احکام و استفتائات وقف ؛ «استفتائات جدید»

مصرف ثمن رقبۀ موقوفه برای احداث اعیان در خود موقوفه جایز است

بیمارستان موقوفه مفرح که در جنوب تهران احداث شده دارای رقبات متعددی است که درآمد آنها طبق وقفنامه موجود بایستی در بیمارستان مذکور بمصرف برسد و اقشار محروم و مستضعف از خدمات آن استفاده نمایند. نظر به اینکه قطعه زمینی از موقوفه بمساحت ۲۷۹۷۰ متر مربع در طرح مخزن زمینی آب سازمان آب منطقه ای طهران واقع شده که طبق موازین بفروش رسیده و مورد بهره برداری آن سازمان می باشد و با عنایت به اینکه حسب مقررات بهای زمین مذکور بایستی از سازمان آب و فاضلاب دریافت گردد و بعنوان تبدیل باحسن صرف خرید و وقف مال دیگری شود.

اینک متولی و ناظر موقوفه بیمارستان مفرح که در تکمیل و تجهیز ساختمان جدید بیمارستان مواجه با مشکلات مالی می باشند، درخواست و پیشنهاد کرده اند وجوه دریافتی بجای خرید ملک دیگری برای تکمیل اعیانی بیمارستان بمصرف برسد که با این ترتیب چون اعیانی مذکور نیز به تبع عرصه موقوفه می باشد امر تبدیل به احسن نیز عملاً انجام خواهد گرفت.

علیهذا درخواست می گردد با عنایت به اینکه در صورت موافقت با درخواست فوق قسمتی از وقف منفعت به وقف انتفاع تبدیل می شود در مورد تقاضای متولی و ناظر نظریه اعلام فرمایند تا برابر آن اقدام لازم بعمل آید.

بسمه تعالی

اگر بیمارستانی که با این مبلغ ساخته می شود دارای درآمدی باشد که آن درآمد برای مصارف بخش قدیمی بکار برود علی الظاهر مانعی ندارد.

* * * * * * * *

اگر بهره برداری از معدن در زمین وقفی موجب افناء زمین وقفی بشود باید با پول حاصله زمینی مشابه زمین وقفی خریداری و در جهت وقف قبلی وقف شود

۱- آیا برداشت از ذخایر موجود در زمین یا معادن واقع در موقوفه اعم از شن و ماسه یا خاک رس و سنگ و امثال ذلک (در داخل یا منظر زمین) جایز است یا خیر؟

۲- در صورت جواز، مواد استحصالی در حکم عین و تابع احکام تبدیل به احسن می باشد یا در حکم منافع است و می توان از عواید آنها نیات واقف را اجراء نمود؟

بسمه تعالی

بهره برداری از ذخایر و معادن موجود در زمین موقوفه با رعایت جهت وقف اشکال ندارد، اگر منتهی به افناء عین موقوفه نشود، جزو درآمد موقوفه محسوب و وجه فروش آن پس از کسر هزینه ی استخراج باید در همان جهت وقف مصرف شود؛ ولی اگر استخراج معادن از زمین موقوفه منتهی به افناء  و انحدام زمین موقوفه شود، باید وجوه حاصله از فروش معادن استخراجی صرف خرید مال مشابهی و وقف آن در همان جهت وقف زمینه موقوفه گردد.

* * * * * * * *

جلوگیری از دفن میت در زمین های اختصاص یافته برای دفن توسط اوقاف، متولی، شهرداری و هیئت امناء جایز نیست، مگر در مواردی که شرعاً استثناء شده باشد

مرقد مطهر محدّث بزرگ شیعه مرحوم شیخ صدوق «ابن باویه» اعلی الله مقامه الشریف و بقعه متبرکه امامزاده غبدالله علیه السلام واقع در شهر ری از دیر زمان مورد توجه بوده و مزار شیعیان و علماء بزرگ و صلحاء می باشد و بالغ بر چندین قرن است که مؤمنین و علاقه مندان به این دو بزرگوار به قصد تیمّن و تبرک وصیّت نموده اند که جنازه آن در جوار این اماکن متبرکه مدفون گردد و به همین منظور افراد زیادی املاک مجاور این دو بقعه را خریداری و جهت دفن اموات خود و دیگران اختصاص داده اند و یا با پرداخت حقّ الدّفن به متصدیان امر محل دفن پیش خرید نموده اند.

با عرض مراتب فوق مستدعی است نظر مبارک را در مورد سوال ذیل امر به اعلام فرمایند:

«آیا اوقاف و یا شهرداری و یا هیئت امناء اینگونه بقاع به هر دلیل شرعاً حق جلوگیری از دفن اموات را در اینگونه املاک که به همین منظور خریداری و تخصیص یافته است دارند یا خیر؟»

بسمه تعالی

حق جلوگیری ندارند مگر در مواردی که شرعاً استثناء شده است.

* * * * * * * *

در احراز وصف اعلمیّت متولی، اوقاف مکلف به تحقیق و احراز شرعی است

در برخی از وقفنامه ها من جمله وقفنامه مرحوم حاج میرزا حسین تولیت موقوفه «با مجتهد اعلم بلده طیّبه قم که مرجع تقلید است در هر زمان از ازمنه» می باشد.

با توجه به اختلاف نظر موجود در خصوص اعلمیّت مراجع فعلی و تقاضای تولیت بعضی از مراجع تقلید قم، اتخاذ تصمیم برای صدور حکم تولیت توسط اداره تحقیق این سازمان که متکفّل تعیین و تشخیص متولی است با مشکل مواجه شده است مستدعی است نظر مبارک را در مورد فوق و موارد مشابه امر به ابلاغ فرمایند.

ضمناً، برابر قانون جاری اوقاف مادام که موقوفه ای واجد متولی نشده باشد بعنوان موقوفه متصرفی توسط سازمان اوقاف و امور خیریه به نیابت از ولی امر مسلمین اداره می گردد.

بسمه تعالی

اگر اعلمیت یکی از حضرات آقایان بطرق شرعی احراز شده باشد باید موقوفه تسلیم ایشان بشود. و در این زمینه اوقاف مکلّف به تحقیق و کسب احراز شرعی در صورت امکان است. و اگر ممکن نشود، احتیاط این است که آقایان اطراف شبهه، به یک نفر از میان خودشان یا خارج خودشان وکالت دهند.

* * * * * * * *

تبدیل فرش های کهنه مسجد اگر از ارزش ساقط می شود جایز است

در مسجد جامع شهرستان نوشهر تعدادی قالی که خبرگان فرش می گویند اگر تبدیل نشود، از ارزش می افتد ولی در حال حاضر قیمت خوبی دارد، آیا اجازه است تبدیل شود؟ لازم به ذکر است این قالی ها دو قسم است:

۱- قالی هائیکه مردم خریدند و در مسجد گذاشتند.

۲- قالی هائیکه زمان طاغوت از طرف خاندان ننگین پهلوی آوردند.

بسمه تعالی

اگر در صورت عدم تبدیل از ارزش ساقط می شود تبدیل آن به فرش مناسب مانعی ندارد.

* * * * * * * *

احداث طبقات منفعتی بروی موقوفۀ انتفاعی جایز نیست، مگر در صورت ضرورت با شرایطی

برخی از موقوفات انتفاعی در سطح کشور (مانند حسینیه، حمام عمومی و…) به مرور زمان تخریب و سالیان متمادی بلا مصرف مانده و بعضاً مشکلاتی برای اهالی محل از قبیل تجمیع معتادان و مانند آن بوجود آورده اند، هیچگونه بودجه و اعتبار دولتی یا بانی شخصی جهت تعمیر و بازسازی ندارند. از طرفی موقوفات مذکور بعضاً دارای موقعیت مناسب تجاری و منفعتی هستند، لذا افرادی اعلام آمادگی می کنند تا ضمن پرداخت پذیره و انعقاد قرارداد اجاره با متولی یا اداره اوقاف، موقوفه انتفاعی مخروبه را بطور کامل بازسازی و تجهیز نمایند و در کنار آن در طبقات دیگر واحدهای تجاری و منفعتی احداث نمایند.

قابل ذکر است که در صورت صدور اجازه از طرف حضرتعالی، ضمن رفع مشکل و عسر و حرج از اهالی محل غبطه و مصلحت موقوفه نیز به احسن وجه تأمین خواهد شد، زیرا اضافه بر احیاء موقوفه هزینه جاری حفظ و نگهداری آن و همچنین هزینه فعالیت های عام المنفعه از محل عواید واحدهای منفعتی نیز تأمین خواهد شد.

بسمه تعالی

در صورت احیای کامل موقوفه و انتفاع از آن حسب نظر واقف و رعایت کامل غبطه و مصلحت موقوفه، این کار بلا اشکال است مشروط بر اینکه درآمدهای حاصل از بازسازی و مرافق جدید حتی المقدور در موارد مورد نظر واقف هزینه شود.

* * * * * * * *

اگر در وقف تولیت مجانی شرط شده باشد، سازمان اوقاف می تواند اجرت المثل بردارد

اگر واقف به هنگام وقف شرط کرده باشد که متولی مجاناً موقوفه را اداره کند ومتولی حاضر به قبول نباشد، سازمان اوقـاف که در راستای انجـام وظایف قانـونی خود به نمایندگی از ولی فقیه وحاکم اقدام به اداره آن مینماید آیا میتواند اجرت المثل را از عواید موقوفه بردارد یا همانند متولی باید مجانی و بلاعوض موقوفه را اداره کند؟

بسمه تعالی

در فرض مرقوم سازمان اوقاف می تواند اجرت المثل را از عواید موقوفه بردارد.

* * * * * * * *

تغییر شرایط وقف، درصورت شرط واقف جایز است (مانند تغییر وقف انتفاعی به منفعتی)

در مجاورت مسجد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه واقع در تهران، خیابان ستارخان، منزلی برای سکونت امام جماعت تهیه شده که وقفنامه آن به پیوست تقدیم می شود. امام جماعت مسجد بخاطر وجود مشکلات خانوادگی نمی تواند در منزل مذکور سکونت نماید در حالیکه طبق وقنامه در صورت عدم سکونت امام جماعت، باید از این منزل بهره برداری انتفاعی بشود و در حال حاضر با توجه به شرایط اقتصادی مسجد لازم است از این منزل جهت تأمین بعضی هزینه های مسجد بهره برداری منفعتی شود.

با توجه به موافقت امام جماعت با این مطلب و طبق بند پنج وقفنامه که تغییر شرایط منوط به اذن ولی فقیه است از محضر مقدس حضرتعالی، استدعا می شود در صورتیکه مصلحت می دانید اجازه فرمائید از منزل مذکور فعلاً بهره برداری منفعتی گردد.

بسمه تعالی

اشکالی ندارد.

* * * * * * * *

در صورت اختلاف متولی و منصوبین وی باید به مراجع قانونی مراجعه شود

در سال ۱۳۵۸ ملکی را در خیابان ری باغ حاج محمد حسن طبق سند ضمیمه خریداری و بلافاصله بر اساس سند قانونی و رسمی که ضمیمه است جهت نشر فرهنگ اهل بیت و اهداف مختلف دینی وقف شرعی نموده و تولیتش را با خود قرار دادم.

افرادی را با اعتمادی که به آنان نمودم از جانب خود جهت تحقق اهداف موقوفه گماشتم چند سالی است که آنان از اهداف موقوفه تخلف نموده و درد آورتر اینکه آنچه پول کلان و چند خانه و چند قطعه زمین در تهران و مشهد مردم محترم به تدریج به اینجانب جهت توسعه موقوفه و تحقق اهدافش به صورت جهانی واگذار نمودند و من تصور می کردم آنان در محضر ضمیمه موقوفه می کنند بی اطلاع من به نام مؤسسه ای که جدای از موقوفه بنام خودشان ثبت داده اند ثبت رسمی نموده اند در حال حاضر که عدم صلاحیتشان شرعاً و قانوناً ثابت شده حاضر نیستند موقوفه را در اختیار تولیت قرار دهند و ضمائم و نماآت آن را به موقوفه برگردانند فعلاً تولیت شرعی از تصرف و دخالت و تحقق اهداف وقف مرحوم و موقوفه و نماآتش معطّل مانده است محبت فرمائید نظر فقهی خود را در بازگشت موقوفه به تولیت و نماآت و ضمائم آن را به موقوفه بیان فرمائید.

بسمه تعالی

عین موقوفه و ملحقات و عوائد آن باید بر طبق آنچه در وقفنامه مورد وثوق ذکر شده و به وسیله متولی شرعی تصرف و مصرف شود و اگر طرفین در خصوصیات امر اختلاف دارند باید به مرجع قضائی رجوع کنند

* * * * * * * *

جایزه بانکی، مربوط به صاحب پول است نه صاحب حساب

مبلغ پولی که مربوط به کمک های مردمی برای یکی از مساجد تهران بنام صاحب الزمان علیه السلام جمع آوری گردیده امام جماعت مسجد وجوه جمع آوری شده را به دو نفر از اعضاء هیئت امناء مسجد تحویل داده تا به بانک برده و بنام مسجد گشایش حساب بنمایند. ولی این دو نفر پول مسجد را بنام خودشان حساب باز کرده و پس از مدتی بانک مربوطه اعلام می نمایند به قید قرعه این شماره حساب برنده یک دستگاه آپارتمان در مشهد مقدس شده است و بنام صاحبان حساب سند صادر گردیده است. در حال حاضر فی مابین مسئولین مسجد و آن دو نفر اختلاف ایجاد شده است

استدعا دارد نظر مبارک را علام فرمائید که پول مربوط به مسجد ولیکن حساب بنام آن دو نفر، آپارتمان مذکور شرعاً از آن کیست؟

بسمه تعالی

مال کسی است که پول متعلق به اوست.

* * * * * * * *

واگذاری سرقفلی موقوفه بنابر احتیاط باید با اجازه نماینده ولی فقیه در سازمان باشد

در ماده ۳۲ آئین نامه اجرایی قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه مصوب ۱۳۶۵٫۲٫۱۰، از جمله اموری که انجام آنها موکول به اجازه سرپرست سازمان که مأذون از طرف ولی فقیه است، موضوع: «اعطای حق تملک اعیان به مستأجر» می باشد.

نظر به اینکه در موارد متعددی در رقبات وقفی، موضوع واگذاری سرقفلی به مستأجر در واحدهای تجاری پیش می آید و به نوعی واگذاری سرقفلی، انتقال عمده منافع رقبه در بلند مدت به مستأجر می باشد که تا حدی شبیه حق تملک اعیان می باشد آیا اخذ اجازه از سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه در واگذاری حق سرقفلی الزامی است یا خیر؟

بسمه تعالی

احتیاط آنست که اجازه بگیرند.

* * * * * * * *

وقف خانقاه باطل نیست

در خصوص خانقاه و موقوفات منتسب به فرقه های مختلف دراویش و تبلیغات و اقدامات و مراسم انحرافی آنها در نقاط مختلف کشور، از طرف اشخاص متدین و ادارات اوقاف و امور خیریه سئوالات متعددی مطرح شده و می شود و از این سازمان درخواست تعیین تکلیف نهائی دارند.

آیا وقف املاک بر خانقاه های دراویش بصورت انتفاعی و همچنین املاک و اموالی که عواید آنها کلاً یا جزئاً بمصرف این خانقاه ها و مراسم دراویش می رسد، شرعاً چه حکمی می باشد؟

بسمه تعالی

احراز جهت حرام در موضوع مورد سئوال، معلوم نیست. بنابراین وقف محکوم به صحت است.

* * * * * * * *

قرض گرفتن برای موقوفات دیگر با شرایطی اشکال ندارد

گاهی برخی از موقوفات بخصوص امامزاده ها دارای درآمدی بیش از مخارج مورد نیاز آن بقعه و یا بیش از هزینه مورد نیاز اجراء نیت واقف است، و بودجه مازاد در حساب بانکی نگهداری می شـود، تا در سنـوات آتی در موضوع وقف و نیت واقف هزینه گردد از طرفی برخی از موقوفات یا امامزاده ها با کمبود درآمد مواجه می شوند و تامین مخارج مورد نیاز یا تعمیر و نگهداری آنان برای متولی یا اداره اوقاف مقدور نیست.

لذا استدعا دارد در صورت مصلحت مقرر فرمائید:

آیا از محل مازاد درآمد موقوفات و بقاع پس از اجراء نیت واقف، و باقی ماندن مقداری از وجوه، شرعاً می توان بعنوان قرض الحسنه در اختیار موقوفات نیازمند قرارداد یا خیر؟

بسمه تعالی

قرض گرفتن برای موارد دیگر اشکال ندارد.

* * * * * * * *

استفاده از حمام های قدیمی غیر قابل استفاده در موارد مورد نیاز اهالی جایز است

بخشی از طرح های گوناگون جهاد سازندگی که از حیّز انتفاع خارج شده، مثل حمام های روستای و…، آیا می شود از اینگونه بناها در زمینه های دیگر مثل مسجد و حسینیه استفاده نمود؟

بسمه تعالی

مشروط بر اینکه اهالی محل نیازشان به این طرح ها منتفی شده باشد (حمام و …) استفاده از زمین اینگونه بناها در موارد دیگر که مورد نیاز روستائیان است، بلامانع می باشد.

* * * * * * * *

قراردادن هیئت امنائی که بعداً انتخاب می شوند بعنوان متولی اشکال ندارد

هر گاه در اساسنامه مؤسسه ای که تأسیس می شود قید شود که مثلاً ۵ نفر بعنوان هیأت امناء مؤسسه انتخاب می شوند و احیاناً اگر برخی از آنان از عضویت کنار رفت و یا بدلیل برخی عوارض کنار گذاشته شده شخص دیگری را بجای او انتخاب می کنند حال اگر این مؤسسه دارای مالی باشد و آن مال را وقف کنند آیا می توان هیئت امناء را که بعداً انتخاب می شوند و هنگام انشاء وقف وجود ندارند آیا عدم وجود و تعیین آنان مانع صحت جعل تولیت وقف برای آنها نیست؟ همین سوال در موردیکه تولیت وقف را برای شخصی قرار دهند و بعد از مرگ او تولیت را با عالم عادل محل یا شهر و یا روستا قرار دهند جاری است. انشاءالله با جواب کتبی راهنمایی خواهید فرمود.

بسمه تعالی

اگر در انشاء وقف به این نحو در نظر گرفته شده باشد مانع ندارد ولی اگر بعد از تحقق وقف بخواهند به این نحو عمل کنند صحیح نیست.

* * * * * * * *

آنچه برای تعمیر مسجد وقف شده باشد، باید صرف ترمیم و نوسازی مسجد شود و آنچه برای مطلق امور مسجد وقف شده باشد، برای امور معنوی قابل استفاده است

یکی از موارد مصرف عوائد رقبات مساجد، تعمیر مسجد است که در کتاب شریف تحریر الوسیله باب وقف مساله ۵۶ بابه آن تصریح شده است و در صورت اضافه آمدن آن باید به امام جماعت داده شود.

و همچنین در کتاب شریف عروه الوثقی باب وقف فصل الخامس فی بیان مفاد الالفاظ مساله ۲۷،دلیل اعطاء به امام را تعمیر معنوی مسجد بیان می کند.

حال این سئوال مطرح است که آیا مراد از تعمیر در این مساله شامل تعمیر معنوی می شود یا خیر؟ تا در هزینه های برگزاری جلسات قرآن، عزاداری برای اهل بیت و جلسات آموزش احکام و هر آنچه که در عصر حاضر عرف است مثل برگزاری مجالس لیالی قدر و امثال ذلک صرف شود؟ و در صورت شمول آیا شامل هزینه های دارالقرآن متصل به مسجد نیز می شود یا خیر؟

بسمه تعالی

آنچه برای تعمیر مسجد وقف شده است باید صرف ترمیم و نوسازی و امثال آن شود و آنچه برای مسجد بطور مطلق وقف شده است می تواند از قبیل فرش و روشنائی و آماده سازی برای جلسات قرآن و امثال آن نیز برسد، تأمین مالی امام جماعت نیز از قبیل همین مصارف است.

