌ایم.

* * * * * * * *

از یاد رفته‌ها…

نیازهای مناطق محروم زیاد است و یکی از مهمترین مشکلات آن مناطق بهداشت و درمان است. کمبود مراکز بهداشتی و درمانی و کمبود پزشک در آن مناطق و… باعث می‌شود تا بسیاری از هموطنان ما برای ساده‌ترین مسائل بهداشتی و درمانی مجبور شوند کیلومترها مسافرت کنند. یکی از کارهایی که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که دست به دست هم دهیم و برای توسعه بهداشت و درمان در مناطق محروم وقف کنیم.

* * * * * * * *

کابوس تکراری

شغل، اشتغال، کار… یکی از معضلات جدی این روزهای کشور است. درست است که دولت‌ها مسؤولند اما خود ما مردم هم در قبال این مسئله مسؤولیم، هرکدام باید به اندازه وسع و توانمان کاری کنیم. مثل اینکه پول روی هم بگذاریم و مرکزی بزنیم برای اعطاء وام به جوانان جویای کار، یا اینکه مراکزی تأسیس کنیم و وقف کنیم تا به جوانان مهارت یاد دهند و… .

* * * * * * * *

گره های نه چندان کور

وقف آمده برای باز کردن گره‌های زندگی مردم و رفع مشکلات آن‌ها. امامان معصوم ما، باغ وقف می‌کردند و چاه آب و درختان خرما و زمين و قنات و آسياب و… فقط برای رفع مشکلات مردم. چرا که آن دوره مشکلات اینها بوده‌اند.
حالا اگر به اطرافمان نگاه کنیم مشکلات زیادی می‌بینیم که وقف می‌تواند به حلش کمک کند. مثلا اعتیاد، وقف برای پیشگیری از اعتیاد یا درمان اعتیاد یا وقف برای اشتغال افرادی که معتاد بوده‌اند و حالا ترک کرده‌اند.
با وقف گره‌ها را باز کنیم.

* * * * * * * *

سرمش امروز…

اطراف ما کم نیستند افرادی که از وقف سر در نمی‌آورند یا وقف را با خیریه اشتباه می‌گیرند و یا اینکه اهمیت وقف برایشان مفهوم نشده است.
کمترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که هرآنچه از وقف می‌دانیم و فهمیده‌ایم را به آن‌ها نیز بگوییم. آن وقت، هم چیزی را به دیگری یاد داده‌ایم و هم در ثواب کار خیر او شریک شده‌ایم. یک تیر و دو نشان!

* * * * * * * *

همه به خط!

قدرت نظامی کشورها باعث اقتدار ملی است و در سایه‌ی اقتدار امنیت می‌آید و حالا که امنیت آمد می‌شود پیشرفت کرد. در واقع همه ما مدیون نیروها و اقتدار نظامی‌مان هستیم و چه خوب است که برای ارتقاء قدرت نظامی، مثل تحقیقات آن، ساخت موشک، تانک، هواپیما و… وقف کنیم. هرکس به اندازه وسع و توانش.
و البته که نیروهای نظامی ما جانشان را وقف کرده‌اند و بی‌انصافی است که اگر ما اندکی از دارایی‌هایمان را وقف توان دفاعی کشور نکنیم.

متن کوتاه وقف – «فرصتی برای جاودانگی»

برای جاودانگی

اینجا زمین است؛ یک کره خاکی برای زندگی انسان؛ کسی که مختار است و آگاه.
خداوند زمین و آسمان، دریاها و رودها، خورشید و ماه درختان پرثمر و… را برای انسان آفرید و او را اشرف مخلوقات قرار داد!
هدف از این لحظه های کوتاه که «زندگی» نام گرفته، رسیدن به خوشبختی ابدی است.
چه زیباست اگر انسان همانند خورشید بر همه بتابد، مانند درختان از آنچه دارد بر همه ببخشد و مانند رود، همیشه جاری باشد و برای خوشبختی جاودانه، «واقف» گردد.
امام کاظم علیه السلام:
اِنَّ الأَرضَ للهِ تَعالَی جَعَلَها وَقْفاً عَلی عِبادِهِ:
همانا زمین از آن خداست، آن را بر بندگانش وقف کرده است. [کافی، ج ۵، ص ۲۹۷]

* * * * * * * *

فرصت لحظه های ناب!

برای جاودانه شدن راه های زیادی هست. اما «بخشیدن» یک راه میان بر است؛ راهی کوتاه و مطمئن. راهی برای داخل شدن به وادی بندگی؛ راهی برای داخل شدن به بهشت.
حال که می توانیم، لحظه ها را از دست ندهیم.
«وقف» شاد کردن و شاد شدن را با هم به همراه می آورد. چیزی که سراسر خوبی و نیکی است، نیازی به فکر کردن ندارد. فرصت واقف شدن را دریابیم.
امام صادق علیه السلام:
لایَتِمُّ المَعروفُ اِلا بِثَلاثِ خِصالٍ: تَعجیلِه وَ تقلیلِ کَثیرِه وَ تَرکِ الامتِنانِ بِه؛
احسان و نیکی کامل نباشد، مگر با سه خصلت: شتاب در آن، کم شمردنِ بسیار آن و منت ننهادن بر آن. [تحف العقول، ص ۳۲۳]

* * * * * * * *

از دنیا تا آخرت

بذر و دانه ای که انسان در زمین می کارد و نهالی که در زمین می نشاند، به امید به بار نشستن، ثمربخشی و چیدن میوه های آن است که باعث می شود سختی ها را تحمل کند، آن را آبیاری و مراقبت نماید تا به رشد و کمال برسد.
درخت طیبه «وقف» نیز از جمله نهال هایی است که چنانچه در زمین تقوا و اخلاص کاشته شود، همواره پرطراوت و سرزنده خواهد ماند و ثمرات و برکات خود را تا همیشه نصیب انسان می گرداند.
خداوند متعال:
«مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ»
کسانیکه اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یک صد دانه باشد و خدا آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد) دو یا چند برابر می کند. [سوره بقره، آیه ۲۶۱]

* * * * * * * *

بیت الغزل

شاه بیت زندگی هر انسانی می تواند کارهای نیک و احسان هایی باشد که در دفتر زندگی اش می سراید و آن را برای همیشه باقی می گذارد. «وقف» بیت الغزل زندگی است که با انتخاب قطعه و بخشی از دارایی و املاک، تا ابد هر کس بدان می نگرد و از آن بهره مند می گردد، سراینده اش را می ستاید و به روح بزرگ و مناعت طبع او درود می فرستد.
خداوند متعال:
«وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا»
و آثار شایسته ای که از انسان باقی می ماند، ثوابش در پیشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوب تر است! [سوره مریم، آیه ۷۶]

* * * * * * * *

بهترین تصمیم

خداوند همواره به دنبال راهی است تا انسان را از دریای بی پایان رحمتش سیراب کند، به شرطی که شیطان و شیطانک ها بگذارند آدمی لحظه ای به نوای دل، گوش جان بسپارد!
شاد کردن دل یتیمی غمگین، تدارک جهیزیه و اشک شوق مادر، تهیه خانه و شادمانی زوج جوان و… در همه این صحنه ها، خداوند فرصت و بهانه ای در اختیار خیراندیشان و نیکوکاران قرار داده تا به این بهانه، آنها را به مقام شایسته شان برساند.
فرصت ها، مثل ابرها می گذرند، در انتخاب بهترین تصمیم درنگ نباید کرد،… همه «واقف» باشیم.
امام صادق علیه السلام:
مِن أَحَبِّ الاَعمَالِ إِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ إِدخَالُ السُّرُورِ عَلَی المُؤمِنِ إِشبَاعُ جَوعَتِهِ أَو تَنفِیسُ کُربَتِهِ أَو قَضَاءُ دَینِهِ.
از جمله دوست داشتنی ترین اعمال نزد خدای متعال، شادی رسانیدن به مؤمن، سیر کردن او از گرسنگی، یا رفع گرفتاری، یا پرداخت بدهی او است. [کافی، ج ۲، ص ۱۹۲]

* * * * * * * *

واقفان زیرک

طبیعت وقف، رساندن سود سرشار به واقف است؛ کمی از مال را صرف ساختن مسجد، حسینیه، درمانگاه، خرید چند جلد قرآن و مفاتیح و… می کند و تا آن مسجد هست، هر ثواب و کار خیری که در آن انجام می شود، هر قرآنی که قرائت می شود و نمازی که اقامه می گردد، هر زیارت و ذکری که در آن برپا شود و…، ثوابش برای او هم نوشته می شود و او شریک تمام این سودهای معنوی خواهد بود.
خداوند متعال:
«لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ»
برای کسانی که نیکی کردند، در این دنیا نیکی است و سرای آخرت از آن هم بهتر است و چه خوب است سرای پرهیزگاران!» [سوره نحل، آیه ۳۰]

* * * * * * * *

میانبر سعادت

از قدیم گفته اند که کفن جیب ندارد؛ درست هم گفته اند، انسان اگر در زمره ثروتمندترین افراد جهان باشد و به قول معروف، جزء غول های اقتصادی به شمار آید، همین که عمرش به پایان برسد، دیگر هیچ چیز به کارش نمی آید و همراه او به جهان دیگر منتقل نخواهد شد، جز پرونده ی اعمال و نیک نامی یا بدنامی که از او باقی مانده است.
خداوند مهربان، با «وقف»، پل و میانبری ایجاد کرده است برای رساندن اموال دنیا به سرای دیگر. آنها را به خدا می سپارد و در آخرت تحویل می گیرد.
خداوند متعال:
«وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»
و هر چه در راه خدا انفاق کنید، به طور کامل به شما بازگردانده می شود و به شما ستم نخواهد شد. [سوره انفال، آیه ۶۰]

* * * * * * * *

آب و سراب

ثروت تنها وسیله آرامش نیست، اما می تواند وسیله ای برای رسیدن به آن باشد. اگر ثروت آرامش بود، «بخشیدن» بی معنا می شد.
«فرزند صالح» نیز ثروتی است که می تواند ما را به وادی آرامش برساند. فرزند صالح همانند «وقف» است، از این جهت که با عمل خود به ما رنگ جاودانگی می بخشد، پس اگر چیزی برای بخشیدن نداریم، فرزندانمان را آن گونه تربیت کنیم که مانند چشمه ای همیشه جاری باشند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله:
خَمْسَةٌ فی قُبُورِهِمْ وَ ثَوابُهُمْ یَجْری اِلی دیوانِهِمْ: مَنْ غَرَسَ نَخْلاً، وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً، وَ مَنْ لِلهِ مَسْجِداً، وَ مَنْ کَتَبَ مُصْحَفاً، وَ مَنْ خَلَّفَ اِبْناً صالِحاً؛
پنج گروه از دنیا رفته اند؛ ولی [پرونده آنان بسته نشده و] دائم به آنان ثواب می رسد: کسی که درخت خرمایی کاشته، یا چاه آبی [برای بهره برداری مردم] حفر کرده، یا به خاطر خدا مسجدی ساخته، یا قرآنی نوشته و یا فرزند شایسته ای از خود به جای گذاشته است.
بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۷

* * * * * * * *

بودن در غیر نبودن

چه بسیار گره هایی که با سر انگشتان انسان هایی باز می شود که از غروب عمرشان سال ها و حتی قرن ها می گذرد؛ امواتی که خالصانه و بدون منت بخشیدند و الفبا و اصول زندگی را به زنده ها آموختند. با اکسیر «وقف»، واقف عمری به بلندای زمان می یابد و فرصتِ حضوری همیشگی در کارهای نیک را پیدا می کند و اینجاست که واژه های «زندگی» و «مرگ» معنایی دیگر می یابد. زندگی یعنی «باشیم حتی اگر نفس نکشیم»؛ مثل بسیاری از واقفان.
خداوند متعال:
«ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ»
آنچه به مردم سود می رساند (مانند وقف و احسان)، در زمین باقی و ماندگار می ماند. [سوره رعد، آیه ۱۷]

* * * * * * * *

یک دنیا فرصت

دایره ی وقف گسترده تر از آن چیزی است که تصور می شود. هر کجا، هر چیزی و برای هر کسی می توان وقف کرد. چیزی هم که کم نیست، مشکل است و گرفتاری. نگاه انسان به هر طرف که باشد، کمبودی هست که بخواهد آن را رفع کند؛ یک فرش برای نمازخانه مدرسه، یک آب سردکن وسط بازار، یک چرخ دستی برای حمل بار مسافرها در ترمینال، یک ویلچر در اماکن عمومی برای خدمت به سالخوردگان و… تا وقف خانه، مدرسه، بیمارستان و…
امام صادق علیه السلام:
قَضاءُ حاجَةِ الْمُؤمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّة مُتَقَبَّلة بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَة لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فی سَبیلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها؛
برآوردن نیاز مؤمن بهتر است از آزاد کردن هزار بنده و بهتر است از تجهیز کردن هزار اسب برای جهاد در راه خدا. [کافی، ج ۲، ص ۱۹۳]

* * * * * * * *

مثل شکوفه ها

جلوه های زندگی دنیوی، همچون غنچه و شکوفه ای است که هرگز گل نمی شود و تنها ابزار آزمایش انسان هاست. باید باور کرد که زرق و برق دنیا برای هیچ کس میوه نمی شود و هیچ کس از دنیا طرْفی نمی بندد، مگر آنچه را با «وقف کردن» ماندگار کرد و شکوفایی اش را برای آخرت واگذار کرد تا این شکوفه ها گل کند و چیدن میوه و ثمره آن، انسان را مسرور و سرمست نماید.
خداوند متعال:
«لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ»
هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی که به گروه هایی از آنان دادیم، میفکن. اینها شکوفه های زندگی دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است. [سوره طه، آیه ۱۳۱]

* * * * * * * *

دستان خالی

انسان باید دستان تهی و نگاه حسرت بار روز قیامت را همیشه به خاطر داشته باشد و تا زمان باقی است، دستی بجنباند و توشه ای مهیّا نماید. باید با قدم گذاردن در بوستان «وقف»، میراثی جاودانه بپا کند تا پس از مرگ نیز، همچنان عنان ثروت را در اختیار خود داشته باشد و بوستان آخرت را زیبا و پرثمر نماید؛ همان ثمرات مبارکی که با گفتن و نوشتن چند کلمه به عنوان وقف، نصیب انسان می گردد.
خداوند متعال:
«كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها»
کلمه پاک و نیکو مانند درخت پاک و نیکو است که ریشه آن ثابت و استوار و شاخه هایش در آسمان است و ثمرات و میوه هایش را در همه وقت به اذن پروردگارش عطا می کند. [سوره ابراهیم، آیات ۲۴ و ۲۵]

* * * * * * * *

وقف مشارکتی

این چنین نیست که برای وقف کردن انسان باید «مال زیاد» و «املاک فراوان» داشته باشد. می توان با «کمترین ثروت»، واقف «بزرگترین موقوفات» شد. شاید انسان به تنهایی نتواند یک بیمارستان، مدرسه و دارالقرآن وقف کند، ولی با مشارکت چند نفر و یا حتی «هزاران» نفر، قطعاً خواهد توانست؛ یک موقوفه بزرگ، با صدها و هزاران واقف…
خداوند متعال:
«تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏»
(همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری، با هم تعاون و همکاری کنید. [سوره مائده، آیه ۲]

* * * * * * * *

مثل آنها

گاهی محاسبات دنیایی انسان با خواسته های الهی هماهنگ نیست؛ نمی تواند رازهای پنهان این توصیه های ناب را به ذهن رفاه زده خود بقبولاند و مثل آنها رفتار کند. آنهایی که اسوه و الگویی ابدی بودند و نه تنها خود در هر فرصتی از دسترنج خویش برای نیازمندان «وقف» می کردند، بلکه دیگران را نیز به این سنت حسنه تشویق می کردند؛ زیرا باور داشتند که خودداری از وقف، انسان را گرفتار و حسرت زده خواهد نمود؛ در روزی که دیگر، راهی برای جبران وجود ندارد.
خداوند متعال:
«وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى‏ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ»
و از آنچه به شما عطا کرده ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ به سراغ یکی از شما بیاید، پس او بگوید: پروردگارا! کاش مدّتی اندک به من مهلت می دادی تا انفاق کنم و از صالحان گردم. [سوره منافقون، آیه ۱۰]

متن کوتاه وقف – «موقوفات علما»

آیت الله شهید حاج میرزا ابراهیم دنبلی خویی

آقا میرزا ابراهیم معروف به شهید آذربایجانی، فرزند حسین خان و نواده ی محمد صادق خان دنبلی، در سال ۱۲۱۱ شمسی در خوی متولد شد و مقدمات علوم را در این شهر فرا گرفت. در سال ۱۲۲۵ شمسی برای تکمیل معلومات خود به نجف اشرف مشرف گردید و در جلسات درس شیخ انصاری حاضر شد و استفاده کامل برد و محضر شیخ محمد حسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی را درک کرد و غالباً از این دو عالم روایت می کرد و از اساتید خود همچون شیخ محمد حسین کاظمینی و نوه ی کاشف الغطاء (شیخ مهدی مرحوم) اجازه اجتهاد و روایت داشت.
آیت الله دنبلی خویی بنا بر آیه ی شریفه ی «الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً» تمام مایملک خویش را صرف موارد خداپسندانه ای می کند و همانا این نوع باقیات صالحات، نردبانی است که ابتدایش با اراده ی مؤمن و خواست حضرت حق جل جلاله است، ولی انتهای آن جز بر خالق منان معلوم نیست، مؤمنین پرتلاش می کوشند از این نردبان بالا بروند، و افراد به میزان همت و تلاشی که در کسب ایمان و عمل صالح دارند، «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»؛ بر همین اساس آنها خود نزد خدای تعالی صاحب درجات و منزلت می شوند: «هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ الله»؛ هر یک از آنان، درجه و مقامی در پیشگاه خدا دارند.
این عالم بزرگوار تمام اموال خود را در راه خدا وقف نمود و موقوفات خود را به صورت کتابچه ای در بیست و هشت صفحه با یک مقدمه و سه باب و چند فصل تنظیم و به امضای علمای معروف آن زمان و میرزا محمدعلی ولیعهد حکومت، وقف کرد.
همانطور که در مقدمه وقفنامه، درباره بی اعتباری دنیا و مصرف اموال در راه خدا چنین آورده است:
«بر ضمائر صافیه اولی الالباب و قلوب زاکیه ارباب بصیرت، مخفی و مستور نیست که هر آفریده را اندیشه بقای جاودانی؛ محض خیال و بنی نوع انسان را در این سرای فانی، ثبات و قرار؛ فرض محال است».
در جایی دیگر می فرماید:
«مالی که برای آدمی ابدالاباد دست گیر باشد، همان است که در راه خدا و در وجوه بر و احسان مصروف و در صدقه جاریه مبذول شود».
آیت الله شهید، واقف نیک اندیش نیز با رعایت و درایت آیات شریفه، با استفاده از عواید و درآمدهای دهات و اراضی و مستقلات و دکاکین و طواحن و بیوتی را که وقف نمودند، مواردی از این قبیل را توشه آخرت خود می نماید:
۱ ـ عزاداری برای سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام در دهه ی اول ماه محرم در حسینیه ی خود آن بزرگوار.
۲ ـ اطعام عزاداران حسینی در روز تاسوعا و عاشورا و برگزاری مجالس روضه خوانی در روزهای جمعه در طول سال در حسینیه ی معظم له.
۳ ـ اطعام و افطاری به فقرا و نیازمندان در شبهای قدر ماه مبارک رمضان.
۴ ـ به جای آوردن یک حج نیابتی در هر سال برای آن شهید.
۵ ـ در نظر گرفتن مبالغ بسیار برای عمران و آبادی مساجد شهر در هر سال.
۶ ـ در نظر گرفتن مبالغ فراوان برای کمک به طلاب علوم دینی نجف اشرف و خوی در هر سال.

* * * * * * * *

آیت الله سید ابراهیم شریعتمدار سبزواری

آیت الله حاج سید ابراهیم غفوری معروف به شریعتمدار، فرزند سیداسماعیل فرزند سیدعبدالغفور سبزواری از نواده های مرحوم میرزا مهدی (شهید ثالث)، می باشد.
«جناب شریعتمدار معظم حاج میرزا ابراهیم در آغاز جوانی و اوان تحصیل، به ارض اقدس و مشهد مقدس مشرف شده، در حوزه ی علمای بزرگ از قبیل مرحوم حاج میرزا حسن مجتهد و مرحوم ملامحمدتقی و مرحوم ملاعلی بروجردی داماد مرحوم میرزا ابوالقاسم قمی حاضر و از محضر هر یک حظ و بهره ی وافر یافتند».
از آنجا که میرزا ابراهیم شریعتمداری از بزرگان علم سبزوار بود، طی سفری که به مزینان داشته، پس از ارشاد مردم، قصد بازگشت به سبزوار نموده که با اصرار مردم، مقیم مزینان می شود و حوزه علمیه مزینان را وقف می کند.
شکل گیری مدرسه به عنوان بخش مهمی از تاریخ نهاد آموزش در تمدن اسلامی، به قرن های سوم و چهارم هجری باز می گردد؛ مدرسه علمیِ بلند آوازه ی «نجف اشرف» که شیخ طوسی بنیان گذار آن است و مدرسه ابن حبان بستی در «بست» و مدرسه ابن فورک در «نیشابور» و مدرسه قاضی نعمان و فرزندش در «جامع الازهر» و ده ها حوزه دیگر در سرزمین های اسلامی، همچون حوزه ی علمیه آیت الله شریعتمدار مزینانی از این نمونه ها هستند.
همان طور که در متن وقف نامه مشهود است، موقوفات صرف طلاب علوم دینی و مدرسان مدرسه مزینان و تعمیر مدرسه می شده است و یک دهم آن برای حق التولیه و آنچه از موارد فوق اضافه آمد، برای زائران حضرت رضا علیه السلام خرج شود.

* * * * * * * *

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی

آیت الله حاج سیدابوالقاسم خویی، در شب نیمه رجب ۱۳۱۷ هـ. ق. در شهرستان خوی از توابع آذربایجان غربی، در یک خانواده علمی و مذهبی دیده به جهان گشود. والد بزرگوار او، مرحوم آیت الله سیدعلی اکبر خویی، از شاگردان مبرز آیت الله شیخ عبدالله مامقانی بود که پس از فراغت از تحصیل به زادگاه خود مراجعت نموده و به وظایف روحانی خود اشتغال می ورزید.
مرحوم آیت الله خویی در سن ۱۳ سالگی به همراه برادرش برای فراگرفتن ادبیات عرب، منطق و سطوح عالیه راهی نجف اشرف شدند. ایشان در سن ۲۱ سالگی با شایستگی تمام توانستند در بزرگترین درس خارج حوزه علمیه نجف یعنی مرحوم آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی حاضر شوند و خوشه چین علوم و معارف گردند. البته ایشان از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله شیخ مهدی مازندرانی، آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی و آیت الله شیخ محمد حسین نائینی بهره برده اند.
آیت الله خویی در سلسله نور و رحمت فقاهت، فرد شاخص و چهره بسیار ممتازی بود که دهها اثر ماندنی و بنای خیر جاودان از او به یادگار مانده است. علاقه ایشان به گسترش اسلام در سطح جهان، انگیزه ای شده بود که دهها مرکز مهم اسلامی و تبلیغی در نقاط مختلف جهان به وجود آورند که امروزه این مؤسسات مراکز نشر اسلام و معاهد نشر مکتب تشیع هستند.
این مراکز در شهرهای مذهبی قم و مشهد مقدس، اصفهان و دیگر شهرهای ایران به وجود آمده اند، آن چنان که در کشورهای هندوستان، پاکستان، عراق، لبنان و مخصوصاً در انگلستان و آمریکا دو مرکز بسیار باشکوه و آبرومندی به وجود آورده اند و مبلغانی که به زبان های زنده جهان مسلط بوده اند، به مناطق مختلف اعزام نموده اند. اینک فهرست اجمالی برخی از خدمات اجتماعی و اسلامی آن فقیه فقید نامور در اینجا به ثبت می رسد:
۱ ـ مدینة العلم حوزه علمیه قم، با امکانات وسیع و خانه ها و منازل مسکونی طلاب، و کتابخانه طلاب علوم دینی، به صورت شهرک علم و دانش.
۲ ـ مدرسه علوم دینی در ۷ طبقه و کتابخانه ی معظم مشهد جهت طلاب و محصلین علوم اسلامی.
۳ ـ دارالعلم اصفهان جهت طلاب و عاشقان معارف اسلامی.
۴ ـ مجتمع امام زمان عجل الله تعالی فرجه در اصفهان.
۵ ـ مرکز تبلیغی و آموزشی لندن ساختمان کامل و مجهزی که تمام نیازمندی های مسلمانان را در نظر دارد.
۶ ـ المجتمع الثقافی الخیری بمبئی ـ هندوستان.
۷ ـ مبرة الامام الخویی لبنان.
۸ ـ مدرسه دارالعلم نجف اشرف ـ عراق.
۹ ـ مدارس دینی بانکوک (تایلند) و داکار (بنگلادش)
۱۰ ـ مکتبة الثقافه و النشر للطباعة و الترجمه و التوزیع (انتشاراتی پاکستان)
۱۱ ـ مکتبة الامام الخویی الاسلامی نیویورک ـ آمریکا.
۱۲ ـ مرکز الامام الخویی (سوانزی).
۱۳ ـ مدرسه دارالعلم بانکوک (تایلند).
۱۴ ـ مکتبة الامام الخوئی (کتابخانه بزرگ نجف اشرف ـ عراق).
۱۵ ـ مدرسه الامام الصادق (پسرانه) لندن ـ انگلستان.
۱۶ ـ مدرسه الزهرا (دخترانه) لندن ـ انگلستان.
۱۷ ـ مرکز اسلامی امام خوئی در فرانسه.
۱۸ ـ مسجد و مرکز اسلامی در شهر لوس آنجلس ـ آمریکا.
۱۹ ـ مسجد و مرکز اسلامی در شهر دیترویت ایالت میشیگان آمریکا.
۲۰ ـ دهها بنای خیر و مرکز تعلیم و تربیت در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس.