* * * * * * * *

تبدیل قسمتی از مسجد برای حل مشکل معبرعمومی جایز نیست و در صورت امکان از محل دیگری مشکل معبر حل شود

در طرح های تفصیلی شهری که شهرداری ها مجری آن هستند، برای عرض معابر در کوچه ها و خیابان های فرعی و اصلی، استانداردهایی تعریف شده که تسهیل رفت و آمد مردم و در مواردی، فراهم کردن امکان دسترسی خودروهای امداد رسان و در مجموع مناسب سازی فضاهای شهری را به عنوان هدف نهایی دنبال می کند. آنچه که موجبل تصدیع شده است، استفتاء از ولی امر مسلمین در خصوص مصادیق زیر است:

۱- در برخی معابر فرعی یا کوچه و خیابان، بر فرض مورد اشاره، همه یا اغلب منازل مسکونی به میزان حدود یک متر در طول یا عرض عقب نشینی کرده اند اما مسجد با ملاحضات شرعی از عقب نشینی خودداری نموده و لذا عملاً تدابیر انجام شده برای باز شدن معبر بلا اثر مانده است. آیا مسجد مجاز است برای جلب رضایت همسایگان، نسبت به واگذاری فضای مورد نیاز شهرداری، حتی اگر بخشی از شبستان باشد اقدام نماید؟

۲- در طرح های نوسازی مساجد که تخریب و احداث بنای وسیع تر و مستحکم تر را در پی دارد، گاهی شهرداری ها آمادگی دارند برای تحقق اهداف مورد اشاره، بخشی از مسجد را در طول یا عرض به معابر شهری ضمیمه کنند و در مقابل، در ضلع متناظر، به همان میزان یا بیشتر با اختصاص زمین منافع مسجد را تأمین نمایند، آیا در چنین مواردی که نظر امام جماعت و امنای مسجد موید است، شرعاً حق مبادله زمین با شهرداری را دارند؟

۳- در فرض صدور مجوز شرعی برای موراد اول و دوم، آیا حکم مسجد از زمینی که به فضای شهری و معبر شهروندان ملحق شده، ساقط می گردد؟

بسمه تعالی

حق عقب نشینی مسجد برای تعریض معبر ولو با گرفتن عوض ندارد، در صورت نیاز به تعریض معبر از ملک مقابل مسجد به مقدار نیاز بخرند و مشکل معبر را از این راه رفع کنند.

* * * * * * * *

وقف منزل مسکونی به دلیل عدم تحقق قبض محقق نشده و در ملک واقف باقی است

خانم مسنی یک باب منزل مسکونی را تصمیم به وقف آن گرفته بود و بعد از مراجعه به اداره اوقاف و نوشتن وقفنامه عادی به عللی از وقف کردن منصرف می گردد حال با توجه به اشکالاتی که در این وقفنامه عادی است که به پیوست خدمتتان تقدیم می گردد می خواستند ببینند که آیا وقف شرعاً تحقق پیدا کرده است که به آن پایبند باشند یا خیر؟

۱- صیغه وقف خوانده نشده است.

۲- قبض (بعنوان اینکه دو رکعت نماز در آن خوانده شده باشد) تحقق پیدا نکرده است.

بسمه تعالی

در فرض مرقوم وقف محقق نشده است و منزل مذکور در ملک مالک باقی است.

* * * * * * * *

فروش زمینی که وقف برای مسجد شده و با وجود موانع قانونی و شرعی، جایز نیست

بعضی از افراد بدون توجه به موقعیت و شرایط ملک و مشکلات اجرای نیت مورد نظر خیّر زمین یا منزل مسکونی خود را جهت احداث مسجد یا موضوع عام المنفعه دیگر وقف می نمایند، و ادارات اوقاف یا متولی را با محذورات شرعی و قانونی مواجه نموده و مستلزم عسرو حرج می شود.

بعنوان مثال: یک بانوی محترم منزل مسکونی ۲۵۰ متری خود را در یک محل کوچک و کم جمعیت وقف احداث مسجد نموده در حالیکه در فاصله بسیار نزدیک آن مکان مسجد مناسب با ظرفیت کافی برای اهالی محل وجود دارد، در نتیجه نه اهالی محل و نه هیچ فرد خیّر دیگر آمادگی هزینه کردن برای مسجد جدید در آن محل را ندارند.

از طرفی با توجه به وجود خیابان ما بین مسجد کنونی و ملک  مذکور، امکان الحاق آن به مسجد وجود ندارد.

طبق فتوای حضرت امام خمینی(ره)، وقف انتفاع عام المنفعه مانند مسجد به هیچ وجه قابل تبدیل و تغییر نیست، لذا در صورت خراب شدن قابل فروش نیست آل الی ما آل، ولی در مقابل همانگونه که استحضار دارید مرحوم صاحب عروه(ره) و برخی از مراجع عظام کنونی در شرایط فوق الذکر اجازه بیع این مکان و تبدیل آن  به محل مناسب دیگر جهت احداث مسجد و اجرای نیت واقف را می دهند.

با توجه به مراتب فوق، استدعا دارد در صورت مصلحت نظر مبارک را مرقوم فرمایید که آیا:

فروش اماکن مذکور با شرایط فوق الذکر، پس از بررسی کارشناسی و اخذ تأیید نماینده ولی فقیه در اوقاف و تبدیل آن به مکان مناسب دیگر جهت احداث مسجد جایز است یا خیر؟

بسمه تعالی

جایز نیست.

* * * * * * * *

وقف مسجد توسط مالک حقوقی با لحاظ شرایط لازم جایز است

تعدادی ملک در اختیار مساجد و حسینیه ها قرار دارد که متولیان آن تقاضای وقف نمودن آنها را از بنیاد دارند موضوع در دو مرحله در هیأت امناء مطرح گردید که در یک مورد واگذاری بلاعوض ملک برای ایجاد مسجد تصویب شد و در مورد دیگر به تنظیم وقفنامه عادی جهت احداث مسجد اتخاذ تصمیم شد ولی به علت سکوت اساسنامه در مورد اختیار تصویب وقف توسط هیأت امناء بحث و تصمیم جمع بر این شد که موضوع را از محضر مقام معظم رهبری سؤال کنند.

بسمه تعالی

بنظر می رسد که وقف اموال از سوی مالک حقوقی جایز است مثل وقف املاک دولتی بوسیله دولت با لحاظ شرایط لازم، بنابراین بنیاد می تواند در مواردی که لازم است زمین هایی را برای مسجد وقف کند.

* * * * * * * *

ملاک برای جواز نبش قبر اطمینان به پوسیدن و عدم هتک حرمت مؤمن است

آیا دفن جنازه در قبوری که سی سال تمام از تاریخ دفن آنها گذشته جایزاست؟

بسمه تعالی

اگر اطمینان به پوسیدن و خاک شدن بدن میّت حاصل نباشد و یا تخریب قبر و شکافتن آن توهین و هتک میّت مسلمان محسوب شود تخریب و نبش قبر مسلمان جایز نیست.

* * * * * * * *

فروش موقوفات پراکنده که نگهداری آنها مقرون به صرفه نیست بنابراحتیاط فعلاً جایز نیست

همانگونه که استحضار دارید، فـروش مال موقوفه جایـز نیست الا در موارد معدود و خاص که در شرع مقدس و احکام فقهی ذکر شده است.لکن گاهی خارج از موارد مصرح، نگهداری موقوفه درشرایط و وضعیت موجود به مصلحت نیست و فروش و تبدیل آن به رقبه دیگر اقرب به نیت واقف و به مصلحت وقف است.

مثـلاً در مـواردی موقـوفات بصورت قطعات  پـراکنده در یک منطقه وجود دارد که بدلیل محدود بـودن ملک، درآمد و محصـول قابـل تـوجهی نـدارد و از طرفی سرمایه گذاری نیز مقرون به صرفه نیست و نگهداری آن نیـز مستلزم هزینه و زحمت زیاد وبعضاً موجب وهن موقوفه است، درصورتیکه اگر مجموعه املاک و رقبات مذکور فروخته شده وتبدیل به یک ملک واحد درمنطقه مناسب شـود، درآمد افزایش پیدا کرده و نیت واقف بهتـر اجرا میشود و هـرگـونه سرمایه گذاری برای نگهداری و افزایش تولید نیز توجیه عقلائی و اقتصادی قابل قبولی دارد.

لذا تقاضامند است در صورت مصلحت نظر فقهی و فتوای مبارک را در این خصوص بیان فرمائید و در صورت نیاز به اذن ولائی، بمنظور رعایت مصلحت و غبطه وقف، اجازه فرمائید، رقبات جزئی موقوفه که در وضعیت کنونی بازدهی نداشته ومستلزم ضرر است، با نظر وتایید نماینده ولی فقیه نسبت به تجمیع و تبدیل به احسن آنان اقدام  شود.

بسمه تعالی

علی العجاله فعلاً احتیاط کنید.

* * * * * * * *

پس از فحص از صاحبان اموال بجا مانده دراماکن مربوطه، مجاز به بیع هستید

یکی از مسائل مبتلابه اماکن عمومی موقوفه مانند: مساجد، حسینیه ها، بقاع متبرکه و محلهای مشابه، پیدا شدن اشیاء و اموالی است که از مراجعین بجا مانده یا گم کرده اند که بعضی از آنها قابل تعریف و بـرخی نیـز غیـر قابل تعریف و پس از اعلام و یـاس از پیدا شدن مالک، کلاً مجهـول المـالک محسوب می شوند که باید از طرف صاحبان آنها صدقه داده شود.

بـا توجه به اینکه از بـاب احتیاط اذن حاکـم شـرع شـرط است، لـذا استـدعا دارد در صـورت مصـلحت اجازه فرمائید، کلیه موارد پس از فحص و یاس از پیدا شدن مالک فروخته شده  و در اختیار نماینده ولی فقیه قرا رگیرد، تا از طرف صاحبان اموال صدقه داده شود.

بسمه تعالی

مجازید.

احکام و استفتائات وقف ؛ «صیغه وقف»

نیت به تنهایی برای تحقق وقف کافی نیست

مستدعی است نظر فقهی خود را درباره زمینی که با پول شخصی خود خریداری نموده ام و کلیه اسناد آن به نام اینجانب ثبت می باشد که اندرونی آن جهت اسکان شخصی خود و بیرونی آن جهت تدریس و بحث که شبیه مدرسه و حسینیه باشد. آیا با چنین نیتی زمین مزبور وقف می شود یا به ملکیت شخصی خود باقی می ماند؟ ضمناً موقتاً دو اطاق از پول خود در آن ساخته ام.

بسمه تعالی

مجرد قصد احداث بنا در قسمتی از زمین جهت تدریس و بحث علمی در آن کافی برای حصول وقفیت آن نیست و تا وقف به وجه شرعی متحقق نشود زمین و بناء احداثی در آن باقی بر ملک مالک است.

* * * * * * * *

صیغه وقف به هر زبانی صحیح است و عربی بودن شرط نیست

پدر بزرگ حقیر حدوداً هفتاد سال پیش باغ انگوری را وقف کرده اند و چند سال پیش از دنیا رفته اند و فعلاً این موقوفه در اختیار پدر من می باشد، که به خاطر ضعف توان احیاء آن را ندارد و اگر همینطوری بماند خراب می شود و از بین می رود و دیگر کسی به اجاره آبادش نمی کند، و مسئولیت نمی پذیرد آیا می توان این باغ را فروخت و پولش را به تشکیلات امام حسین علیه السلام بدهند یا نمی توانند بفروشند، خواهشمندم حکم مسأله را بیان فرمائید.

ضمناً متذکر می شوم که ایشان با زبان آذری وقف کرده اند و با صیغه مخصوص اداء نکرده اند بلکه گفته اند من این باغ را وقف کردم تا هر چقدر درآمد داشته باشد صرف مخارج امام حسین علیه السلام بشود.

بسمه تعالی

وقف قابل خرید و فروش نیست، و هرگونه تصرف در وقف باید زیر نظر متولی شرعی موقوفه باشد، و اگر هنگام وقف شرط مباشرت نشده باشد و متولی مایل باشد می تواند وکیل بگیرد، و در صورتی که متولی خاص نداشته باشد تولیت با حاکم شرع است، و به هر زبانی وقف کرده باشد و تحویل متولی وقف داده باشد صحیح است و باید طبق آن عمل شود.

* * * * * * * *

کتابت وقفنامه توسط غیر، بدون نیت مالک نافذ نیست

به لحاظ اینکه اینجانب قصد حبس نمودن ملکی را داشته ام وقف نامه برایم نوشته اند، ولی نویسنده آن به طور وقف آن را تنظیم کرده و بنده را هم تولیت قرار داده و نوشته توسط من خانه قبض گردید خانه اکنون تحویل من است و من تصمیم داشتم آن را در وقت ثبت به طور حبس ثبت نمایم. آیا با توجه به اینکه نویسنده وقف نامه مرا از چگونگی این وقفنامه آگاه نکرده، و با توجه به اینکه من این وقفنامه را اصلی ندانسته و ثبت آن را اصلی می دانستم که در وقت ثبت آن را حبس ثبت نمودم آیا تکلیف چیست لطفاً مرقوم فرمائید.

بسمه تعالی

اگر قصد وقف نداشته اید وقف نشده است.

* * * * * * * *

انشاء وقف بصورت موقت و معلق صحیح نیست

آيا جايز است مكانى براى مدّت موقتى مثلا ده سال به عنوان مسجد وقف شود و بعد از انقضاى اين مدّت دوباره به ملكيّت واقف يا ورثه او برگردد؟

بسمه تعالی

اين كار به عنوان وقف موقت صحيح نيست و عنوان مسجديت هم با آن محقق نمى‏شود، ولى حبس آن مكان براى نمازگزاران به مدّت معين اشكال ندارد.

* * * * * * * *

انشاء وقف بصورت موقت و معلق صحیح نیست

شخصى كتابخانه خود را بر اولاد ذكورش وقف كرده است، ولى هيچ يك از اولاد و نوه‏هاى او موفق به تحصيل علوم دينيه نشده‏اند و در نتيجه استفاده‏اى از كتابخانه نمى‏كنند و موريانه مقدارى از كتابهاى آن را از بين برده و بقيه هم در معرض تلف‏شدن هستند، آيا جايز است آن را بفروشد؟

بسمه تعالی

اگر وقف كتابخانه بر اولاد او مشروط و معلّق به اين امر باشد كه آنها اشتغال به تحصيل علوم دينيه داشته باشند و داخل در سلك علماى دين شوند، اين وقف به علت وجود تعليق در آن از اصل باطل است و اگر وقف آنان كرده تا از آن استفاده كنند، ولى در حال حاضر كسى كه بتواند از آن كتابخانه استفاده كند در بين آنها وجود ندارد و اميدى به تحقق اين صلاحيت در آينده نيست، در اين صورت وقف مزبور صحيح است و جايز است كه آنان كتابخانه را در معرض استفاده كسانى قرار دهند كه قابليت استفاده از آن را دارند و همچنين اگر كتابخانه براى استفاده كسانى وقف شده باشد كه صلاحيت آن را دارند، و توليت وقف با اولاد او باشد، واجب است آن را در معرض استفاده افراد مذكور قرار دهند، و به هر حال حق فروش آن را ندارند و بر متولّى شرعى واجب است به نحو مناسبى، مانع آسيب ديدن و از بين رفتن موقوفه گردد.

* * * * * * * *

وقف ایقاع است نه عقد

وقف عقد است يا ايقاع مثلاً اگر در وقف محصور، چيزى را به كسى وقف كنند او مى تواند رد كند؟

بسمه تعالی

وقف ايقاع است ولى در صحّت وقف، قبض موقوف عليه شرط است، فلذا در فرض سؤال اگر شخص «ب» عين موقوفه را تحويل نگيرد، وقف محقق نمى شود.

احکام و استفتائات وقف ؛ «وقف معاطاتی»

وقف معاطاتی فقط در مصالح عامه صحیح است، و در موارد دیگر صیغه لازم است

در وقف آیا وقف معاطات صحیح است؟

بسمه تعالی

وقف معاطاتی در مصالح عامه صحیح است.

* * * * * * * *

وقف معاطاتی فقط در مصالح عامه صحیح است، و در موارد دیگر صیغه لازم است

آیا در موارد وقف باید حتماً صیغه وقف به عربی خوانده شود و یا نیت وقف از سوی بانی کافی است؟

بسمه تعالی

در وقف بر مصالح عامه معاطات کافی است، و در صیغه وقف عربیت شرط نیست.

* * * * * * * *

مواردی از وقف معاطاتی

آيا احكام مسجد صرفاً با خواندن صيغه مسجد لازم الاجراء است؟

بسمه تعالی

احداث مكانى به نام مسجد و واگذار كردن آن به نمازگزاران و خواندن ولو دو ركعت نماز، در تحقق وقفيّت آن كفايت مى كند.

* * * * * * * *

مواردی از وقف معاطاتی

احتراماً، مستدعی هستم به این چند مسئله شرعی پاسخ فرمایید تا راه گشای مؤمنین شود.

اجناسی را به مسجد می‏دهند تا در آن مکان مورد استفاده قرار گیرد و نیت وقف هم دارند.

الف: آیا برای وقف آنها خواندن صیغه وقف نیاز است یا نه؟

ب: آیا می‏توان این اجناس را کرایه داد و پول کرایه را صرف مسجد نمود؟

بسمه تعالی

الف: نیاز نیست.

ب: اگر وقف شده که در مسجد از آن استفاده شود جایز نیست.

* * * * * * * *

مواردی از وقف معاطاتی

شخصی یک قسمت از خانه مسکونی خودش که دو طبقه بود وقف برای مدرسه حفاظت الایمان نمود، مومنین و فامیل های خود را به خانه خود دعوت نموده و همه آنها را به این وقف مطلع کرده. همه حضار مجلس به گفتن این حرف به صلوات بر محمد و آل محمد(ص) استقبال کردند بعد به حضار گفت: «مدرسه ای که از قبل در مسجد ادامه دارد به خانه وقفی خود که امروز وقف کردم انتقال دهم». یک هیئت مدیره را هم تشکیل داد، بعد از یک ماه داماد و هیئت مدیره مدرسه در دفتر دولتی آن شهر این وقف را رسماً ثبت کردند و واقف روی هر صفحه امضاء نمود. در حال حاضر واقف مرحوم شده، داماد او می گوید طبق سند پزشکی واقف صحیح الدماغ نبوده لذا وقف صحیح نیست. از وقفنامه اثبات نمی شود که صیغه وقف خوانده شده است. داماد مذکور از بعضی از علماء فتوای عدم وقف را گرفته است این علماء بر قول داماد مذکور اعتماد نمودند و بدون استفسار از هیئت مدیره مدرسه و دختر و زوجه واقف فتوای عدم اثبات وقف را دادند.

الف) تکلیف شرعی هیئت مدیره چیست آیا از وقف دست برداشته شود وقتی که دادگاه هند در حق داماد قضاوت کند و لازم به ذکر است که دولت، دولت کفر است؟

ب) آنهایی که از حقیقت وقف با خبرند و بر وقف بودن ساختمان یقین دارند آیا برای آنها جایز است که از داماد مذکور قطع معاشرت بکنند یا خیر؟

ج) نماز خواندن در آن ساختمان وقف برای غاصب چه حکم دارد؟

د) آیا صیغه خواندن در عربی شرط واجب ا ست یا در هر زبانی این مفهوم را اداء کردن کفایت می کند؟

هـ) وقتی مؤمنین و فامیلهای واقف شهادت می دهند که واقف صحیح الدماغ بوده و در مقابل داماد مذکور و دخترش به خاطر این ملک اختلال ذهنی واقف را اثبات می کنند تقدم بر قول چه کسی است؟

بسمه تعالی

در فرض مذکوراگر به نحو معاطات به اینکه تحویل متولی یا موقوف علیهم داده شود بعنوان وقف، صحیح است و بعد از تحقق وقف و شیاع آن هر ادعائی بر عدم صحت وقف مسموع نیست.

* * * * * * * *

مواردی از وقف معاطاتی

زمینی را مالک برای دفن اموات مسلمین در معرض دفن قرار داده و به مرور زمان اموات دفن گردیده است و از اینکه هیچ گونه ردع و منعی از هیچ کس نسبت به دفن در تاریخ ثبت نگردیده و از شواهد و قرائن تاریخی هم اطمینان حاصل می‏گردد که مالک قصد تحبیس و وقف زمین را برای این عمل داشته است، الحال ارشاد فرمائید که آیا با دفن اموات در زمین مذکور وقفیت آن تحقق پیدا می‏ کند یا خیر؟

و به عبارت دیگر با دفن اموات در زمین موصوف الذکر وقفیت گورستان ثابت می ‏گردد یا خیر؟

بسمه تعالی

اگر مالک زمین را به نیت وقف برای دفن اموات مسلمین در اختیار دیگران قرارداده باشد و با اذن او اموات در آن دفن شده باشند زمین مذکور حکم وقف را دارد.

* * * * * * * *

مواردی از وقف معاطاتی

چند سال پیش یک خانه قدیمی خریدم و پس از انهدامش در آن ساختمان حسینیه ای دارای محراب و منبر و جایگاه مخصوص آقایان و خانمها با پول شخصی خودم ساختم و همه ساله در مناسبتهای مذهبی مراسم جشن و عزاداری در آن برگزار می شده است و نماز جماعت ظهرین و مغربین در آن دائر بوده است، و حدود سه سال به عنوان حسینیه عمومی مورد استفاده طلاب و مؤمنین بوده است. البته در اثر عدم واقفیت از مسائل شرعی صیغه وقف را نخواندیم ولی عملاً وقف بوده است و لذالک در اثر جهل به مسأله شرعی و از آنجا که با پول شخصی ساخته بودیم کل ساختمان حسینیه را فروختیم و از آن تاریخ دچار مشکلات زیاد شده ام که آنهار را نتیجه فروش حسینیه می دانم، و حتی خانم بنده در خواب به قصد نظافت موکت حسینیه را برداشته اند و زیر آن این عبارت را دیدند « هذا مقام العائذ بک من النار ». و از آن به بعد مریضه شده اند و کسالت ایشان تاکنون ادامه دارد، لطفاً بیان فرمائید که بیع ساختمان حسینیه صحیح بوده است یا باطل واقع شده است.

فروش ساختمان حسینیه با این شرط بوده که این ساختمان کماکان به عنوان حسینیه و مدرسه علمیه و دیگر امور مذهبی باشد و خریدار هم شرائط را قبول کرده بود، ولی متأسفانه بعد از فروش معلوم شد که همه این شرائط رعایت نمی شود، بلکه ساختمان را در امور اداری به کار گرفته اند.

بسمه تعالی

ساختمان مذکور اگر به نحو معاطات وقف حسینیه شده باشد ساختمان حکم وقف را دارد به خصوص که ۳ سال است در آن به عنوان حسینیه عزاداری نموده اند و به هیچ وجه قابل خرید و فروش نیست و تبدیل آن به محل کار جائز نیست چه صیغه خوانده شده باشد یا نه. و در هر صورت اگر مورد نزاع است و توافق حاصل نشود باید به دادگاه مراجعه نمائید.

* * * * * * * *

مواردی از وقف معاطاتی

اینجانب به نمایندگی از طرف هیئت عزاداری خانه ای در مشهد مقدس به عنوان زائرسرا خریداری نمودم تتمه ثمن معامله وجوهی بود که اعضاء هیئت و اهالی کمک نمودند در موقع تنظیم سند چون اینجانب بیمار بودم با مشورتی که انجام شد مقرر گردید خانه مذکور به نام سه نفر از معتمدین محل تنظیم سند رسمی گردد. چنانچه ملک خریداری شده وقف شده باشد تولیت آن با کیست؟ آیا می فرمائید که ملک مذکور را به نام هیئت جان نثاران حسینی که اساسنامه آن تهیه و تنظیم شده است نمایند یا خیر؟

بسمه تعالی

درصورتیکه وقف تمام نشده و پرداخت کنندگان پول، شما را وکیل تام الاختیار خود در همه شئون مربوط به خانه قرار داده باشند شما می توانید برای خانه متولی تعیین کنید یا خود تولیت آن را بر عهده بگیرید و می توانید خانه را به نام هیأت ثبت کنید، بلکه اگر خوف تضییع وقف باشد، لازم است.

احکام و استفتائات وقف ؛ «شروط ضمن وقف»

تخلف از شرایط مندرج در وقف جایز نیست

كسى كه در مكانى زندگى مى كند كه وقف نامه اى دارد مثلاً طبق وقف بايد فرد هر روز يک جزء قرآن بخواند ولى به آن عمل نكرده وظيفه او چيست؟

بسمه تعالی

تخلّف از مورد و جهت وقف حرام است و نمى تواند در مکان مذکور تصرف نمايد.

* * * * * * * *

تخلف از شرایط مندرج در وقف جایز نیست

آيا عدول از شروط وقف جايز است؟ و در صورت جواز، حدود آن كدام است؟ و آيا طولانى شدن زمان، بر عمل به شروط وقف تأثير مى‏ گذارد؟

بسمه تعالی

تخلّف از شروط صحيحى كه واقف در عقد وقف شرط كرده جايز نيست مگر آنكه عمل به آن غير مقدور يا حرجى باشد و گذشت زمان تأثيرى در آن ندارد.

* * * * * * * *

تخلف از شرایط مندرج در وقف جایز نیست

شخصى ملك خود را براى برپايى مجالس عزادارى سيدالشهداء علیه السلام در روستا وقف كرده است، ولى در حال حاضر متولّى وقف، توانايى اقامه عزا در روستاى مذكور در وقفنامه را ندارد، آيا جايز است در شهرى كه در آن اقامت دارد مجالس عزادارى برگزار كند؟

بسمه تعالی

اگر وقف، مخصوص اقامه مجالس عزادارى در همان روستا باشد، تا زمانى كه عمل به وقف هر چند با گرفتن وكيل براى آن، درهمان روستا ممكن باشد، حق ندارد آن مجالس را به جاى ديگر انتقال دهد بلكه واجب است فردى را نايب بگيرد تا در آن روستا مجالس عزادارى برپا كند

* * * * * * * *

تخلف از شرایط مندرج در وقف جایز نیست

در شهرستان … رقبه ای وجود دارد که عواید آن قسمتی صرف مخارج تعزیه داری و باقیمانده بین ارحام موصی تقسیم می گردد، در وصیت نامه مذکور فروش ثلث و اجاره بیش از ۳ سال آن منع شده است و همچنین قید گردیده که اوصیا حق ندارند اراضی موقوفه را به کسی اجاره دهند که در آن احداث بنا نمایند.

با توجه به اینکه مورد بحث در حال حاضر کلاً در داخل شهر و در منطقه خدمات شهری و مسکونی قرار گرفته است و استفاده از آن جز با احداث بناهای مسکونی و تجاری و اداری و غیره ممکن نیست و از طرف دیگر در بخشی از آن اراضی سازمان ها و مؤسسات با بودجه دولتی اقدام به احداث بناهای اداری نموده اند و بانک ها نیز به علت شرائط مندرج در وصیتنامه از اعطای وام و خدمات لازم به مستأجرین خودداری می نمایند و این وضع باعث رکود آبادانی و پیشرفت شهر و موقوفه شده است و چنانچه نظر موصی در مورد عدم اعطای حق تملک اعیان در اراضی که داخل شهر قرار گرفته مراعات شود موقوفه غیر قابل استفاده و بدون درآمد باقی خواهد ماند که در این صورت امکان انجام نیات موصی نیز میسر نخواهد شد و از طرفی مشکلات بسیار زیادی برای ساکنین و مقامات دولتی و مؤسسات به وجود خواهد آمد، لذا مستدعی است با عنایت به مشکلات ایجاد شده موافقت فرمایند به منظور رفع محذورات یاد شده این قسمت از نظر موصی در ایجاد اراضی موقوفه رعایت نشود و حق تملک اعیان به افراد و مؤسسات متقاضی داده شود تا ضمن احیای موقوفه افراد نیز تشویق به اجاره راضی بشوند.

بسمه تعالی

موقوفه را نمی توانند به افراد یا مؤسسات تملیک کنند و آنها نمی توانند تملک کنند و مالک نمی شوند، بلی اگر استفاده از وقف در جهت وقف ممکن نباشد مگر به احداث بناء یا اجاره بیش از سه سال می توانند آن را برای احداث بناء یا بیش از سه سال اجاره دهند و به وقف عمل کنند، ولی باید با نظر متولی شرعی باشد، والله العالم.

* * * * * * * *

تخلف از شرایط مندرج در وقف جایز نیست

مزرعه ای است که ششدانگ طبق چند فقره وقفنامه آب آن به ترتیب وقف بر شرب چندین خانه و در انتها به سمت آستانه مقدسه و سکنه اماکن حول آستانه مجاورین و زائرین آن حضرت جاری، که به وسیله متولی باید از درآمد زراعی مزرعه هزینه آبرسانی تا امامزاده تأمین شود. آیا متولی یا اداره اوقاف یا هر مقام دیگر شرعاً می تواند بدون رعایت تقدم و تأخر قبل از مشروب شدن چندین خانه مورد نظر واقف که موقوف علیهم اصلی هستند اجاره دهد؟

الف: آب موقوفه برخلاف ترتیبی که در وقفنامه تصریح گردیده در داخل محدوده موقوف علیهم به جریان درآید یا خیر؟

ب: ازآب موقوفه در خارج محدوده موقوف علیهم برای شرب دیگر منازل که واجد شرایط نیستند مورد استفاده قرار گیرد یا خیر؟ اگر چنین کردند تکلیف شرعی ساکنین آن منازل چه خواهد بود؟

بسمه تعالی

به طور کلی در چگونگی اداره امور موقوفه و در نحوه استفاده از درآمد موقوفه و توزیع آن بین موقوف علیهم و صرف آن در جهت وقف باید دقیقاً بر طبق آنچه که واقف تعیین کرده و مقرر داشته است و با مراعات غبطه وقف و در جهت وقف و زیر نظر خصوص متولی شرعی موقوفه عمل شود تخلف از مراتب فوق‏الاشاره جایز نیست، کما اینکه با وجود متولی شرعی هیچ سازمان یا اداره ای حق دخالت در امور موقوفه ندارد مگر حق نظارت و حسن اجرای اداره امور موقوفه از سوی متولی شرعی در محدوده ای که قانون حق نظارت برای آن سازمان را تجویز کرده است و اگر در این باره اختلاف دارند باید جهت رسیدگی به محاکم قضائی مراجعه کنند.

* * * * * * * *

تغییر شرایط مندرج در وقف توسط واقف جایز نیست

زمينى بيست سال پيش وقف اهالى منطقه اى شده تا اموات خود را در آن دفن كنند و واقف توليت آن را براى خودش و سپس براى يكى از علماى شهر كه در وقفنامه ذكر كرده قرار داده و كيفيت انتخاب متولّى بعد از عالم مزبور را هم معيّن نموده است، آيا متولّى كنونى حق تغيير وقف يا تغيير بعضى از شرايط آن و يا اضافه كردن شرايط ديگر به آن را دارد؟ و اگر اين تغيير بر جهتى كه زمين براى آن وقف شده تأثير بگذارد، مثل اينكه آن را ايستگاه ماشين نمايد، آيا موضوع وقف به حال خود باقى مى ماند؟

بسمه تعالی

با اين فرض كه وقف از نظر شرعى با تحقق قبض، محقق و نافذ شده است، ديگر تغيير و تبديل آن و همچنين تغيير بعضى از شرايط و يا اضافه كردن شرايط جديد به آن توسط واقف يا متولّى جايز نيست و با تغيير وقف از حالت قبلى اش، وقفيّت آن زايل نمى شود.

* * * * * * * *

تغییر شرایط مندرج در وقف توسط واقف جایز نیست

آيا جايز است فردى غير از متولّى شرعى وقف با دخالت در امور وقف و تصرف در آن و تغيير شرطهايى كه در صيغه وقف ذكر شده براى متولّى شرعى آن ايجاد مزاحمت كند، و آيا جايز است از متولّى بخواهد تا زمين موقوفه را به شخصى كه متولّى، او را صالح نمى داند، تحويل دهد؟

بسمه تعالی

اداره امور وقف طبق آنچه كه واقف در انشاء وقف مقرر كرده فقط بر عهده متولّى شرعى خاص است و اگر متولّى خاصى از طرف واقف نصب نشده باشد، اداره امور وقف بر عهده حاكم مسلمين است و كسى حق دخالت در آن را ندارد، همچنانكه كسى حتّى متولّى شرعى، حق تغيير وقف از جهت آن و همچنين تغيير و تبديل شرايط مذكور در انشاء وقف را ندارد.

* * * * * * * *

تغییر شرایط مندرج در وقف توسط واقف جایز نیست

احتراماً اینجانب بیمارستانی ساخته و قربت الی الله آن را وقف نموده ام و در وقفنامه تولیت را به خودم اختصاص داده ام و در اجرای وقفنامه بیمارستان و درمانگاه را تحویل وزارت بهداشت و درمان داده ام چون اختلافی در تولیت ایجاد نمودند وزارت بهداشت صورت مجلسی بر خلاف وقفنامه و فتوای مرقوم تنظیم و به امضاء بنده رسانیده لذا با تقدیم وقفنامه و صورت مجلس ۷۲٫۱۰٫۲۸ مستدعی است مرقوم فرمائید تغییر وقفنامه و شرایط مذکور در آن و اقداماتی که مسئولین وزارت بهداشت برخلاف وقفنامه و نظر متولی انجام داده اند جایز است یا خیر؟

بسمه تعالی

تغییر و تبدیل موقوفه یا تصرفات غیرمجاز در موقوفه در غیر جهت وقف جایز نیست و موجب ضمان است، و تغییر و تبدیل شرایط وقف و چگونگی استفاده از آن باطل و بی اعتبار و بی اثر است.

* * * * * * * *

شرط باطل در ضمن وقف نافذ نیست

آیا می شود فردی زمینی را وقف مسجدی نماید و یک اطاق برای خودش نگهدارد و شرط نماید که از آب دستشوئی مسجد استفاده نماید؟

بسمه تعالی

این شرط نافذ نیست.

احکام و استفتائات وقف ؛ «قبض وقف»

تحویل موقوفه به متولی یا مسئولین بيمارستان و يا مركز بهداشتى قبض است

زمينى به اداره بهداشت هديه شده تا بيمارستان يا مركز بهداشتى در آن ساخته شود ولى مسئولين اداره بهداشت تاكنون اقدام به ساخت بيمارستان يا مركز بهداشتى در آن نكرده اند، آيا جايز است واقف زمين را پس بگيرد؟ و آيا مجرّد تسليم زمين به مسئولين اداره بهداشت براى تحقق وقفيت، كافى است يا آنكه ساخت ساختمان در آن هم شرط است؟

بسمه تعالی

اگر تحويل زمين توسط مالك به مسئولين اداره بهداشت بعد از انشاء وقف به وجه شرعى، به عنوان تسليم به متولّيان شرعى وقف باشد، حق رجوع و پس گرفتن آن را ندارد، ولى اگر يكى از دو امر مذكور تحقق پيدا نكند حق دارد زمين خود را از آنان پس بگيرد.

* * * * * * * *

تحویل موقوفه به متولی یا بهره برداری در جهت وقف در مسجد، حسینیه و اصغریه قبض است

فرد خیراندیشی قطعه زمینی را در سنوات گذشته برای احداث یک باب حسینیه وقف کرده است اکنون واقف که در قید حیات است علم و اطمینان پیدا کرده است که اگر عین موقوفه فروخته نشود مخروبه و از حیز انتفاع ساقط می شود، تقاضامند است اجازه فرمائید تا زمین مزبور را با نظر اهل خبره و عدول مؤمنین فروخته و از ثمن آن قطعه زمین با مساحت بیشتر برای احداث حسینیه خریداری نمایند، البته اقامه عزاداری از طرف هیئت محترم محل در زمین مزبور حتی یکبار هم نشده است آیا راست است که موقوفه نسلاً بعد نسل عاطل و باطل و بلااستفاده بماند؟

بسمه تعالی

اگر قبض معتبر در وقف حاصل نشده است اختیار با خود واقف است.

* * * * * * * *

تحویل موقوفه به متولی یا بهره برداری در جهت وقف در مسجد، حسینیه و اصغریه قبض است

اینجانب حدود ۳۰ سال قبل قطعه زمین کشاورزی را به شرح ذیل وقف نمودم (مادامی که خودم در قید حیات هستم احتیاج به زمین دارم و عایدات آن مال خودم خواهد بود بعد از فوت خودم درآمد زمین بین سه حسینیه و سه مسجد روستای محل تولدم تقسیم شود).

در حال حاضر از وقف کردن زمین منصرف نشده ام ولی می بینم جاهای مهمتر هست که می توانم زمین را بفروشم و مثلاً پولش را به جهاد مدرسه سازی بدهم.

آیا می توانم زمین را بفروشم و پول آن را به جهاد مدرسه سازی بدهم یا خرج ساخت درمانگاه و امثالهم بکنم که در واقع استفاده بهتر و بیشتر از موقوفه من بشود؟

بسمه تعالی

یکی از شرائط تمامیت وقف قبض است که باید متولی شرعی آن را تحویل بگیرد. اگر در وقف مذکور قبض متولی شرعی حاصل نشده است تمام نیست، و در اینصورت اختیار زمین با خود شما است، هر تصرفی می توانید در آن بکنید، والله العالم.

* * * * * * * *

تحویل موقوفه به متولی یا بهره برداری در جهت وقف در مسجد، حسینیه و اصغریه قبض است

مردى زمينى را براى ساخت حسينيه سيد الشهدا علیه السلام وقف كرده ولى زمين مزبور تبديل به راه عمومى روستا شده است و درحال حاضر از كل زمين حسينيه تقريبا چهل و دو متر مربع باقى مانده است، اين زمين چه حكمى دارد؟ آيا جايز است واقف آن را به ملكيت خود برگرداند؟

بسمه تعالی

اگر اين كار بعد از انشاء وقف بر وجه شرعى و تحويل موقوفه به متولّى آن يا جهت وقف صورت گرفته باشد، آن مساحت باقيمانده از وقف بر وقفيّت باقى مى ماند و جايز نيست واقف نسبت به آن رجوع كند و در غير اين صورت بر ملكيّت او باقى است و اختيار آن با اوست.