* * * * * * * *

آیت الله ابوتراب الهی آل آقا

حاج آقا ابوتراب در حدود سال ۱۳۱۹ قمری برابر با ۱۲۷۹ شمسی در کرمانشاه و در خانواده ای روحانی متولد و پس از خواندن مقدمات و سطح نزد آیت الله سید حسین حائری فشارکی در کرمانشاه به منظور ادامه و دریافت سطوح عالیه عازم نجف اشرف شد.
او در طی سالیان متمادی از محضر آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی، میرزای نائینی، محقق عراقی و اساتید اعلام دیگری همچون میرزا ابوالحسن مشکینی شیخ مرتضی طالقانی و سید حسین بختیاری اصفهانی استفاده کرد.
حاج آقا ابوتراب، در قم نیز نزد استاد مؤسس، آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری تحصیل و فلسفه را در مشهد نزد استاد کبیر سید شهیدی خواند. این عالم کرمانشاهی نهایتاً به مدارج عالیه علم و عمل و اخلاق رسیده و به درجه اجتهاد نائل آمده و همچنین در حوزه علمیه نجف اشرف تدریس نیز می کردند.
مسجد حضرت آیت الله حاج ابوتراب آل آقا (دولتشاه سابق) یکی از مساجد قدیمی شهر کرمانشاه است که در محله ی قدیمی فیض آباد قرار دارد.
موقوفه باغ کرم بیگ برابر با آمار مأخوذه ی اسامی و مشخصات اراضی زارعین مربوطه در برگیرنده ی بیست نفر زارع در مجموع مشتمل بر ۷۸ من اراضی آبی و ۷۶۵۰ من اراضی دیم و مشخصه ی جفت و یا مبذر مربوطه بوده که در دفتر اسناد رسمی شماره ۷ کرمانشاه تأیید و فهرست مربوطه طی شماره ۱۳۷۵/۵/۱۸ از جانب امور اراضی کرمانشاه به عنوان کل اوقاف و امور خیریه استان کرمانشاه ارسال گردید. باغ کرم بیگ دارای پلاک شماره ۱۱ اصلی واقع در بخش سه ماهیدشت دهستان سر فیروزآباد (بخش سر فیروزآباد) می باشد.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ احمد بن حسن انصاری (گراشی)

شیخ احمد انصاری معروف به گراشی فرزند شیخ احمد انصاری متولد ۱۳۱۷ شمسی می باشد. اصلیت ایشان از قطر می باشد و مساجد بسیاری را در سرتاسر ایران وقف کرده اند.
حبس مخلد دائمی نمود تمامی مسجدی را به نام فاطمة الزهرا علیها السلام واقع در دانشگاه صنعتی اصفهان.
مسجد محلی برای اجتماع مسلمین، علم آموزی و عبادت و خشوع در مقابل پروردگار است. بنای هر مسجد باید بر تقوای الهی باشد و در مسیر ایمان و عمل صالح حرکت کند تا نمازگزاران به وعده خداوند متعال در باب حیات طیبه انسانی نائل شوند. مسجد محلی برای فراموشی دنیای فانی و تفکر به ادامه راه سلوکی برای ایصال به مطلوب و غایت خلقت است. حلقه های تعلیم و تعلم افضل از عبادت معرفی می شوند تا دین رویکردی خرافی گونه نیابد و عبادت به معرفت بینجامد.

* * * * * * * *

آیت الله سید حسن فقیه امامی

آیت الله آقای حاج سید حسن فقیه امامی متولد ۱۳۵۴ قمری برابر ۱۳۱۴ شمسی فرزند مرحوم آیت الله حاج آقا عطاء الله فقیه امامی است که از مفاخر حوزه ی علمیه و جامعه ی روحانیت اصفهان می باشد.
ایشان در محضر پدر بزرگوارشان و نیز جمعی از علماء و مدرسین و زعمای حوزه ی علمیه ی اصفهان، مراحل تحصیلی را در دوره ی مقدمات و سطح و خارج گذراندند.
آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی بخشی از اموال خود را وقف مسجدی کرد که بر روی فوندانسیون یک مسجد قدیمی ـ که توسط محمد علی نامی ساخته شده بود ـ بنا شد. مرحوم امامی برادر خود، مرحوم آیت الله حاج سید احمد فقیه امامی، را متولی آن قرار دادند. حاج آقا احمد در توسعه و عمران مسجد بابا محمد علی سقا زحمات بسیاری را متحمل گشت.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ حسنعلی مروارید

آیت الله حاج میرزا حسنعلی مروارید در هشت شوال ۱۳۲۹ ق در مشهد مقدس پا به عرصه حیات نهاد. پدرش حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید از عالمان وارسته مشهد بود و با عالم ربانی حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی رابطه مودت و عقد اخوت داشت. جد مادری ایشان، عالم ربانی و صاحب کرامات، آیت الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی است که از شاگردان برجسته مرجع بزرگ، آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی و از عالمان نامدار قرن ۱۴ مشهد مقدس بوده است.
این واقف بزرگوار، حوزه ی علمیه ای را به نام «بعثت» در مشهد مقدس، واقع در خیابان شهید اندرزگو (خسروی)، اواسط کوچه مستشاری که از شمال به مغازه های خیابان شهید اندرزگو و از شرق و غرب به منازل مسکونی و از جنوب به کوچه مستشاری محدود می شود، وقف کرده اند.

* * * * * * * *

آیت الله حاج سید رضا فیروزآبادی

آیت الله سید رضا فیروزآبادی فرزند سید هاشم در سال ۱۲۵۳ هـ. ش. در قریه فیروزآباد شهر ری به دنیا آمد.
آیت الله فیروزآبادی، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش شروع و پس از چندی به قصد ادامه تحصیل به تهران رفت و در مدرسه آصفیه نزدیک مسجد جامع تهران اقامت گزید و به تحصیل پرداخت. با وجود فوت پدرش و مسؤولیت اداره خانواده اش، به علت علاقه ای که به تحصیل علم داشت، کوشش بسیار نمود تا در فقه و اصول، اطلاعات لازم و معلومات کافی را به دست آورد. در این مدت با زراعتی که در فیروزآباد داشت، امرار معاش می کرد.
ساده زیستی، قناعت، پشتکار، شهامت در ابراز عقاید، خوش سلوکی و رسیدگی به امور نیازمندان و به طور کلی انجام احکام دینی و شرعی از شاخص ترین ویژگی های اخلاقی و شخصیتی ایشان بود.
آیت الله فیروزآبادی در دوره هفتم مجلس شورای ملی، از تهران به نمایندگی انتخاب شد و در این دوره بود که حقوق نمایندگی اش را که در صندوق مجلس انباشته بود در جهت امور عام المنفعه مورد استفاده قرار داد.
پسر آیت الله فیروزآبادی در این باره می گوید:
«… تمام حقوق پدرم در دوران وکالتش ۲۴ هزار تومان بود که تصمیم گرفت آن را برای ساخت بیمارستان مصرف کند. با ۷ هزار تومان، باغ حرمت الدوله را خرید که مال آقای سپهبدی (سفیر ایران در سوئیس) بود، تلگرافی به ایشان اطلاع داد و او هم پذیرفت. ۵۲ هزار مترمربع را با ۷ هزار تومان در سال ۱۳۰۷ خرید. البته پدرم سی سال بعد با مالک باغ دیدار کرد».
پدرم هر روز مزد کارگران را می داد و بر سر در بیمارستان نوشت: این مریض خانه وقف است بر فقرا و رعایا و غربا و بیچارگان، لعنت بر کسی که تخلف نماید.
این بیمارستان ۴۲ موقوفه دارد.

* * * * * * * *

آیت الله سید سعید طباطبایی نائینی

حاج سید سعید طباطبایی نایینی فرزند سید نصرالله طباطبایی نایینی در سال ۱۲۵۵ شمسی در نایین به دنیا آمد و از دوران کودکی، در کنار پرورش خانوادگی از محضر علمای نایین درک فیض نمود. در اوان جوانی با برادرش میرزاجعفر به اصفهان رفت و نزدیک به ۵۳ سال از عمر خود را در اصفهان گذراند. سپس رهسپار مشهد شد و تا آخر عمر یعنی تا سال ۱۳۳۷ شمسی در مشهد ساکن بود. از نکات مهم علمی و فرهنگی زندگی حاج سید سعید طباطبایی، مسافرت وی به عتبات عالیات و درک محضر آیت الله نایینی و کسب فیض علمی و غنای فکری و روحی از ایشان بوده که نتیجه آن تصمیم در ارتقای فکر و فهم و دانش اطفال ایران بود که بالطبع سعادت و سلامت جامعه را در پی خواهد داشت؛ لذا پس از بازگشت به ایران در اصفهان مدرسه گلبهار را تاسیس نمود که اولین مدرسه به سبک مدارس جدید در استان اصفهان می باشد.
موقوفات ایشان عبارتند از:
۱ ـ شش دانگ یک باب منزل
۲ ـ باغ واقع در روستای ابرده
۳ ـ دو سهم از دوازده سهم مزرعه ی هاشم آباد تبادکان
۴ ـ پنج هزار مجلد کتاب

* * * * * * * *

علامه شیخ عبدالحسین امینی

شیخ عبدالحسین تبریزی نجفی معروف به علامه امینی در سال ۱۳۲۰ قمری در تبریز، در بیت علم و تقوا، دیده به جهان گشود. پدرش آیت الله میرزا احمد نجفی از علمای پارسای تبریز بود.
عبدالحسین، از همان آغاز کودکی، در بین همگان، فردی ممتاز می نمود. مادرش می گوید: «شیر دادن من به فرزندم عبدالحسین، با شیر دادن به دیگر فرزندانم فرق داشت؛ زیرا هرگاه می خواستم به وی شیر دهم، گویی نیرویی مرا وامی داشت که وضو سازم و با وضو، سینه در دهانش بگذارم».
علامه امینی، تحصیلات مقدماتی و دوره سطح علوم دینی را در مدرسه طالبیه تبریز نزد افاضل آن شهر، از جمله پدر بزرگوارش فراگرفت. سپس در پانزده سالگی به نجف اشرف رفت و پس از گذراندن دوره سطح، دوباره به تبریز بازگشت و به پیشنهاد استادش آیت الله حاج میرزا محمود دوزدوزانی به کسوت روحانی در آمد.
کتابخانه امام امیرالمؤمنین علیه السلام از مهم ترین کتابخانه های نجف اشرف است که اندیشمند گران مایه، علامه امینی، در سال ۱۹۵۳ میلادی آن را بنا نهاد و اکنون بسیاری از علمای حوزه و اندیشوران دانشگاهی برای پژوهش و تحقیق، از آن استفاده می کنند.
این کتابخانه هم اکنون بیش از ۶۵ هزار عنوان کتاب اعم از چاپی، خطی و گاهنامه را در خود جای داده است. این کتابخانه بخش های زیر را در سه طبقه جای داده است: ۱ ـ گاهنامه و اسناد ۲ ـ زبان های بیگانه ۳ ـ انبار کتاب ۴ ـ سالن های مطالعه ۵ ـ کتب خطی ۶ ـ رایانه ۷ ـ عکسبرداری و آزمایشگاه ۸ ـ نگهداری و بازسازی ۹ ـ فهرست نویسی و طبقه بندی ۱۰ ـ بخش حاج یوسف حارس ۱۱ ـ امانت ۱۲ ـ رئیس کتابخانه و سالن پذیرایی از مهمان ها ۱۳ ـ بخش اداری ۱۴ ـ نگهبانی ۱۵ ـ مخزن کتابهای اصلی، شامل علوم زیر در چهار طبقه: الف) قرآن، حدیث و فقه؛ ب) اصول، تاریخ، تراجم، رجال و لغت؛ ج) ادبیات، شعر، فلسفه، حقوق، پزشکی، علوم طبیعی و پایان نامه ها؛ د) عقاید، اخلاق، عرفان، ریاضیات، تعلیم و تربیت، روان شناسی، جامعه شناسی و علوم سیاسی.

* * * * * * * *

آیت الله سید طه مقدسی محلاتی

نام ایشان سیدعبدالعلی مقدسی مشهور به آقا طه مقدسی فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج مرتضی مقدس محلاتی است. وی در سال ۱۳۴۴ قمری برابر با ۱۳۰۴ شمسی در محلات دیده به جهان گشود. ایشان در مسجد القائم عجّل الله تعالی فرجه در محله ی آبرویه ی محلات، به امامت جمعه و نشر احکام اسلام اشتغال داشته اند.
گزارشی از موقوفات آیت الله مقدسی
۱ ـ موقوفه: دکان، محل وقوع رقبه: بازار طالقانی، مصرف: حوزه ی علمیه القائم عجّل الله تعالی فرجه
۲ ـ موقوفه: خانه، محل وقوع رقبه: خیابان شهید آیت الله مقدسی، مصرف: مدرسه علمیه ی القائم عجّل الله تعالی فرجه، نوع سند و تاریخ تحریر: وقفنامه ی عادی ـ ۱۳۸۰
۳ ـ موقوفه: خانه، مصرف: روضه خوانی، نوع سند و تاریخ تحریر: وقفنامه ی عادی ـ ۱۳۸۰
۴ ـ موقوفه: چهار قطعه زمین، محل وقوع رقبات: خیابان امام خمینی ـ میدان آزادی
مصرف: احداث مصلی، نوع سند و تاریخ تحریر: وقفنامه ی عادی ـ ۲۲ مرداد ۱۳۸۰
۵ ـ رقبه و محل وقوع: یک باب خانه به مساحت ۲۵/۱۵۶ مترمربع در محله ی آبرو ـ خیابان امام خمینی، مصرف: هزینه های مدرسه ی علمیه ی القائم عجّل الله تعالی فرجه، نوع سند و تاریخ تحریر: وقف نامه ی رسمی ـ ۲۵ شهریور ۱۳۸۲
۶ ـ رقبه و محل وقوع: چهار قطعه زمین در قطعه ی دو محلات واقع در دشت کیاب
مصرف: به منظور احداث بنا و برای اقامه ی نماز جمعه و کلیه ی مجالس سوگواری مذهبی در جهت پیشرفت و ترویج دین اسلام نوع سند و تاریخ تحریر: وقف نامه ی رسمی ـ ۲۵ شهریور ۱۳۸۲
۷ ـ واقف: مؤسسه ی خیریه ی حسینی (محلاتی ها) با وکالت آیت الله سید عبدالعلی مقدسی
رقبه و محل وقوع: یک باب خانه در بخش دو، مصرف: به منظور مکتب ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه خواهران و حسینیه و کتابخانه و ترویج شعائر اسلامی، نوع سند و تاریخ تحریر: وقف نامه ی رسمی ـ ۲۷ شهریور ۱۳۸۲

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ عبدالله جوادی آملی

آیت الله حاج شیخ عبدالله جوادی آملی در سال ۱۳۱۲ هـ. ش. در آمل پا به عرصه گیتی نهاد. پدرش میرزا ابوالحسن جوادی از عالمان و واعظان پرهیزگار شهر بود و اجدادش نیز تا چند نسل، از واعظان و روحانیان محترم آنجا بودند.
در سال ۱۳۳۴ با تشویق آیت الله محمد تقی آملی، برای تکمیل تحصیلات به حوزه علمیه قم هجرت کرد. در آنجا مدتی از درس خارج فقه آیت الله العظمی بروجردی استفاده کرد و بیش از دوازده سال در درس خارج فقه آیت الله محقق داماد و حدود هفت سال در درس خارج اصول حضرت امام خمینی رحمة الله علیه حضور یافت. وی همچنین حدود پنج سال در درس خارج آیت الله میرزا هاشم آملی شرکت کرد. اما به دلیل علاقه وافر به علوم عقلی و قرآنی، از همان ابتدای ورود به قم رابطه علمی خود را با فیلسوف و مفسر بزرگ قرن، علامه طباطبایی آغاز کرد که این ارتباط تا آخرین لحظات عمر پر برکت آن بزرگوار ادامه یافت. برخی از دروسی که از محضر ایشان آموخت، عبارت است از: بخش های نفس و معاد اسفار، درس خارج اسفار، الهیات و برهان شفا، تمهید القواعد، علم حدیث، تفسیر قرآن کریم، شرح اشعار حافظ، تطبیق فلسفه شرق و غرب و بررسی فلسفه های مادی.
موقوفات حضرت آیت الله جوادی آملی عبارتند از:
این جانب عبدالله واعظ جوادی معروف به جوادی آملی، وقف صحیح شرعی جامع همه شرایط ـ واقف، موقوف، موقوف علیهم ـ نمودم ملکی را که مشخصات آن این است:
۱ ـ استان مازندران؛ ۲ ـ شهرستان آمل؛ بخش یک، شماره فرعی ۴ از اصل ۱۵۵۳؛ ۳ ـ مساحت ۳۸۳۸۷۴ مترمربع؛ ۴ ـ تاریخ ثبت، سیزده آذر ماه هزار و سیصد و نود و یک (۳ آذر ۱۳۹۱)؛ ۵ ـ شماره دفتر املاک ۱۳۸ بخش یک آمل، صفحه ۴۱؛ ۶ ـ شماره ثبت ملک ۱۹۲۵۶؛ ۷ ـ نوع ملک؛ طلق. ۸ ـ وضعیت خاص: عرصه و اعیان؛ ۹ ـ نوع و میزان ملک: شش دانگ؛ ۱۰ ـ شماره سریال اصلی: ۴۱۹۸۳۴ پ ۹۰؛ ۱۱ ـ نشانی ملک: پایین بازار، جنب مسجد امام حسن عسگری علیه السلام، پشت دبیرستان شریعت زاده، جهت حوزه علمیه آمل (مدرسه امام حسن عسگری علیه السلام)که در آن آیه محکمه، فریضه عادله و سنت قائمه به صورت تفسیر، فلسفه اسلامی کلام، فقه، اصول و سایر دانش های اسلامی، تحقیق، تدریس، تألیف و پژوهش شود.
… وقف صحیح شرعی ـ جامع همه شرایط واقف، موقوف علیه، موقوف و وقف ـ نمودم خانه ابتیاعی، ملکی و متصرفی خود را که واقع است در: قم، خیابان ارم (آیت الله نجفی مرعشی) پشت مسجد آیت الله گلپایگانی، جنب مدرسه علمیه سعادت (جنوب و جنوب شرقی) برای مدرسان، محققان، مؤلفان، پژوهشگران علوم و معارف الهی مانند تفسیر، فلسفه الهی، کلام، فقه، اصول و سایر دانش های دینی، الی ان یرث الله الارض و من علیها.

* * * * * * * *

آیت الله سید عبدالله شیرازی

آیت الله سیدعبدالله شیرازی در ۱۳ شعبان ۱۳۰۹ هـ. ق برابر با ۳ اسفند ۱۲۷۱ هـ ش در بیت علم و فضیلت و در شهر شیراز دیده به جهان گشود و در دامان پاک مادری علویه از سلاله ی فاطمه ی زهرا علیها السلام و والد گرامیش مرحوم آیت الله حاج سید محمد طاهر موسوی پرورش و تربیت یافت.
در سال ۱۳۳۳ هـ ق پس از طی مراحلی از درس خارج در حوزه ی علمیه شیراز به منظور درک مراتب عالیه ی اجتهاد و فقاهت به نجف اشرف عزیمت کرد و از محضر پرفیض اساطین فقه و فقاهت و ارکان اصول و اجتهاد و مراجع بزرگ وقت همچون مرحوم آیت الله العظمی آقا ضیاء الدین عراقی و آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی و زمان کوتاهی در محضر آیات عظام: میرزا محمد حسین نائینی و شیخ محمد حسین اصفهانی استفاده نمود.
یکی از نیات واقف معظم، تاسیس حسینیه است. حسینیه، مدرسه عشق آموزی است که در همیشه زمان آموزه های مکتب قرآن را به گوش شیفتگان ولایت پژواک می کند.
معظم له منزل مسکونی خود را در مشهد مقدس به پیشگاه مقدس سرور آزادگان سیدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسین علیه افضل الصلوة تقدیم نموده و آن را به عنوان حسینیه وقف نمودند و این اقدام در سال ۱۳۶۱ هـ ش صورت گرفت.
حوزه ی علمیه امیرالمؤمنین علیه السلام یکی دیگر از موقوفات معظم له به حساب می آید.
مرحوم آیت الله شیرازی از فقهائی است که در حیات پربارش چه در شیراز، چه در نجف اشرف و چه در مشهد مقدس منشاء خیرات فراوان و برکات زیادی در گسترش فقه آل محمد صلی الله علیه و آله و تاسیس حوزه ها و تربیت صدها عالم دین بوده است.

* * * * * * * *

آیت الله سید علی اکبر قرشی

سید علی اکبر قرشی فرزند سید محمد در سال ۱۳۰۷ ش در شهرستان بناب دیده به جهان گشود. پدر وی از روحانیون معروف و از ائمه ی جماعت آن شهر بود.
سید علی اکبر قرشی دروس فارسی را در مدارس ملی آن روز خواند. چون خانواده های مذهبی از فرستادن فرزندان خود به مدارس دولتی تازه تأسیس خودداری می کردند، مقدمات عربی را نزد پدر و در حوزه ی علمیه ی بناب فرا گرفت و در سال ۱۳۲۴ ش برای تکمیل دروس خود وارد حوزه ی علمیه ی قم شد. اساتید وی در آن حوزه عبارت بودند از آیات عظام: بروجردی، سلطانی، سید حسین قاضی، شیخ فاضل لنکرانی (پدر آیت الله شیخ محمد فاضل لنکرانی) و میرزا تقی زرگر تبریزی.
موقوفات ایشان عبارتند از:
۱ ـ شش دانگ یک باب زیرزمین، تحت اجاره آقای حاج حسن اخلاقی؛
۲ ـ شش دانگ یک باب مغازه آجیل فروشی تحت اجاره آقای مختار بینائی؛
۳ ـ شش دانگ یک باب مغازه عطاری؛
۴ ـ شش دانگ یک باب مغازه عطاری تحت اجاره آقای حاج احمد؛
۵ ـ شش دانگ یک باب مغازه وسایل صوتی تحت اجاره آقای اقدمی؛
۶ ـ شش دانگ طبقه فوقانی ساختمان دارای دو طبقه تحت اجاره بنیاد شهید انقلاب اسلامی ارومیه؛
که درآمد حاصله از آنها را بعد از وضع مخارج به شرح ذیل صرف و هزینه نمایند:
۱ ـ تعمیرات مسجد اعظم [ارومیه]؛
۲ ـ هزینه های جنبی مسجد؛
۳ ـ حقوق پیشنماز؛
۴ ـ حقوق خادم مسجد.
ضمناً تولیت آن به عهده اداره کل اوقاف و امور خیریه آذربایجان غربی می باشد.