* * * * * * * *

تحویل موقوفه به متولی یا بهره برداری در جهت وقف در مسجد، حسینیه و اصغریه قبض است

مادربزرگمان دارای دو فرزند دختر بوده و در زمان حیات خود بر سر اختلاف دخترهایش مقدار نیم هکتار زمین را وقف جهت مراسم عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می نماید و نامه وقفی را به بزرگ محل تحویل داد و بعد از چند ماه پشیمان شد و رفت نامه را پس بگیرد، بزرگ محل گفت نامه گم شده شما هر تصمیمی می خواهی بگیرید بگیر و بعد از این موضوع هیچگونه نامه ای ننوشت و بعد از چند سال از فوت ایشان نامه قبلی که نوشته بود پیدا شد و الحال نمی دانم چگونه عمل نمائیم فلذا از آن مقام محترم استدعا داریم ما را راهنمایی فرمائید.

بسمه تعالی

اگر زمین را به عنوان وقف تحویل متولی شرعی نداده وقف تمام نبوده و فعلاً زمین به ورثه تعلق دارد و نوشته اثر ندارد، والله العالم.

* * * * * * * *

تحویل موقوفه به متولی یا بهره برداری در جهت وقف در مسجد، حسینیه و اصغریه قبض است

شخصی مساحت پانصد متر زمین تصرفی خود را در حال صحت جسم و ثبات عقل و شعور وقف بنای اصغریه نمودند اما پس از گذشت سه سال از این موضوع واقف پشیمان شده و اظهار نمودند که چون اداره آموزش و پرورش هم برای احداث مدرسه از من زمین گرفته اند از دادن این زمین منصرف شدم حالیه چندین سال هست که واقف فوت نموده و زمین هم بین وارثین تقسیم و توزیع گردیده، بدینوسیله استعلام می شود که این زمین با اجراء صیغه وقف و قولنامه امضاء شد، و با اظهارات سه سال بعد و پشیمانی واقف وضعیت این زمین به چه صورت می باشد اعلام فرمائید.

بسمه تعالی

اگر صیغه وقف خوانده شده و زمین مزبور به متولی شرعی تحویل داده شده است، دیگر واقف نمی تواند آن را به هم بزند ولی باید همان استفاده ای که در وقف معین شده از زمین بشود و تغییر ندهند، ولی چنانچه زمین تحویل متولی شرعی و جهت وقف داده نشده وقف تمام نیست و واقف می توانسته از وقف منصرف شود.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

شخصی یک قطعه زمین در اختیار مردم یک روستا می گذارد که مسجد و حسینیه بسازند. تاکنون مدت زمان زیادی از واگذاری آن زمین می گذرد و اکنون مورد پسند مردم نیست که در آن زمین حسینیه بسازند و صاحب زمین هم در قید حیات نیست و ضمناً صیغه وقف هم نخوانده است. آیا می شود آن زمین را بفروشند و پول آن را خرج مسجدی دیگر و یا حسینیه دیگری بکنند و یا مؤسسه دیگری بسازند؟

بسمه تعالی

جایز نیست، و اگر وقف با قبض معتبر در آن تمام نشده مربوط به ورثه مالک است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

زمينى وجود دارد كه مالكش آن را در حضور عالم منطقه و دو نفر شاهد عادل براى ساختن مسجد وقف كرده است و بعد از مدتى اشخاصى بر آن تسلط پيدا كرده و خانه هاى مسكونى در آن بنا نموده اند، وظيفه آن اشخاص و متولّى چيست؟

بسمه تعالی

اگر بعد از انشاء وقف زمين، قبض عين موقوفه با اذن واقف تحقّق پيدا كرده باشد، همه احكام وقف بر آن مترتّب مى شود و ساخت خانه هاى مسكونى توسط ديگران در آن براى خودشان غصب است و بر آنان واجب است ساختمان خود را از بين ببرند و زمين را تخليه كنند و به متولّى شرعى آن تحويل دهند و درغير اين صورت زمين بر ملك مالك شرعى آن باقى و تصرفات ديگران در آن متوقف بر اجازه مالك است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

طبق وقفنامه الحاق شده یک باب کارخانه رزازی جهت احداث مسجد وقف شده همچنین یک قطعه زمین مزروعی را برای مخارج آن وقف کرده است، علی رغم مطلبی که ذیل وقفنامه آمده (مبنی بر قبض و اقباض) عملاً هیچگونه قبض و اقباضی صورت نگرفته. و از زمان قبل از وقف تاکنون این ملک در تصرف مالک و ورثه بوده است. لذا مستدعی است بفرمائید:

الف) صحت این وقف چگونه است؟

ب) اگر وقف صحیح نیست، زمین مزروعی تابعه، چه حکمی دارد؟

ج) اگر بخواهند این ملک و زمین مزروعی را بفروشند و خرج مسجد محل بکنند چه صورتی دارد؟

بسمه تعالی

الف) وقف بدون قبض تمام نیست.

ب) با فرض عدم تحقق قبض باقی بر حال اول است.

ج) اختیار آنها در فرض عدم صحت وقف و عدم تمامیت آن به تحقق قبض با مالک فعلی آن است، والله العالم.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

در روستائی افراد خیر در فکر تأسیس و ساخت مسجد افتاده اند و یکی از آنان زمین وسیعی را به این منظور وقف کرده و بعد از تسطیح زمین به عنوان تصرف نماز جماعتی در آن برگزار گردید، اکنون چند سال است که این زمین بعلت عدم توانائی ساخت بلا استفاده مانده و اهالی تصمیم دارند مسجد قدیمی را توسعه و تعمیر نمایند، از قرائن معلوم است که زمین مذکور به هیچ وجه ساخته نخواهد شد و به کلی در توان اهالی نیست، با توجه به این مطلب آیا شرعاً می توان تصرفی بعنوان فروش یا غیره در زمین نمود و آیا واقف خودش می تواند آن را بخرد یا به جای این زمین، زمین دیگری را در کنار مسجد قدیمی بدهد تا آنجا توسعه یابد آنچه حکم الله است بیان فرمائید.

بسمه تعالی

اگر وقف با قبض معتبر در آن واقع و تمام شده نمی توانند بفروشند و واقف هم در آن اختیاری ندارد.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

قطعه زمینی در روستا حدود هفتاد سال پیش توسط شخصی جهت احداث مسجد وقف گردیده، که به علت بعد مسافت و نامناسب بودن زمین مورد نظر بدون هیچگونه بنا و اقدامی باقی مانده است.

با توجه به متروکه بودن زمین که قابل هیچگونه استفاده نیست، آیا با توجه به شرایط مذکور می توان زمین فوق الذکر را از طریق فروش یا معاوضه به غیر واگذار نمود، تا در مقابل آن وجوه دریافتی، زمین یا مکان مناسب دیگر جهت احداث همان مسجد تهیه نمود؟

استدعا دارد با عنایت به احکام حکومتی وضعیت اینگونه مکانها را مشخص فرمائید.

بسمه تعالی

اگر وقف مسجد با قبض معتبر در آن محقق شده فروخته نمی شود و قابل معاوضه نیست، والله العالم.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

شخصی زمینی را برای مسجد وقف کرده است و فرزند واقف در زمان حیات واقف زمین وقف را با شخص دیگری معاوضه کرده است و اکنون آن شخص ثالث(مشتری) زمین را به عنوان خانه مسکونی ساخته و سکونت دارد.

الف) آیا این معاوضه صحیح است یا خیر؟

ب) وظیقه شخص مشتری اکنون چیست؟

بسمه تعالی

اگر زمینی را که وقف کرده تحویل نداده و قبض و اقباض حاصل نشده است و با اذن و اجازه او معامله واقع شده صحیح است، وگرنه در صورت اول باطل و در صورت دوم فضولی و موقوف است به اجازه او.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

مالکین زمینی به مساحت حدود ۳ هزار متر مربع، قسمتی از آن را که حدود ۱۲۰۰ متر مربع بوده است را برای مسجدی اختصاص داده اند حدود پنج متر مربع از آن زمین که بین مسجد مذکور و بقیه ملک مالکین قرار دارد، برای ساختن گلدسته اختصاص داده شده بود، اما به علت مسائل مختلفی مانند وجود عقب نشینی، عدم موافقت شهرداری و هزینه سنگین و غیر لازم بودن، موضوع ساختن گلدسته منتفی شده است مالکین آن تکه زمین که واقفین زمین مسجد مذکور نیز می باشند به زمینی که برای ساختن گلدسته در نظر گرفته شده بود احتیاج دارند، تکه زمین مذکور به وسیله دیواری از مسجد مورد بحث جدا شده و تصرف آن توسط مالکین مذکور ضرر یا نقصانی برای مسجد ندارد، آیا تصرف مالکین یا همان واقفان مسجد نسبت به تکه زمینی که برای گلدسته اختصاص داده شده بود به خاطر احتیاجی که به آن برای تکمیل سهم اختصاصیشان دارند از نظر شرعی جایز است؟

بسمه تعالی

پس از تمام شدن وقفیت زمین و تحقق قبض، قابل تغییر نیست ولو از سوی واقف بلی اگر وقفیت تمام نشده باشد اختیار با مالک است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

پدر اینجانب در زمان حیات خود فرموده بودند «فلان زمین را داده ام یا می خواهم بدهم برای مسجد» یا اینکه گفته می خواهم وقف کنم برای مسجد آیا بنا بر اظهارات فوق وقف منعقد شده یا خیر؟

بسمه تعالی

در فرض مسأله زمین حکم وقف ندارد.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

ساختمانی در جنب گلزار شهداء مدت هشت سال پیش به شکل سوله توسط شهردار وقت این شهرستان به عنوان سالن گورستان ساخته شده که اینجانب در سال ۱۳۷۷ سالن فوق را به معرفی امام جمعه و کمک مردم از شهرداری تحویل گرفته آن را به نام حسینیه گلزار شهداء گذاشتیم بعد از آنکه به استفاده رسید به صاحب زمین مراجعه نموده فرمودند زمین فوق اگر برای نماز باشد من خیلی راضی هستم پس حسینیه را به مسجد صاحب الزمان گلزار شهداء نامگذاری نموده و چون راه دیگر جهت خواهران داشت راه دیگر که راهرو بالکن و زیر بالکن هست به مقدار ۵۰ متر زیر بالکن و بالای آن را حسینیه قرار دادیم که در وقت ضروری جهت استفاده خواهران قرار گیرد آیا از نظر مسجد شدن اشکالی دارد یا خیر؟

بسمه تعالی

زمین اگر از سوی مالک شرعی آن وقف مسجد شده و با اجازه او به قصد مسجدیت در آن نماز خوانده شده است حکم مسجد دارد در غیر این فرض حکم مسجد را ندارد و اختیار زمین با مالک شرعی آن است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

شخصی زمینی را وقف کرده جهت مسجد که درآن زمین مسجد ساخته شود اما با وجود مشکلات مالی کسی قادر به ساختن آن نگردیده است و نمی شود، آیا می شود صاحب خانه همجوار این زمین، پول زمین را بدهد یا یک زمین بهتر در جای دیگر تحویل دهد؟ اگر هم این کار انجام نگیرد این زمین موقوفه تبدیل به محل زباله دانی می شود، از محضر حضرتعالی تقاضای جواب دارم.

بسمه تعالی

اگر پس از اجراء صیغه وقف برای مسجد، واقف یا با اجازه واقف در آن زمین به قصد مسجدیت نماز خوانده باشند قابل تغییر نیست و حکم مسجد را دارد و اگر صیغه خوانده نشده اختیار آن با واقف است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

۱- در یکی از محله های شهر توسط فرد خیر و نیکوکاری قطعه زمینی جهت احداث مسجد امام صادق علیه السلام وقف گردیده و به قصد مسجد نیز در آن زمین اقامه نماز گردیده است، حالیه با توجه به اینکه جهت استفاده بهینه و مطلوب از چندین مکان مذهبی، فرهنگی، هیأت امناء محترم مسجد مذکور در نظر دارند زمین را به فروش رسانده و در مکانی مناسب تر بدین منظور زمینی تهیه گردد و آنگاه مسجد امام جعفر صادق  علیه السلام احداث گردد. علیهذا از محضر مبارک حضرتعالی استدعا داریم در صورت صلاحدید اجازه فرموده تا نسبت به فروش زمین مزبور و تبدیل به احسن کردن آن اقدام گردد.

۲- توسط هیأت عزاداری و با کمک های مردمی یک قطعه زمین جهت برگزاری مراسم خریداری گردیده، مستدعی است جهت استفاده بهینه اجازه بفرمائید زمین مذکور فروخته شود و در راستای احداث مسجد امام صادق  علیه السلام هزینه گردد.

بسمه تعالی

۱- زمین مذکور که جهت احداث بنای مسجد در آن وقف شده و به حساب مسجد بودن در آن نماز خواندند حکم مسجد بر آن مترتب است و قابل تغییر و تبدیل و فروش نیست.

۲- زمینی را که با تبرعات مؤمنین خریده اند باید در همان جهتی که متبرعین برای آن پول داده اند استفاده شود، و اگر تا به حال به وقفیت درنیامده، فروش و تغییر جهت استفاده از آن موقوف به اجازه و اذن همه ی افراد اهداء کننده پول خرید آن است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

زمینی را چندین سال پیش یکی از اهالی محل وقف مسجد کرده که مسجد بسازد چون زمین در دامنه کوه است و جمعیت آنجا هم خیلی کم و مسجد هم دارد از طرفی هم زمین مزبور کنار جاده ای که محل عبور حیوانات می باشد قرار گرفته امیدواریم اجازه فرمائید تا این زمین زیر نظر هیئت امناء مسجد در معرض فروش قرار داده شود و قیمت آن صرف تعمیر مسجد موجود گردد.

بسمه تعالی

اگر پس از وقف نمودن زمین، با اجازه واقف در زمین مذکور به عنوان مسجدیت نماز خوانده شده قابل تغییر نیست وگرنه اختیار با مالک شرعی زمین است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

قطعه ای زمین به مساحت ۵۰۰ مترمربع جهت ساخت مسجد وقف نموده ایم و با توجه به اینکه این زمین برای ساخت یک مسجد بزرگ و خوب کوچک است و این زمین جوابگوی جمعیت روستا نمی باشد لذا در مجاورت همین زمین زمینی برای همین منظور خریداری شده است و در حال احداث می باشد با مساحت ۱۰۰۰ مترمربع لذا از آن دفتر معظم تقاضا داریم اجازه فروش زمین قبلی را صادر نمائید که پول آن صرف مسجدی که مجاور آن در حال ساخت است خرج گردد.

بسمه تعالی

وقفیت شرعی زمین اگر تمام نشده است اختیار آن با خود شماست ولی اگر وقفیت آن با انشاء وقف و تحویل به متولی یا واگذاری آن به نمازگزاران و اقامه نماز در آن تمام شده باشد حکم مسجد دارد دیگر قابل تغییر و تبدیل و فروش نیست.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

زمینی جهت احداث مسجد وقف شده و شخصی با قولنامه عادی رایج در روستا با مشخصاتی که فتوکپی آن پیوست می باشد آنرا فروخته است، طبق نظر شرع و قانون نظام مقدس اسلام خرید و فروش این زمین وقف شده چه حکمی دارد؟ در زمین مورد بحث به قصد وقف ابدی خریداری شده و بعداً با قیمت بیشتری بفروش رفته است.

بسمه تعالی

اگر زمین پس از خریداری وقف شده و تحویل متولی شرعی یا جهت وقف داده شده باشد وقف تمام است و قابل خرید و فروش نیست و اگر وقف تمام نیست و لو از جهت  اینکه قبض معتبر در وقف حاصل نشده باشد فروش آن بلامانع است.

* * * * * * * *

تحویل مسجد به متولی یا اقامه نماز در آن قبض است

منزلی در جنب مسجد بوده که صاحب آن دو دانگ منزل خود را وقف مسجد نامبرده کرده که صحنی داشته باشد و صیغه وقف خوانده شده، حالیه بعد از فوت او عیالش کلیه منزل را فروخته و مبلغ سیصد هزار تومان به امناء مسجد داده. آیا تکلیف چیست می توان این پول را به مصرف دیگر مسجد رساند یا اینکه زمین به حال وقف باقی است، خواهشمند است تکلیف شرعی را مرقوم فرمائید که مورد لزوم است.

بسمه تعالی

واقف اگر پس از انشاء وقف، زمین موقوفه را به قبض متولی شرعی موقوفه یا جهت وقف داده وقفیت آن تمام و فروش آن باطل است زمین باید به وقف برگردد و پول پرداختی فروشنده به او مسترد شود و خسارت مشتری را فروشنده ضامن است، ولی اگر قبض موقوفه در حیات واقف حاصل نشده باشد با فوت او وقف باطل گردید و زمین جزو ماترک او محسوب و به تمام ورثه می رسد، و در اینصورت پول پرداختی فروشنده اگر تبرع برای مصارف مسجد باشد صرف آن در امور مسجد مانع ندارد.

* * * * * * * *

تحویل به متولی در حوزه علمیه و مدرسه قبض است

یک باب منزل و دو هکتار زمین زراعی جهت ساخت یک باب مدرسه علمیه وقف گردیده که مدرسه علمیه ای را بنا نمایند. بعد از چند صباحی در محل دیگر مدرسه علمیه بنا گردیده و لذا نیازی به مدرسه علمیه احساس نمی شود.

خواهشمند است با توجه به اینکه محل مذکور احتیاج به مسجد و مدرسه و… نیز دارد، اجازه فرمائید که منزل و زمین زراعی فوق الذکر را برای کارهای عام المنفعه و یا برای مدارس علمیه دیگر شهرستان های کشور هزینه نمائیم.

بسمه تعالی

در تحقق وقف، قبض و اقباض شرط است بنابر این اگر املاک مذکور به قبض متولی یا حاکم شرع نرسیده وقف محقق نشده و اختیار آن به دست مالک است.

* * * * * * * *

تحویل به متولی در حوزه علمیه و مدرسه قبض است

سال ۱۳۶۴ اینجانب زمینی را طی سند رسمی به وقف حوزه علمیه درآوردم که آقای امام جمعه محترم، ساختمان آن را بسازند و مورد استفاده طلاب قرار گیرد متأسفانه از آن تاریخ تاکنون هیچگونه عملی بر روی زمین انجام نگرفته و عمل به وقف نشده و کار دیگری هم روی زمین به خاطر وقف مورد نظر نمی شود انجام داد و زمین بدون استفاده مانده حال با گذشت سیزده سال و عمل نشدن به وقف و با توجه به اینکه هیچ گونه امیدی هم به ساختن آن نمی رود و مسئله منتفی شده آیا زمین به وقفیت خود باقی است یا قابل عودت است؟

بسمه تعالی

اگر زمین قبض نشده وقف تحقق نیافته و اختیار آن با خود شماست و اگر تحویل داده شده وقف تمام و قابل تغییر و تبدیل و عودت نیست.

* * * * * * * *

تحویل به متولی در حوزه علمیه و مدرسه قبض است

زمينى را به آموزش و پرورش براى ساختن مدرسه هديه كردم، ولى بعد از مشورت و اطلاع از اينكه با پول آن زمين مى توان چندين مدرسه در محله هاى ديگر شهر ساخت، براى فروش زمين تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش و مصرف پول آن براى ساختن چند مدرسه در جنوب شهر يا در مناطق محروم، به آن وزارتخانه مراجعه كردم، آيا انجام اين كار براى من جايز است؟

بسمه تعالی

اگر وقف زمين مدرسه با انشاء وقف و تحويل آن به آموزش و پرورش به اعتبار اينكه مسئول و متولّى اين امر است، تمام شده باشد، بعد از آن حق رجوع و دخالت و تصرّف در آن زمين را نداريد، ولى اگر وقف هر چند به زبان فارسى انشاء نشده باشد و يا زمين به عنوان قبضِ وقف تحويل وزارت آموزش و پرورش نشده باشد، در اين صورت زمين بر ملكيّت شما باقى است و اختيار آن در دست شماست.

* * * * * * * *

تحویل به متولی در حوزه علمیه و مدرسه قبض است

مردم از قدیم الایام برای ساختن سه مدرسه، زمینی در اختیار آموزش و پرورش گذاشته اند و نیت آنها این بوده که این زمین ها را ما وقف مدرسه نمودیم که مادام العمر به عنوان مدرسه استفاده شود و مردم هم در ساختن ساختمان آن مشارکت نیروی انسانی و مصالح داشته اند و از هر کس سؤال می شود می گویند ما این نیرو و مصالح را وقف مدرسه نموده ایم مسئولین ذیربط (آموزش و پرورش) هم اکنون تصمیم به فروش آن گرفته اند. لذا خواهشمند است هر چه سریعتر حکم شرعی را در این زمینه بیان نمائید.

بسمه تعالی

اگر زمین ها را برای ساختن مدرسه در آن واگذار کرده اند فروش آنها جایز نیست.

* * * * * * * *

دفن میت یا تحویل قبرستان و غسالخانه به متولی قبض است

مقدار پنج هکتار زمین در شهر محمد آباد از طرف بنیاد مستضعفان جهت گورستان به شهرداری شهر واگذار گردید، گرچه صیغه وقف خوانده نشد اما چند جنازه در آن زمین دفن گردید آیا می توانیم از این زمین مقدار یک هکتار جهت احداث بیمارستان شهر، مورد استفاده قرار دهیم؟ یا مقدار یک هکتار از زمین یاد شده را از شهرداری جهت بیمارستان اجاره کنیم؟ با توجه به اینکه در شهر بیمارستان وجود ندارد اما قبرستان های متعددی موجود است.

بسمه تعالی

اگر مسئول ذیربط قانونی که اجازه واگذاری زمین را داشته با قصد وقف کردن برای دفن اموات مؤمنین در اختیار عموم قرار داده است و به همین عنوان و قصد، اموات را در آن دفن نموده اند تمام زمین را که به این قصد واگذار شده حکم وقف را دارد و تبدیل آن به چیز دیگر جایز نیست و اگر وقف نشده باشد اشکال ندارد.

* * * * * * * *

دفن میت یا تحویل قبرستان و غسالخانه به متولی قبض است

زمین کنار حسینیه مربوط به بانوئی که در حال حاضر مرحوم گردیده است وقف نموده برای ساختن غسالخانه که این زمین نزدیک خیابان می باشد و با جهاد سازندگی منطقه صحبت کرده ایم و ایشان جواب داده اند که ما غسالخانه نزدیک خیابان درست نمی کنیم و در جای دیگری در حال حاضر غسالخانه برای روستا ساخته شده است و ما الان نمی دانیم با این تکه زمین چه کنیم؟ سؤال ما این است: ۱) آیا وارثان این مرحوم می توانند زمین را بفروش برسانند و خرج مثلاً حسینیه و یا دیوار قبرستان و یا امر خیری دیگر در روستا نمایند و یا خیر؟آیا معتمدین محل می توانند به فروش برسانند وباز خرج کار های خیر در روستا کنند؟

بسمه تعالی

اگر زمین را تحویل متولی وقف نداده است وقف تمام نیست و باقی بر ملک میت است که بعد از فوت او حکم سایر ترکه او را دارد.

* * * * * * * *

اگر واقف متولی باشد قبض جدید لازم نیست

احتراماً به استحضار می رساند که شخصی مطابق وقفنامه مورخه ۱۳۳۹٫۰۴٫۱۲ شمسی در مرض متصل به موت در حالیکه به شدت بیمار و در بستر بوده است منزل مسکونی خود را وقف برگزاری تعزیه داری و روضه خوانی حضرت خامس آل عبا و سایر ائمه هدی علیهم السلام در عمارت اندرونی که جزء رقبات موقوفه است نموده و در تاریخ ۱۳۳۹٫۰۴٫۲۶ یعنی ۱۴ روز بعد بدرود حیات گفته ضمناً از زمانی که وقفنامه تنظیم شده تا زمان فوت واقف که تولیت را نیز عهده دار بوده عملاً تصرف به وقف صورت نپذیرفته است و به لحاظ این دو مطلب علماء محترم محل از همان زمان در صحت وقف مزبور دچار شک و شبهه و تردید بوده اند، لذا خواهشمند است نظر مبارک خود را در خصوص صحت یا اشکال و چگونگی وقف مزبور مرقوم فرمایید.

بسمه تعالی

اگر واقف منزل مسکونی خود را با صیغه وقف نموده است و خود را متولی موقوفه قرار داده است با فرض این که در تصرف متولی بوده نیاز به قبض جدید نیست و وقف تمام است و قابل تغییر نیست.

* * * * * * * *

در وقف بر اولاد تحویل به موقوف علیه قبض است

اگر کسی برای آنکه دختر و نوه دختریش از املاکش استفاده نکنند، آن املاک را وقف بر اولاد ذکور خود سازد، آیا این وقف صحیح است؟

بسمه تعالی

اگر در زمان حیات وقف را تحویل داده باشد صحیح است.

احکام و استفتائات وقف ؛ «شرایط عین موقوفه»

در عین موقوفه فعلیّت منفعت شرط نیست

آیا چیزی که وقف می شود باید هنگام وقف کردن منفعت داشته باشد، چه بالقوه چه بالفعل؟

بسمه تعالی

هنگام وقف کردن لازم نیست دارای منفعت باشد.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

آيا جنگل ها و مراتع طبيعى كه انسان دخالتى در ايجاد آنها ندارد و همانگونه كه اصل چهل و پنجم قانون اساسى جمهورى اسلامى تصريح كرده از انفال محسوب مى شوند، قابل وقف هستند؟

بسمه تعالی

در صحّت وقف، سابقه مالكيت شرعى خاص واقف شرط است و چون جنگل ها و مراتع طبيعى كه از انفال و اموال عمومى هستند، ملك خاص كسى نيستند، در نتيجه وقف آنها توسط هيچ فردى صحيح نيست.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

روستائی ششدانگ با جمیع توابع و لواحق وقف گردیده و در سند مالکیت صادره حد شمالی آن را آبشور کوه قرار داده، اخیراً متولی در جهت وقف پائین آبشور (حد شمالی وقف) را جهت بهره برداری از سنگ آن مشغول است که اداره معادن و فلزات آن را جزء انفال اعلام و مانع بهره برداری گردیده، با توجه به اینکه ریشه کوه در حد وقف واقع گردیده، مستدعی است بیان فرمائید آیا جزء انفال است یا موقوفه؟

بسمه تعالی

آن قسمت از اراضی و کوه های واقعه در اطراف موقوفه که در زمان انشاء وقف آباد و ملک شرعی واقف نبوده حکم وقف ندارد.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

آیا در اراضی پوشیده از جنگل ها و مراتع طبیعی که سیر مراحل قانونی را طی نموده و به حسب قوانین در تملک دولت جمهوری اسلامی ایران می باشد. و در ایجاد آن انسان دخالت نداشته و از جهتی اداره اوقاف ادعای وقف اراضی جنگلی و مرتعی را دارد وضعیت اجرائیه مسئولین در اتخاذ تصمیم به منظور رفع مشکلات به چه نحوی خواهد بود؟

سند اصلاحات ارضی مورد قبول می باشد یا خیر؟

ادعای اداره اوقاف مورد قبول می باشد یا خیر؟

اسناد و مدارک قانونی متعلق به اراضی ملی و دولتی مورد قبول می باشد یا خیر؟

با عنایت به اینکه مستنداً به اصل ۴۵ قانون اساسی جنگل ها و مراتع جزء انفال محسوب می گردد آیا وقف پذیر می باشد یا خیر؟

بسمه تعالی

اراضی جنگلی و مرتع طبیعی که فاقد هر گونه سابقه عمران و آبادی از سوی شخص یا اشخاص باشد شرعاً جزء اراضی بلا مالک و جزء انفال عمومی و متعلق به بیت المال محسوب است، و اسناد وقفیت یا مالکیت خصوصی نسبت به اینگونه اراضی فاقد اعتبار شرعی است، و رسیدگی موضوعی در این باره با مقامات قانونی ذیربط و مراجع قضائی است.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

زمینی که در اصل جنگل بوده توسط شخصی تصرف و بعداً وقف گردیده، و برای کارهای عام المنفعه در اختیار اشخاص قرار گرفته است، آیا این وقف صحیح است و می توان عرصه و اعیان را وقف نماید؟

بسمه تعالی

اگر با اجازه مقام مسئول ذیربط احیاء کرده و مالک شرعی آن شده است می تواند آن را وقف کند.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

خواهان نظر مبارک جنابعالی در مورد پنجاه و یک هکتار زمین موات به تشخیص عرف که در وسط زمین های موقوفه که بیش از چند صد هکتار است قرار گرفته می باشیم. لطفاً روشن فرمائید که چگونه عنوان وقف با موات بودن زمین قابل تحقق می باشد با توجه به اینکه هیچگونه فایده و ثمری برای زمین ها مترتب نیست.

بسمه تعالی

اگر به طریق شرعی احراز شود که زمین موات واقع در وسط زمین موقوفه، در هنگام وقف زمین موقوفه از اراضی موات اصلی بوده و حریم شرعی و عرفی زمین موقوفه هم نبوده است حکم وقف درباره آن مترتب نیست، و چنانچه در این باره اختلافی باشد جهت رسیدگی باید به محاکم قضائی مراجعه نمایند.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

زمينى وجود دارد كه فقط قابليت استفاده به عنوان مرتع را دارد و صاحبش آن را براى اماكن مقدس وقف كرده است و متولّى آن هم قسمتى از آن را به چند نفر اجاره داده و مستأجرها هم به تدريج اقدام به ساخت مسكن و مكان هايى براى معيشت خود در قسمتهايى از آن كه قابل مرتع بودن نيست، نموده اند و همچنين قسمتهاى مناسب زراعت را تبديل به زمين زراعى و باغ كرده اند، اولا: با توجّه به اينكه مرتع طبيعى از انفال و اموال عمومى است، آيا وقف آن صحيح است و در حال حاضر حكم به وقف بودن آن مى شود؟ و ثانيا: با توجّه به اينكه بر اثر كار مستأجرين در مرتع تغييرات و اصلاحاتى صورت گرفته و در نتيجه مرغوب تر از قبل شده چه مقدار اجرت بايد پرداخت شود؟ و ثالثا: با توجّه به اينكه زمين هاى زراعى و باغ ها بر اثر فعاليت مستأجرين احياء و ايجاد شده اند، اين قبيل زمين ها چگونه اجاره داده مى شوند؟ آيا مبلغ اجاره آنها به مقدار اجاره مرتع بايد پرداخت شود يا به مقدار اجاره مزرعه و باغ؟

بسمه تعالی

بعد از ثبوت اصل وقف، تا زمانى كه ثابت نشده كه زمين هاى مرتع در هنگام وقف از انفال بوده و ملك شرعى واقف نبوده اند، وقف آنها از نظر شرعى محكوم به صحت است و با اقدام مستأجرين به تبديل آنها به مزرعه و باغ و منازل مسكونى، از وقفيت خارج نمى شوند، بلكه در صورتى كه تصرّفات آنها در زمين وقفى بعد از اجاره كردن آن از متولّى شرعى باشد، بر آنان واجب است اجاره آن زمين ها را طبق آنچه در عقد اجاره معيّن شده به متولّى شرعى بپردازند تا آن را در جهت وقف مصرف نمايد، ولى اگر تصرّف آنها در آن زمين ها بدون اجاره قبلى از متولّى شرعى باشد، بر آنان واجب است اجرت المثل قيمت عادله مدّت تصرّف را بپردازند و اما اگر ثابت شود كه آن زمين ها در هنگام وقف، بالاصاله از زمين هاى موات و انفال بوده اند و ملك شرعى واقف نبوده اند، وقف آنها شرعا باطل است و آن مقدارى را كه متصرّفان طبق قانون و مقرّرات احيا كرده و تبديل به مزرعه و باغ و منزل مسكونى و غيره براى خودشان نموده اند، براى خود آنان است و قسمتهاى ديگر زمين كه به حالت قبلى خود باقى مانده و هميشه موات بوده اند، جزء ثروتهاى طبيعى و انفال هستند و اختيار آنها با دولت اسلامى است.

* * * * * * * *

وقف انفال صحیح نیست

اگر مسئولين شركت نفت و سازمان زمين شهرى مقدارى از زمين هاى تحت اختيار خود را براى ساخت مساجد و مدارس علميه اختصاص بدهند و علاوه بر انشاء صيغه وقف، قبض و اقباض هم صورت بگيرد، آيا اين زمين ها موقوفه محسوب مى شوند و احكام وقف بر آنها مترتب مى گردد؟

بسمه تعالی

اگر اين زمين ها از اموال عمومى دولت باشند و مصرف خاصى براى آنها تعيين شده باشد قابل وقف نيستند ولى اگر از اراضى مواتى باشند كه ملك كسى نيستند و در اختيار دولت يا شركت نفت و يا سازمان زمين شهرى باشند، احياء آنها با اجازه مسئولين مربوطه به عنوان مسجد يا مدرسه و مانند آن اشكال ندارد.

* * * * * * * *

وقف پول صحیح نیست

آيا جمع آورى مبالغى با هماهنگى سازمان ها و افراد خيّر براى اهداى جوايز به محققان دانشگاهى و نگهدارى آن وجوه بصورت وقف در حسابى ويژه براى استفاده از منافع سالانه آن جايز است؟

بسمه تعالی

تطبيق عنوان وقف با اين مورد محل شبهه است لكن دانشگاه مى تواند با اجازه صاحبان پول يا با اخذ وكالت از آنان، مبالغ مزبور را به شكل مورد نظر خود سپرده گذارى كند.

* * * * * * * *

وقف محصولات مصرفی صحیح نیست

شخصی یک درخت و یا محصول یک درخت را هر سال وقف کرده برای امام حسین علیه السلام مدت دو یا سه سال گذشته ولی هنوز به تصرف موقوف علیهم نداده و متولی هم معین نکرده حال تکلیف چیست یعنی وقف صحیح است یا نه و نسبت به محصولات گذشته چه باید کرد و باید به قبض موقوف علیهم بدهد یا نه؟

بسمه تعالی

در وقف قبض شرط است و در فرض مرقوم وقف صحیح نیست، و وقف محصول هم با فرض اینکه محصول صرف می شود صحیح نیست، والله العالم.

* * * * * * * *

وقف مال محبوسه صحیح است

اینجانب قطعه زمینی را وقف کردم به مدت ۵ سال هنوز مدت ۵ سال تمام نشده بود روی همین زمین وقف دائمی نوشتم. آیا حالا که هنوز مدت حبس آن به اتمام نرسیده و وقف دائم نوشته شده باید به وقف دائم عمل کرد در صورتی که از دائم بودنش منصرفم آیا مجازم بعد از اتمام مدت حبس شخصاً تصرف کنم؟

بسمه تعالی

در وقف مزبور اشکالی نیست و بر فرض صحت حبس بعد از اتمام مدت حبس تأثیر می کند، البته شرط است در صحت وقف قبض و اگر قبض محقق نشود وقف تمام نیست و اختیار در این صورت با مالک است.

احکام و استفتائات وقف ؛ «تقسیم عین موقوفه»

وقف قابل تقسیم نیست

قطعه زمینی است که در گذشته مزروعی بوده و سالیانه از درآمد آن چند روزی روضه سید الشهداء خوانده می شده و روز آخر هم اطعام می کرده اند، اکنون چند سال است که چون قنات خشکیده است زمین کشت نمی شود و درآمدی ندارد و به خاطر نزدیکی به شهر جزء اراضی شهری به حساب آمده است.

در سند این زمین اسمی از وقف نیست ولی در افواه چنین است که برخی می گویند وقف است و برخی هم می گویند وقف صد ساله بوده که اگر چنین باشد مدت آن تمام شده است در حال حاضر تعدادی از وارثین موجود این زمین را تفکیک کرده اند قسمتی از آن جزء خیابان شده است و قسمتی را هم شهرداری به عنوان پارکینگ تصرف کرده است مابقی آن را هم ورثه تصرف کرده و فروخته اند، می خواهم بدانم تکلیف من چیست؟ این پولی را که بعنوان سهم ارث همسرم به من داده اند چه کنم؟

لطفاً مرا راهنمائی بفرمائید و تکلیف شرعیم را مشخص نمائید.

بسمه تعالی

زمین اگر شهرت به وقفیت دارد وقف است و قابل خرید و فروش و تقسیم نیست و در صورت تغییر دادن باید به صورت وقف برگردد ولو در سند ذکر نشده باشد و هرگونه تصرف در وقف باید زیر نظر متولی شرعی و صلاح وقف باشد و در صورتی که متولی خاص نداشته باشد تولیت آن با حاکم شرع است.

* * * * * * * *

وقف قابل تقسیم نیست

شخصی شش دانگ یک قطعه باغ مشجر را به انضمام یک قطعه زمین زراعت با حدود اربعه معین به انضمام حق السقایه وقف نموده و در وقف نامه چنین توضیح داده که هر سال یک پنجم محصول آنها را در راه حضرت خامس آل عبا سید الشهداء ارواحنا له الفداء به هر نحویکه متولی آن صلاح و مصلحت داند خرج نماید و فی المجلس شفاهاً چهار پنجم الباقی را نیز وقف اولاد ذکور نسلاً بعد نسل نموده و اما بعد از فوت واقف مزبور از آنجا که واقف دارای ۵ اولاد ذکور بوده باغ مشجر و زمین زراعت ما بین آنها بالمناصفه تقسیم گردیده و از آنجا که یکی از آنها فاقد اولاد ذکور بوده بعد از فوتش سهم وی را برادرانش مابین خویش تقسیم نموده اند یعنی هر ۴ برادر بالمناصفه مالک یک پنجم دانگ (۲۴ شعیر) از ۹۶ شعیر شش دانگ می گردند و باغ را به چهار قسمت مساوی تقسیم نموده و از آنجا که یکی از پسران واقف دارای ۳ پسر بوده سهم پدر خویش را که ۲۴ شعیر بوده باشد بین خویش به ۳ سهم ۸ شعیر تقسیم نموده اند و ۳ برادر دیگر چون هر کدام دارای یک اولاد ذکور بوده آنها هر کدام به تنهایی مالک ۲۴ شعیر می شوند و با پیروی از این شیوه تقسیم و تفکیک ادامه یافته است. خواهشمند است بیان فرمائید آیا شیوه تقسیم درست بوده است یا نه و آیا وقف در مورد یک پنجم و چهارپنجم قابل خرید و فروش، مصالحه، هبه، رهن، اجاره می باشد؟

بسمه تعالی

با فرض اینکه یک پنجم از اموال مذکور وقف شده است محصول آن مقدار باید صرف در عزاداری خامس آل عبا ارواحنا له الفداء شود و تقسیم آن صحیح نبوده است و وقف قابل خرید و فروش و سایر انتقالات نیست. بلی اجاره آن در صورتی که وقف منفعت باشد اشکال ندارد.