* * * * * * * *

آیت الله ملا علی کنی

ملا علی کنی فرزند میرزا قربانعلی آملی در سال ۱۲۲۰ هجری قمری در محله «کن» واقع در شمال غرب تهران دیده به جهان گشود.
او پس از سعی و تلاش در مکتب، در اندیشه حضور در حوزه علوم دینی بود، لیکن با مخالفت خانواده اش روبرو گردید و در آغاز به صورت مخفیانه به درس مشغول شد و سپس با کسب رضایت آنان راهی حوزه تهران گردید و از آن جا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس استادی چون سید اسدالله اصفهانی استفاده کرد.
سپس آماده سفر به نجف اشرف شد و از ذخایر گران سنگ آن حوزه بهره برد. اساتید بنام و معماران علمی و معنوی «کنی» در حوزه نجف عبارت بودند از: شیخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر، شیخ حسن کاشف الغطاء، شیخ مشکور حولاوی نجفی.
اولین موضوعی که در موقوفات حاج ملا علی کنی مشخص شده، تعزیه داری حضرت رسول و اولاد و اصحاب پیامبر علیهم صلوات الله بوده است.
زنده نگه داشتن تفکر و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، موجب امتداد مسیر آنان در جامعه را به همراه خواهد داشت و جامعه در خط اهل بیت نبوت، علوی و حسینی حرکت خواهد کرد.
دومین نیتی که حاج ملا علی کنی در موقوفات خود به آن اشاره کرده اند، این بوده که عزاداری و تعزیه اهل بیت علیهم السلام بدون زائر، نمی تواند به درستی حق مطلب را ادا کند. به این جهت باید گفت که برای زیارت اهل بیت علیهم السلام بخشی از درآمد موقوفات، برای زائرین پیامبر و اولاد پیامبر و اهل بیت علیهم السلام می باشد.
یکی از نکات ارزشمند در زیارت که باعث پاداش بسیار آن می شود سازندگی روحی و معنوی زیارت کننده است. انسان زائر، خود را چون در محضر انسانی وارسته، ملکوتی می یابد و احساس سنخیت روحی و معنوی می کند شایسته چنان مرتبه ای می شود.
سومین موضوع در موقوفات حاج ملا علی کنی، توجه به قرآن و معارف آن است. اگر ما اهل بیت علیهم السلام را منهای قرآن داشته باشیم، فایده ای ندارد. در واقع حاج ملا علی کنی به قرآن نیز توجه داشته اند و قرآن و اهل بیت علیهم السلام را که دو ثقل هستند، در کنار هم مورد اهتمام قرار داده اند.
چهارمین موضوعی که در موقوفات حاج ملا علی کنی به آن اشاره شده، صرف هزینه برای ایتام و خانواده های بی سرپرست است که باید از جهات عاطفی و اقتصادی به این افراد توجه کنیم، چرا که این افراد در جامعه نیاز دارند که به آن ها توجه شود.
پنجمین موضوعی که در موقوفات حاج ملا علی کنی به آن توجه شده، این بوده که علاوه بر توجه به دین و دیانت، قرآن، عترت و مسائل مذهبی، باید توجه به سلامت و بهداشت جامعه را نیز مدنظر قرار داد.
آخرین موضوعی که در وقف نامه حاج ملا علی کنی مشخص شده، مربوط به کسانی است که در جامعه نیازمند هستند و این موضوع نشان می دهد که حاج ملا علی کنی به طبقه عمومی جامعه بخصوص طبقه محروم جامعه توجه داشته اند و این نشان از مردم داری و به فکر مردم بودن وی است.

* * * * * * * *

آیت الله سیدعلی یزدی حایری

ایشان از سادات عریضی و نسل امامزاده جعفر یزد و امام صادق علیه السلام و از عالمان دینی برجسته و مراجع تقلید در سده سیزدهم و چهاردهم می باشد.
وی پس از اینکه دوره سطح را در محضر علامه شیخ محمد تقی ایوانکی اصفهانی به پایان برد، رهسپار کربلای معلی شد و چون در حائر حسینی سکنی گزید، به حائری مشهور شد. او سال ها از حوزه درسی خارج فقه و اصول آیت الله علامه شیخ حسین فاضل اردکانی استفاده برد و گوی سبقت را از هم طرازان ربود تا به دریافت اجازه اجتهاد از ایشان نایل آمد.
سنت حسنه وقف، یادگار واقف خیراندیش آیت الله حایری یزدی در دیار یزد است. گفتنی ست که تحت تأثیر مجموعه عوامل فرهنگی و مذهبی موجود، رقبات متعددی در طول زمان بر مصارف خیریه وقف شده است که به کمک درآمد همین موقوفات آثار و ابنیه های خیریه متعددی ساخته و در طول زمان حفظ شده است. به کمک درآمد همین موقوفات بوده که اماکن مذهبی همچون مساجد و مدارس علیرغم تخریب در طول زمان بازسازی و احیاء گردیده اند.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی

آیت الله غلامحسین تبریزی عبد خدایی در سال ۱۳۰۳ قمری در خانواده ای مذهبی و در یکی از شهرهای شهرستان شبستر به نام وایقان چشم به جهان گشود.
وی در مدرسه طالبیه تبریز به تحصیل پرداخت. در این مقطع، شیخ محمد خیابانی، هم حجره وی بود. تبریزی پس از گذراندن دروس سطح نزد سید ابوالحسن انگجی، برای ادامه تحصیل، به حوزه علمیه نجف هجرت نمود و از درس استادان آن جا بهره مند شد که عبارتند از: آیات عظام: آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، محمد حسین غروی اصفهانی، شریعت اصفهانی.
ایشان بنای باشکوهی به سال ۱۳۹۹ شمسی در مشهد مقدس برای تحصیل طلبه های علوم دینی احداث و وقف کرده اند. مقام معظم رهبری درباره ی برکات این مدرسه چنین می نویسند:
«واقف و مؤسس آن… این مدرسه را برای سکونت طلاب، به سبکی نسبتاً جدید و مدرس بنا نهاده اند. هم اکنون ۲۹ نفر محصل که واجد شرایط مزبور شناخته شده اند در این مدرسه سکونت گزیده و به تحصیل مواد چهارگانه ی یاد شده [فقه، حدیث، کلام، تفسیر] اشتغال دارند…
طلاب این مدرسه مقرری ماهیانه ای از مؤسس دریافت می دارند. این مقرری برای محصلینی که در امتحان داخلی بیش از ۱۵ نمره گرفته باشند، ماهیانه ۳۰۰ ریال و برای دیگران ماهیانه ۲۰۰ ریال است».

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ غلامعلی حاج شریفی خوانساری

آیت الله حاج شیخ غلامعلی فرزند محمد ابراهیم حاج شریفی خوانساری در سال ۱۳۰۶ شمسی برابر با ۱۳۴۵ قمری در خوانسار در بیت علم و فضیلت متولد و پرورش یافت، در کودکی همراه خانواده اش به تهران رفت. بر اثر عنایت خاص والدش در هفت سالگی در امتحان کلاس سوم ابتدایی پذیرفته شد، در هشت سالگی سایه پر مهر پدر را از دست داد و در حالی که تنها فرزند خانواده بود به همت والده ی مکرمه و عموی بزرگوار خویش و صدیق ابویش آیت الله حاج سید احمد صفایی خوانساری در ضمن تحصیلات جدید، شروع به تحصیل مقدمات علوم دینی در خدمت معظم له نمود و مورد عنایت ایشان قرار داشت.
مسجد حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بوئین میاندشت در زمان احداث سمت شمال شرقی شهر واقع و اکنون به علت گسترش شهر، مجاور خیابان موسوم به حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه در مرکز شهر قرار دارد.
این مسجد با زیربنای حدود یک هزار مترمربع با طرح و نقشه ای که مرحوم مهندس حاج حسین لرزاده ارائه نمود و در طبقه سوم آن دارای دو بالکن نسبتاً بزرگ مشرف بر طبقه دوم است ساخته شده است. جنب بالکن سمت غرب مسجد اکنون محل کتابخانه مسجد و سالن مطالعه آن است که از موقوفات مرحوم حاج شریفی خوانساری می باشد.

* * * * * * * *

حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمد باقر نجفی اصفهانی

شیخ محمدباقر اصفهانی متخلص به الفت فرزند شیخ محمدتقی نجفی معروف به آقا نجفی اصفهانی، روحانی معروف عصر قاجار، در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در اصفهان به دنیا آمد. وی در ابتدا در زادگاه خود به کسب علوم اسلامی همت گماشت.
در سال ۱۳۱۹ هـ ق پس از ادای مناسک حج به نجف اشرف سفر کرد.
شیخ محمدباقر در نجف از محضر استادان ناموری همچون میرزای بزرگ شیرازی، آقا ضیاءالدین عراقی، آخوند خراسانی و شیخ الشریعه اصفهانی بهره برد و در انواع معارف اسلامی از قبیل فقه، اصول، فلسفه، حدیث، عرفان و ادب استادی یافت. وی پس از دریافت اجتهاد در علم تاریخ از سرآمدان عهد خود شد و علاوه بر فراگیری ریاضیات قدیم و جدید، در فلسفه، علوم اجتماعی، رجال و فرقه شناسی و به ویژه فلسفه تاریخ مهارت پیدا کرد. از موقوفات ایشان می توان به:
همگی و تمامی موازی هفت طاق از جمله چهارده طاق شش دانگ قریه ابراهیم آباد لنجان از دو دانگ حاجی کبیر معروف که هفت طاق آن سابقاً به علیجاه معلی جایگاه عزت و سعادت همراه محمد جعفر خان، فرزند ارجمند سعادتمند واقف خیر مواقف مصالحه شده، با کافه ی ملحقات شرعیه ی آن از ممار و مداخل و انهار و جدول و شرب و مشارب و اراضی و صحاری و کشتخوانات و سایر مضافات شرعیه ی آن بقدر الحصه الشایعه، بر:
۱ ـ تعزیه داری و روضه خوانی و اطعام سر کار فیض آثار جناب خامس آل عبا و نصّ من بکت علیه الارض و السماء، جناب ابی عبدالله الحسین ـ روحی و روح العالمین له الفداء ـ در همه ساله متولی وقف مرقوم جمع آوری ملک موقوف را فرموده و در دهه ی عاشورا و شب های جمعه ی تمام سال تعزیه داری و اطعام نماید در اصفهان در صورت امکان و الا در هر بلدی که متولی تعیین فرمایند.
و هرگاه در اصفهان بعمل آورند، در خانه متولی یا در تکیه مرحوم مغفور خلد آشیان صدر ـ طاب ثراه ـ در دهه ی عاشورا و شب های جمعه تمام سال تعزیه داری و اطعام نمایند.
۲ ـ و هر قدر از مصارف روضه خوانی و اطعام زیاد آمد، به مصارف مرقومه ذیل برسانند:
الف ـ پاپوش و بالاپوش و نفقه ی زوار مشاهد منوره ی کربلای معلی.
ب ـ روشنایی مشاهد منوره ی کربلای معلی.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ محمد حسین سیبویه

آیت الله حاج شیخ محمد حسین سیبویه حائری در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی در بیت علم و زهد و تقوا در شهر مقدس کربلا دیده به جهان گشود. پدر ایشان حضرت آیت الله حاج شیخ محمدعلی سیبویه رحمة الله علیه از مراجع تقلید حوزه علمیه کربلا و از شخصیت های برجسته شهر بودند.
آیت الله سیبویه پس از گذراندن دوره ابتدایی و مقدمات حوزوی در شهر کربلا، عازم شهر نجف اشرف می شوند و از محضر اساتید برجسته آن زمان استفاده می کنند.
آیت الله سیبویه در سال ۱۳۵۸ هجری شمسی به وسیله عمال حکومتی عراق دستگیر و از شهر نجف اشرف اخراج می شوند و به همراه گروهی از علما عازم ایران شده و در شهر مقدس مشهد اقامت می گزینند.
ایشان در حوزه علمیه مشهد، اقدام به تأسیس مدرسه علمیه امام حسین علیه السلام می کنند و به تدریس تفسیر و درس خارج فقه در این مدرسه می پردازند و بدین صورت حضور با برکت خود را در مشهد مقدس با تربیت صدها شاگرد فاضل و محقق تکمیل می کنند.
حوزه ی علمیه ی امام حسین علیه السلام، موقوفه ایست که این عالم بزرگوار به یادگار نهاده؛ این حوزه ی باشکوه در یکی از مناطق مرکزی شهر مشهد، بازار بزرگ، انتهای کوچه فرعی میر علم خان که از سمت شمال به محله چهارباغ محدود می شود، واقع است.
ایشان از مهاجرت به ایران در سال ۱۳۶۳ شمسی مکانی را برای تحصیل طلاب علوم دینی خریداری و وقف تحصیل طلاب علوم دینی کرد.

* * * * * * * *

آیت الله سید محمد صادق طباطبائی آل بحرالعلوم

علامه سید محمد صادق بحرالعلوم متوفای ۱۳۹۹ ق، از نوادگان علامه سید محمدمهدی بحرالعلوم در سال ۱۳۱۵ قمری در نجف اشرف متولد شد. مقدمات را در مدرسه ی پدرش سید حسن بحرالعلوم آموخت. سطوح را نزد اساتید نجف فرا گرفت.
بحرالعلوم از بسیاری از دانشمندان اجازه روایت دریافت کرد و تألیفات ذی قیمتی از خود بر جای گذاشت. از جمله تألیفات ایشان مجموعه ی دوازده جلدی کشکول است که شامل اجازات، اشعار و تراجم و رساله های علمی و شرح حدیث است. این مجموعه ها همچنان مخطوط مانده و در کتابخانه ی آن مرحوم محفوظ است.
مجموعه کتب وقفی آیت الله بحرالعلوم شامل منابع مهمی است که امروزه مورد استفاده ی پژوهشگران قرار می گیرد. آیت الله بحرالعلوم فهرستی را از کتابخانه خود نوشته که این فهرست شامل سه بخش است:
بخش اول: شامل اسامی کتاب هایی که به اهتمام خود ایشان منتشر شده، همراه با چند کتاب دیگر، مجموعاً ۵۵ عنوان.
بخش دوم: شامل ۶۸ عنوان خطی که نیمی از آن حاوی مجموعه های چند جلدی می باشد که در یک صندوق آهنی (دولاب) قرار داده است.
بخش سوم: حدود ۲۰ عنوان خطی دیگر که در بخش دیگر از کتابخانه جای داده است.
عنوان این نسخه ها به ۲۷۵ می رسد. کتب خطی، نسخه های نفیس و گرانبهایی است که مرحوم بحرالعلوم آنها را به سختی تهیه کرده است.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ محمد علی نجفی اصفهانی

حاج شیخ محمدعلی نجفی معروف به ثقه الاسلام، فرزند حاج شیخ محمدباقر فرزند شیخ محمدتقی رازی اصفهانی می باشد. ایشان در ربیع الاول سال ۱۲۷۱ در اصفهان متولد شد.
فرزندان مرحوم آقای حاج شیخ محمد علی، وقف مؤبد صحیح شرعی نمودند:
تمامی دو دانگ مشاع از کل ششدانگ قریه ی قهشافران، دارای پلاک شماره ی پانصد و چهارده، واقع در دهستان لنجان، بخش پنج اصفهان را با حق الشرب تابعه از نهر کرکن مطابق معمول محل و قدرالحصه از یک رشته قنات دائر و کافه ی توابع و لواحق قریه ی نامبرده به قدر سهم، به نحوی که طبق سند مالکیت ششدانگ قریه را مالک و متصرف بوده اند (بالمناصفه) که هر یک از آقایان نامبرده یک دانگ از سه دانگی ملکی خود را مورد وقف قرار دادند.
و سند مالکیت قریه ی نامبرده به شماره ی بیست و سه، صادر و در صفحه ی یکصد و پنجاه و دو [ی] دفتر اول املاک بخش نه، به تاریخ دوازدهم مرداد یک هزار و سیصد و یازده ثبت شده و حدود و مشخصات آن کلاً به شرح سند مالکیت نامبرده است.
[وقف است] بر مدرسه ی مرحوم حاج شیخ محمد علی والدشان، دارای پلاک سیصد و دوازده، موقوفه ی معلوم التولیه ی واقع در بازارچه ی دروازه حسن آباد بخش چهار اصفهان که سند وقفیت آن به شماره ی ۵۳۲ صادره و در صفحه ی ۹۷۳ دفتر سوم املاک بخش چهار ثبت شده [است].
و مصارف وقف از قرار تفضیل ذیل است:
۱ ـ تعمیر مدرسه و اصلاح آن و زیاد نمودن عمارت مدرسه و اصلاح آن به نحوی که متولی صلاح بداند.
۲ ـ هر سال معادل یک هزار ریال از عایدی دو دانگ مرقوم در ایام وفات حضرت صدیقه ی طاهره علیها السلام (در صورتی که از موقوفه ی هر سال که همین مصرف در وقفنامه ی آن قید شده به مصرف روضه نرسیده باشد) صرف مخارج روضه خوانی و عزاداری آن حضرت و اولاد طاهرین آن حضرت در مدرسه ی مرقومه بشود.
۳ ـ بقیه ی عاید آن به طلاب ساکنین مدرسه با ملاحظه ی خصوصیات طلاب در کم و زیاد وجهی که به آنها داده می شود، بر حسب نظر متولی داده شود.
۴ ـ و هرگاه بعد از مصارف مزبوره چیزی از عایدات زیاد آمد، به طلاب مدرسه داده شود که قرآن و دعا بخوانند.
در بازارچه ای موسوم به حسن آباد که گویا منسوب است به «حسن بیک اق قوینلو» معروف به «اوزون حسن» مدرسه ای هست به نام مدرسه مرحوم حاج شیخ محمد علی ثقه الاسلام.
مرحوم حاج شیخ محمد علی مدرسه خود را در بازارچه حسن آباد در سال ۱۳۱۷ هـ. ق به پایان رساند و نخستین ابتکاری که واقف (مرحوم آشیخ محمد علی) در تأسیس این مدرسه به آن امر فرموده، این است که بر خلاف مدارس ایران که در قدیم دارای مدرس نبوده، در شمال این مدرسه یک اتاق بزرگ به شکل تالار احداث، و مفروش می کند به عنوان مدرس که تا امروز هم این مکان مفروش و آماده درس طلاب است.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ محمد محسن آقا بزرگ تهرانی

آیت الله شیخ محمد محسن (آغا یا آقا بزرگ) تهرانی، عالم بزرگ شیعه، کتابشناس و رجالی بزرگ، در ۱۱ ربیع الاول سال ۱۲۹۳ هـ. ق. در تهران به دنیا آمد.
اوایل دوست داشت که به کار و کسب و تجارت همانند پدرانش مشغول شود ولی با نظر مدبرانه پدرش که رغبت زیادی برای دروس علوم دینی پسرش داشت، او مشغول دروس حوزه شد.
علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در وصیت نامه خود پس از شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری حضرت رسول و امامت امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش (علیهم السلام) به دارایی خود از این جهان وصیت کرده است.
طبق این وصیت قسمتی از خانه مسکونی به همسر و فرزندانش اختصاص دارد و سرداب آن به عنوان مقبره علامه تهرانی تعیین شده و کتابخانه ایشان نیز برای استفاده عموم وقف گردیده است.

* * * * * * * *

آیت الله حاج شیخ مرتضی جلیلی

حاج آقا مرتضی جلیلی ملقب به ظهیر العلماء به سال ۱۲۹۳ هجری قمری در کرمانشاه متولد شده، فرزند آیت الله آقا عبد الرحیم جلیلی زنگنه کرکوکی و برادر حضرت آیت الله آقا شیخ محمد هادی جلیلی است.
حاج شیخ مرتضی جلیلی شناسنامه شماره ۷۱۰۰ کرمانشاه فرزند مرحوم آقای حاجی شیخ عبدالرحیم، با رضا و رغبت، حبس مؤبد مخلد نمود، ششدانگ قریه ده لر معروف به سراب هرسم پلاک ۱۸۹ بخش ۶ کرمانشاهان دهستان هرسم به استثناء یک قطعه زمین موسوم به زمین پشت کوه سه سر و یک حجر طاحونه و یک قطعه بیشه و اعیان سی و دو باب خانه رعیتی برابر سند مالکیت مربوط به اضافه ی شش دانگ یک قطعه زمین موسوم به زمی دم گر جنب اراضی ده لر سراب هرسم پلاکهای مربوطه واقع در بخش شش کرمانشاهان دهستان هرسم با محدوده مندرج در اسناد مالکیت مربوط و بنا به آنچه آقای حاج شیخ مرتضی جلیلی اظهار کرده اند در قریه سراب هرسم عمارت مالکی و بنای آسیاب مروتوری غیره گردیده که مطلقاً از عنوان حبس مذکور خارج و مختص به مالک است.
شرایط:
۱ ـ مادام الحیات تولیت با خود حابس بوده که به طریقه ی معین آتی عمل کند؛
۲ ـ بعد از فوت حابس تولیت محبوسه با زوجه ی دائم ایشان بانو منیره سادات صبیه ی مرحوم افتخار الحکماء پزشکان جلیلی والده آقایان عبدالمحمد و مسعود و بانو پروین که آن والد مشارالیه هستند می باشد که به شرح آتی عمل کند؛
۳ ـ در مدت بیست و پنج سال خورشیدی از تاریخ این ورقه سالی پنجاه خروار غله بالمثالثه دو ثلث گندم و یک ثلث جو بعد از اخراجات دولتی و مقررات مورد حبس دو ثلث آن را به فقراء و مستحقین غیر سادات و یک ثلث دیگر آن را به سادات مستحق بپردازند با مصلحت متولی که اقوام فقیر حابس در این مورد حق تقدم خواهند داشت و آنچه از پنجاه خروار محل محبوسه اضافه باشد یک ثلث آن حق متولی و بقیه کما فرض الله بین ورثه حابس تقسیم گردد، بدیهی است مادام که خود حابس زنده است از بیست و شش سال مذکور محسوب خواهد شد.
۴ ـ در صورت فوق بانو منیر السادات مذکور که دارای تولیت است، تولیت این محبوسه با آقای مهدی معروف به افتخار شناسنامه شماره ۷۱۴ کرمانشاهان و آقای عبدالمحمد شناسنامه شماره ۲۶۱ ـ فرزندان کبیر حابس خواهد بود که به طریق مذکور عمل کنند و بعد از فوت آقایان مهدی و عبدالمحمد فرزندان حابس هر یک از اولاد ذکور و اناث وی که متدین باشند تولیت این محبوسه با آنان خواهد بود، و در این مورد حابس مدیون کرده است متولیان فوق الذکر را که دقت در نصب متولی بعد ننمایند.

متن کوتاه وقف – «بودن بعد از نبودن»

به همین سادگی

همه چیز برایت مهیا کرده است. «تو» را به وجود آورده و نعمت هایش قابل شمارش نیست. هر چه داری از «او» داری! حالا برخی از چیزهایی که ارزانیت کرده را برای بندگانش خرج کن. وقف همین است.
امام علی علیه السلام می فرمایند:
[برای] رضایت خداوند [وقف کردم] تا به سبب آن مرا داخل بهشت برین فرماید و از آتش دورم دارد و آتش را از صورتم دور فرماید، در روزی که صورت هایی سفید و صورت هایی سیاه اند. [بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۸۴]

* * * * * * * *

فریم های بالابر

موبایلت زنگ می خورد، باز هم از مرکز فرهنگی قرآنی امام زاده است. مثل همیشه خواهش می کنند با دوربینت بیایی و از مراسم امام زاده عکس بگیری. چند روز قبل دوربینی نو خریده ای و نمی دانی دوربین قدیمی ات را چه کنی! نیاز بیشتری به فکر کردن نیست. دوربین قدیمی ات را از همین لحظه وقف کن برای مرکز فرهنگی قرآنی امام زاده. هر فریمی که عکس بگیرند «تو» یک پله به خدا نزدیک تر می شوی.
از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید، پیش از رسیدن روزی که در آن روز (قیامت) نه دادوستدی است و نه دوستی و واسطگی (و هیچ کدام به کار نمی آید). [بقره، آیه ۲۵۴]

* * * * * * * *

معجزه سه حرفی

مردم از ابتدا به دنبال اکسیر جاودانگی بوده اند. چیزی که باعث شود برای همیشه وجود داشته باشند! «مرگ» سه حرف است که باعث می شود تمام شویم. اما کلمه سه حرفی دیگری هم هست که باعث ماندگاری ما می شود. اکسیر جاودانگی همین است: «وقف»
هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه که دوست می دارید (در راه خدا) انفاق کنید. [آل عمران، آیه ۹۲]

* * * * * * * *

نرم افزار بهشتی

برای تکمیل پژوهش هایت چند نرم افزار خریده ای. حالا دیگر نیازشان نداری. می دانی که خیلی از دانشجوها نیازمند این نرم افزارها هستند. لازم نیست پول زیادی داشته باشی تا وقف کنی. همین نرم افزارها، که مبلغشان چند ده هزار تومان بیشتر نمی شود را وقف کن برای دانشجوهای دانشگاهت. حالا «تو» هم واقف هستی.
علی علیه السلام فرمود:
کسی که مال و ثروتی دارد، با آن به خویشاوندانش نیکی کند و خوب مهمانی دهد و بوسیله آن، گرفتار و اسیری را آزاد سازد، همانا رسیدن به این ویژگی ها، بزرگواری های دنیا و شرافت آخرت است. [مستدرک نهج البلاغه، ص ۱۷۴]

* * * * * * * *

از کم شروع کن

دایره وقف خیلی گسترده است. هر کجا، هر چیزی را برای هر کسی می توان وقف کرد. چیزی هم که کم نیست، مشکل است و گرفتاری. نگاهت به هر طرف که باشد، نواقصی را می بینی که می توانی رفعش کنی. از موارد کوچک و جزئی مثل یک فرش برای نمازخانه مدرسه، یک آب سردکن وسط بازار، یک رشته برق برای روستا و چند شارژ موبایل و… یا موارد بزرگتری مثل مسجد و خانه و بیمارستان و… وقت آن نرسیده که «تو» هم برای وقف بسم الله بگویی؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که با اختیار، ثروت خود را از خوبان دریغ کند، خداوند به ناچار، مال او را صرف اشرار و بَدان می کند. [بحارالأنوار، ج ۹۳، ص ۱۳۱]

* * * * * * * *

علم برای رشد کردن، پدر و مادر می خواهد

سابقه وقف برای فعالیت های علمی در کشور ما به صدها سال گذشته می رسد. نظیر موقوفه رَبع رشیدی که یک شهرک بزرگ دانشگاهی در اطراف تبریز بوده و در ۱۴ استان فعلی و ۵ کشور خارجی موقوفات دارد. در عصر حاضر مراکز علمی بزرگی مثل دانشگاه های هاروارد، آکسفورد، نظامیه بغداد و الازهر مصر نمونه های مراکز علمی هستند که توسط وقف اداره می شوند. حال که قرار است ایران قله های علمی را فتح کند نیاز به گسترش موقوفات علمی بسیار احساس می شود.
امام علی علیه السلام:
زیاد کار نیک انجام دادن عمر را می افزاید و نام را پرآوازه می سازد. [تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۳۸۶]

* * * * * * * *

قلّک جادار

آدم ها خیلی چیزها را نگه می دارند برای روز مبادا. روزی که محتاج می شوند و دستشان کوتاه است. مثلا پول را پس انداز می کنند برای آنکه اگر خدایی ناکرده روزی بیماری سراغشان آمد هزینه ای برای درمان داشته باشند! روز قیامت همه ما نیازمندیم و چه چیزی بهتر از آنکه از حالا به فکر روز مبادایمان باشیم! وقف پس انداز است برای روز مبادا.
امام علی علیه السلام می فرمایند:
صدقه و وقف دو ذخیره اند، آن ها را رها کنید برای روز قیامت. [دعائم الإسلام، ج ۲، ص ۳۴۰]

* * * * * * * *

بچه ها را عاشق کنید

دست کودکتان را بگیرید و چند جا یا چند چیز وقف شده را نشانش دهید. بعد برایش توضیح دهید که هر کسی که از این مکان ها یا چیزها استفاده می کند ثوابش به آن واقف هم می رسد. بچه ها عاشق وقف می شوند!
امام علی علیه السلام فرمود: از روی میانه روی و اعتدال، اسراف را رها کن و امروز به یاد فردا باش، از ثروت به اندازه ضرورت نگهدار و بیش از آن را برای روز نیاز خود (در قیامت) پیش بفرست. [نهج البلاغه (فیض الإسلام) نامه ۲۱]

* * * * * * * *

یک سد پر از لبخند

در ترمینال ها خانواده هایی هستند که وسایلشان زیاد است. گاهی جای چند چرخ دستی خالی است برای جا به جایی وسایلشان. چرخ دستی هایی که رایگان باشند و همه بتوانند از آن استفاده کنند. این چرخ دستی ها بهانه خوبی هستند برای اینکه «تو» هم واقف شوی! اطرافمان پر است از همین مسائل ریز ریز. فقط کافی است چشمانمان را باز کنیم.
امام علی علیه السلام:
خوشا به حال کسی که اضافه بر نیاز خودش از اموالش را انفاق می کند. [بحارالانوار ج ۹۶ ص ۱۱۷]

* * * * * * * *

آبسرد کن!

اینکه وظیفة مسئولان است تا آب شرب هر شهری را تامین کنند، باعث نمی شود که «تو» منصرف شوی از خرید یک دستگاه آب سرد کن و وقف آن در گوشه ای از شهر! آدم های خسته و تشنه هر جرعه که بنوشند با خنک شدن جگرشان «تو» بالاتر می روی!
کار خیر و صدقه، فقر را می بَرند، بر عمر می افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور می کنند. [من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۶]

* * * * * * * *

مشکلات… پَر!

قرار نیست در وقف، فقط دنبال مکان های مقدس باشیم. وقف برای باز کردن گره های زندگی مردم است و رفع مشکلات آن ها، امامان معصوم ما، باغ وقف می کردند، چاه آب، درختان خرما، یا زمین و قنات و آسیاب و… فقط برای رفع مشکلات مردم. به اطرافت نگاه کن. یک مشکل را پیدا کن و سعی کن در حد وسعت با وقف آن مشکل را حل کنی.
امام صادق علیه السلام:
انفاق کن و یقین داشته باش خداوند جای آن را پر می کند. [من لا یحضره الفقیه ج ۴ ص ۴۱۲]

* * * * * * * *

همه می توانند

برای اینکه اسمتان جزو کسانی ثبت شود که در آبادی خانه خدا نقشی داشته اند، حتماً لازم نیست فرش کل مسجد را متقبل شوید یا هزینه بازسازی مسجد را داشته باشید. با نگاهی دقیق تر، شما هم می توانید اسمتان را در لیست الهی واقفین مسجد ثبت کنید.
خرید چند کتاب، یک جاکفشی کوچک، تعدادی مُهر یا تأمین هزینه تعدادی فرش…
وقف برای همه است. همه می توانند.
علی علیه السلام فرمود:
ای فرزند آدم! خودت وصیّ خود باش و درباره دارایی خود، آنگونه عمل کن که می خواهی پس از تو با آن، آنگونه عمل کنند. [نهج البلاغه، حکمت ۲۴۶]

* * * * * * * *

ثبت نام کنید…

بچه هایی که کار فرهنگی می کنند بزرگترین دارایی زندگی شان یعنی وقتشان را گذاشته اند پای این کار. نیاز دارند به واقفانی که کمکشان کنند با هر چه که می توانند. یک کامپیوتر، یک دستگاه کپی، یک مودم اینترنت و… مهم نیست که دارایی مان برای وقف کم است. مهم این است که اسممان در دفتر وقف خداوند ثبت شود! همین.
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
مبادا از خرج کردن در راه طاعت خدا دریغ کنی، که ناچار شوی دو برابر آن را در راه نافرمانی خدا خرج کنی! [بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۲۰]

* * * * * * * *

تزریق امید

نیازهای مناطق محروم زیاد است. ما که نمی توانیم همه آن ها را حل کنیم. اما می شود دل بچه های آن مناطق را شاد کرد. چند اسباب بازی برای بازی آن بچه ها وقف کنیم. خنده ها و شادی هایشان به همه چیز می ارزد.
و نیکی های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و امیدوارکننده تر است. [سوره کهف، آیه ۴۶]

* * * * * * * *

کاردرست باش

انسان ها کمال را دوست دارند. اینکه به انتها برسند و بالا و بالاتر روند. حالا در هر زمینه ای که هستند! یک معلم دوست دارد بهترین و بالاترین معلم باشد. یک دانشجو دوست دارد به انتهای علم برسد و یک مؤمن واقعی دوست دارد هر چه می تواند به خدا نزدیک تر شود و به فکر این است که کاری کند که بعد از مرگش هم نزدیک شدنش به خدا قطع نشود.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
شش چیز است که (ثواب آن ها) بعد از وفات مؤمن به او می رسد: فرزندی که برایش آمرزش طلبد، مصحفی(قرآن) که از خود بر جای گذارد، نهالی که بکارد، آبی(مانند نهر و قنات) که جاری سازد، چاهی که حفر کند و سنّتی (و کردار نیکی) که بعد از او به کار بسته شود. [منتخب میزان الحکمه، ص ۵۲۲]

* * * * * * * *

راز ماندگاری را افشا کن

انسان های زیادی هستند که از وقف سر در نمی آورند یا اینکه اهمیتش برایشان روشن نشده است. لازم نیست حتماً چیزی را وقف کنی تا در ثواب وقف شریک باشی. انسان هایی که از وقف چیزی نمی دانند را به وقف دانا کن. همین که وقف کنند اسم تو نیز در کنارشان پیش خدا ثبت می شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
کسی که دیگری را بر کار نیک راهنمائی کند همانند کسی است که کار نیک انجام می دهد. [کافی، ج ۴، ص ۲۷]

* * * * * * * *

مشارکت در دانش

همه ما کتاب های زیادی داریم که آن ها را خوانده ایم و احتیاج خاصی به آنها نداریم. و اطرافمان پر است از آدم هایی که نیاز دارند به خواندن آن کتاب ها. رویشان بنویسیم «وقف خوانده شدن» و وقفش کنیم برای خواندن مردم. صفحه اولش یک کاغذ بچسبانیم تا کسانی که می خوانند اسمشان را بنویسند. مدت ها بعد شاید کتاب از بین رفته باشد اما افراد زیادی آن را خوانده اند و در علم و دانششان ما هم سهیم بوده ایم.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
هیچ کس را بهره ای از دنیایش نیست، جز همان مقدار که آن را خرج آخرتش می کند. [غررالحکم، ج ۵، ص ۸۷]

* * * * * * * *

آستین بالا بزن! یا علی بگو!

وقف را قبول داری و توانایی داری که آنرا انجام دهی! اما یک گوشه می نشینی و منتظری تا دیگران کاری کنند و قدمی بردارند! نه! این راهش نیست. پیش قدم شو برای وقف. اگر وقف خوب است، نشستن، ما را به فایده هایش نمی رساند. باید که پیش قدم شد! خیلی ها از عمل تو الگو می گیرند و پس از مدتی آن ها هم واقف خواهند شد.
علی علیه السلام فرمود:
کسی که کارهای شایسته ای از خود به یادگار گذارد که دیگران از او پیروی کنند، هرگز نمرده است (بلکه زنده جاوید است). [کنزالفوائد، ج ۱، ص ۳۴۹]

* * * * * * * *

ارزیابی نیت ها

با توجه به شرایط جامعه، مشکلات روز و مسائل جدید وقف کنیم. آیا در این خصوص در جامعه کمبودی جدی دیده نمی شود؟ آیا نمی شود وقف را به گونه ای دیگر هم دید؟! مثلا مکانی را برای سکونت چند ساله زوج های جوان در ابتدای زندگی مشترک وقف کرد.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:
هر کس که چشم به راه مرگ باشد، در کارهای خیر، شتاب می کند. [بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۷۱]

* * * * * * * *

جوانه سبز روی دامن سپید

همسرت برای شب عروسی ات لباس عروسی قشنگی خریده است. چند سالی داخل کمد خاک می خورد. نمی دانی بفروشی اش یا به کسی بدهی. بعد فکر جدید به ذهنت می رسد: چه می شود اگر این لباس را وقف استفاده عروس های فقیر فلان منطقه محروم کشور کنم؟
امام صادق علیه السلام:
برآوردن نیاز مؤمن بهتر است از آزاد کردن هزار بنده و بهتر است از تجهیز کردن هزار اسب برای جهاد در راه خدا. [کافی ج ۲، ص ۱۹۳، ح ۳]

* * * * * * * *

مکتبخانه عشق

در برخی از مناطق کشور دسترسی به کتاب های کمک درسی بسیار سخت است و قدرت اقتصادی هم برای خانواده ها وجود ندارد که این کتاب ها را تهیه کنند. می شود یک یا چند کتاب کمک درسی خریداری کرد و برای استفاده بچه های محروم آن منطقه وقفشان کرد.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله:
بذل و بخشش دارایی، زینت متقین است. [بحارالانوار ۱۳۳/ ۷۷]

* * * * * * * *

کوله پشتی سنگین

بعضی از ما شب ها خواب نداریم و ذهنمان مشغول مال و اموالمان است. نگاهی به خودمان بیندازیم و مال و اموالی که با مرگ ما نمی مانند و حالا فقط کوله پشتی مان را سنگین کرده اند. آن مال ها می توانند پله ای شوند برای بالا رفتنمان. حتما یک چیز ولو کوچک، در این کوله پیدا می شود همان را وقف کنیم.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله:
پاداش نیکوکاری زودتر از هر کار خوب دیگری می رسد. [ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص ۱۶۶]

متن کوتاه وقف – «معامله با خدا»

ثروت تان را اینگونه نگه داری کنید!

فکرش را بکن فردا از بانک تماس بگیرند، بگویند حق تصرف در اموالت را نداری! هر چه در حسابت پس انداز کرده ای را بگیرند و بگویند «خوش آمدی» و تو صدایت به هیچ کجا نرسد! چه حالی پیدا می کنی؟
شصت سال، هفتاد سال، یا خیلی خوش بینانه اش، نود سالِ بعد، چنین اتفاقی در واقعیت خواهد افتاد. چه بخواهی چه نه! از دنیا می روی و هر چه مال و منال جمع کرده ای می افتد دست دیگران و تو هیچ «حقی» نسبت به دارایی ات نخواهی داشت. دیگر نمی توانی تصمیم بگیری چطور و کجا خرج شود! یک عمر تلاش کنی و آخرش این طور تمام شود؟ اگر حس خوبی به این اتفاق نداری، خدا یک راه ساده پیش پایت گذاشته: «وقف»!
شاید وقت آن باشد که بیشتر با وقف آشنا شویم!

* * * * * * * *

وقف یعنی چه؟

وقف یعنی اینکه انسان بخشی از دارائی اش را برای خود نگه دارد و از سود آن، تا قیامت، استفاده کند. همه اموال و دارائی خود را برای کسانی که خیلی زود فراموشش می کنند جا نگذارد، بلکه قسمتی از آن را با وقف نمودن، حبس کند تا بتواند برای همیشه از دسترنج و نتیجه کار خود استفاده کند.

* * * * * * * *

سرمایه ای برای روز مبادا

روز مبادا یعنی روزی که دستت خالی است!
از قدیم تا کنون بشر برای روزهای مبادا نیازهای اساسی اش را ذخیره می کرده. برای ما که مدت کوتاهی در مزرعه ی دنیا زندگی می کنیم، روز مبادا یعنی روزی که دیگر نمی توانیم در زمین مان چیزی برای آخرت مان بکاریم. روزی که دست مان را گرفته اند و باید منتظر نتیجه باشیم. آیا راهی هست که برای این روز مبادا خیری ذخیره کنیم؟
امام علی علیه السلام این راه را نشان می دهد: «صدقه و حَبس (وقف) دو ذخیره ای هستند که باید برای وقت شان (روز قیامت) گذاشته شوند»

* * * * * * * *

بودن در حال نبودن

وقتی دکتر به تو بگوید «یک ماه بیشتر زنده نیستی» تمام تلاشت را می کنی تا در این فرصت باقی مانده «خوب» باشی، اشتباهاتت را جبران کنی و تا می توانی کار خیر برای آخرتت «ذخیره» کنی. چون تو هم مثل همه ی اطرافیانت باور داری که با رفتنت از دنیا دستت کوتاه می شود و فرصتت تمام!
اما در این فرصت کوتاه می توان کارهای بزرگی انجام داد. می توان با وقف کاری کرد که تا قیامت پرونده اعمال خوبمان بسته نشود و هیچ وقت دستت از دنیا کوتاه نشود.

* * * * * * * *

باغی که یک درش در این دنیا و در دیگرش به بهشت باز می شود

یکی از بهترین روزهای عمرش بود که زمینش را وقف کرد و گفت «هر تابستان درآمد محصولات این زمین را خرج نیازمندان کنید»
صد و پنجاه تابستان از آن موقع گذشته و هر سال بیشتر از صد خانواده ی نیازمندِ شهر با این هزینه حمایت می شوند. او سال هاست که دستش از دنیا کوتاه است اما زمینِ زراعی اش هم چنان در حال پُر کردن پرونده ی اعمالش است!

* * * * * * * *

معامله با خدا!

«وقف» معامله ای است که هم خریدار و هم حسابرسِ آن یک نفر است. وقف معامله ی آدم با خداست!
پس طرف معامله جنس را می خرد و خودش بر آن چه فروخته شده نظارت می کند. او آن قدر دانا و اهل حساب کتاب است که هیچ چیز را از قلم نمی اندازد. حتی اگر قرن ها بگذرد و نسل ها بیایند و بروند. حتی اگر تو نباشی. تا ابد در مقام قضاوت نشسته و سود معامله ات را حساب می کند و تا قرانِ آخرش را سرِ وقت پرداخت می کند.

* * * * * * * *

همه می توانند واقف باشند

می گوید برای «واقف» بودن باید سرمایه ی زیادی داشت! آن قدر که بتوان مدرسه ساخت، مسجد ساخت، همه ی فقرا و ایتام شهر را حمایت کرد …
شخص بیش از آن که نیاز به «سرمایه» داشته باشد، نیاز به «باور قلبی» دارد. سرمایه در وقف «ایمان» است. کافی است نیازهای کوچک اطراف مان را بشناسیم….
گاهی با یک کتاب، آب سرد کن، چراغ روشنایی، گاهی نیز با جمع شدن چند نفر و شریک شدن در ایجاد وقف می توان به افتخار واقف شدن نائل شد.

* * * * * * * *

بهترین مکان سرمایه گذاری را بشناسید

کافی است به یک باره سرمایه ای دست مان بیاید. به اولین چیزی که فکر می کنیم این است: «پولم را کجا سرمایه گذاری کنم که هم مطمئن باشد و هم سودش زیاد باشد؟»
کدام بانک و بنگاه اقتصادی را می شناسی که اعلام کند حتی پس از مرگ به مشتریانش «سود» بدهد؟
من می شناسم. خدا این وعده را داده. وقتی دارایی ات را به نیت «وقف» می بخشی، سرمایه ی کوچکت را به کسی سپرده ای که حتی بهتر از خودت از آن حفاظت می کند و سودی که از این سرمایه گذاری به تو می رسد را هیچ چرتکه و ماشین حساب و ابررایانه ای نمی تواند حساب کند!

* * * * * * * *

مربّی وقف باشیم!

آموزش «وقف» زیاد سخت نیست! یک پنج هزارتومانی بدهیم به فرزندمان بگوییم «با این پول کاری کن که تا روز قیامت برایت سودآور شود» و بعد اجازه بدهیم به راه های مختلف فکر کند. اجازه بدهیم خلاقیتش را به کار ببندد. شاید لازم باشد یک روز و یک هفته این معما در ذهنش بی جواب بماند و فکر کند.
پاسخ معما می تواند خرید یک کتاب باشد و وقف آن به کتابخانه ی مدرسه! آن وقت بی تردید شما پنجره ای از شناخت «وقف» را در دل فرزندتان باز کرده است! به همین سادگی!

* * * * * * * *

کاری کنیم که کتابهایمان چندین بار خوانده شوند.

قفسه ی کتاب های خیلی از ما پر شده از کتاب های بی استفاده. همیشه فکر می کنیم این کتاب ها یک روزی به دردمان خواهند خورد اما بیشترشان را حتی یک بار هم ورق نمی زنیم! کتاب های توی قفسه، سال ها خاک می خورند و خاک می خورند و دست آخر یا ساکن انبار می شوند، یا توی کارتن های دربسته گوشه ی کمد جاسازی می شوند.
کافی است همین حالا سری به قفسه ی کتاب های مان بزنیم، آن ها را که مطمئنیم به کارمان نمی آید جدا کنیم و در اقدامی ساده وقف مدرسه ها، شهرها و روستاهایی کنیم که امکانات علمی و دسترسی کمتری دارند!
بگذاریم کتاب هایمان به جای خاک خوردن کمی ورق بخورند!

* * * * * * * *

هر وقفی که برای خدا باشد، قبول است.

هر کسی دارایی اش را براساس تشخیص خودش وقف می کند. یکی نیاز فامیل خودش را می شناسد، یکی نیاز مردم محله اش را، یکی نیاز همشهری ها را و یکی نیاز تمام مومنین جامعه را!
جنس نیاز هم همین طور است. یکی به مسائل مذهبی توجه می کند، یکی کمبودهای رفاهی و اجتماعی را می بیند، یکی دست گیری از نیازمندان را ضروری می بیند و یکی حوزه ی علم و دانش را!
فرقی نمی کند! هر وقفی در هر اندازه ای از نگاه خدا قابل قبول است. به شرطی که «در راه خدا» باشد.

* * * * * * * *

به اختیار شماست!

آن را از جهتی به «عام و خاص» تقسیم می کنند. عام مثل «کتابخانه های عمومی»، «دانشگاها»، «پارک ها» و… . و خاص مثل «کتابخانه ای ویژه بچه های کار»، «دانشگاهی برای درس خواندن بچه های فقیر»، «پارکی برای بانوان» و… .
این محدوده را خود «شما» تعیین می کنید. نگاه کنید ببینید دوست دارید نفع این کارتان به چه قشری برسد. عموم مردم یا افرادی خاص؟ به دلتان و نیاز مردم نگاه کنید. پاسخ همانجاست.

* * * * * * * *

به سادگی می توان وقف نمود.

در همین کوچه ها و خیابان های شهر که کمی قدم بزنیم وقف های ساده، با هزینه کم ولی هوشمندانه ای را می بینیم که مشکل مهمی را حل کرده اند.
خیابانی است شلوغ با عابرانی زیاد و مراکز مختلف اداری ای که هر روز میزبان انبوهی از مردم هستند، خستگی، شلوغی، کارهای اداری و انسان های تشنه ای که آب آشامیدنی سالم و رایگان در این خیابان یافت نمی کنند، انسان زرنگی «آب سرد کن» می خرد و وقفش می کند برای عابران، سالهاست در یکی از خیابان های اصلی شهر این مخزن را می بینم که رویش حک شده است: «وقف برای عموم»
و عابرانی که با هر جرعه نوشیدن آب و سلام دادن به امام حسین علیه السلام دعا می کنند به جان واقف این مخزن وقف به همین سادگی است!

* * * * * * * *

همه با هم باشیم می توانیم

هرچه فکر می کرد که چه چیزی را وقف کند چیزی به ذهنش نمی رسید از طرفی هم با خودش می گفت مال آن چنانی ندارم تا وقفش کنم اداره اوقاف مشکل این افراد را حل کرده و آن اینکه کسانی که مال آنچنانی ندارند می توانند در موقوفات مشارکتی شرکت کنند و هرچه در توان دارند وقف نمایند. مثلا مشارکت در ساخت بیمارستان تخصصی سرطان که با مشارکت مردم ساخته و وقف می شود و عموم مردم استفاده خواهند کرد.