* * * * * * * *

تقسیم عین موقوفه برای رفع نزاع بطور موقت جایز است

واقفی املاک خود را وقف (خاص) اولاد ذکور خود نموده که در اراضی یاد شده کشاورزی نموده و از منافع آن امرار معاش نمایند، اکنون سال هاست موقوف علیهم با هم اختلاف داشته و متولی با فرزندان واقف دائماً در قهر و غضب به سر می برند و با یکدیگر مخالفت و ناسازگاری دارند و کار کشاورزی و منافع آن به رکود درآمده و درآمد آن به حداقل رسیده و اغلب متضرر می شوند و بر عین موقوفه نیز صدمه وارد آمده، در آینده عین موقوفه با چنین اختلافاتی متروکه و کاملاً از منافع و بهره محروم می گردد. در فرض مرقوم آیا تفکیک و تقسیم اراضی موقوفه بین اینجانب و موقوف علیهم دیگر جائز است؟

آیا اینجانب می تواند سهم املاک و اراضی خویش را با املاکی در موقعیت بهتر و کارآمد معاوضه و یا با فروش سهم موقوفه خویش به خرید ملک و مستغلات دیگر اقدام نمایم؟

بسمه تعالی

۱) در فرض سؤال، اگر با تفکیک نزاع برطرف می شود مجازید موقوفه را تقسیم کنید البته این تقسیم فقط برای بطن فعلی نافذ است و بطن بعدی می توانند آن را به هم بزنند.

۲) نمی توانید سهم خود را بفروشید مگر اینکه استفاده معتنابه نداشته باشد و کالعدم باشد که در این فرض می توان فروخت و با بهای آن ملک دیگری خرید و وقف کرد.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

باری حقیر صاحب پنجاه درصد کارخانه ای به طور مشاع هستم و قصد دارم قدر سهم خودم را برای امور خیریه وقف نمایم آیا مشاع بودن قدر سهم اینجانب مانع وقف شدن است یا خیر؟

بسمه تعالی

وقف مال مشاع صحیح است.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

زنى كه فقط مالك سدس ملك مشاعى است كه بين او و ساير زارعين مشترك است، همه آن ملك را وقف كرده و همين باعث بروز مشكلات زيادى براى اهالى به سبب دخالت اداره اوقاف شده است، بطور مثال اداره اوقاف از صدور سند مالكيت براى خانه هاى اهالى جلوگيرى مى كند، آيا اين وقف در تمام ملك مشاع نافذ است يا فقط در سهم او؟ و بر فرض اينكه وقف فقط در سهم او صحيح باشد، آيا وقف زمين مشاع قبل از تقسيم صحيح است؟ و اگر وقف سهم مشاع قبل از تفكيك آن صحيح باشد، ساير شركا چه تكليفى دارند؟

بسمه تعالی

وقف سهم ملك مشاع هر چند قبل از تفكيك باشد، شرعا اشكال ندارد به شرطى كه در جهت وقف هر چند بعد از تفكيك و تقسيم قابل انتفاع باشد، ولى وقف تمام ملك توسط كسى كه فقط مالك قسمتى از آن است، نسبت به سهم ساير شركا فضولى و باطل است و شركا حق دارند خواهان تقسيم ملك براى تفكيك املاك خود از وقف شوند.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

آيا جايز است بعضى از ورثه كه در تركه سهم دارند، همه آن را وقف كنند؟ و آيا اجراى صيغه وقف به نام آن عدّه صحيح است؟

بسمه تعالی

وقف ايشان فقط در سهم خودشان از تركه صحيح است، ولى نسبت به سهام ساير ورثه فضولى و متوقف بر اجازه آنان است.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

در حدود سی سال قبل با نظر کارشناس یکدانگ موقوفه که مشاع بود افراز شد به صورت ششدانگ به پلاک ۸۸ فرعی از ۱۵۱ اصلی در سهم موقوفه قرار گرفت و سند مالکیت آن به نام موقوفه صادر و تحویل متولی آن گردید.این قطعه زمین در طول بیست سال گذشته به قطعات متعدد تفکیک و در آن احداث خانه و مغازه و مدرسه و غیره شد و از محل اجاره عرصه که با نظارت اداره اوقاف واگذار شده نظر واقفه نیکوکار به بهترین طرز اجرا می گردد. در حال حاضر برای عده معدودی از ساکنین اراضی اوقافی درباره افراز یک دانگ مشاعی از ششدانگ توهم و تصوری حاصل شده و مدعی هستند که تعلق این اراضی به موقوفه منطبق با مفاد تعریف وقفنامه نیست، لذا از حضورتان استدعای پاسخ شرعی دارد.

۱) در مواقعی که موقوفه در رقبه ای دارای سهم مشاعی است آیا افراز آن که مورد تأیید متولی و اداره اوقاف باشد از نظر شرعی صحیح است یا خیر؟

بسمه تعالی

صحیح است. افراز موقوفه از ملک محکوم به صحت است و آنچه که به عنوان سهم موقوفه تعیین شده تماماً موقوفه شناخته می شود.

٢) تغییر سهم مشاعی موقوفه مثلاً از یکدانگ که در وقفنامه نوشته شده به مساحت مشخصی که ششدانگ در سهم موقوفه قرار گیرد می تواند موجب تزلزل در وقفیت اراضی محسوب گردد یا خیر؟

بسمه تعالی

افراز وقف موجب تزلزل در وقف نمی شود.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

ملکی یک چهارم آن (به طور مشاع) وقف حضرت سیدالشهداء و امور خیریه گردیده است.

در زمان حکومت سابق با حضور نماینده اوقاف سهم وقف را مجزا کرده و کشاورزان زمین های وقف را مشخص نموده اند آیا این عمل شرعاً جایز است؟ که در اینصورت سهم وقف مشخص است. و یا این عمل شرعی نبوده و مقبول شرع مقدس نیست؟ که در این صورت سهم وقف به طور مشاع خواهد بود.

بسمه تعالی

در افراز وقف اگر مصلحت وقف مراعات شده و تمام مقدار مشاع وقف افراز گردیده است محکوم به صحت است.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

می خواستم مسئله ای در رابطه با وقف از محضر مبارکتان استفتاء نمایم. ابوی بنده به مقدار ۱۵ هکتار مرتع از پدرش به ایشان به ارث رسیده در بین ۱۵ هکتار دو نفر دیگر شریک می باشند، که سهم شرکاء مجموعاً یک هکتار و نیم می باشد و سهم قطعی ابوی بنده سیزده و نیم هکتار است حالا سؤال این جاست که ابوی بنده قبل از تفکیک و تعیین سهم شرکاء فقط از سهم خودشان مقدار ۱۰۰۰ متر را وقف کرده اند آیا این وقف با این وضعیت اشکال دارد و آیا افراز یا مشاعی بودن شرکاء وقف را با مشکل مواجه می کند یا خیر؟

بسمه تعالی

با توجه به اینکه مالک بوده، وقف او صحیح است و باید مقدار وقف شده با توافق شرکاء افراز شود.

* * * * * * * *

وقف مال مشاع و افراز آن پس از وقف صحیح است

زمینی است حدود ۸۰ هکتار و متعلق به هشت مالک است، و یکی از مالک ها در حدود ۵۰ سال قبل، سهم خودش که یک شانزدهم یعنی نیم سهم باشد، وقف یکی از مساجد نموده است، و نظر واقف این بوده است که از درآمد آن زمین مزروعی که معمولاً کشت گندم، جو، پیاز و تنباکو و درخت طرفاء می باشد،سهمیه مسجد مزبور به متولی آن تحویل گردد تا صرف امورات مسجد باشد. اینجانب و فرزندانم پنچ منزل مسکونی در این زمین داریم که زمین سهم مسجد به صورت مشاع در این خانه ها می باشد و سؤال این است که آیا اجازه می فرمائید مساحت کل زمین این پنج خانه محاسبه شود و سهمیه مسجد که یک شانزدهم کل مساحت زمین می باشد با نظر متولی وقف به قیمت روز و متعارف محل خریداری نمایم و قیمت آن تحویل متولی شود تا صرف تعمیرات و تکمیل مسجد فوق نماید؟

بسمه تعالی

خرید و فروش و تبدیل موقوفه صحیح نیست، بلی شما می توانید قسمت وقف را از متولی شرعی آن با ملاحظه مصلحت وقف اجاره کنید، و مال الاجاره در جهت وقف صرف شود و یا قسمت مشاع وقف را با موافقت متولی موقوفه از ملک خود افراز نمائید.

احکام و استفتائات وقف ؛ «اجزاء و امکانات عین موقوفه»

وقف زمین لزوماً بمعنی وقف درخت نیست

با عرض سلام به استحضار می رساند زمین موقوفه ایست که در آن درخت گردو هم کاشته شده است واقف زمین را وقف کرد به عنوان اینکه منافع زمین مذکور صرف خرج طوق بندی و روضه خوانی بشود آیا غیر از منافع زراعت درخت گردو هم شامل عین وقف می شود یا خیر؟

بسمه تعالی

اگر زمین را در حالی که درخت داشته وقف کرده وقف زمین دلیل بر وقف درخت نیست مگر اینکه قرینه ای در بین باشد که درخت را هم وقف کرده یا منظورش از منافع زمین گردوی درختان هم هست، والله العالم.

* * * * * * * *

قطع درخت وقفی جایز نیست

یک اصله درخت گردو که وقف روضه خوانی امام حسین علیه السلام می باشد در ملکی واقع شده که اینجانب خریداری کرده ام و مبلغ ملک را پرداخت نموده ام درخت مذکور واقع شده است در داخل سالن دامداری که می سازیم و نصف درخت را ماشین باری به آن زده و قطع شده است لذا خواهشمند است راهنمایی کنید که آیا می توانیم درخت دیگری را وقف بنمائیم یا خیر؟

بسمه تعالی

قطع کردن درخت گردوی وقفی جائز نیست.

* * * * * * * *

اعیان مستحدثه در زمین وقفی لزوماً وقف نیست

در مجموع قوانین و مقررات اوقافی ذیل ماده ۱۱ تبصره ای است بدین شرح:

تبصره: «اراضی موقوفه ای که برای ساختمان واحدهای تجاری، اعم از پاساژ و غیره، مناسب باشد می باید توسط متصدیان امر وقف نسبت به احداث آنها رأساً اقدام و سپس از طریق نشر اگهی مزایده به اجاره واگذار شود».

مسئولین محترم اداره اوقاف به استناد این تبصره چنین بیان می دارند که اراضی موقوفه ای که برای واحدهای تجاری مناسب باشد متولی در صورتی می تواند احداث بنا نماید که ساختمان را وقف نماید، به نظر این حقیر گفته این عزیزان مغایر با حکم خدا و فتوای مراجع عظام می باشد.

مستدعی است نظر مبارک حضرتعالی را بیان فرمائید.

بسمه تعالی

چنانچه قانون و مقرراتی در جمهوری اسلامی در این باره هست متولی باید از آن تبعیت کند و الا امر وقف با متولی شرعی آن است که باید با مراعات مصلحت وقف در جهت وقف اقدام نماید و ملزم به وقف کردن چیزی نیست.

* * * * * * * *

اعیان مستحدثه در زمین وقفی لزوماً وقف نیست

زمینی است موقوفه روشنائی مسجد که در اثر احداث خیابان قسمت اعظم آن در مسیر خیابان قرار گرفته است حال اگر توسط متولی یا مستأجر روی باقیمانده موقوفه احداث ساختمان به صورت تجاری یا مسکونی شود آیا ساختمان احداث شده وقف محسوب می شود یا فقط زمین وقف می باشد؟

بسمه تعالی

هرگونه تصرف در موقوفه باید زیر نظر متولی شرعی وقف و صلاح وقف باشد و ساختمان احداثی ملک احداث کننده است، ولی اجاره زمین را باید به متولی شرعی موقوفه بپردازد.

* * * * * * * *

آبهای تحت الارضی در املاک وقفی، اگر عرفاً جزء زمین باشند وقف هستند

از قدیم الایام آبهای تحت الارضی املاک موقوفه به منظور مشروب نمودن اراضی موقوفه مورد بهره برداری قرار می گرفته است، اخیراً برخی محاکم قضائی و مسئولین محترم اجرائی معتقدند که آبهای تحت الارضی واقع در املاک موقوفه خارج از حدود موقوفه و متعلق به دولت است. لهذا مسئولین محترم دولتی بی اذن متولی شرعی به منظور جلوگیری از بهره وری خود را مجاز به ورود و تصرف در املاک موقوفه می دانند، مستدعی است ارشاد فرمایند در فرض مذکور آیا شرعاً آبهای تحت الارضی نیز کما فی السابق مربوط به موقوفه می باشد یا خیر؟

بسمه تعالی

اگر آب در عمقی است که عرفاً تابع زمین است حکم خود زمین را دارد و باید در موقوفه صرف شود، و اگر نیاز ندارد با نظر متولی شرعی ثمن آن تحصیل و در وقف مصرف گردد و در هر صورت در موارد خاصه نیاز به رسیدگی است که موکول است به مسئولین محترم ذیربط در جمهوری اسلامی.

* * * * * * * *

آبهای تحت الارضی در املاک وقفی، اگر عرفاً جزء زمین باشند وقف هستند

مستدعی است نظر مبارک نسبت به سؤال ذیل بیان فرمائید:

آیا سفره آبی موجود در زیر اراضی موقوفه تابع وضع زمین (وقف) است یا نه؟

بسمه تعالی

آب زیر زمین وقفی حکم وقف را ندارد، بلی اگر چاه در زمین وقفی حفر شده باشد حکم وقف دارد.

* * * * * * * *

چاه حفر شده در زمین وقفی وقف است

در سال ۱۳۴۱ لغایت ۱۳۴۷ در اجرای قانون اصلاحات ارضی سه پارچه ده مشمول این قانون واقع و اراضی این دهات کلاً به نسبت معینی به زارعین مربوطه واگذار گردید، این دهات هر کدام بین یک سوم تا دوسوم وقف بوده اند که قانون مذکور بدون توجه به وقفی بودن به عنوان اراضی ملکی به این زارعین فروخته اند بلا فاصله پس از این عمل شرکتی در این محل تشکیل و میزان مالکیت هر فرد را محاسبه و نسبت سهام عین و افراد را سهامدار خود ساخته است و با این ترتیب سه پارچه ده که هر کدام به تنهائی مشاع بوده اند با تشکیل این شرکت به صورت یک اراضی واحد و مشاع درآمده است مدیران شرکت وقت کمبود آبی که داشته اند جهت شرب اراضی شرکت تقاضای حفر چاه از اداره آبیاری محل نموده اند و بنا به مصلحت در هر محلی را که لازم دیده اند تعدادی چاه حفر نموده اند تا اینکه در سال ۱۳۶۳ بنا به فرمان حضرت امام خمینی قدس سره و تصویب قانون برگشت موقوفات به وقفیت خود اسناد تعدادی از زارعین که سهم وقف در سال ۱۳۴۱ به آنان فروخته شده بود باطل و مجدداً با آنان سند اجاره تنظیم می گردید بر اساس این قانون کلیه مستحدثات و حلقه چاه هائی که زارعین در اینگونه اراضی از سال ۱۳۴۱ لغایت ۱۳۶۳ که قانون تصویب شده انجام دادند متعلق به خودشان به صورت ملکی اراضی وقفی محسوب می شدند اینک با انحلال این شرکت بلافاصله تقسیم دارائیهای افرادیکه در ابتدا به صورت سهام درآمده بود باید صورت پذیرد که مهمترین آن افراز اراضی می باشد که این عمل با عنایت به اسناد ثبتی موجود و اطلاعات فردی زارعین انجام شده لیکن مشکلی که حادث گردید این است که کل ده حلقه چاه که زمان فعالیت شرکت در اراضی شرکت حفر گردیده اند و با توجه به میزان دارائی زارعین دهات همجوار تعدادی از این چاهها متعلق و مایملک زارعین همجوار است لازم به ذکر است چون نوع وقف و نیت واقف و شخص واقف و میزان آن در هر پارچه ده نیز متغیر است نمی توان زمین زیر آن حلقه چاه را به زارع قریه دیگر واگذار نمود بلکه مجبوریم به وسیله لوله کشی یا نهر کشی آب آنرا به قریه همجوار منتقل نمود.

اینک از آن مجتهد والامقام استعلام می نماید آیا مالک اراضی قریه محل حفر چاه که حدوداً دوسوم اراضی را مشاعاً مالک است و همچنین متولی این اراضی که حدوداً یک سوم دیگر را مشاعاً تولیت دارد حق درخواست وجه یا امتیازی از زارع قریه همجوار که استفاده کننده آب و مالک آن است و امتیاز چاه تلمبه به لحاظ کمبود آب اراضی او صادر شده را دارد یا خیر؟

بسمه تعالی

چاه اگر در زمینی که قسمتی از آن به صورت مشاع وقف است حفر شده اصل چاه نیز به نسبت وقفیت زمین محل حفر آن وقف است و منافات با مالکیت حفر کننده چاه نسبت به تأسیسات روی چاه از قبیل لوله و تلمبه و ساختمان و غیره ندارد، و متولی شرعی موقوفه حق مطالبه اجرت نسبت به سهم الوقوف چاه و همچنین مالک زمین حق مطالبه اجرت نسبت به سهم الملک چاه را از کسیکه از آن چاه استفاده می کند دارند.

* * * * * * * *

چاه حفر شده در زمین وقفی وقف است

قریه ای است که چندین سال قبل دچار بی آبی شده عده ای از اهالی برای ادامه کشاورزی طبق مقررات مبادرت به حفر چاه در اراضی ملکی و غیر وقفی نموده اند که بعد از پیروزی انقلاب مشخص گردید که قریه مورد نظر موقوفه است حال با عنایت به مراتب فوق و اینکه چاه محفوره با هزینه شخصی افراد و در زمین ملکی می باشد جزء موقوفه می باشد یا ربطی به وقف ندارد و ملک طلق مشترکین می باشد؟

بسمه تعالی

چاه تابع محل آن است اگر محل آن وقف نیست چاه هم وقف نیست ولی اگر در زمین موات باشد باید به مسئولین محترم ذیربط در جمهوری اسلامی مراجعه شود، والله العالم.

* * * * * * * *

چاه حفر شده در زمین وقفی وقف است

در یکی از روستاها حدود ۲۰ الی ۳۰ سال پیش مردم از طریق آب قنات زمین های کشاورزی خود را آبیاری می کردند در همان زمان آب قنات به چند شبانه روز تقسیم می گردید که در این میان یک شبانه روز وقف می گردد و تا زمانیکه آب قنات موجود هست هیچگونه مشکلی پیش نمی آید منتهی پس از گذشت چند سال آب قنات کم کم زائل شده و به کلی خشک می گردد، مالکین پس از خشک شدن آب قنات به فکر چاه عمیق می افتند و به اطلاع اداره اوقاف شهرستان می رسانند که آب قنات خشک شده اگر شما هم قصد شرکت در چاه عمیق را دارید باید بابت موتور و مخارج دیگر شریک شوید که هیچگونه جوابی از اداره اوقاف نمی آید پس از زدن چاه عمیق و نصب موتور زمانی می گذرد که یکباره اداره اوقاف اعلام وجود می کند اما با اعتراض شدید مالکین روبرو می شود و مالکین اعلام می دارند آب قنات خشک شده و عنوان وقف هم عوض شده و چاه عمیق زده شده است، الان این مسئله مورد اختلاف مالکین و اوقاف است که آیا موقوفه از چاه سهم دارد یا خیر؟

بسمه تعالی

اگر چاه در زمین موقوفه حفر شده باشد تمام چاه وقف است و اگر در زمین مشترک بین وقف و ملک حفر شده نسبت به سهم موقوفه وقف است و هرگونه تصرف در آن باید زیر نظر متولی شرعی موقوفه و صلاح وقف باشد و اگر در زمین ملک شخصی یا زمین مباح حفر شده اختصاص به مالکین آن دارد.

* * * * * * * *

چاه حفر شده در زمین وقفی وقف است

در داخل زمین موقوفه چاه آب آشامیدنی جهت مصرف اهالی احداث گردیده است شرائط شرعی و سهم موقوفه چگونه تأیید می گردد؟

بسمه تعالی

آب حکم خود زمین را دارد که باید در موقوفه مصرف شود و اگر موقوفه به آن نیاز ندارد با نظر متولی شرعی عوائد آن تحصیل و در جهت وقف صرف می شود.