* * * * * * * *

برای هر موضوع خوبی، می توان وقف نمود

موضوع خاصی در ذهنم بود به سایت رهبری مراجعه کردم به دنبال آن موضوع بودم که جملاتی از مقام معظم رهبری نظرم را به خود جلب کرد معظم له فرموده بودند «اکنون عرصه های متعددی برای وقف وجود دارد که از جمله آنها پزشکی، علم و آموزش، تحقیقات و پژوهش، علوم جدید، محیط زیست و ترویج دین به شکل های مدرن هست.»
با دیدن این جمله موضوع خودم را فراموش کردم و به موضوعات مطرح شده فکر کردم و به پویایی دین و رهبرم افتخار کردم که چنین افکار والایی در ترویج و گسترش علوم از طریق دین وجود دارد.

* * * * * * * *

در ثواب وقف با هم شریک شویم

همه فامیل دور هم جمع بودیم که برای پدربزرگ مرحومم کار خیری بکنیم.
نظرات بسیار بود تا اینکه من گفتم وقف کنیم همه تعجب کردند و برخی به مبلغ باقی مانده از ارث پدربزرگ اشاره کردند و گفتن سرمایه کافی برای وقف را نداریم.
ولی من گفتم بهتر است همه مبلغی وسط بگذاریم اینگونه وقف مشارکتی انجام داده ایم.
خانه ای بخریم و وقفش کنیم و آن را به مدت معلوم در اختیار زوج های جوانی قرار دهیم که خانه ندارند. تا ثواب این کار به روح پدربزرگمان برسد.

* * * * * * * *

همه می توانند مبلّغ و مروّج قرآن باشند

در امامزاده روستایمان پای منبر نشسته بودم. حدیثی از پیامبر شنیدم که قرآن را یاد بگیرید و به دیگران یاد دهید. فکرم خیلی مشغول بود که چکار کنم، من که سواد نداشتم، سنی هم از من گذشته بود و حال یادگیری نداشتم.
با روحانی امامزاده مشورت کردم و نتیجه گرفتیم که باغم را وقف قرآن و فعالیتهای قرآنی کنم.

* * * * * * * *

ایستگاه آخر

وقف را می شود با سادگی انجام داد و هیچ از ثوابش کم نمی شود که خدای کریم به وسع انسان ها نگاه می کند نه زیادی مالشان، فقط باید کمی اندیشه کرد، کمی فکر کرد و تصمیم گرفت برای عمل کردن به آیه ۴۸ سوره کهف که می فرماید:
«الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ الْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَیْرٌ أَمَلًا»
«مال و فرزندان زینت زندگى دنیایند، و نیكى هاى ماندگار، ثوابش نزد پروردگار تو بهتر و امید بخش تر است»
و قطعا وقفی که به درد جامعه بخورد یکی از بهترین نیکی های ماندگار است. به دارائی ات نگاه نکن. به وقفت و مزد پروردگار نگاه کن.

* * * * * * * *

اثر ماندگار

در امامزاده نگاهم به تابلویی افتاد که در آن نوشته شده بود پیامبر به همراه اصحابش مقدار زیادی خرما را برای فردی که دستش از دنیا کوتاه است خیرات می کردند. در آخر خرمایی باقی می ماند و پیامبر به حاضران می فرمایند: «اگر این خرما را در زمان حیاتش خیرات می کرد ثوابش بیشتر از تمام این خرماها بود.»
به فکر فرو رفتم که تا زنده ام خودم برای آخرتم عمل خیری انجام دهم. تصمیم گرفتم مقداری از اموالم را وقف امامزاده کنم که تا همیشه برایم ثواب بنویسند.

متن کوتاه وقف – «تا ابد…»

فکر بلند

بعضی ها فکرشان خیلی بلند است. مردی مزرعه ای را وقف کرد و گفت: درآمد این مزرعه را هدیه بخرید و روزهای جمعه به بیمارستان بروید و از بیمارانی که عیادت کننده ندارند، عیادت کنید.

* * * * * * * *

نماز و وقف

فکر و فرهنگ نماز، مسأله مسجدسازی و قرار دادن موقوفات برای آن را در جامعه به وجود می آورد. صدها هزار قطعه زمین و مغازه و مزرعه در طول تاریخ وقف مساجد شده که این خود یک صدقه دائمی و یک حرکت الهی و خدمت اجتماعی است که در شعاع نماز و مسجد نصیب مردم می شود.
وقف چراغی است که انسان برای فردای خویش می فرستد. وقف نشانه تداوم مالکیّت انسان بعد از مرگ است. وقف نشانه عشق به مکتب و مردم است.

* * * * * * * *

مضاربه با خدا

وقف مضاربه بی ضرر با خداست. این هایی که مضاربه می کنند، پول می دهند ممکن است سرمایه شان از بین برود. همین الآن که داشتم می آمدم در ماشین یک کسی زنگ زد که فلانی پول گرفته برای تجارت ورشکست شد. وقف یعنی مضاربه با خدا، مضاربه با خدا شکست ندارد. چون «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى» [سوره توبه، آیه ۱۱۱] به بهشت می خرد.

* * * * * * * *

انفاق بی منت

وقف، انفاق بی منت است. چطور؟ آدم وقتی زنده است پول به کسی می دهد، ممکن است منت بگذارد. من بودم که تو را داماد کرد. جهیزیه ات را من درست کردم. خانه ات را من به تو وام دادم. هی می گوید: من، من… اما وقتی وقف می کنی می میری، دیگر طرف را که استفاده می کند نمی بینی که بر سرش منت بگذاری. بنابراین وقف انفاق بی منت است.

* * * * * * * *

وقف به کوثر رسیدن است

کسی که از پول نگذرد؛ در خط قارون است. کسی که از پول بگذرد؛ در خط خدیجه است. خدیجه مال کثیر داد، خداوند به کوثرش رساند. خدیجه پولدار بود. مال کثیر داد، مادر کوثر شد. مال کثیر بدهیم تا به کوثر برسیم. وقف از کثیر گذشتن و به کوثر رسیدن است.

* * * * * * * *

وقف برای صدای مظلوم

در ایران کسی چیزی را وقف کرده که درآمدش کم است. گفته همین درآمد کم را بدهید به کسانی که ناله مظلوم را به مقامات رسمی برسانند و این موقوفه درآمدش خرج این شود. این، فکر می خواهد ممکن است کی که در روستایی مشکلی دارد، ناله اش به جایی نرسد. در قدیم چنین وقفی داشتیم.

* * * * * * * *

زیاد شدن کم با وقف

حدیث داریم: وقتی انسان می میرد همه چیزش از دنیا قیچی می شود؛ اما اگر در دنیا درختی کاشته باشد، هر کس در طول زمان از چوب و میوه و سایه اش استفاده کند (حتی اگر پرونده ای از آن استفاده کند و مثلاً لانه ای در آن بسازد) ثوابش را به آن آقایی که صد سال پیش این درخت را کاشته است می دهند. حدیث داریم: اگر کسی کشاورزی کند، حتی اگر پرنده و خزنده و چرنده از محصولات کشاورزی بخورند، ثوابش را به کشاورز می دهند. وقف، یک چیز کم را زیاد می کند.

* * * * * * * *

خدا همه چیز را می بیند

می فرماید: «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ» [سوره بقره، آیه ۲۷۰] نذر و وقف و پول هایی که در راه خدا می دهی، خدا می داند. خُب خدا همه چیز را می بیند؛ اما می خواهد بگوید: پول دادن در راه خدا حسابش جداست. این یعنی خطّ ویژه. قرآن راجع به وقف و برای تشویق به وقف کردن مطالبی دارد:
«يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ» [سوره شعراء، آیه ۸۸] روزی می آید که مال و بچّه به درد نمی خورند. بچّه های شما اگر از «خوب ها» باشند، خدا بندگان خویش را گرسنه نمی گذارد؛ اما اگر بچّه های بدی باشند، آدم برای بچّه ها نباید زیاد غصّه بخورد؛ البتّه از این جهت که پدر است به مقدار جهیزیه، به مقدار یک مسکن و اتاق باید به آنها بدهد. اما اینکه بگوید: من می خواهم برای رفاه حال فرزندانم یک استخر درست کنم! در حالی که بچّه های همسایه ۸ نفر هستند و یک یخچال ندارند! آیا این که یک نفر همه چیز داشته باشد و یک دیگر چیزی نداشته باشد، صحیح است؟!

* * * * * * * *

استدلال عوام

رئیس هیئت بود، فرش های مسجد را برداشته بود و در حسینیه انداخته بود. روی آن هم ظهر عاشورا غذا می داد و مردم با کفش می آمدند و فرش ها حسابی چرب و خاکی و کثیف می شد. به او گفتند: ای رئیس هیئت! آخر این فرش ها برای مسجد است، چیزی که وقف مسجد است، نمی شود در حسینیه آورد. گفت: آقای شیخ برو! ابوالفضل دست هایش را برای خدا داده است، خدا زیلوهایش را برای ابوالفضل نمی دهد؟ آقا جان! ابوالفضل دست هایش را برای خدا داد که تو خلاف شرع نکنی.

* * * * * * * *

تصمیم به هنگام خشم

شخصی نزد من آمده بود تا همه اموالش را وقف کند. گفتم: انگیزه ات چیست؟ گفت: این همسر کذایی، این بچه کذایی، اصلاً از زندگی سیر شده ام.
دیدم خیلی عصبانی است، گفتم: تو ناراحت هستی و از بغض اینکه چیزی به خانواده ات نرسد می خواهی اموالت را وقف کنی. این وقف قبول نیست برو کمی فکر کن.

* * * * * * * *

وارثان می خورند

وقف جلوگیری از بریز و بپاش وارثان است. آدم که مال زیاد گذاشت، وارثان بخور بخور راه می اندازند. اسراف و تبذیر می کنند. اما اگر بخشی از مالش را وقف کرد، یک چیزی هم برای وارث ها بگذارد. دیگر اینقدر نیست که به عیاشی بیافتند. وقف جلوگیری کردن از اسراف و تبذیر وارثان است.

* * * * * * * *

پرتاب فندق برای جمع کردن گردو

آنکه به کارها ارزش می دهد رنگ الهی داشتن است. افرادی هستند که وقتی کمک می کنند، کمک را روی ریال می آورند. افرادی هستند که اگر یک سطل زباله وقف یک مسجد یا خیابانی بکنند، روی سطل زباله می نویسد واقف جناب فلانی. افرادی هستند که یک چیز کوچکی را که می خواهند برای یک مؤسسه خیریه وقف کنند، حتماً به کنار آن اسم واقف را می نویسند. البته ممکن است این نوشتن خوبی هائی داشته باشد که دیگران هم تشویق بشوند؛ اما ممکن است بدی هایی هم داشته باشد که ریاکاری باشد. یعنی من این پنکه را دادم؛ وقتی به پنکه اسم خودم را نوشتم، این زیلو و این فرش و این ماشین را من دادم؛ با اینها خودم را بزرگ می کنم و قرآن می گوید کمک کن یعنی از خودت از مالت بگذر؛ نه اینکه از مالت بگذر و خودت را بیشتر بزرگ کن! ما بعضی وقتها فندق پرت می کنیم به عشق اینکه گردو جمع کنیم.

* * * * * * * *

امدادرسانی دائمی

امدادرسانی کار انبیاء است. پیغمبرها بودند که امدادرسانی می کردند. امیرالمؤمنین عمری کشاورزی کرد، همه ی اموالش را وقف کرد. بهترین امدادرسانی وقف است. گاهی امدادرسانی لحظه ای است. گاهی دائمی است. گاهی امداد فنی و حرفه ای است. می گویند: هر کسی را دوست نداری به او ماهی بده بخورد. هر کسی را دوست نداری این رقمی کمکش کن. برای امدادرسانی ماهی به او بده. هر کسی را دوست داری، تور به او بده که خودش ماهی بگیرد. هر کسی را خیلی خیلی دوست داری، توربافی یاد او بده. همین که ما بتوانیم به یک جوان بیکار کار بدهیم، یک دختر را خیاط کنیم. یک پسر را مکانیک کنیم. امدادرسانی دائمی، نه امدادرسانی که حالا خرما بدهیم، چادر بدهیم. این یک امدادرسانی واجب است و لحظه ای. امدادرسانی دائمی!

* * * * * * * *

قید و بند زیاد نزنید

کمی در وقف ها و انفاق ها باز و خالص نیت کنید. قید و بند زیاد نزنید. کسی می آید، و پولی می دهد و می گوید: دلم می خواهد از این پول، ساختمان سه گوش بسازی به اسم من و در شهر من. خب اگر برای خدا می دهی، این قدر به آن قید و بند نزن. به یک نفر مورد اطمینان خود بده و بگو ببین خودت و خدا برای یک مصرفی خرج کن. اینقدر قید نزن که چنین و چنان باشد.
مثلاً مدرسه ای را وقف کرده، آدم می خواهد وضو بگیرد و نماز بخواند، گفته است این مدرسه وقف همین آدم های این جاست. حالا عبورکننده ای آمده وضو بگیرد، معذور است. نمی تواند از اینجا استفاده کند.

* * * * * * * *

کمبود مدرسه

بسیاری از عزاداری ها به خاطر زمین ها و مغازه هایی است که وقف شده است. چقدر خوب است کسی که زمین دارد، مقداری از آن را برای مدرسه وقف نماید. چون ما کمبود مدرسه داریم و در برخی مدارس در ۳۰۰ متر، ۶۰۰ بچه درس می خوانند و جا برای نفس کشیدن نیست. پس به آموزش و پرورش کمک کنید.

* * * * * * * *

بچه های بی خیر

افرادی هستند از بچه هایشان امید خیری ندارند، بچه هایشان در وادی اسلام یا نیستند یا آن کناره ها هستند و از عمرشان هم ۵۰، ۶۰ سال گذشته است، اگر چیزی دارند، چقدر خوب است که آن را وقف کنند. وقتی از وقفتان درمانگاهی در روستا ساخته شود، مریضی که در آستانه مرگ است به درمانگاه مراجعه و از مرگ نجات می یابد. این مریض که سالم شد هر عبادتی بکند، اجرش به شما که درمانگاه را وقف کرده اید می رسد. یا اگر از درآمد مزرعه تان آن مخارج درمانگاه داده می شود، در اجر او شریک هستید.

* * * * * * * *

آمپول وقف

اگر الان یک آمپولی در آورند بگویند: آقا این آمپول یک میلیون تومان قیمت دارد، هر کس این آمپول را بزند، ۸۰ سال عمر او، ۱۶۰ سال می شود. حضرت عباسی همه در صف می رویم و پول می گذاریم که این آمپول را بزنیم تا عمرمان دو برابر شود. حالا یک آمپول به نام وقف است ۳ تا هم ویتامین دارد: «و»، «ق»، «ف» اگر انسان این آمپول وقف را به داراییش بزند، برای ابد می ماند.

* * * * * * * *

وقف ده تومانی

ما عاشق کتاب نیستیم؛ اما از عاشقان کتاب برایتان بگویم. هر وقت حرف وقف را می زنیم می گویند ما که مزرعه نداریم وقف کنیم! پاساژی و سرمایه ای نداریم که وقف کنیم. این وقف را برای پولدارها بگو. وقف ده تومانی می شود؟
بله وقف کتاب! اگر فکر بالا باشد وقف مهم نیست. چه خوب است اگر هر کدام همان یک کتاب، دو کتاب و ۲۰ کتاب را وقف کنیم.

* * * * * * * *

مانع راه خدا

«اللَّهُمَّ إِنّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَصُدَّ عِبَادَک» [بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۱۸۰] پناه می برم از این که «يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ الله» [سوره اعراف، آیه ۴۵] باشم. پناه می برم از این که حرکتم، راهم، کارم، مانع راه خدا باشد. مگر مانع خدا هم می شود؟ بله، انسان کاری انجام می دهد که جلوی راه خدا را می بندد. وقف را می خورد. زمین وقف را می رود به اسم خودش می کند، افراد دیگر می گویند برو بابا، موقوفات را دیدی چطور بردند خوردند، من چطور وقف کنم؟ همین که احساس می کند افرادی مال وقف را خوردند، این دیگر عشق وقف کردن اموال درِش از بین می رود.
***
نگفته: «بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً» تا سی سالگی، تا چهل سالگی، نگفته تا زنده ای، بعد از مرگ هم می توانیم احسان کنیم؟ بله، چطور؟ قالی را وقف می کنم از خانه ام یک قالی می برم در مسجد، می گویم این قالی وقف مسجد، ثواب این وقف مالِ پدرم، بعد هم من خودم می میرم، بابایم مُرده، خودم هم مُردم، اما من با اینکه مُردم چون چیزی را وقف کردم، ثواب این به پدر و مادرم می رسد. زمان ندارد.

* * * * * * * *

خودبینی یا جامعه بینی

کسانی که چیزی را وقف می کنند؛ معنایش این است که اینها دیگر خودبین نیستند، جامعه بین هستند. یعنی نمی گوید این باغ مال من باشد؛ می گوید این وقف باشد که کل مردم استفاده کنند. آن وقف چه برکاتی دارد این وقف ها. شما به آثار وقف فکر کرده اید؛ کسی که خوابگاهی را وقف دانشگاه می کند، می گوید: من یک خوابگاه می سازم برای دانشجوهای بی مسکن بعد تمام دیپلمه هایی که می آیند آنجا دکتر، مهندس و… می شوند و لیسانس و فوق لیسانس می گیرند. تمام خدمات ارزنده ای که بعداً می دهند پاداشش را آن کسی می برد که وقف کرده است؛ و لذا چیزی را هم که وقف می کنید وقف خاص نکنید. بعضی ها می گویند این وقف این مسجد است. بابا! بگو وقف مردم.

* * * * * * * *

ممکن است سر کارشناس را هم کلاه بگذارد

یک جمله هم به کسانی که مال موقوفات دستشان است:
ممکن است از اداره اوقاف بیایند بگیرند، ممکن است از یک تکه اش غفلت شود. ممکن است کارشناس قیمت گذاری کند؛ ولی ممکن است آدم سر کارشناس هم کلاه بگذارد. چون بشر موجود عجیبی است. یک کسی می گفت: خدایا تو شر مردم را از سر ما کم کن، ما خودمان می دانیم با شیطان چه کنیم. یعنی آدم می شود با شیطان کنار بیاید، منتها مردم خیلی عجیب هستند. اگر کارشناس اوقاف هم آمد برای مالی که دست شماست نرخی تعیین کرد، خودت و خدا می دانی که قیمت این عادلانه نیست، باید بگویی. این هم یک تذکری بود برای کسانی که مال وقف دستشان است. آقایان کارشناس هم باید مواظب باشید، گاهی وقت ها خطرناک است. زود آدم می لغزد.

* * * * * * * *

وام بی اضطراب

افرادی که به دیگران وام می دهند، دغدغه دارند که آیا او پول را بر می گرداند یا خیر؟ اما وقتی شما چیزی وقف می کنید، از وقتی که آن وقف می شود، برکات و ثوابش را خدا برای شما ثبت می کند و اجر خدا اضطراب ندارد. بنده می روم یک حدیثی را در کتابخانه مطالعه می کنم و آن را در تلویزیون می خوانم. میلیونها آدم این حدیث را گوش می دهند و از آن استفاده می کنند، من آن حدیث را از کتاب خوانده ام، و آن کتاب وقفی است. یعنی یک کتاب هزار تومانی، میلیونها برکت دارد. یک خوابگاه و یک حوزه که وقف می شود، فردا هر کار خیری که این دانشجو یا طلبه انجام دهد، وقف کننده در آن کار خیر شریک است. یعنی دایماً سود دارد، سودِ بی دلهره: «إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً» [سوره کهف، آیه ۳۰] قرآن می فرماید: ما کار کسی را که عمل خیری انجام می دهد، ضایع نمی کنیم.

* * * * * * * *

وجدان راحت واقفین

انسان وقتی غذایی می خورد و می بیند دیگران ندارند، به دلش نمی نشیند (مگر آنکه سنگدل باشد.) انسانی که عاطفه دارد، انسانی که احساس و وجدان دارد، اگر چیزی بخورد که دیگران آن را نداشته باشند، غمناک است؛ اما وقتی به دیگران داد خیالش راحت است. انسان وقتی میهمانی می رود و چند رقم میوه جلوی او می گذارند اگر در خانه ی آنها میوه نباشد ناراحت می شود؛ اما اگر بداند خانواده او هم از آن میوه دارند آرامش پیدا می کند. آدمی که وقف می کند وجدانش راحت است و می گوید: الحمدلله که خوردم و به دیگران هم دادم. این انسان، به عواطف و احساساتش جواب داده است.

* * * * * * * *

یک جوری که نشود خورد

هر چیزی که وقف می کنید رویش حکّاکی کنید که مثلاً این کاسه وقف است، این دیگ وقف است، کنار فرش ها ببافند که این وقف است. با کاشی کاری بنویسند. چون اگر این طور نباشد قورتش می دهند و یک آب هم رویش می خورند! فکر هم نکنید که این کامپیوترها جواب می دهند. این همه کامپیوتر در وزارتخانه ها است، یک وقت می بینی خیلی راحت یک کشتی در دریا گم شد. در میدان بار یک دانه کامپیوتر هم نیست، یک نفر ندیده که یک گونی سیب زمینی گم شود. ذی حسابی و روابط عمومی و جمع بندی و هماهنگی و… یک وقتی می بینی همه با هم خوردند! یک جوری کنید که نشود خورد. مثل عصا کنید. چوب را آدم می تواند بخورد و آب هم رویش بخورد، اما وقتی عصا شد در دهان گیر می کند.

* * * * * * * *

تو را به حضرت عباس اذیت نکنید

بعضی خدا رحمتشان کند خوب آدمهایی بودند. منتهی مردنشان اسباب دردسر شده. نذر کرده این وقف این کار بشود. آقا از دنیا رفته نذر کرده که گردوهای این مزرعه را بفروشید بالای حرم امام رضا علیه السلام دور تا دور بنشینید دعای توسل بخوانید بابا حرم امام رضا علیه السلام چقدر جا دارد همه مردم را بیرون می کنند یک عده می نشینند و دعای توسل می خوانند. می گوئیم آقا این میدان را چرا خالی کردید برای این ها. زوار جا تنگ است می گویند بانی نذر کرده خوب آنرا نمی شود کاریش کرد بخوانید چون وصیت را نمی شود تغییر داد.
وصیت و وقف قابل تغییر نیست؛ ولی تو را به حضرت عباس اذیت نکنید.

* * * * * * * *

عوض لوستر روی قبر

کسی که مدرسه فیضیه را وقف کرده یا مغازه ای یا پاساژی را وقف کرده است، اگر در مدرسه فیضیه یا مدارس دیگر طلبه هایی که درس می خوانند و بعد بلند می شوند به این طرف و آن طرف می روند. امام باقر علیه السلا و امام صادق علیه السلام می گویند: شریک اجرش همان آقایی است که این را وقف کرده است.
در مملکت ما محروم زیاد است، بیست هزار روستا داریم که دبستان ندارند، ما ۲۰ هزار نفر داریم که وضع مالی شان خوب است؛ این ها هر کدام یک نامه ای به آموزش و پرورش می نویسند که ما یک مدرسه می سازیم و این مدرسه را وقف کنند و به آموزش و پرورش بدهند. آن وقت در این روستا تا ابد هر چقدر بچه ها خواندن و نوشتن یاد بگیرند ثوابش مال او است. عوض اینکه انسان برود یک مقبره بخرد، یا یک لوستر روی قبرش بگذارد، یا فرش ابریشم بیندازد یا یک دسته گلی بیاورند و روی قبرش بگذارند، کار خیر این است که وقف بکنند. وقف کار خوبی است بسیار هم ارزش دارد. عمر ۵۰ ساله را ۵۰۰ ساله می کند. و چقدر خوب است که آدم خودش از عمرش خیر ببیند.