* * * * * * * *

چاه حفر شده در زمین وقفی وقف است

یکی از مزارع و کشتخوان های اطراف به مدار ۱۳ شبانه روز که حدود ده شبانه روز آن در ۴ یا ۵ گروه مختلف وقف و بقیه آن ملک است و این مزرعه هم همچون دیگر مزارع اطراف ارباب، مستأجری بوده و هست درگذشته توسط آب قنات کشت و زرع می شده که از زمان های قدیم مستأجرین آب و زمین را طبق نظر کارشناسی اجاره کرده اند و هر ساله مال الاجاره به متولی یا مالک می پرداختند، در حین کشت و زرع در زمان های گذشته مستأجرین جهت ازدیاد دسترنج و تثبیت آن به کاشتن درخت پسته نیز همت نهادند که مالک یا متولی از این کار بی خبر نبوده است و مستأجرین جهت جبران آب مورد نیاز گهگاهی از آب چاه های اطراف مزرعه نیز استفاده می کرده اند که شخصاً هر ساعت به مبلغی پول می خریدند چندین سال گذشته جهت تأمین آب مورد نیاز با همت مستأجرین چاه نیمه عمیقی جهت جبران کمبود آب مورد نیاز حفر کردند و اجاره نیز همچون گذشته می پرداختند جای چاه نیمه عمیق جنب سفه دشتبانی بوده است و ظاهراً مال همه کشاورزان بوده است، بالاخره قنات فوت گردید.

الف ـ این چاه وقف است یا ملک؟

بسمه تعالی

مستأجرین اگر با پول خودشان در زمین ملک یا مباح چاه را حفر کرده اند ملک مستأجرین است و اگر در زمین موقوفه یا با پول حاصل از منافع وقف چاه را حفر نموده اند به وقف اختصاص دارد.

ب ـ آیا مستأجر شریک است یا خیر؟

بسمه تعالی

اگر چاه در زمین وقف حفر نشده و به صورت شرکت مستأجرین زمین و متولی شرعی موقوفه و مالکین زمین چاه را حفر نموده اند به نسبت شریک می باشد.

ج ـ تکلیف مستأجرین چیست؟

بسمه تعالی

تکلیف مستأجرین و متولی نسبت به چاه حفر شده از جواب مسئله قبل روشن شد.

* * * * * * * *

سنگريزه ها و سنگ هاى موجود در عین موقوفه جزء وقف است

در بعضى از زمين هاى وقفى نهرها يا مسيل هايى وجود دارد كه سنگريزه ها و سنگ هاى معدنى در آنها يافت مى شود، آيا اين سنگريزه ها و سنگ هاى موجود در آنها كه در ملك موقوفه واقع شده اند، تابع وقف هستند؟

بسمه تعالی

نهرهاى بزرگ عمومى و همچنين مسيل هاى عمومى كه در مجاورت زمين هاى وقفى هستند و يا از داخل آنها عبور مى كنند، جزء وقف نيستند مگر آن مقدارى از آنها كه از نظر عرف، حريم موقوفه محسوب مى شوند، در نتيجه با آن مقدار همانند وقف رفتار مى شود، ولى در نهرهاى كوچكى كه موقوفه هستند واجب است نسبت به سنگريزه ها و سنگ هاى معدنى و غيره مانند وقف رفتار شود.

* * * * * * * *

سنگريزه ها و سنگ هاى موجود در عین موقوفه جزء وقف است

در محدوده موقوفه حتی در بین اراضی زراعی موقوفه معادن سنگ وجود دارد که برای ساختمان به عنوان سنگ گرانیت از آن استفاده می شود شخصی از طرف اداره صنایع و معادن در محدوده موقوفه تصرف نموده و اقدام به کشف سنگی معدنی (گرانیت) می نماید، آیا این معادن سنگ که در اراضی موقوفه است جزء موقوفه است یا خیر؟

بسمه تعالی

در فرض سؤال اگر عرفاً معادن تابع زمین محسوب می شوند جزء موقوفه است که در این صورت لازم است علاوه بر پرداخت اجرت المثل زمین موقوفه از عهده ضمانی که از ناحیه تخریب به وجود آمده برآید و اگر مقرراتی از طرف نظام اسلامی در  این زمینه باشد باید مراعات گردد ولی در هر حال حل و فصل اینگونه امور نزاعی موکول به محاکم قضائی است.

* * * * * * * *

خارج کردن وسایل حسینیه یا اجاره دادن آنها جایز نیست

وسائلی که برای حسینیه و یا مسجد وقف شده آیا افرادی که در مسجد و حسینیه خدمت می کنند می توانند آن وسائل را به مجالس عروسی و یا به مجالس ولیمه در خانه ها و یا مجالس ختم اموات امانتاً بدهند و در قبال آن پولی برای مخارج مسجد و یا حسینیه دریافت کنند یا نه؟ ضمناً آیا ظروفی که وقف است در مسجد و حسینیه بلکه در خانه ها آیا همین حکم را دارند یا نه؟

بسمه تعالی

امر وقف با متولی شرعی آن و با نبود متولی خاص با حاکم شرع است و با اجازه او باید در جهت وقف از آن استفاده شود و نباید تغییر بدهند پس اگر وقف برای استفاده از آن در حسینیه و مسجد شده نمی تواند به جای دیگری ببرند حتی اگر پول هم بگیرند.

* * * * * * * *

خارج کردن وسایل حسینیه یا اجاره دادن آنها جایز نیست

هیئت امناء حسینیه ای در نظر دارد جهت کسب درآمد حسینیه، آشپزخانه حسینیه را با تمام وسائل پخت و توزیع به اشخاص واجد شرائط به صورت قراردادی مشارکت واگذار نماید. از آنجائیکه تمام وسائل و لوازم و اصل ساخت آشپزخانه از کمک مالی افراد خیر و همشهریان تأمین شده است و مربوط به خود حسینیه و هیئت می باشد، خواهشمند است صورت شرعی این عمل را اعلام بفرمائید.

البته قابل ذکر است درآمد حاصله از این کار صرف امور مذهبی و تبلیغی و نگهداری خود حسینیه خواهد شد.

بسمه تعالی

چنانچه کسانی که پول وسائل و لوازم مذکور را داده اند برای استفاده در خصوص حسینیه و هیأت بوده، استفاده کردن به صورت دیگر جائز نیست.

* * * * * * * *

خارج کردن وسایل حسینیه یا اجاره دادن آنها جایز نیست

در روستائی از زمان قدیم تکیه ای وجود داشته که اهالی به علت منحصر به فرد بودن آن موقوفات حسینی را به آن اختصاص می داده اند حالیه با عنایت به افزایش جمعیت، تکیه فوق الاشاره گنجایش کافی نداشته و مردم بالاجبار در سرما و گرما در خارج از آن جهت مراسم عزاداری و غیره به سر می برند لذا اهالی با همیاری و همدلی اقدام به احداث حسینیه جدیدی به نام مبارک قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه نموده اند. خواهشمند است نظر مبارک مقام معظم رهبریت و مرجعیت را در خصوص سؤالات ذیل اعلام تا ملاک عمل واقع گردد.

آیا می توان از وسائل تکیه مذکور اعم از فرش و ظروف و غیره در حسینیه جدید استفاده نمود یا خیر؟ لازم به توضیح است مقدار زیادی از وسایل ذکر شده مازاد و بلااستفاده می باشد و تأمین وسایل برای حسینیه جدید با توجه به اینکه اکثر اهالی از قشر مستضعف و محروم جامعه می باشند معذوراتی را به دنبال دارد.

با عنایت به اینکه تکیه مذکور ظرفیت و گنجایش کل جمعیت روستا را ندارد و از طرفی جمعیت روستا آنقدر زیاد نیست که بتوان به طور همزمان از هر دو مکان استفاده نمود در خصوص نحوه استفاده از آن چگونه باید عمل نمود؟

بسمه تعالی

وسائل حسینیه قدیمی تا قابل استفاده در آن حسینیه می باشد باید در همان محل از آن استفاده شود مگر احراز شود که وقف آن به نحو عام بوده یا اهدائی و در اختیار متصدیان باشد که در اینصورت مانع ندارد.

* * * * * * * *

خارج کردن وسایل حسینیه یا اجاره دادن آنها جایز نیست

در کتاب وقف تحریرالوسیله مسئله ۷۴ امام راحل آمده است که اگر وقف، وقف منفعت است می شود موقوفه را اجاره داد ولی اگر وقف، وقف انتفاع باشد به هیچ وجه قابل اجاره نیست.

در بعضی از شهرها دستگاه صوتی را که وقف حسینیه است، به اشخاص اجاره می دهند و آنها برای انجام مراسم در منازل شخصی خود استفاده می کنند. با توجه به مطالب فوق، آیا وقف دستگاه صوتی حسینیه ها وقف انتفاع است که اجاره آن جایز نیست یا وقف منفعت است که اجاره جایز می باشد؟ مستدعی است نظر شریفتان را مرقوم فرمائید.

بسمه تعالی

هر دو صورت ممکن است، و جایز نیست آن را از حسینیه خارج کنند مگر آنکه جواز آن معلوم باشد، والله العالم.

* * * * * * * *

استفاده از ظروف حسینیه برای مراسم و… تابع کیفیت وقف است

از محل نذورات و هدایا و وجوهی که توسط مردم پرداخت شده مقداری لوازم از قبیل دیگ، ظروف و وسائل پذیرائی جهت استفاده در حسینیه خریداری شده است. لازم به ذکر است که اکثر قریب به اتفاق افراد صیغه شرعی به عنوان وقف نخوانده اند. حال از محضر حضرتعالی استدعا دارد حکم شرعی نسبت به استفاده از وسائل مذکور در جلسات عمومی از قبیل ختنه سوری، عروسی و… در قبال پرداخت وجهی در ازاء آن که در جهت موارد مورد نیاز حسینیه مصرف گردد بیان فرمائید. این کار اشکال دارد یا خیر؟ لطفاً حکم شرعی مسئله را بیان فرمائید.

بسمه تعالی

اگر منافات با جهت وقف نداشته باشد اشکال ندارد.

* * * * * * * *

استفاده از ظروف حسینیه برای مراسم و… تابع کیفیت وقف است

به همت اهالی محل حسینیه ای بنا شده است و هر ساله ایام محرم مردم به صورت نذر و غیر نذر به جهت ارادتی که به خاندان آل عبا علیهم السلام دارند کمک های نقدی و غیر نقدی خود را از قبیل ظروف، بلندگو، رادیو و غیره جهت مصارف عزاداری اباعبدالله علیه السلام تحویل هیأت امنای حسینیه می دهند.

آیا از این وسائل جهت استفاده غیر از مراسم عزاداری از قبیل استفاده در مراسم فوت اشخاص در قبرستان و یا مراسم عروسی و غیره می شود استفاده نمود؟

بسمه تعالی

بستگی به کیفیت وقف وسائل مذکور دارد.

احکام و استفتائات وقف ؛ «احکام مرتبط با عین موقوفه»

چاه در زمین غیر وقفی که عوض قنات وقفی مجوز حفر گرفته است، وقف نیست

قنات وقفی که در اثر سیل تخریب و خشک می شود و غیر قابل استفاده می گردد عده ای از مالکین به اداره آبیاری استان مراجعه می کنند و تقاضای چاه عمیق به جای قنات سیل خورده می نمایند که آن اداره مجوز یک حلقه چاه عمیق در محل زمین های بیابان که در تصرف دولت بوده می دهد و چاه در همان محل حفر می شود، با توجه به مراتب فوق سؤال این است که حقیر مقدار چهار سهم از سهام وقفی از این چاه عمیق شریک شده ام آب و زمین فعلی آیا وقف می باشد یا خیر؟

بسمه تعالی

در فرض مرقوم چاه وقف نیست و تصرف در آن تابع مقررات دولتی مربوطه است.

* * * * * * * *

در صورت وقف چاه آب، وقف موتورآب آن لازم نیست

چاه آب که در حقیقت سقاخانه ای شده است در منطقه محروم وقف گردیده آیا چاه آب و سقاخانه ای که قباله آن جهت این کار تهیه شده است و علماء قباله را امضاء کرده اند آیا نامگذاری آن چاه به نام علی ابن ابیطالب اشکال دارد و سقاخانه به این نام؟ نظر خود را خواهشمندم از نظر شرعی بیان فرمائید چون این کار در نظر است به اداره اوقاف سپرده شود و نظر جنابعالی لازم و ضروری است این کار را علمای نامبرده تأیید نموده اند.

بسمه تعالی

وقف چاه آب به نام مبارک امیرالمؤمنین علی علیه السلام  برای استفاده مردم مورد رضایت خدا و صدقه جاریه است و هیچ اشکالی در آن نیست.

* * * * * * * *

در صورت وقف چاه آب، وقف موتورآب آن لازم نیست

یک قنات، یک چهارک از آن وقف بوده است، قنات خشک شده و ورثه واقف در پنج فرسخی این قنات موتوری داشتند و از این موتور یک چهارک وقف نموده اند و پس از چندی و با فاصله سه فرسخی از موتور اول موتور دیگری را گذاشتند و با یک چهارک از موتور دوم را هم وقف کرده اند و اخیراً موتور سومی را گذاشتند. سؤال کرده اند آیا واجب است از این موتور سوم هم چیزی وقف کنند یا خیر؟

بسمه تعالی

وقف واجب نیست، ولی اگر آب وقف را جذب می کند باید مراعات شود، والله العالم.

* * * * * * * *

هدیه دادن عین موقوفه صحیح نیست

واقفی نصف ملک موقوفه خود را به کسی بخشیده (این مسئله ۷۰ سال پیش رخ داده) تولیت این ملک موقوفه با اولاد ذکور می باشد، حال آیا آن شخص می تواند ملک را به نوه اش ببخشد یا خیر؟

بسمه تعالی

ملک موقوفه و همچنین تولیت موقوفه قابل بخشش به دیگران و انتقال به غیر نیست، بلکه باید در موقوفه بر طبق آنچه که واقف تعیین کرده است عمل نمایند.

* * * * * * * *

هدیه دادن عین موقوفه صحیح نیست

زمین موقوفه ای را که شخصی متصرف بود مقداری از آن را برای تأسیس ساختمان به شخصی واگذار کرد و آن شخص با آگاه بودن به اینکه این زمین وقف است و موقوفه دارد باید موقوفه را خرج کند مقدار زمین مزروعی خود را به شخص متصرف زمین وقفی واگذار کرده و یا بهتر بگوئیم بخشیده، با فرض بر اینکه طرفین نمی دانستند زمین موقوفه را نباید به کسی واگذار کنند و در مقابل چیزی بگیرند.

سؤال این است تصرف این زمین مزروعی که طرف به او بخشیده چه صورت دارد و آیا مالکیت برای شخص می آورد یا نه آنچه حکم الله هست مرقوم بفرمائید، محل حاجت  است.

بسمه تعالی

زمین موقوفه قابل بخشش نیست و هر گونه تصرف در وقف باید طبق وقفنامه و زیر نظر متولی شرعی موقوفه و صلاح وقف باشد.

* * * * * * * *

آهن حسینیه مخروبه اگر قابل استفاده نیست، در حسینیه دیگر استفاده شود

به دلیل خالی شدن این محل از سکنه حسینیه دیگر هیچ فایده ای ندارد یعنی دیگر آنجا حسینیه ای بناء نمی شود مقداری آهن بجا مانده است هیئت عزاداران علی اصغر علیه السلام تصمیم گرفتند که یک انباری جهت وسایل هیئت درست کنند آیا اجازه می فرمائید از این آهن حسینیه مخروبه استفاده کنند یا حکم چیزی دیگر است؟

بسمه تعالی

اگر آهن ملک اشخاص است باید رضایت آنان تحصیل شود و چنانچه متعلق به حسینیه است، در صورتی که استفاده از آنها در این حسینیه ممکن نیست باید در حسینیه دیگر از آنها استفاده شود، والله العالم.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

زمين هاى موقوفه اى وجود دارد كه وقف حرم مقدس رضوى علیه السلام هستند و در حريم بعضى از اين املاك مراتع و جنگل نيز وجود دارد، ولى بعضى از نهادهاى مسئول با استناد به مقررات قانونى مربوط مراتع و جنگل ها حكم انفال را بر اين جنگل ها و مراتع جارى كرده اند، آيا مراتع و جنگل هاى واقع در حريم املاك موقوفه مانند ساير زمين هاى واقع در حريم آنها داراى احكام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفيّت شود؟

بسمه تعالی

مراتع و جنگل هاى واقع در جوار اراضى موقوفه در صورتى كه جزء حريم آنها شمرده شوند، در حكم موقوفه و تابع آن هستند و حكم انفال و املاك عمومى در مورد آنها جارى نمى شود و مرجع تشخيص حريم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادى است كه در اين امر متخصّص هستند.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

در وقفنامه های معتبر و معموله علاوه بر املاک آباد و دائر از اراضی بائر و صحرا، مرتع واقع در مرافق موقوفه نیز به عنوان ملحقات وقف نام برده و از سنوات گذشته بدان عمل شده است اخیراً در پاسخ به استفتائیه شماره ۸۳۶۱ اداره منابع طبیعی فرموده اید: (جنگل ها و مراتع طبیعی از انفال عمومی است و قابل وقف نیست) برداشت آقایان از این فتوا آن است که مراتع و منابع مرافق ملک موقوفه نیز مشمول حکم وقف نیست مستدعی است نظر مبارک و مطاع را در فرض مرقوم بیان فرمائید که آیا مراتع و منابع طبیعی و اراضی بایر و کوههای واقع در مرافق و حریم املاک موقوفه که شهرت به وقفیت داشته و درآمدهای احتمالی از آن نیز در جهت وقفنامه بهره بردای می شده ا ست از نظر شرعی محکوم به حکم وقف است و یا جزء انفال است که طبق اصل ۴۹ قانون اساسی باید مورد عمل قرار گیرد؟

بسمه تعالی

عدم صحت وقف جنگل ها و مراتع طبیعی و هر آنچه که از انفال و اموال عمومی است به ملاحظه اینکه ملک اختصاصی شخص خاصی نیست منافات با تبعیت حریم رقبات موقوفه از وقفیت ذی الحریم ندارد بلکه از جنگل و مراتع و سایر اراضی موات اصلی واقع در کنار رقبات موقوفه هر مقدار از آن که در نظر عرف حریم مورد نیاز رقبه موقوفه اعم از قریه یا مزرعه یا باغ و غیره محسوب باشد تابع ذی الحریم در احکام و آثار شرعی وقف است و کسی حق جدا کردن حریم در این باره از ذی الحریم و یا احیاء و تملک و نقل و انتقال ملکی آن را ندارد.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

کوهی هست موقوفه که علفشان را برای مخارج و مصرف حسینیه و مسجدی می فروخته و هیزمش را اهالی آن قریه برای خودشان می آوردند، حالا آن کوه موقوفه را مردم قریه بین خود تقسیم کرده حتی بعضی شان منزل شخصی برای خود ساخته اند آیا چنین عملی جایز است؟ بر فرض عدم جواز منازل شخصی و تصرفات دیگر چه حکمی دارد.

بسمه تعالی

وقف کوه و تقسیم آن صحیح نیست. بلی اگر حریم موقوفه باشد حکم وقف دارد و چنانچه با شرائط احیاء شود ملک احیاء کننده می شود که بعد از اینکه مالک شد می تواند آن را وقف کند و با فرض عدم صحت وقف اگر اهالی قریه به این طور تقسیم کرده اند که از هر قسمت بعضی استفاده کنند مانع ندارد ولی مجرد تقسیم مزبور موجب ملک یا حقی نمی شود.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

مقدار قابل توجهی زمین به صورت وقف به جد ما واگذار گردیده مقداری از این اراضی کشاورزی می باشد که عده ای از کشاورزان بر روی آن کار می کنند و سالیانه مبلغ ناچیزی به عنوان حق وقف جهت تعزیه داری حضرت ابا عبدا… می پردازند و قسمت عمده ای از زمین ها اراضی ملی اعلام شده واز طرف سازمان جنگل ها و مراتع به عده ای از عشایر واگذار گردیده و پروانه چرا صادر نموده اند و چیزی بابت موقوفه ووقف نمی پردازند و منکر وقفیت قسمت اخیر ملک مذکور می باشند.

آیا این وقف نسبت به کل ملک مذکور صحیح است و واقفین حق وقف داشته اند؟

بسمه تعالی

اگر ملک شرعی خود را وقف کرده اند و به قبض معتبر در وقف هم داده اند صحیح بوده و حریم آن هم تابع وقف است.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

حدود یکصد و ده سال قبل مالک مقداری از املاک خود را به نحو مشاع (در بعضی روستا دو دانگ در بعضی دو دانگ و نیم) وقف نموده است: سؤال ما از حضرتعالی این است در زمان وقف واقف، زمین مزروعی قابل کشت بسیار محدود بود چون وسائل کشت آن زمان محدود بوده است از طرفی افراد ساکن در هر روستا چند خانواری بودند. بر اثر مرور ایام افراد و جمعیت روستا زیاد شدند و وسائل کشت و زرع صنعتی شده و زمین هائی که به صورت آجام و نیزار و مراتع و جنگل و آبگیر خلاصه جزء انفال بوده، به تدریج احیاء و قابل کشت و زرع گردیده، رأی و فتوای مبارک را درباره زمین های احیاء شده بعد از وقف واقف مرقوم فرمائید آیا مال کسانی که آنها را احیاء و قابل کشت و زرع نموده اند می باشد و یا اینکه جزء موقوفات بحساب می آید؟

بسمه تعالی

هر مقدار از اراضی که سابقه معامله وقف در بین اهالی دارد و یا با بینه شرعیه و یا به اقرار متصرفین وقفیت آن ولو به نحو مشاع محرز باشد وقف شناخته می شود، و هر مقدار از آن محرز باشد در زمان انشاء وقف به صورت آجام و جنگل و مراتع طبیعی موات اصلی و از انفال بوده است و حریم عرفی اراضی آباد در آن زمان هم نبوده است، و بعداً کشاورزان آن را به قصد تملک احیاء و قابل کشت و زرع نمودند بخود کشاورزان اختصاص دارد و سهم مشاع وقف نسبت به آن تسری و شمول ندارد، و چنانچه در این باره نزاع و اختلاف باشد جهت رسیدگی باید به اهل خبره محلی یا به دادگاه مراجعه نمایند.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

از قدیم الایام قراء موقوفه اکثراً دارای اراضی زیر کشت بایر و چراگاه و مرتع و تپه و کوه بوده اند که ششدانگ به ثبت می رسید و از اراضی چراگاه و مرتع به طور طبیعی بهره برداری می شد. اینک سوال از محضرتان این است:

آیا اراضی مورد تعلیف و مراتع مجاور زیر کشت جزء موقوفه محسوب می شود یا خیر؟

آیا این قبیل اراضی که دارای بوته های گیاه بیابانی است که جهت تعلیف همگان استفاده و بهره دهی دارد جزء اراضی موات است یا نه؟

بسمه تعالی

تپه و کوه ها و مراتع طبیعی که سابقه عمران و احیاء از سوی کسی ندارد، جزء انفال و از اموال عمومی است، ولی هر مقدار از آن که حریم عرفی ملک یا موقوفه و از مرافق مورد نیاز ملک یا موقوفه محسوب باشد، اختصاص به همان ملک یا موقوفه دارد، بدون اینکه ملک مالک یا جزء موقوفه محسوب باشد.

* * * * * * * *

حریم موقوفه حکم موقوفه را دارد

مقدار ۵۱ هکتار زمین که در گذشته ناهموار و رشته قنوات زیادی از آن عبور می کرده و قابل کشت نبود فعلاً هم با وجود مشکلات فوق الذکر به همان شکل باقی مانده است و در سال ۵۶ توسط جنگلداری کروکی کشیده شد و ماده ۵۶ روی آن اجرا گردید و ثبت ملی اعلام گردیده است و ساختمان مرغداری اینجانب روی قسمتی از همین زمین قرار گرفته و با توجه به اینکه میان زمین های وقف قرار گرفته و ما آن زمین ها را که موات بوده احیاء نموده ایم خواهشمند است بفرمائید با توجه به موات بودن آیا موقوفه بودن آن چون میان آن بوده محسوب می شود، نظر مبارک را بفرمائید.

بسمه تعالی

رسیدگی موکول است به مسئولین محترم ذیربط در جمهوری اسلامی، و زمینی که در وسط زمین موقوفه قرار گرفته موقوفه محسوب است.

احکام و استفتائات وقف ؛ «شرایط واقف»

واقف باید مالک باشد

شخصی قریب ۵۰ هکتار از مراتع جنگلی را حیازت کرده و مدتی از آن بهره می جست به طوریکه عرف و قانون مملکت وقت او را مالک مرتع می دانستند پس از سال ۱۲۸۳ قمری آن را برای حضرت سید الشهداء علیه السلام وقف نمود و از آن سال تا الان عمل به وقف شده است و مال الاجاره را برای عزاداری امام حسین علیه السلام مصرف می نماید، از مقام معظم استدعا دارم حکم شرعی آن در صحت و عدم صحت وقف را بیان فرمایند.

بسمه تعالی

حکم کلی مسأله روشن است که اگر کسی مالک ملکی بود می تواند آن را وقف کند ولی موضوع خاص نیاز به رسیدگی دارد می توانید به مسئولین ذیربط قانونی مراجعه نمائید.

* * * * * * * *

واقف باید مالک باشد

فردى سهم مشاعى از يك زمين زراعى را خريده و آن را بطور رسمى به نام پسرش نموده، آيا جايز است اين زمين را كه براى پسرش خريده است، وقف كند؟

بسمه تعالی

مجرّد ثبت ملك به نام كسى، ملاك مالكيّت شرعى فردى كه ملك به نام او به ثبت رسيده، نيست، در نتيجه اگر پدر بعد از خريد زمين و ثبت آن به نام پسرش، آن را به او هبه كرده و قبض آن نيز بطور صحيح محقق شده باشد، در اين صورت حق ندارد آن را وقف كند زيرا مالك آن نيست، ولى اگر فقط سند زمين را به نام او كرده و زمين در مالكيّت خودش باقى مانده باشد، او از نظر شرعى مالك آن است و حق دارد آن را وقف كند

* * * * * * * *

واقف باید مالک باشد

منطقه ما یک منطقه کشاورزی می باشد که در گذشته این مناطق به صورت موقوفه اعلام شد و الان متولیان امر اصرار بر دریافت موقوفات را دارند و از آنجا که هریک از اهالی در تحیر زاید الوصفی قرار دارند، از طرفی نه رضایت به تصرف در مال سید الشهداء علیه السلام دارند و از آن طرف هم می دانیم که سید الشهداء علیه السلام رضایت به دریافت مال دیگران را ندارند زیرا موضوعی که در این مورد مطرح است این است که اولاً در مالکیت مالکین آن زمان حرف است و مورد اشکال، و بر فرض صحت مالکیت آنها، این مسئله مطرح می شود که در زمان واقفین مقدار زمین زیر کشت بسیار محدود بوده به عنوان مثال در یک سطح زیر کشت اغلب از ۲۰ هکتار تجاوز نمی کرده لکن بعدها بر اثر زحمات و تلاشهای خود کشاورزان سطح زیر کشت به مقدار ۱۵۰، ۲۰۰ و حتی بیشتر هم رسیده است لذا تقاضا داریم اولاً مشخص بفرمائید که مقدار مازادی که به دست خود کشاورزان آباد شده، جزء موقوفات محسوب می گردد یا خیر تا اهالی منطقه را از این مشکل شرعی نجات دهید.

بسمه تعالی

اصل وقف واقف نسبت به آنچه که در ظاهر مالک آن بوده است محکوم به صحت و نفوذ است مگر آنکه خلاف آن به طریق شرعی ثابت شود، ولی اراضی که در گذشته و در زمان انشاء وقف به صورت جنگل یا بیشه و نیزار یا مرداب یا مرتع طبیعی و از اراضی موات اصلی و جزو انفال و اموال عمومی بوده است و حریم خاص ملک شخصی یا موقوفه نبوده است وقفیت نسبت به آن تسری و شمول ندارد، بلکه این گونه اراضی ملک اختصاصی کسانی است که آن را به قصد تملک برای خودشان احیاء کردند و یا از احیاء کننده آن به آنان به ارث یا بیع منتقل گردید.

* * * * * * * *

واقف باید مالک باشد

اگر زمينى چند وارث داشته باشد و يکى از ورّاث که در قيد حيات نمى باشد بدون اجازه بقيه ورّاث آن ملک را وقف نموده باشد حکم اين وقف چه مى باشد؟

بسمه تعالی

نسبت به سهم خود، وقف صحیح ونسبت به سهم دیگران فضولی است،که درصورت اجازه هرکدام نسبت به سهم وی صحیح است.

* * * * * * * *

واقف باید مالک باشد

روستائی است که در حدود یکصد سال قبل می گویند که مالک آن به شرح زیر آن را وقف کرده. ششدانگ روستا اعم از زمین های مزروعی و بایر و رود و ملک مسکونی و جنگل های مربوطه روستای مذکور و…، منتهی در اینجا چند سؤال شرعی برای روشن شدن وظیفه شرعی و دینی ما مطرح است.

آیا مالکین آن زمان با توجه به اینکه منطقه ارباب و رعیتی بوده با این کیفیت مالک شرعی بودند که بتوانند وقف کند یا خیر؟

بسمه تعالی

با احراز مالکیت وقف صحیح است.

* * * * * * * *

واقف باید مالک باشد

اگر چنین وقفی صحت شرعی داشته باشد آیا خانه هائی که قبل از وقف در تصرف مردم بوده آیا مالک چنین حقی دارد که خانه های مسکونی مردم روستای مذکور را وقف کند؟

بسمه تعالی

با عدم احراز مالکیت واقف نسبت به خانه های مذکور، وقف صحیح نیست.

* * * * * * * *

وقف حکام جور اگر مالک نباشند صحیح نیست

آیا وقف حاکمان جور و ظلم، مانند وقف کردن زمین های موات و محیاه و خانه ها و باغ ها و غیره صحیح می باشد؟ با اینکه این زمین ها بسیار وسیع و چندین روستا را شامل می شود، خواهشمندم دلائل را هم ذکر فرمائید.

بسمه تعالی

در صحت وقف ملکیت شرط است و رسیدگی به موضوع موکول است به مسئولین محترم ذیربط، والله العالم.

* * * * * * * *

وقف حکام جور اگر مالک نباشند صحیح نیست

حدود ۳۸۰ پارچه آبادی (که قبلاً با هیچ سابقه تملکی جز مالکیت بومیان آنها و به صورت طبیعی پدر اجدادی نداشته و اکثراً اسناد قدیمی در دست دارند و بعضاً زمین کشاورزی و بعضاً به صورت انفال که قسمت هائی از آن به عنوان مرتع مورد استفاده دامداران بوده است) در سال ۱۳۷۲ قمری توسط درباریان مظفرالدین شاه و تنفیذ خود او طی فرمانی به یکی از تجار وابسته به دربار ساکن تهران و بدون هیچگونه توجهی به حق مسلمانان منطقه تملیک می شود و در سال ۱۳۲۲ قمری نصف مشاع کل منطقه (به صورت قله تا قله همه تلال و جبال و صحاری و براری و جنگل و مرتع آباد و غیره، یذکر و لم یذکر…) توسط تاجر مذکور وقف خاص می شود ولی از طریق اهالی امتثال نشده و دادرسی هم نبوده که به داد آنان برسد که ملکی که در ید آنان است و قباله و بنچاق دارند و همچنین انفال را چگونه واگذار و وقف کرده اند. در زمان رضاخانی هم مدتی در تملک دولت وقت قرارگرفته و مالیات اجباری از مردم می گرفتند و بعد از زمان پسر رضاخان به کمک وراث تاجر نامبرده که داماد رضاخان بود با سازش با خوانین جابر منطقه به خوانین و قسمتی از آن را در ثبت دولت شاهنشاهی به نام خود و سایر وراث به ثبت می رسانند (بنابراین وقف کذایی به همان نسبت تنزل پیدا کرده و در اصلاحات ارضی شاهی جز مستثنیات جزئی به نام وقف تمام زمین ها بین زارعین صاحب نسق تقسیم می شود. از جهت اینکه این مسئله از اول تا کنون خصوصاً حالا که دولت در مقابل موقوفات صحیحه احساس مسئولیت می کند موجب عسر و حرج فراوان برای اهالی شده و مردم نجیب این منطقه را متأثر نموده متمنی است نظر مبارک را در مورد زیر بیان فرمائید:

آیا تملیک منطقه ای به وصف فوق توسط مظفرالدین شاه به یکی از وابستگان درباری ملکیت شرعی ایجاد می کند یا خیر؟

آیا وقف مبنی بر چنین ملکیتی که موجب عسر و حرج عمومی منطقه و دولت بوده صحت دارد یا خیر؟

بسمه تعالی

حکم شرعی توقف صحت وقف بر مالکیت شرعی واقف در زمان انشاء وقف امر واضحی است، لکن اثبات اینکه زمین موقوفه ملک واقف نبوده است احتیاج به بررسی و حکم شرعی دارد و لازم است جهت رسیدگی در این باره به دادگاه های قضائی جمهوری اسلامی ایران مراجعه شود.

* * * * * * * *

وقف حکام جور اگر مالک نباشند صحیح نیست

آیا موقوفاتی که در زمان سلطان محمد خدابنده و حکام وقت، وقف نموده اند جایز است و باید به آن عمل نمایند؟ یا عمل به آن جایز نیست، عاجزانه از معظم له استدعا داریم نظر مبارکتان را مرقوم فرمائید.

بسمه تعالی

اگر وقف است باید به آن عمل شود مگر در صورتی که شرعاً اثبات شود که شرائط صحت وقف را نداشته است و رسیدگی موکول است به مسئولین محترم ذیربط در جمهوری اسلامی.

* * * * * * * *

وقف حکام جور اگر مالک نباشند صحیح نیست

شهرستانی حدود هشتاد روستا دارد و دارای جمعیت حدود چهارصد هزار نفر می باشد کلیه زمین های این مناطق اعم از مزروعی و مسکونی توسط شخصی که از نزدیکان رضا شاه بوده تصاحب شده و بعداً هم وقف گردیده آیا اینگونه وقف که ایشان صاحب اصلی نبوده صحیح است یا خیر؟

بسمه تعالی

وقف باید از طرف مالک یا کسی که مالک به او اختیار داده باشد واقع شود، و با فرض شک محمول بر صحت است و خصوصیات موضوع باید در محاکم شرعیه رسیدگی شود.

* * * * * * * *

وقف توسط غیر مسلمان (زرتشتی) صحیح است

بعضى از زرتشتي ها بيمارستانى ساخته اند و آن را به مدّت هزار سال در راه خير وقف كرده اند، با توجّه به ضوابط و مقررات وقف در فقه اماميه، آيا جايز است متولّى وقف در حال حاضر بر خلاف شرايط وقفنامه كه در آن تصريح شده است: «اگر درآمد بيمارستان از هزينه هاى آن بيشتر شود بايد با آن تعدادى تخت خريده و به تخت هاى موجود در بيمارستان اضافه شود»، عمل نمايد؟

بسمه تعالی

در مواردى كه وقف از مسلمان صحيح است از غير مسلمان اعم از كتابى و غيركتابى هم صحيح است، در نتيجه وقف بيمارستان براى استفاده در راه خير تا هزار سال، هر چند وقف منقطع الآخر است، ولى صحت آن از نظر شرعى بدون اشكال است، لذا عمل به شرايط واقف بر متولّى موقوفه واجب است و او حق اهمال آن شرايط و تعدّى از آنها را ندارد.

* * * * * * * *

اگر واقف مُکره باشد وقف فضولی است

آيا وقف از كسى كه اكراه بر آن شده صحيح است؟

بسمه تعالی

اگر واقف اكراه بر وقف شده باشد، تا زمانى كه اجازه او به آن ملحق نشود وقف صحيح نيست.

* * * * * * * *

وقف توسط شخصیت حقوقی صحیح است

نحوه واگذارى زمين براى احداث مسجد و حسينيه از طرف مالكان حقوقى چگونه است؟

بسمه تعالی

وقف اموال از سوى مالك حقوقى مثل وقف املاك دولتى بوسيله دولت با لحاظ شرايط لازم، جايز است.

* * * * * * * *

وقف توسط شخصیت حقوقی صحیح است

مقدار پنج هکتار زمین در شهر محمد آباد از طرف بنیاد مستضعفان جهت گورستان به شهرداری شهر واگذار گردید، گرچه صیغه وقف خوانده نشد اما چند جنازه در آن زمین دفن گردید آیا می توانیم از این زمین مقدار یک هکتار جهت احداث بیمارستان شهر، مورد استفاده قرار دهیم؟ یا فرمانداری مقدار یک هکتار از زمین یاد شده را از شهرداری جهت بیمارستان اجاره کنیم؟ با توجه به اینکه در شهر بیمارستان وجود ندارد اما قبرستان های متعددی موجود است.

بسمه تعالی

اگر مسئول ذیربط قانونی که اجازه واگذاری زمین را داشته با قصد وقف کردن برای دفن اموات مؤمنین در اختیار قرار داده است و به همین عنوان و قصد، اموات را در آن دفن نموده اند تمام زمین را که به این قصد واگذار شده حکم وقف را دارد و تبدیل آن به چیز دیگر جایز نیست و اگر وقف نشده باشد اشکال ندارد.

* * * * * * * *

وقف توسط شخصیت حقوقی صحیح است

آيا شهردارى حق دارد بعضى از املاك خود را در جهت مصالح عمومى وقف نمايد؟

بسمه تعالی

اين امر تابع حدود اختيارات قانونى شهردارى و خصوصيت ملك است، بنابراين اگر از املاكى باشد كه شهردارى از نظر قانونى حق دارد آنها را به مصالح عمومى شهر از قبيل درمانگاه يا بيمارستان يا مسجد و يا امور ديگر اختصاص بدهد، در اين صورت اشكال ندارد، ولى اگر از املاكى باشد كه مخصوص استفاده براى امور مربوط به شهردارى است، حق ندارد آنها را وقف كند.

* * * * * * * *

وقف توسط شخصیت حقوقی صحیح است

آیا شرعاً و قانوناً شهرداری می تواند با کسب مجوز از مقامات ذی صلاح (شورای شهر یا قائم مقام) در جهت مصالح عامه نسبت به وقف بعضی از املاک خود اقدام نماید یا خیر؟

بسمه تعالی

اين امر تابع حدود اختيارات قانونى شهردارى و خصوصيت ملك است، بنابراين اگر از املاكى باشد كه شهردارى از نظر قانونى حق دارد آنها را به مصالح عمومى شهر از قبيل درمانگاه يا بيمارستان يا مسجد و يا امور ديگر اختصاص بدهد، اشكال ندارد