* * * * * * * *

رئیس دزدها

چیزی که خیلی مهم است این است؛ که: بعضی ها مال وقف را خورده اند! کسانی که مال موقوفه را می خورند مال اداره اوقاف را نخورده اند؛ بلکه مال آن گرسنه هایی که این موقوفات زندگی آنها را تأمین می کرد خورده اند و نام اینها را باید دزدهای بین المللی گذاشت. چون اگر پول بدزدد از جیب قرائتی دزدیده است. اگر یک چیزی وقف یتیمی، امام حسین علیه السلام، عزاداری، تشنه ای، گرسنه ای، برهنه ای و… شده و کسی آن را خورد این دزد، دزد بین المللی است. و در نهج البلاغه داریم، رئیس دزدها کسی است که مال بیت المال را بدزدد. این خیلی خطرناک است. و کسانی که مال موقوفه در گلویشان است و قوه قضائیه در حال در آوردن آنهاست، عددشان بیش از ۱۲ هزار نفر است. یعنی ۱۲ هزار نفر دزد موقوفات هستند! هر کس سراغ دارد که فلان مال وقفی است و اداره اوقاف خبر ندارد، بیاید و خبر بدهد. چون اداره اوقاف که از همه چیز باخبر نیست.

* * * * * * * *

گاوصندوق گوشتی

علاقه ی به دنیا! علاقه ی مفرطش خوب نیست. آنجا که خدا انتقاد می کند، می فرماید: «وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا» [سوره فجر، آیه ۲۰] «حُبًّا جَمًّا» یعنی علاقه ی مفرط دارد. این بد است. که انسان دیگر به فقراء کمک نمی کند، هیچ وقف و ایثار و خدمتی به جامعه نمی کند، مرتب پول جمع می کند و یک گاوصندوق گوشتی می شود. گاوصندوق آهنی در بانک ها هست در مغازه ها هست. بعضی ها گاوصندوق گوشتی هستند. یعنی هیچ نم پس نمی دهند. این بد است. بخل، بد است. وگرنه دنیا، خوب است.

متن کوتاه وقف – «همه واقف باشیم»

وقف؛ شجره طیبه

خداوند متعال در قرآن می فرماید: «ألَمْ تر کَیْفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَة طَیِّبَةَ أصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ» [سوره ابراهیم، آیه ۲۴] آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبة» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!
شجره طیبه ریشه اش ثابت است و شاخه هایش در آسمان. وقف هم این است. شما که یک چیز را وقف می کنید اصلش هست و برکات آن هر سال است.

* * * * * * * *

وقف قرآن کم است

این مدارسی که برای قرآن هست تحت عنوان مدرسه قرآن، کلاس قرآن، دارالقرآن، مکتب القرآن، محفل قرآن، شبی با قرآن، به این ها بها بدهید. بخشی از وقف ها، وقف قرآن باشد. مقداری که برای امام حسین علیه السلام وقف شده برای قرآن نشده. قرآن و امام حسین علیه السلام با هم هستند.

* * * * * * * *

توشه آخرت

«وَ مَا تُقَدِّمُوا لأنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللهِ هُوَ خَیْراً وَ أعْظَمَ أجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا الله إِنَّ الله غَفُورٌ رَحِیمٌ»
هر عمل نیک که برای آخرت خود پیش فرستید، پاداش آن را نزد خداوند می یابید و آن اجر و ثواب آخرت، بس بهتر و بزرگ تر و بیشتر است. [سوره مزمّل، آیه ۲۰]

* * * * * * * *

طوق گردن

بعضی ها که وقف نمی کنند، قرآن می گوید: «یحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ» [سوره همزه، آیه ۳] تو فکر می کنی مالت به تو ابدیت می دهد؟ «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ» آن هایی که پولدار هستند و وقف نمی کنند، فکر نکنند خیر است. «بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ» شر است. «سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا» [سوره آل عمران، آیه ۱۸۰] حدیث نیست. قرآن می گوید، کسانی که مال دارند و کمک نمی کنند مالشان طوق می شود و قیامت به گردنشان می افتد.

* * * * * * * *

درخت ریشه دار و با دوام

امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا مردی را دید که مشغول درختکاری است. ایستاد و فرمود: آیا تو را راهنمایی نکنم به یک نوع درختکاری که ریشه دارتر و بادوام تر است؟… مرد گفت: یا رسول الله! گواه باش که این باغِ من وقف است بر فقرای مسلمین از اهل صفه. پس این آیه ی شریفه نازل شد:
وَ أَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‏ [سوره لیل، آیات ۷، ۶، ۵]

* * * * * * * *

وصیت امیرالمومنین علیه السلام؛ وقفِ خانه

… این است آنچه علی بن ابی طالب آن را در حالی که زنده و کامل بود، صدقه کرده است:
وقف نمود خانه خود را که در بنی زریق دارد، صدقه ای که فروخته نمی شود و هبه نمی گردد تا خدایی که وارث آسمان و زمین است، آن را وارث شود و در این خانه خاله های خود را سکونت داد مادامی که خود یا اولادشان زنده هستند و وقتی مرگ آنها فرا رسید برای محتاج هایی از مسلمانان باشد.

* * * * * * * *

گاوصندوق گوشتی!

علاقه ی به دنیا! علاقه ی مفرطش خوب نیست. آنجا که خدا انتقاد می کند، می فرماید: «وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا» [سوره فجر، آیه ۲۰] «حُبًّا جَمًّا» یعنی علاقه ی مفرط دارد. این بد است که انسان به فقراء کمک نمی کند، هیچ وقف و ایثار و خدمتی به جامعه نمی کند، مرتب پول جمع می کند، و یک گاوصندوق گوشتی می شود. گاوصندوق آهنی در بانک ها هست در مغازه ها هم هست. بعضی ها گاوصندوق گوشتی هستند! یعنی هیچ نم پس نمی دهند. این بد است. بخل بد است. وگرنه دنیا خوب است.

* * * * * * * *

وارثان می خورند!!

وقف جلوگیری از بریز و بپاش وارثان است. آدم که مال زیاد گذاشت، وارثان بخور بخور راه می اندازند. اسراف و تبذیر می کنند. اما اگر بخشی از مالش را وقف کرد، یک چیزی هم برای وارث ها بگذارد. دیگر اینقدر نیست که به عیاشی بیافتند. وقف جلوگیری کردن از اسراف و تبذیر وارثان است. دیگر وارث خیلی پول ندارد که در آن شیرجه برود.

* * * * * * * *

فکر کن هفت تا داشتی!

خیلی ما آدم در مملکت داریم، بیشتر عمرش را کرده است. مثلاً بالای ۶۵، ۷۰ سالش است. دخترهایش به لطف خدا عروس شدند. سر زندگی رفته اند. پسرهایش به لطف خدا داماد شدند. خوب شما که شش تا بچه داری، شش تا سر زندگی رفتند. حالا فکر کن، هفت تا داشتی چه کار می کردی؟ هر کسی احساس کند خدا یک اولاد بیشتر به او داده بود. چطور برای آن اولاد یک جهازیه تهیه می کرد. یک خانه تهیه می کرد. یک چیزی وقف کنیم.
جمع شویم با هم یک چیزی وقف کنیم.

* * * * * * * *

تلقین مریض…

در لبنان وقفی است که درآمد آن صرف افرادی می شودکه بر بالین بیماران در بیمارستان روند و به یکدیگر بگویند فلانی امروز بهتر شده وضع او رو به بهبودی می رود، به طوری که مریض با این تلقین دلگرم شود که خوب شدنی است.

* * * * * * * *

حساب حساب…

اگر وقف کرده اند که شما شب جمعه روضه بخوانید، اگر شما صبح جمعه بخوانید حرام است. اگر وقف کرده اند شما دعای کمیل بخوانی و شما دعای ندبه بخوانی باطل است. اگر وقف شده است شله زرد بدهید شما پلو بدهید، مدیونید. همانطور که هست و وقف شده است انجام دهید. حساب حساب است.

* * * * * * * *

حق الناس در وقف

در جبهه یک نفر تیر خورد و افتاد. همه گفتند شهادتت مبارک! پیغمبر صلّی الله علیه و آله فرمود: نه! این شخص در حق الناس تصرف کرده است، این لباس را بدون اجازه پوشیده است. لذا خداوند ثواب شهید را به او نمی دهد.
… تصرف در غیر نیت واقف هم، حق الناس است.

* * * * * * * *

وجدان هم خوب چیزی است!

مگر می شود هر کسی بگوید: من شیعه هستم؟ در زمین وقفی نشسته و حق وقف را نمی دهد. حضرت عباسی اگر این دکان برای خودت بود، می خواستی اجاره بدهی چقدر اجاره می دادی؟ وجدان هم خوب چیزی است.

* * * * * * * *

عجب فکری!

در یکی از شهرهای استان فارس باغ های استهبانات (پسته و بادام) وقفی شده که مغز بادام و مغز گردو را بدهند به بچه هایی که مسجد می آیند. و با این وقف مسجد را پر از جوان می کنند. عجب فکری!

* * * * * * * *

زیاد شدنِ کم با وقف

وقتی انسان می میرد همه چیزش از دنیا قیچی می شود، اما اگر در دنیا یک درختی کاشته بود، هر کس در طول زمان از چوب و میوه و سایه اش استفاده کرد (حتی اگر پرنده ای از آن استفاده کند و مثلاً لانه ای در آن بسازد) ثوابش را به آن آقایی که صد سال پیش این درخت را کاشته است می دهند.
حدیث داریم: اگر کسی کشاورزی کند، حتی اگر پرنده و خزنده و چرنده از محصولات کشاورزی بخورند، ثوابش را به کشاورز می دهند.
وقف، یک چیز کم را زیاد می کند.

* * * * * * * *

خیرِ از عمر

عوض اینکه انسان برود یک مقبره بخرد، یا یک لوستر روی قبرش بگذارد، یا فرش ابریشم بیندازد یا یک دسته گلی بیاورند و روی قبرش بگذارند، کار خیر این است که وقف بکنند. وقف کار خوبی است بسیار هم ارزش دارد. عمر ۵۰ ساله را ۵۰۰ ساله می کند. و چقدر خوب است که آدم خودش از عمرش خیر ببیند.

* * * * * * * *

فراگیری وقف

وقف عملی است: صالح و باقی، و انفاقی است عاری از منت، و احسانی است خالی از اذیت و به دور از تحقیر شخصیت دیگران، و تصدقی است دائمی و مستمر و بدون ریا، و وامی است بدون اضطراب بازپرداخت، و تعدیل ثروتی است با رضا و رغبت.

* * * * * * * *

وقف… مضاربه با خدا

وقف؛ مضاربه بی ضرر با خداست. این هایی که مضاربه می کنند، پول می دهند ممکن است سرمایه شان از بین برود. وقف یعنی مضاربه با خدا. مضاربه با خدا شکست ندارد. چون «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى» [سوره توبه، آیه ۱۱۱] به بهشت می خرد.

* * * * * * * *

وقف… فکری بلند

بعضی ها فکرشان خیلی بلند است، مردی مزرعه ای را وقف کرد و گفت: درآمد این مزرعه را هدیه بخرید و روزهای جمعه به بیمارستان بروید و از بیمارانی که عیادت کننده ندارند، عیادت کنید.

* * * * * * * *

وقف… چتری بزرگ

وقف همچون چتری بزرگ، سایه خود را بر سر تمامی نیازمندان و محرومان می گستراند و جامعه را از تهی دستی که عامل بسیاری از مفاسد اجتماعی و اخلاقی است، نجات می دهد.

* * * * * * * *

وقف راه طولانی شدن عمر

۸۰۰ سال پیش یک مزرعه، وقف امام رضا علیه السلام کرده است، الآن در آن مزرعه گوسفندانی هست، از گوسفند آن غذا درست می شود، مهمان های امام رضا علیه السلام می روند می خورند. ۸۰۰ سال پیش اثرش الآن ظاهر است. و این کار بسیار خوبی است که کم کم دارد از بین می رود.

* * * * * * * *

وقف… وسیله ی محبوبیت

واقف اگر برای خدا وقف کند، محبوب می شود. اولین خریدارش هم خداست. محبوب خدا می شود، محبوب خلق هم می شود. تا وقتی هم که مردم از وقفش استفاده می کنند ثمرات دنیوی و اخروی این محبت ها نصیبش می شود.

متن کوتاه وقف – «چشمه همیشه جاری»

چراغی از پیش بفرست!

یکی از ثروتمندان بزرگ به یک ضیافت و مهمانی دعوت می شود، شب هنگام به همراه خدمتکار خود به سمت محل مهمانی حرکت می کنند، خادم که برای رفع تاریکی و روشن شدن مسیر چراغی در دست داشت، عمداً پشت سر ارباب خود حرکت می کند.
ارباب می گوید: چراغی که از پشت سر حرکت کند برای من چه فایده ای دارد؟ بیا جلوتر از من حرکت کن تا از نور چراغ استفاده کنم.
خادم، که فردی باهوش و نکته سنج و موقعیت شناس بود، ضمن تصدیق و تأیید سخن ارباب خویش گفت: «آقا جان! من هم همین عقیده را دارم، می گویم: خیرات و مبراتی که پس از مرگ انسان انجام می شود، مانند چراغ پشت سر است و اثر چندانی ندارد، برای جهان آخرتت چراغی از پیش بفرست!»
این سخن پر مغز خادم در آن موقعیت مناسب، اثر فراوانی بر آن فرد ثروتمند گذاشت؛ به گونه ای که بسیاری از املاکش را وقف بر کارهای خیر کرد. تا آنجا که می گویند: بعد از موقوفات حضرت امام رضا علیه السلام، بیشترین موقوفات در مشهد توسط ایشان انجام شده است.

* * * * * * * *

سنت زیبای «وقف»

«وقف»، یکی از مصادیق والای نیکوکاری، نوع دوستی و دیگرخواهی است که بشر با استفاده از آموزه های انبیا، آن را از دیرباز به وجود آورده و در صحنه حیات اجتماعی به امانت گذاشته است. هدف ارزش های اسلامی این است که انسان، امکانات و توانایی های خود را در کارهای خیر، خدمت به بشریت و بخشش و انفاق در راه خدا به کار گیرد و همین موضوع باعث شده تا در جامعه اسلامی بسیاری از مردم، بخش زیادی از دارایی های خود را در راه خدا و اهدافی پسندیده «وقف» کنند. به همین علت «وقف» یکی از نیکی های بزرگ و عظیم و همیشه سودرسان محسوب شده که از نظر اخلاقی، بارزترین تجلی روحیه تعاون اجتماعی و پیشی گرفتن در نیکی ها است.
همچنین رفع بسیاری از نیازمندی های مستمندان و گشوده شدن بسیاری از گره های اقتصادی، با سنت زیبا و حسنه «وقف»، امکان پذیر است.
«وقف»، یکی از نشانه های بارز اهتمام به امور مسلمانان است و برای آنان که در صدد کسب نیکی ها و جلب رضایت خداوند هستند، بزرگ ترین و معتبرترین توشه برای آخرت به شمار می آید. به راستی که وجود انگیزه الهی و ثمرات معنوی دنبال آن، بزرگ ترین مزیت در امر «وقف» است که آن را از دیگر موارد مشابه متمایز می کند.
«وقف»، ثروت و دارایی های انسان را مانند چشمه ای همیشه جوشان می کند که هرگز از فیضان و جوشش باز نمی ایستد و برای همیشه، خیر و برکت را بر بستر زمان و اجتماع جاری می سازد و صاحب خویش را از بهره های عظیم معنوی برخوردار می کند. در احکام اسلامی، «وقف» عملی است که به خاطر مصالح خلق، رضایت پروردگار و بدون منت به دیگران واگذار می شود.

* * * * * * * *

«وقف» در سیره اهل بیت علیهم السلام

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در زمان حیات گهربار خویش نه تنها به دنبال احسان و نیکی به اطرافیان و مسلمانان بودند، بلکه به جهت آینده نگری و تأمین منافع و مصالح مسلمین، به طور عملی به دیگران سنت نیکو و حسنه «وقف» را آموزش می دادند. بسیاری از این بزرگواران خود با دستان خویش برای آبادی باغ ها، مزارع و حفر چاه ها و قنات ها می کوشیدند و پس از به ثمر رسیدن آنها، بدن کم ترین بهره ای، تمام آنها را به مستمندان، در راه ماندگان، فقرا و عموم مردم می بخشیدند.
امام حسین علیه السلام زمین و اشیای دیگری را که ارث برده بود، پیش از اینکه تحویل بگیرد، همه آنها را وقف کرد. [۱]
امام موسی بن جعفر علیه السلام نیز درختان خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حق آب و زمین و… که در اختیار داشت را همگی وقف کرد. [۲]
توجه به سیره و زندگی این بزرگواران ما را به این نکته رهنمون می سازد که ائمه علیهم السلام زندگی خویش را وقف دیگران به ویژه مستمندان و فقرا کرده بودند که ما نیز می توانیم با الگوپذیری از آنان، به اندازه توان خویش، به نیازمندان و محرومان کمک کنیم.
پی نوشت:
۱ ـ دعائم الاسلام، ص ۳۳۹
۲ ـ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۳۱۴

* * * * * * * *

موقوفات امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام با کار و تلاش فراوان و تولید مناسب، نیاز نیازمندان مدینه را برطرف می کرد.
سالانه چهل هزار دینار درآمد باغات او بود که همه آنها را در راه خدا به مستمندان می بخشید تا برای ازدواج جوانان یا تهیه مسکن برای بیچارگان استفاده شود.
امیرمؤمنان علیه السلام موقوفه های بسیاری داشته اند که در تاریخ ثبت شده است. از جمله، محلی به نام «سویقه» در نزدیکی مدینه بود که آل علی علیه السلام آنجا سکونت می کردند و امام علیه السلام این محل را وقف کرد. [۱]
امام علی علیه السلام در «حره الرجلاء» چهار چاه آب حفر کرده بود که به آنها «ذات کمات» می گفتند و همه آنها را وقف نمود. [۲] این در حالی بود که بلافاصله پس از اینکه حفر این چاه ها به اتمام می رسید و پیش از آنکه حتی عرقشان خشک شود، می فرمود کاغذی بیاورید تا آنها را وقف کنم و ارزش این کار هنگامی مشخص می شود که این چاه ها به قیمت امروز، ارزشی چندین برابر چاه نفت داشته است.
همچنین در «حره الرجلاء» دره ای به نام «بیضاء» وجود داشت که دارای مزارع و زمین های خالی بسیاری بود که امام علی علیه السلام پس از آباد کردن آنها، همه آنها را وقف کرد. [۳]
در نزدیکی خیبر و مدینه منطقه معروفی به نام «قصیبه» وجود داشت که آن حضرت آن را نیز وقف کرد. [۴]
بسیاری از این مزارع، باغ ها و چاه هایی را که امام علی علیه السلام با دست خویش آباد کرد، حتی پیش از آنکه از آنها استفاده ای کند، آنها را وقف مردم کرد.
پی نوشت:
۱ ـ معجم البلدان، ج ۳، ص ۳۸۶
۲ ـ تاریخ المدینة، ص ۲۲۴
۳ و ۴ ـ عمدة الاخبار، ص ۳۰۵

* * * * * * * *

اهداف و آثار «وقف»

صدقات جاریه و به ویژه «وقف»، یکی از بهترین و مؤثرترین شیوه های «انفاق» است که موجب می شود تا ابد آثار و خیرات بخشش مال و کمک به مردم به ویژه محرومان و نیازمندان، شامل حال واقف شده و از بهره های معنوی و اخروی آن سود برد. در میان انواع روش ها و شیوه های «انفاق» و «بخشش» و خرج مال در راه خداوند، «وقف» حائز خیر و برکت بسیاری هم برای واقف و هم برای مردم است.
در وقف اهداف زیاد و بی شماری وجود دارد که از آن جمله می توان به:
دستگیری از مستمندان، کمک به محرومان و سامان دادن به زندگی تهیدستان؛ تعدیل اقتصادی؛ هم سطح کردن زندگی مردمان؛ نشر علم و دانش؛ گسترش فرهنگ و آموزش به ویژه آموزش معارف اسلامی و مبانی دینی؛ احداث و تعمیر مساجد، تکایا، کتابخانه ها، مدارس، بیمارستان ها، پناهگاه ها، مراکز عام المنفعه و اداره آنها؛ ایجاد و احداث راه ها و پل ها؛ و… اشاره نمود.
از سوی دیگر، وقف کردن، صفات ناپسندی مانند حرص و دنیاپرستی را ریشه کن می کند و قناعت و نوع دوستی را می پروراند و همکاری و کمک رسانی به افراد را جایگزین خودخواهی و فخر فروختن می کند. وقف کردن، جامعه ای پر از محبت، نوع دوستی و کمک به محرومان را به وجود می آورد، سطح فکرها را بالا می برد و درآمد موقوفه، تشنگان را سیراب و به مسافرانِ در زیرِ سایه سار نیکی، آرامش و آسایش می بخشد.

* * * * * * * *

نقش «وقف» در زنده نگه داشتن حادثه عاشورا

زنده نگه داشتن عاشورا و هر چه پرشورتر داشتن این حماسه بی نظیر تاریخ از اساسی ترین امور و حیاتی ترین مسائل اجتماعی و فرهنگی ملت های اسلامی است.
مردم روشن و آگاه جامعه ما با هدایت و راهنمایی بزرگان دین دریافته اند که عاشورا به مثابه جوهر پویایی دین، مایه اصلی قوام و ماندگاری آن است. از این رو بر پا داشتن پرچم عزای حسین و احیای مکتب عاشورا از طریق وقف اموال و املاک و یا هر طریق دیگر در حقیقت برافراشته داشتن پرچم توحید و مکتب رهائی بخش اسلام است.
بی شک هدف حسین بن علی علیه السلام از قیام خونینش برای بازشناساندن اسلام واقعی از اسلام صوری و به منظور احیای اسلام ناب محمّدی در برابر اسلام تحریف شده اموی بود.
بنابراین بزرگداشت قضیه عاشورا و احیای عزاداری حضرت سیدالشهدا از اهمّ وظائف مسلمین و مایه بقا و عزّت اسلام است و برای تحقق این هدف بزرگ جامعه بیدار شیعه در گذشته های دور و نزدیک بیشترین موقوفات را به این امر مهم اختصاص داده است، به گونه ای که میان دو نماد ارجمند «وقف» و «عاشورا» هم به دلایل اعتقادی و انگیزشی و هم به دلایل تاریخی و اجتماعی پیوندی ماندگار و ناگسستنی برقرار گشته است و زبان اسناد وقف و سنّت عاشورا گویای این پیوستگی است، محرّم انگیزه وقف و وقف مایه تعظیم شعائر محرم است؛ چنان که شاهدیم همه ساله اموال بسیاری در شهرها و روستاها به دستِ دست اندرکاران این گونه موقوفات صرف مراسم ذکر مصائب و عزاداری سیّدالشهدا علیه السلام می شود و بر این اساس وقف نامه های بسیار زیبایی که مضمون آن وقف برای عزاداری است از سرانگشت هنرمندان ایرانی پدید آمده است.

* * * * * * * *

آثار اجتماعی «وقف»

انسان با «وقفِ» مال و دارایی خویش، به حس نوع دوستیِ فطرت خود پاسخ می دهد و با حمایت از مستمندان و حل معضلات اجتماعی، دیگران را در ثروت خود شریک و جامعه را نیز از اموال خویش بهره مند می سازد. مهم ترین اثر وقف این است که فرد تنها خود را نمی بیند و فقط به فکر خویش نیست، بلکه با افراد بسیاری که بیشتر شامل محرومان و مستمندان می شود، احساس همدردی کرده و به فکر آنان نیز خواهد بود. به طور خلاصه می توان آثار اجتماعی «وقف» را چنین بیان کرد:
* از آشکارترین ویژگی های اجتماعی «وقف»، طبقاتی نبودن آن است؛ به این مفهوم که استفاده از بهره های «وقف»، همواره برای همه قشرهای جامعه قابل دسترسی است و در اختیار طبقه ای خاص قرار ندارد.
* نظام «وقف»، یکی از راه های تحقق عدالت اجتماعی است که فرد با اختیار خویش و بدون هیچ گونه اجباری، بخشی از ثروتش را در اختیار جامعه قرار می دهد. از این رو می توان گفت «وقف» در حمایت از گروه های مختلف اجتماعی و جلوگیری از بروز بی ثباتی میان افرادی که دارای وضعیت اقتصادی متفاوتی هستند، نقش اساسی دارد.
* «وقف» نقش بزرگی در ارائه خدمات رفاهی مانند ازدواج، اشتغال، تحصیل و… دارد و از این طریق سهم مؤثری در افزایش امید به زندگی و آینده در جامعه ایفا می کند.
* «وقف» در حمایت از خانواده و انسجام و یکپارچگی آن از طریق حمایت های مالی و نیز حمایت از حقوق افراد ضعیف و بیمار خانواده ها و افرادی که از توانمندی های جسمی کمتری برخوردارند، نقش مهمی دارد.

* * * * * * * *

نقش «وقف» در توسعه فرهنگی

«وقف» همواره در توسعه و ترویج فرهنگ «بخشش»، «ایثار»، «کمک و دستگیری از محرومان»، «انفاق» و… نقش مؤثری داشته است. شاید بتوان تأثیرگذارترین نقشی که برای «وقف» در جامعه قائل شد، رواج نهادهای فرهنگی است که بسیاری از جوانان با این نهادها در ارتباط بوده و از ثمرات آن بهره مند می شوند.
جوانان کشور با همه فرهنگ ها و بینش های گوناگونی که دارند، «وقف» و بنیادهای وقفی و خیریه را نهادی سودمند و در مسیر رشد و تعالی و توسعه همه جانبه جامعه می پندارند. جوانان امروز، به خوبی دریافته اند که «وقف» می تواند گوشه ای از دردهای جامعه را تسکین بخشد و در رشد و توسعه علمی، آموزشی، اخلاقی و انسانی جوامع مؤثر باشد.
«وقف فرهنگی»، به مفهوم برخوردار ساختن اقشار محروم جامعه از مزایای فرهنگی، در جهت توسعه فرهنگ جامعه است و این بهره مندی، سبب رشد جامعه از یک سو و دمیدن روح خلاقیت در جامعه از سوی دیگر می شود. وقتی جامعه ای خلاق شود، تفکر در آن جامعه زنده خواهد شد. با زنده شدن تفکر در یک جامعه، آن جامعه هرگز رو به فقر گام برنمی دارد، زیرا تفکر و اندیشه، جامعه و افراد آن را به شناخت درست از زمان و نقش مؤثر آن در رفع نیازمندی های زمان هدایت می کند. به این ترتیب جامعه در مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای تشخیص و شناخت درست می شود.
«وقف فرهنگی»، تزریق آگاهی و شناخت به افراد محرومی است که اسیر قفس جهالت شده اند و فروزان کردن مشعل نور در دل تاریکی و جهالت انسان هاست.
«وقف فرهنگی» است که تفکر را در سطح افراد جامعه همگانی می کند و افرادی که نهادهای فرهنگی را به جامعه «وقف» می کنند، در حقیقت، اندیشه را به جامعه اهدا کرده اند. اندیشه که بدون آن حتی نمی توان خدای خویش را شناخت و همه باید بدانند که اگر تفکر الهی را به افراد جامعه اهدا کنند، نه تنها جامعه را نجات داده اند، بلکه خود را نیز جاودانه خواهند ساخت.

* * * * * * * *

«وقف»؛ تعاون و برادری

یکی از مظاهر بزرگ اسلامی، روح اخوت و برادری است. خداوند متعال در این باره می فرماید: «همانا مؤمنان با هم برادرند».
در میان کارهای نیکی که در ادیان الهی روی آن تأکید شده است به واژه مقدسی مثل «وقف» برمی خوریم که روح تعاون و اخوت به طور واضح در آن نهفته است که واقفان خیراندیش با «وقف» کردن قسمتی از مال خود، می خواهند که گره از کار انسانی باز شود.
«وقف» به عنوان شکلی از صدقات و به عنوان صدقه ای که همیشه جریان دارد، به نوبه خود سهمی بزرگی نیز در تألیف قلوب مردم داشته و خواهد داشت.
در این باره شارع مقدس به افراد خیّر و نیکومنش سفارش نموده است که حتی با نگاهی وسیع و جهانی، همه انسان های محروم و محتاج فارغ از هر رنگ، نژاد، ملیت و حتی از هر عقیده، مرام و مسلک را در نظر داشته باشند و برای رفع نیازمندی های آنان اقدام کنند.
و چه بهتر که با وقف به بخشش خود رنگ جاودانگی دهد تا برای همیشه محرومین جهان از آن بهره مند گردند.

* * * * * * * *

رویکرد اقتصادی «وقف»

هدف اساسی و اصلی همه نظام های اسلامی از جمله نظام اقتصادی اسلام، کمال ابدی یعنی تقرب به سوی خداست. از دیدگاه قرآن و روایات، انفاق های مالی چه واجب و چه مستحب برای این هدف نهایی نقش عظیم و اساسی دارند. شاید متداول ترین نقش «وقف» را بتوان در رویکرد اقتصادی آن مشاهده کرد. دستورات اقتصادی اسلام که از نگرش ژرف آموزه های الهی به مسائل انسان ها سرچشمه می گیرد، راهکارهایی اصولی را در این زمینه ارائه داده است. «وقف» به عنوان یکی از دستورات مؤکد اسلام، در این باره به گونه ای است که با حفظ اعتبار معنوی ناشی از این اقدام ارزنده، آثار مفید آن نیز به اجتماع می رسد.
«وقف» رویکردی است که بدون هر گونه اختلاف و درگیری، انتقال ثروت ها را در پی دارد و جهشی است به سوی رهایی بینوایان از فقر. گرچه مالیات های اسلامی همچون خمس و زکات نیز نقش قابل توجهی در تأمین اقتصاد جامعه دارند، اما امتیاز «وقف» در این است که واقفان تنها براساس وجدان دینی خود عمل می کنند بدون اینکه ملزم به این کار شده باشند. بارزترین امتیاز «وقف» این است که نمی گذارد مال و دارایی، پراکنده و توزیع شود. به همین سبب «وقف» بهترین وسیله نگهداری مال و ثروت بوده و نمی گذارد کیان ها و بنیادهای اقتصادی از هم بپاشد و تلف شود.
هدف اقتصادی «وقف» این است که سطح زندگی طبقات پایین اجتماع که نمی توانند نیازمندی های زندگی خویش را بدون کمک دیگران رفع کنند، بالا بیاید و از فاصله طبقاتی کاسته شود. نهاد «وقف» از یک طرف مانند چتری بزرگ سایه خود را بر تمام نیازمندان و محرومان می گستراند و جامعه را از فقر و تهیدستی که عامل بسیاری از مفاسد اجتماعی و اخلاقی است نجات می دهد و از طرف دیگر، بخش قابل ملاحظه ای از موضوع تأمین اجتماعی و اقتصادی را توسط خود مردم به صورت خودجوش حل می کند. بنابراین «وقف» سبب بهبود و ارتقای وضعیت عمومی مردم شده که ثروت های خصوصی افراد خیّر را، جذب بر آورده شدن نیازهای جامعه در خدمت رسانی عمومی می کند.

* * * * * * * *

«وقف» و حل مشکلات جامعه اسلامی

بسیاری از معضلاتی که در زمینه های گوناگون گریبان گیر مردم یک جامعه می شود، فقط به وسیله دستگاه های اجرایی قابل حل نبوده و مشارکت و همکاری خود مردم است که معضلات را از سر راه رشد و توسعه آن جامعه بر خواهد داشت. «وقف» نهادی است که از طریق آن می توان بخش قابل توجهی از مشکلات و تنگناهای جامعه را شناخت و اموال و دارایی های افراد نیکوکار را داوطلبانه در جهت رفع آنها به کار بست.
به این ترتیب «وقف» می تواند به اهداف جامعه اسلامی کمک فراوانی کند. «وقف» می تواند در کم کردن کسری بودجه بیت المال نقش مؤثری داشته باشد، مثلاً هنگامی که یک مدرسه یا بیمارستان از طریق «وقف» تأسیس می شود و به جامعه خدمت می کند، در واقع، بیت المال را از هزینه های ایجاد و اداره یک مدرسه یا بیمارستان معاف کرده است.
همچنین «وقف» با کمک در تأمین خدمات عمومی، هزینه های دولت را کم می کند. از دیگر مشکلات دولت ها، توزیع عادلانه درآمد و ثروت است که «وقف» می تواند وسیله مناسبی برای توزیع مجدد و حمایت مستقیم و غیرمستقیم از اقشار آسیب پذیر جامعه باشد، بدون آنکه هزینه ای بر بودجه دولت تحمیل کند.
بیکاری نیز یکی از معضلات مهمی است که در این زمینه «وقف» می تواند کمک مؤثری به دولت ها بکند، زیرا براساس سنت «وقف»، گروه بسیاری از طبقات گوناگون جامعه به گونه ای با اوقاف در ارتباط اند که تمام این موارد از میزان بیکاری در جامعه می کاهد و اگر فرهنگ «وقف» و اوقاف در جامعه ای رونق گیرد، قطعاً درصد قابل توجهی از آمار بیکاری کاسته خواهد شد.

* * * * * * * *

«وقف»؛ راهی برای عدالت اجتماعی

وقتی به فلسفه همه اعمالی که از نظر اسلام نیک شمرده شده، توجه کنیم، این نکته برجسته می شود که یک طرف دیگر این اعمال به دیگران و جامعه برمی گردد و به نوعی منفعت دیگران در آن نهفته شده است. این تلاش در جهت خدمت به مردم، سرلوحه و زیربنای برنامه های اسلام است. نمونه بارز این اعمال، «انفاق» است؛ که یکی از جلوه های آن «وقف» است.
«وقف» یکی از بهترین و مؤثرترین وسیله تکامل اجتماعی است که در آن فرد یا افراد از روی اختیار و انتخاب خویش، بخشی از مال و امکانات خود را به جامعه می بخشند تا مورد استفاده عموم قرار گیرد و منافع آن نیز در راه تأمین نیازمندی های مردم و تحقق عدالت اجتماعی مصرف شود.
به همین علت «وقف» ارتباط تنگاتنگی با مصالح عمومی دارد. به وسیله عمل «وقف»، ثروتمند به فقیر می اندیشد و توانا به سراغ ناتوان می رود و بسیاری از نیازمندی های عمومی از این راه می تواند برطرف شود؛ و به این ترتیب نوعی عدالت اجتماعی در جامعه رواج می یابد.
«وقف» باعث می شود تا مال و ثروت از محدوده منافع شخصی خارج شود. «وقف» دستور نیست، بلکه عملی است داوطلبانه که برای برخوردار کردن بقیه از اموال شخصی صورت می گیرد که در حقیقت، نوعی تعدیل ثروت و توزیع درآمد است.
و به راستی «وقف» روشی است که به خوبی مفهوم این جمله که اسلام، آیینی اجتماعی است را به خوبی نمایان می کند و آثار آن مانند رود پر آبی در بستر زمان جاری می شود و به یکی از فرازهای زیبای اسلام یعنی «عدالت اجتماعی» ختم می شود.

* * * * * * * *

«وقف» و نیازهای جدید

از صدها سال پیش تاکنون، واقفان خیراندیش با اختصاصِ بخشی از اموال خود برای خدمت مستمر به جامعه در قالب روش پسندیده «وقف»، منشأ خدمات فراوان علمی، فرهنگی، هنری، رفاهی و بهداشتی در جامعه بوده اند.
گستره «وقف» آن چنان وسیع است که در هر زمان با توجه به نیازهای جامعه، می توان موقوفات را صرف این نیازهای جدید کرد. در ایام قدیم، موقوفات بیشتر شامل مواردی مانند احداث دارالایتام، کتابخانه، مساجد، قنات، پل، آب انبار و… می شد، اما در حال حاضر این نیازها تغییرات عمده ای کرده است.
از جمله مصارفی که در بین موقوفات سال های اخیر مشاهده می شود، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
احداث بیمارستان برای بیماران خاص مانند بیماران مبتلا به هموفیلی و انواع سرطان ها؛ کمک به تحصیل ایتام و تأمین مخارج زندگی آنان؛ احداث پرورشگاه برای کودکانی که والدین خود را از دست داده اند؛ کمک به دانشجویان و اطفال بی بضاعت؛ کمک های نقدی به افراد حادثه دیده در بلایای طبیعی مانند سیل، زلزله و آتش سوزی؛ تهیه لوازم تحصیل دانش آموزان بی بضاعت، احداث ساختمان برای افراد بی بضاعت؛ تأمین مخارج ازدواج برای جوانان نیازمند؛ ایجاد مراکز توانبخشی؛ تلاش برای بازپروری افراد معتاد و… .

* * * * * * * *

رنگ خدایی

در میان تمام موجودات عالم، تنها موجودی که سرنوشتش در میان دو بی نهایت زیبایی و زشتی (نور و ظلمت) قرار گرفته و با اراده و انتخاب صحیح و یا غلط، سرنوشت خود را در این دو جایگاه رقم می زند و آن را جاودانه می سازد، انسان است. آدمی، نقاش وجود خویشتن است و یک نقاش چیره دست، از ابزاری بهره می گیرد که در ترسیم خطوط و نقش ها، ماندگاری و دوام را ارمغان آورد. این ماندگاری باعث می شود تا تلاش و ذوق هنری او در زمان های بیشتری، جلوه گاه حضورش در ذهن و روح و اندیشه آدمیان باشد.
از دیدگاه قرآن کریم، بهترین رنگ که چهره ای جاودانه به اندیشه و عمل آدمی می بخشد، رنگ خدایی است (صبغة الله). و منظور از رنگ الهی این است که اساس کار انسان، برای جلب رضای خدا و خدمت به مردم باشد، که در این صورت اندیشه و کار او خدایی می گردد و جاودانه، حتی اگر حضور جسمانی هم نداشته باشد. در این میان، یکی از زیباترین جلوه های این رنگ خدایی، «حقیقت وقف» است، حقیقتی که در زمان های مختلف، رنگ الهی را در برابر دیدگان بشریت قرار داده و آنها را از سرچشمه جوشان خود، بهره مند ساخته است. این چشمه فیاض باعث شده تا نام، قصد و اراده واقفان به خاطر نیت خیری که داشته اند، در طول تاریخ، زنده و پویا بماند و جاودان شود.
شیخ اجل، سعدی شیراز چه زیبا سروده:
نیامد کس اندر جهان کو بماند / مگر آن، کزو نام نیکو بماند
سزد آنکه ماند پس از وی به جای / پل و خانی و خان و مهمان سرای
هر آن کو نماند از پسش یادگار / درخت وجودش نیامد به بار
که را سیم و زر ماند و گنج و مال / پس از وی به چندی شود پایمال
وز آن کس که خیری بماند روان / دما دم رسد رحمتش بر روان

متن کوتاه وقف – «میراث جاویدان»

جاودانگی در وقف

محتوی و هدف اصلی و نهایی وقف در همه جهان و ادیان یکی بیش نیست و آن عبارت است از:
جاودان قرار دادن تمام یا قسمتی از ثروت خود در راه خدا به منظور بهره گیری فرد یا افرادی از جامعه بشری جهت جاودانه ماندن نام و یاد خود در جهان و آباد نمودن سرای آخرت در دیار باقی.
از جمله عوامل مهم رشد و شکوفایی تمدن اسلامی نظم یافتن امر پژوهش و دانش آموزی و فراهم بودن امکانات تحصیلی برای دانشمندان و محققینی بوده که این امکان از محل درآمد موقوفات مدارس و اماکن علمی و آموزشی امکان پذیر می باشد.
بعنوان مثال:
۱٫ مدرسه موقوفه بخارا و مدرسه بین سعد (دانشکده پزشکی) محل تحصیلات و پژوهش های پزشکی ابن سینا
۲٫ دانشگاه موقوفه مسلمین در قرطبه
۳٫ مجتمع آموزشی موقوفات ربع رشیدی
۴٫ موقوفات رصدخانه مراغه (درخشش دانشمند بی بدیل خواجه نصیر الدین طوسی)
۵٫ جامعه الازهر مصر و موقوفات آن
۶٫ بیمارستان بزرگ منصوری و موقوفات آن

* * * * * * * *

وقف؛ استفاده ی همگانی

وقف، عبارت است از اِعمال یک اندیشه ی خیرخواهانه به منظور کمک به دیگران، بطوری که یک انسان نیکوکار، به قصد رضایت خداوند، موجبات آسایش و رفاه و ترقی و بهره مندی دائمی (مادی و معنوی) فرد یا افرادی از جامعه را، از طریق ایجاد مؤسسات خیریه، مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، گورستان و… فراهم آورد.
وقف تنها خدمت و عمل پسندیده ای است که ثمره آن منحصر به فقراء نمی شود و اکثر مردم اعم از غنی و فقیر از آن بهره مند شده و منفعت آن برای عموم جامعه و اقشار مختلف مردم سرازیر می شود.
نظام اقتصادی اسلام تنها در صدد رفع نیازهای ضروری نبوده بلکه به دنبال تأمین رفاه مطلوب و مجاز در اسلام است و همه انفاق های مالی از جمله وقف برای انسان به منزله ی هرس کردن درخت از اضافاتی است که او را در مسیر نیل به هدف اصلی و غایت نهایی اش یاری می بخشد. واقف در اثر رها ساختن مال خود از ملکیت خصوصی و شخصی و عمومی کردن منافع آن در راه خدا و مردم موجب گسترش عدالت اجتماعی شده و از مصادیق اقامه عدل و قسط در جامعه می گردد که در مورد تأکید قرآن کریم و دین مبین اسلام می باشد.

* * * * * * * *

وقف؛ توشه ی آخرتی

واقفان، با اقدام به امر وقف، بزرگترین نوع تعاون و تعاضد را نسبت به جامعه ی خود انجام داده و تعاون و تعاضد پسندیده را جایگزین تکاثر و تفاخر و تعاند کرده اند.
«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّـهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است!» [۱]
امام کاظم علیه السلام:
«إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ جَعَلَهَا وَقْفاً عَلَى عِبَادِهِ؛ همانا زمین از آن خداست، آن را بر بندگانش وقف کرده است.» [۲]
وقف لطف بزرگی از سوی خداوند متعال نسبت به بندگان می باشد؛ چرا که این لطفی است که منجر به جمع آوری توشه برای جهان آخرت می باشد و واقفین خیراندیش با وقف بخشی از دارایی خود اموال خود را مصداق بارز «باقیات الصالحات» می نمایند.
وقف نقش سازنده ای در تأمین مالی و تضمین حرکت روان تعداد زیادی از مؤسسات عمومی و خیریه سراسر جهان اسلام دارد، مؤسساتی مانند مؤسسات آموزشی، دار الایتام ها، بیمارستان ها، مساجد و… به لحاظ تاریخی نقش اساسی در توسعه جوامع اسلامی در کشورهایی همچون اندونزی، مالزی، سنگاپور و برونئی دارالسلام ایفاء نموده است.
پی نوشت:
۱٫ سوره مائده، آیه ۲
۲٫ الکافی، ج ۵ ص ۲۹۷ ح ۱

* * * * * * * *

وقف و انقلاب اسلامی

واقفان با عمل خود، بدون هیچ گونه مداخله و اجبار قدرت های حاکمه از وحدت ملی و انسجام اجتماعی حمایت کرده و نیز به رفع هر گونه خشونت و تنش و بی ثباتی میان گروه های اجتماعی ـ که به خاطر مال دنیا به وجود می آید ـ غیرمستقیم کمک کرده و می کنند.
زیبایی نهاد وقف در آن است که نهادی غیرانتفاعی و برای توزیع مجدد ثروت بوده و هدف اولیه آن جلب منفعت نیست بلکه حمایت از منفعت های شخصی یا عمومی به نفع رفاه جامعه می باشد.
در دوره پهلوی که با مظاهر دینی و اعتقادی به بهانه مدرن شدن جامعه مقابله شدیدی صورت گرفت، وقف به بوته فراموشی سپرده شد. رضاخان قلدر و پس از آن پسر ملعونش موقوفات زیادی را به خاندان و وابستگان سلطنتی خود اهداء نمودند که با اقدام رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمة الله علیه در دوران نظام مقدس جمهوری اسلامی اکثر موقوفات غصب شده به حالت اول برگشت، بطوری که می توان بعد از دوران نظام مقدس جمهوری اسلامی احیاء موقوفات غصب شده را دوران تجدید حیات و شکوفایی امر وقف نامگذاری نمود.

* * * * * * * *

وقف کتاب

وقف کتاب و ایجاد کتابخانه های وقفی کمک زیادی برای توازن اقتصادی در زندگی تحصیلی دانشجویان نموده و دسترسی راحت دانشجویان به کتاب، ارتقاء دستاوردهای علمی آنان را سهل الوصول تر نموده و سهم بسزایی در بالندگی علمی و غنای فرهنگی جامعه ایفاء می نماید.
تجلی بزرگترین مجتمع دانشگاه های علمی و وقفی:
خواجه رشید الدین فضل الله همدانی، شخصیت فرهیخته، دانشمند متفکر و در نهایت وزیر غازان خان در عصر مغول با جذب اندیشمندان و اطبای ممتاز از اقصی نقاط کشور و جهان، بزرگترین مجتمع علمی و وقفی بین المللی را تاسیس نمود، بطوری که بعنوان یک شاهکار ارزشمند تاریخی، دانشگاهی پیشرفته امروزی قابل مقایسه می باشد که به بخش هایی از این دانشگاه اشاره می گردد:
۱٫ آموزشگاه (دارالتعلیم) های عمومی
۲٫ دانشکده
۳٫ کتابخانه مرکزی ربع رشیدی شامل دو بخش اصلی: بخش کتاب های فارسی و عربی و بخش کتاب های خارجی
۴٫ بیمارستان برای آموزش پزشکی و خدمات درمانی
۵٫ کارگاه کاغذسازی و ساخت لوازم کمک آموزشی و علمی
۶٫ جایگاه نسخه برداری و تکثیر کتاب
۷٫ کوی استادان و کارمندان در دو محله جداگانه
۸٫ کوی دانشجویان
واقفان باید همه سو نگر و عدالت پیشه باشند. بدان معنی که فرزندان، پدر، مادر، برادر، خواهر و… نیازمند خود را از ارث محروم نکرده باشند. از هزینه ی زندگی به بهانه ی وقف کم نگذاشته باشند. خانواده همسر و فرزندان در رفاه نسبی و کافی باشند. وجوه واجبه شرعی (مثلاً زکات، مالیات و…) خود را داده باشند. به کسی بدهی نداشته باشند و…

* * * * * * * *

وقف؛ باران لطف الهی

واقفان، با وقف قسمتی از اموال خود ـ بطور آزادانه و داوطلبانه و بدون هیچ توقعی ـ نهادهای عام المنفعه ای همچون: مدارس، مساجد، بیمارستان ها، گورستان ها و… را، ایجاد کرده و با رفع نیازمندی های جامعه، اهداف خود را دنبال کرده و می کنند.
«وقف کردن مثل آن باغی است که بر فراز پشته ای قرار دارد که اگر رگباری بر آن برسد دو چندان محصول برآورد و اگر رگباری هم بر آن نرسد باران ریزی بر آن بس است.» [سوره ی مبارکه ی بقره، آیه ۲۶۵]
تاریخ وقف و موقوفات از فراز و نشیب های زیادی برخوردار بوده و بسیاری از موقوفات مورد سوء استفاده قرار گرفته و در راه های خارج از نیت وقف صرف گردیده اند. مناسب ترین راه اشاعه و احیاء فرهنگ وقف عمل به وقف نامه است. بدان معنی که اگر به اصل وقف نامه عمل شود و درآمد موقوفات در چهارچوب وقف نامه صرف و خرج بشود مردم آثار و برکات وقف را می بینند و به انجام آن تشویق می شوند.
برای حفظ و صیانت از موقوفات، فقهای امامیه راه کارهایی اندیشیده اند که مهم ترین آنها نصب متولی و ناظر است که در نظام مقدس جمهوری اسلامی این امر مهم و حیاتی در قالب سازمان اوقاف و امور خیریه جهت نظارت بر موقوفات و اجرای صحیح نیت واقفین خیراندیش تاسیس گردیده است.

* * * * * * * *

وقفِ عمر!

واقفان، حس می کنند که توانسته اند به خواسته خداوند و بزرگان دین و ندای نیازمندان، پاسخ مثبت داده و نفس عمیق و راحت بکشند.
امام حسین علیه السلام که خود نمونه ایثار و از خودگذشتگی است در پاسخ نامه های اهل کوفه می فرمایند:
«فَلَعَمْری، ما الإمامُ إلاّ الحاكمُ بالكِتابِ، القائمُ بالقِسْطِ، الدّائنُ بِدِينِ الحَقِّ، الحابِسُ [۱] نَفْسَهُ على ذاتِ اللّهِ؛ به جان خودم سوگند، امام و پيشوا كسى نيست مگر آن كه بر اساس كتاب خدا حكومت كند، عدل و داد را بر پا دارد، پايبند دين حق باشد و خود را وقف در راه خدا كند.» [۲]
آنان که مالی برای وقف کردن ندارند می توانند قسمتی از وقف خود را بدون چشم داشت در اختیار مردم بگذارند تا نام آنان در فهرست خیرین ثبت شود.
شیخ بهایی از جدش روایت می کند: امام حسین علیه السلام نیز زمین ها و چیزهای دیگری که ارث برده بود را وقف نمود و حتی اطراف قبر مطهر خویش را از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خرید و وقف آنان کرد، بدین شرط که زائرانش را به سوی قبرش راهنمایی کنند و آنان را به مدت سه روز به عنوان میهمان پذیرایی نمایند. [۳]
پی نوشت:
۱٫ حابس: یعنی واقف
۲٫ الإرشاد، ج ۲ ص ۳۹
۳٫ مستدرک الوسائل ۶۱ ـ ۱۴

* * * * * * * *

وقف مهدوی

واقفان، با وقف بخشی از مال خود، و با یاد خدا، به آرامش روحی عجیبی دست می یابند، مثل کسی که کاری را تمام کرده و از کار خود راضی است و دَیْن خود را به جامعه ی خود ادا کرده است. چرا که در زمان حیات شان، خدمت به دیگران ـ بعد از زندگی خودشان را ـ حس می کنند.
امام صادق علیه السلام: هیچ چیز نزد خدا محبوب تر از اختصاص دادن دراهم به امام نیست و خداوند متعال در ازای هر درهم در بهشت مانند کوه احد پاداش می دهد. [۱]
به نقل حکایتی از شیخ طوسی وقف برای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه از همان اوایل غیبت صغری شروع شده است و تاکنون نیز عاشقان آن حضرت اموال یا اجناس را در اختیار آن حضرت قرار داده اند. با توجه به اینکه یکی از وظایف شیعیان در عصر غیبت صله و بخشش اموال به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، در کنار بقیه ی وظایف منتظران شمرده شده، شایسته است موقوفاتی در جهت ترویج و رشد و توسعه فرهنگ والای مهدویت قرار گیرد و با اهداء بخشی از دارایی خود در این راه، دل و جان را به آن حضرت نزدیک نموده، خود را جزو منتظران و عاشقان حقیقی آن حضرت قرار دهیم. ان شاء الله [۲]
پی نوشت:
۱٫ برگرفته از کتاب وقف مهدویت نشر سبط النبی
۲٫ مکیال المکارم، ج ۲ ص ۳۷۵

* * * * * * * *

وقف و نام جاودانه

واقفان، با عمل وقف و انفاق اموال خود در راه خدا، خود را از صفات رذیله حرص ورزیدن به مال دنیا و دنیاپرستی و کنزطلبی و جمع اموال، دور کرده و قناعت و نوع دوستی را جایگزین آن نموده اند.
«وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِی سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) می سازند، و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده!» [۱]
واقفان با انفاق عزیزترین مال خود را در راه خدا، شایسته ترین کسانی هستند که مورد عنایت خدا و خلق خدا قرار می گیرند و نام و اموال خود را جاودانه می سازند.
«لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ…؛ هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید، (در راه خدا) انفاق کنید…» [۲]
مرحوم مجلسی در بحار از امام محمد باقر علیه السلام نقل می کند:
فاطمه سلام الله علیها بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شش ماه زندگی کرد و این مکتوب را نوشته است که: فاطمه وصیت کرد که از میوه های (درختانش) هر سال در ماه رجب پس از کسر هزینه آبیاری و سایر هزینه های کشت و بهره برداری از طرف او هشتاد اوقیه صدقه داده شود.
همچنین فاطمه سلام الله علیها وصیت می کند که عموم میوه های (درختانش) و محصول گندمش در سال آینده هنگام درو در راه خدا انفاق شود.
او وصیت کرد که چهل و پنج اوقیه به همسران پدرش محمد صلّی الله علیه و آله و پنجاه اوقیه به فقرای بنی هاشم و عبدالمطلب پرداخت شود. [۳]
پی نوشت:
۱٫ سوره توبه، آیه ۳۴
۲٫ سوره آل عمران، آیه ۹۲
۳٫ بحارالانوار، جلد ۱۰۰ ص ۱۸۴/ ۱۸۵

* * * * * * * *

مرا از آتش دور گردان!

وقف یکی از بهترین نشانه های عملی بر صدق ایمان و گذشت از مال و خدمت به خلق خدا و انفاق در راه خدا، ایثار، و فداکاری و رفع نیازمندی های عامه مردم بدون چشم داشت است و واقفان بهترین مصادیق برای انجام عمل صالح بوده و نشان اهل خدا، عشق به مردم و عمل صالح است.
امیر مومنان علی علیه السلام برای اراضی ینبع، چاه آبی حفر نمودند که آب آن مانند گردن شتر از چاه فوران می کرد. امیرالمومنین علی علیه السلام دوات و کاغذی را طلب نمودند و چنین نوشتند:
اینها صدقه ای است برای خداوند متعال به خاطر روزی که در آن عده ای رو سپید می شوند و عده ای رو سیاه می شوند، تا خداوند به واسطه ی آن «وقف» چهره ی مرا از آتش دور گرداند؛ صدقه ای قطعی و مسلم در راه خدای متعال بر خویش و بیگانه، در زمان صلح و جنگ، برای یتیمان و مستمندان، در راه آزادی بردگان. [۱]
پی‌نوشت:
۱٫ کنز العمال، ۶/ ۵۸

* * * * * * * *

مقام معظم رهبری دام ظله العالی:

سنت وقف را می توان یکی از برترین آموزش های عملی اسلام برای انفاق ماندگار و مفید شمرد و امروز احیاء این سنت قادر خواهد بود که بخش قابل توجهی از اهداف نظام جمهوری اسلامی در این زمینه را آسان سازد.

* * * * * * * *

حضرت امام خمینی قدس سره:

اگر تبلیغات دولت رایج شود، خواهید دید که از همین نذر و وصیت و وقف، چه خدمت هایی به کشور و مردم می شود.

* * * * * * * *

تاریخچه تشکیل سازمان اوقاف و امور خیریه

الف. از دوران سامانیان تا دوران مشروطه
از تشکیلات اداری اوقاف در دوره صفاریان [۲۹۰ ـ ۲۴۵ ه] که اولین سلسله حکومت ایرانیان پس از اسلام بوده است، اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی در تشکیلات اداری دوره سامانیان [۳۸۹ ـ ۲۶۱ ه] از دیوان موقوفات و یا دیوان اوقاف نام برده شده که به کار مساجد و اراضی موقوفه رسیدگی می کرده است. قبل از ایجاد دیوان اوقاف، وظیفه اداره اوقاف به عهده قضات بوده است.
در دوران صفویان، امور اوقاف در ایران به روحانیون مورد نظر حکومت واگذار می گردید و متصدی این مقام به نام «صدر الصدور»، وزیر اوقاف و مستوفی موقوفات خوانده می شد.
در دوران زندیه نیز وزارت موقوفات مسئول نظم و نسق مادی موقوفات بوده است.
با گذشت زمان به ویژه در دوره سپهسالار (قاجاریه) یک سلسله اقدامات اصلاحی در جهت بهبود اوقاف، انجام شده است.
پس از انقلاب مشروطیت و استقرار حکومت مشروطه در سال ۱۲۸۵ ش و تاسیس وزارت معارف و استقرار حکومت مشروطه در سال ۱۲۸۹ ش، امور موقوفات زیر نظر وزارت مزبور اداره می گردید و مسئولین ادارات معارف در شهرستان ها عهده دار انجام امور موقوفات نیز بوده اند.

* * * * * * * *

تاریخچه تشکیل سازمان اوقاف و امور خیریه

ب. دوران پهلوی تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
در ۱۵ آذرماه ۱۳۴۳، با تصویب قانون تفکیک اوقاف از وزارت فرهنگ، تشکیلات سازمان اوقاف مستقل و به نخست وزیری ملحق شد و سرپرستی آن به یکی از معاونین نخست وزیر به عنوان سرپرست سازمان اوقاف محول شد، ضمناً در همین قانون برای سازمان اوقاف، شورای عالی اوقاف نیز پیش بینی شده بود.
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و استقرار دولت جمهوری اسلامی، تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف تدوین، و در تاریخ ۲ دی ۱۳۶۳ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و براساس آن سازمان از نخست وزیری منتزع و با عنوان سازمان حج و اوقاف و امور خیریه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وابسته گردید. به موجب این قانون، سرپرست سازمان باید از طرف ولی فقیه مجاز در تصدی اموری که متوقف بر اذن ولی فقیه است باشد.
در ادامه این تغییرات؛ به موجب مصوبه شماره ۴۶۲ مورخ ۱۵ آبان ۱۳۷۰ شورای عالی اداری؛ کلیه امور مربوط به اوقاف و امور خیریه از سازمان حج و اوقاف و امور خیریه منفک شده و به سازمان اوقاف و امور خیریه واگذار شد.

* * * * * * * *

حیات ابدی

واقفان، با عمل وقف خود، شایسته ترین نوع انفاق و احسان را ـ عاری از منت و تحقیر و خالی از شهرت طلبی و اذیت دیگران و ریا ـ انجام داده اند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ…؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند؛ و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد… » [۱]
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند:
«با مردن انسان طومار زندگی او پیچیده شده و برای همیشه ارتباط او با دنیا قطع می گردد مگر سه گروه:
دانشمندی که اثری علمی برای هدایت مردم از خود به یادگار گذاشته باشد.
صدقات و خیرات مستمری که از کسی باقی مانده باشد و مردم با آنها سود برند.
و فرزندی صالح و نیک کرداری که پدر و مادر را به دعای خیر یاد کند.» [۲]
پی‌نوشت:
۱٫ سوره بقره، آیه ۲۶۴
۲٫ وسایل الشیعه ج ۱۳، ص ۲۹۲

متن کوتاه وقف – «احسان ماندگار»

محبوبان خدا

دست های بخشنده و نگاه های مهربانی که از اقشار محروم جامعه دستگیری می کند و با وقفِ بخشی از دسترنج خود، گره های بسیاری را از مشکلات زندگی نیازمندان می گشاید، حقیقتاً خود را مجرای فیوضات ربانی و تجلی گاه اوصاف بخشندگی و رحمانیت پروردگار قرار می دهند؛ که بر این توفیق بی نظیر، همواره باید شاکر بود. خداوند بزرگ که خود، «فیاض عالمیان» و منبع همه خیرها و خوبی هاست، افرادی را که واجد چنین صفاتی باشند را گرامی داشته و در قرآن مجید با آیه کریمه «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» ستوده است.
در این راه، به راستی چه نکوست که ما نیز درخت آخرت مان را با وقف بخشی از اموالمان پربارتر سازیم تا از این طریق برای روزی که به راستی «روز حسرت» است، چاره ای اندیشیده باشیم.

* * * * * * * *

راه دانش

سال ها بود که در روستای مان، گمراهی و جهالت بر دل های نوجوانان سایه افکنده بود و امید هیچ معجزه ای نمی رفت تا اینکه وقف کننده ای گام بر این کویر جهالت افزا نهاد. او آمد تا با ساخت «مدرسه ای»، امید به کسب دانش در روستا جاری شود. او آمد تا انسان های محروم از سواد را، از اندیشه بارور سازد و بر گمراهی ها پایان بخشد.
و ما امروز بیش از هر زمانی محتاج بازخوانی اندیشه «وقف» در جامعه هستیم؛ باشد تا این گونه رگ های دانش و خلاقیت در حیات جامعه جاری شود، تا آینده ای سرشار از عزت نَفْس و کرامت انسانی ترسیم شود.

* * * * * * * *

زندگی تازه

آن شب، صدای ناله بیماران «هموفیلی» که در جایی از شهر جمع شده بودند، نَفَس ها را مثل پرنده ای در قفس حبس کرده بود. ناگهان طنین واژه های گرم «واقفی نیک اندیش»، در زیر بارش نقره ای مهتاب، بر شانه های شب، سنگینی کرد. او در میان هاله ای از نور، قول بیمارستانی داد و اکنون پس از سال ها، تلاش او به ثمر نشست. هنوز طراوت بهار سلامتی، با یاد آن «خَیّر» در بوستان جان ها می پیچد و می خرامد. حماسه تو از یادها رفتنی نیست. این کار تو، نشانه تاریخ و تمدن ماست و هرگز از اذهان پاک نخواهد شد. و ما امروز وامدار دل دریایی، لطف و مِهر آن خلاصه خوبی هاییم که خون رگ های مان را تازه کرد و رکودمان را به شور مبدل ساخت.

* * * * * * * *

نام نیک

انسان از دیرباز، در ذهن خود، سودای جاودانه بودنِ نام خویش را می پرورانده و این فراوانیِ میلِ به بر جای گذاشتن نام و حضور بی حضور در این دنیا، ریشه در «حُب به ذات» دارد و تمایل انسان برای جاودانگی و بی مرگی. انسان می خواهد به گونه ای پس از مرگ، نام و کارهایش جاویدان بماند. برای جاودانگی نام و نشان، چه میراثی ماندگارتر از «وقف» و «کار نکو»؛ چنان که سعدی به زیبایی آورده است:
نام نیکی گر بماند ز آدمی
به کز او ماند سرای روزگار
جاودانگی «نام»، ثمره «انفاق» و «وقف» چراغ های کوچک نوع دوستی است که بی تردید، موسیقی مکرر تاریخ خواهد شد؛ که هر لطف بی منت، ضامن زندگی مردمان نجیب این سرزمین خواهد بود. وقف یکی از راه های جاودانگی نام نیک است که در طول زمان همواره انسان می تواند از آثار ارزشمندی که آن عمل صالح دارد بهره گیرد.

* * * * * * * *

وقف یعنی…

«وقف»، پیمان چندین و چندباره «نیکوکاران» با «نیازمندان» است.
«وقف»، میثاق دست های بخشنده و گام های همیشه به راه برای دیدن نیازهای جامعه است.
«وقف»، نماد بالندگیِ بال هایِ پرواز اوج به ملکوت است.
«وقف»، سرودنِ بلندترین مثنوی عارفانه است؛ شعر زیبایی که نه در «بیت ها»، بلکه در «زمان» جاودانه است.
«وقف»، میثاق مردان ایمان و سخا، با محنت های زندگی دیگران است.
«وقف»، حیاتی است دوباره برای پیوند سنت پسندیده «بخشیدن» با ابرار و نیکوکاران.

* * * * * * * *

پنجه در آفتاب

با چه واژه ای می توان تو را ستود که پنجه در آفتاب داری؟ تو را چه باید نامید که دستان نوازشگر تو چنین تأثیری شگرف برای نیازمندان دارد؟ حس نوع دوستی و دیگرخواهی تو را باید ارج نهاد و بر دستان تو باید بوسه زد که در حقیقت «انفاق» و «وقف» تو نه از روی اجبار، که از روی اختیار است و این، کار زیبایت را دو صد چندان می کند.
و ما بر خود می بالیم که در چنین جامعه ای زندگی می کنیم که چنین انسان های وارسته ای در طلب خیرند و در راه اعتلای عدالت می کوشند. ذات اقدس پروردگار را چنین ندا می دهیم که:
ای مهربان ترین! شکوفه های آفتاب خیز مهربانی و بخشندگی «واقفان» را استوارتر بدار و دستان سخاوتمند آنان را هماره برای دیدگان پر از نیاز، سرشار از بشارت های سپید قرار بده!
ان شاء الله

* * * * * * * *

عطر بخشندگی

نام نیکوکاران و خیرین، بر سطر سطر کتاب زمان، جاودانه خواهد ماند؛ آنان که گواه عظمت و تجسم همه خوبی ها هستند؛ چون گام هایش هر کجا رویید، عطر سیال بخشندگی و ایثار را در کوچه جان ها جاری ساختند. و «سپاس» و «ستایش»، کمترین تحفه ای است در برابر این همه ایثار، بی گمان شرافت و کرامت انسان، با نام و یاد آن بلوره های اخلاص و پرچمداران رسیدگی به مظلومان و دردمندان، جاودانه خواهد شد. اینک ما نیز آرزو می کنیم که هر کدام مان، خیمه های خویش را در اردوی پر محبت و سرشار از مِهر و عطوفت آن مردانِ مَرد برپا سازیم و با «وقف» و «بخشندگی»، جامعه اسلامی را از هوای محرومیت، تنگدستی و فقر تهی کنیم.

* * * * * * * *

پر پرواز

جدایی انسان از خواسته های مادی که گوشه ای از آن، به وسیله عمل زیبای «وقف» مجال بروز می یابد، آدمی را به سمت کمال و سعادت رهنمون می کند. از این رو گفته اند «وقف» از جمله نمادهای عملی تزکیه نَفْس و وارستگی از تعلقات نفسانی است که همواره در خدمت اخلاق و تربیت انسانی، نقش خود را به خوبی ایفا کرده است.
نمی دانیم کدام هنرمند، می تواند «بخشش» سرشار «واقفان» آزاده را به تصویر کشد، کدام شاعر، قصیده پرشکوه اینانی که وارسته از تعلقات نفسانی اند را بسراید و کدامین نسیم می تواند شبنم گام های مصمم «اهالی خیر و ایثار» که هوای امید دردمندان را تازه می کنند، به دوردست ها ببرد.

* * * * * * * *

کلید رحمت

«بخشش» و «هدیه دادن»، به منزله کلیدی است که می توان با آن به گنجینه های رحمت الهی و اندیشه های ناب انسانی راه جست و از طریق این «هدیه»، چراغ راه آیندگان شد و جامعه را سیراب نمود.
«وقف» و «انفاق» و شوق به «بخشش»، دروازه ورود به عرصه ای است که انسان را قادر می سازد در رویارویی با هوای نَفْس، افزون بر مهار خصلت های خودخواهی و خودپسندی، حس دگرخواهی، نوع دوستی و خیرطلبی را بارور سازد.
شعله های گرم «وقف»، سرمای زمستانیِ اندوه و حسرتِ دردمندان را از ذهن جامعه می زداید و دریایی از باران مِهر را نثار می کند که از رایحه آن، آدمیان سرمست می شوند!

* * * * * * * *

ببخش تا زنده بمانی

حیات درختان در بخشش میوه است؛ آنها می بخشند تا زنده بمانند، زیرا اگر باری ندهند، خود را به تباهی و فنا کشانده اند. ما نیز چنین باشیم و حیات پس از هجرت مان به سوی سرای باقی، به توشه ای که از این دنیا برداشته ایم بستگی دارد، توشه ای به زیبایی آباد ساختن سرایی یا نوازش یتیمی و ما حدیث «بخشندگی» و «انفاق» را از روزی آموخته ایم که مولا و سرورمان ـ علی علیه السلام ـ پروانه وار گرد شمع وجود محرومان و یتیمان می چرخید و خود را به آتش این عشق می زد. سنت «وقف» را از او آموختیم که روزها سر در خاک می کرد تا چاه آبی را بارور سازد و برای در راه ماندگان و محرومان وقف نماید.

* * * * * * * *

راهی برای عروج

«وقف» عملی است نکو که برای خارج شدن از رکود اندیشه، برای برون رفت از اخلاق های ناپسند انسانی، برای نجات از اسارتِ جهالت و نیازمندی، برای ذوب کردن یخ های منجمد اندیشه و برای رشد شعوری جامعه صورت می گیرد. توسعه فرهنگ «وقف» و «انفاق» از ضروریات می باشد و سرانجام، عاملی است که نام «واقف» و کارهای نیک وی را جاودان و فناناپذیر می سازد.
پوینده طریقِ بندگی، سالکِ راه ملکوت و رهسپارِ وادی معرفت که با اقلیم «وقف» و «انفاق» آشنایی دارد، با «وقف»، همچون انسان های تشنه، از آب گوارا و نوشین حیات و معنویت سیراب شده و روح و روان خود را، جانی نوین و طیب و طاهر خواهد بخشید.

* * * * * * * *

برای آسمان

و کدامین ثروت است که می خواهید آن را محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما از آن بهره می برید و مال خویشتن فرض می کنید، یک روز به دیگری سپرده خواهد شد. پس امروز، مال و ثروت تان را به دست خویش عطا کنید، باشد که شهد گوارای «سخاوت»، نصیب شما گردد و از آن، گروهی و مردمی بهره مند شوند. نیت تان را خدایی کنید و راه زیبای «وقف» را در پیش گیرید و به دیگران نیز این عمل سرشار از زیبایی را بیاموزید، زیرا «وقف»، مورد تأکید اسلام، نخل بلند و پربار مردم خواهی و آیینه ایثار و کرامت است که رایحه یاد آن، باغستان های جان محرومان را عطرآگین می کند و غنچه های بخشندگی و نوع دوستی را شکوفا می سازد.

* * * * * * * *

پاداش ماندگار

«وقف»، وام بزرگ و ماندگاری است به خداوند که در سایه آن، آثار ماندگار و عظیم اخروی حاصل می شود.
آدمیان تا از تعلقات پَست خویش در نگذرند، به مطلوب اعلا نخواهند رسید و چه سنتی زیباتر و حسنه تر از «وقف» که در آن باید بزرگ منش بود و کریمانه رفتار کرد، زیرا «وقف»، رمز اختصاص و نماد تعلق و وابستگی ابدی خیرات این دنیا به جهان باقی است. با «وقف» تا ابد می توان زنده بود و از شهد گوارای آن نوشید.
و نیز با «وقف» می توان ثواب آن را تا ابد تداوم بخشید و بر سطر سطر کتاب زمان و در خاطره تاریخ، نام «واقف» را جاودانه کرد.

* * * * * * * *

گنج بی پایان

«وقف» عملی است صالح و ماندگار و مصداق روشنی است از تعاون و همکاری، انفاقی است عاری از منت و احسانی است خالی از اذیت و به دور از تحقیر شخصیت دیگران و تصدقی است دائمی و مستمر و بدون ریا، وامی است بدون اضطراب بازپرداخت و تعدیل ثروتی است با رضایت و رغبت باطنی.
«وقف» گنجی است پایان ناپذیر و برکه ای است همیشه جوشان که تشنگان نیازمند را سیراب و جویندگان را کامیاب می سازد. تداوم بخشندگی و گشاده دستی «واقف»، می تواند مسیر عدالت بخشی را در جامعه به همراه داشته باشد. در دفتر حیات، «وقف» می تواند سرمشق زندگی باشد و نقش ماندگاری «واقف» را در صحیفه بی رنگ خاک رقم زند.

* * * * * * * *

طراوت عشق

با لبخندی پر از نرگس مهربانی آمده بود تا مدرسه ای را که «وقف» کرده بود، گرمابخش آینده مان و توشه راهمان کند. گام هایش، مایه برکت بوده و دستان چروکیده اش، چتر زندگانی مان، برای ما که تشنه آگاهی بودیم، وی نوید مهربان ترین فرشته خاکی را می داد.
آن مرد نیکوکار با خود، طراوت عشق و شور و امید را به روستای محروم مان به ارمغان آورد؛ او نیکوترین گل خوشبوی زندگی و مایه نجات ما از تاریکی های جهل بود. او بود که بشارت صبحی دل انگیز را داد و شکوفایی آگاهی مان، مرهون روح سبز و بی قرار آن سراپا مهربانی بود که شادی بخش ترین و زیباترین واژه های زندگی را برایمان به ارمغان آورد.