×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» دسته بندی نشده » چرا باید ازدواج كنیم؟

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۰۵ - ۸:۰۷

 89 بازدید

چرا باید ازدواج كنیم؟

چرا باید ازدواج كنیم به نظرشما ازدواج فقط برآورده كردن نیازهای جنسی است یا خیر؟

چرا باید ازدواج كنیم؟

پرسش: چرا باید ازدواج كنیم به نظرشما ازدواج فقط برآورده كردن نیازهای جنسی است یا خیر؟

* * * * * * *

پاسخ: جواب را در دو محور (۱٫ابعاد فردی ۲٫ ابعاد اجتماعی ازدواج) بررسی می نماییم.

همانطور که خودتان آگاه هستید ازدواج در آخرین و كامل‏ترین دین الهی، یعنی اسلام، رنگ ویژه‌‏ای به خود گرفته است، به گونه‌‏ای كه در قرآن و احادیث، بحث‏‌های مفصلی درباره‏‌ی آن به چشم می‌‏خورد. قرآن، كتاب هدایت و سعادت بشری و منبع شایسته‏‌ای برای درك مفاهیم و مسایل ازدواج است. بر خلاف دیگر كتاب‏‌های مقدس كه رهبانیت و تجرد را مقدس می‏‌شمارند یا آزادی و بی‏‌بندوباری در اخلاق جنسی را پیشنهاد می‏‌كنند، قرآن راه میانه را برگزیده است.

خداوند متعال می فرماید: «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان را بی نیاز می سازد. خداوند گشایش دهنده و آگاه است» [۱] این آیه تأکید می کند که همه باید به امر ازدواج افراد مجرد همت گمارند و تنها به دلیل مشکلات اقتصادی از تشکیل خانواده نهراسند.

در روایات نیز بر اهمیت و تشویق به ازدواج و پی‏آمدهای مثبت آن بسیار تأكید شده است. دلیل چنین اهمیتی را در این عوامل باید جست‏وجو كرد:

۱) دور نگه داشتن مؤمن از فساد و فحشا

۲) جبران كمبودهای طبیعی زن و مرد

۳) نزدیك‏تر شدن به كمال الهی

۴) دست‏یابی به آرامش روحی.

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ازدواج را محبوب خداوند معرفی می‏‌كند:«هیچ چیز نزد خداوند محبوب‏تر از خانه‏‌ای نیست كه در اسلام با ازدواج آباد می‏‌شود» [۲]. یكی از وظایف مسلمانان پیروی از سنت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است. از این‏رو پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم در حدیثی می‏‌فرماید:«ازدواج، سنت من است. هركس از آن روی برگرداند (و ازدواج نكند) از سنت من روی برگردانده است» [۳].

هم‏چنین در باب فضیلت شخص متأهل احادیثی وجود دارد. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می‏‌فرماید: «دو ركعت نمازی كه فرد متأهل (و دارای همسر) می‏خواند از ۷۰ ركعت نمازی كه یك مجرد می‏خواند، بهتر است» [۴].

در حدیثی تكان دهنده از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم چنین آمده است: «بدترین مرد‏های شما كسی است كه عزب (و بدون ازدواج) بمیرد» [۵].

محور اول: آثار فردی ازدواج‏

۱- آرامش روحی

آرامش روحی یكی از نعمت‌‏های بسیار مهم الهی است كه خداوند آن را در ازدواج مقرر فرموده است. خداوند می‏‌فرماید: «یكی از نشانه‏‌های الهی این است كه برای شما از جنس خودتان، جفتی بیافرید كه در كنار او آرامش یابید و با هم انس بگیرید» [۶]. الفت داشتن و هم‏نشینی انسان با كسی كه در مراحل دشوار زندگی، دوش به دوش انسان گام بردارد و مایه‌‏ی آرامش قلبی و زدودن خستگی‏‌های جسمی و روحی بشود، به ویژه در عصر ماشینی و بی‌‏روح كنونی بسیار اهمیت دارد. زن و مرد در كنار هم، تكیه‏‌گاه یكدیگرند و در مشكلات به همدیگر یاری می‌‏رسانند. آن‏گاه با عشق و محبتی كه خداوند در دل آنان قرار داده‌‏است، به آرامشی جاودان می‏‌رسند؛ زیرا این عشق و محبت، الهی است. خداوند می‏‌فرماید: وَ جَعَلَ بَینَكُم مودّةً و رحمةً خداوند میان شما، محبت و مهربانی را برقرار ساخت. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در حدیث زیبایی می‏فرماید: «برای مؤمن چه سودی بهتر از زن شایسته كه هرگاه او را می‏‌بیند، شادمان شود» [۷].

روان‏شناسان برای كسانی كه از این نعمت برخوردار نیستند، عوارضی هم‏چون: «ضعف و خستگی، كوفتگی عمومی، هراس و دلهره از خطرهای توصیف‏‌ناپذیر، بی‏قراری و ناآرامی، بی‏خوابی، خستگی فكری و…»[۸] را برمی‏‌شمرند.

۲ – برآوردن غریزه‏‌ی جنسی‏

غریزه‏‌ی جنسی یكی از مهم‏ترین غریزه‌‏های نهفته در نهاد بشر است كه در دوره‌‏ای ویژه آشكار می‌‏شود. به این غریزه باید به درستی پاسخ داد؛ زیرا هرگونه پاسخ افراطی یا تفریطی، انسان را به مشكل دچار می‏‌كند. از نظر اسلام، ازدواج، پاسخ درست به جنب و جوش و آشكار شدن غریزه‏‌ی جنسی است. آدمی با ازدواج می‏‌تواند این غریزه‏‌ی سركش را مهار كند و خود را از افتادن به گرداب فحشا و بی‏‌بندوباری جنسی در امان دارد. خداوند می فرماید «و الذین هم لفروجهم حفظون الا علی ازواجهم او ما ‏ملكت ایمانهم‎ ‎فانهم غیر ملومین». در حدیث آمده است: «میان لذت‌های مادی و جسمانی در دنیا و آخرت،‏‎ ‎هیچ كدام به پایه لذت زناشویی نمی‌رسد». خداوند در میان شهوات گوناگون، علاقه به زن را ‏مقدم داشته است: «زین للناس حب الشهوت من‎ النساء و البنین و ‏القناطیر المقنطره» [۹]. بدین صورت، جوان مؤمن با ازدواج هم غریزه‏ی خود را به طور كامل برآورده می‏سازد و هم ایمان خود را از آسیب نگه می‏‌دارد. البته این امر نمی‌تواند‎ ‎انگیزه اصلی و ‏هدف نهایی ازدواج باشد؛ زیرا غریزه جنسی در زن و مرد، دوره محدودی‎ ‎دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط این جهت باشد، باید زوجین هنگام ناتوانی ‏جنسی،‎ ‎یكدیگر را رها كنند یا زن و مردی كه توانایی جنسی خویش را از ‏دست داده‌اند، هیچ گاه‎ ‎پیمان زناشویی نبندند‏‎

۳ – تكامل رفتاری‏

مرد و زن ویژگی‏‌هایی دارند كه در دیگری نیست. برای نمونه، شدت مهر و محبت در زن بیشتر است در مقابل، قهر و جلال در مرد بیشتر است. بنابراین، هركدام كاستی‏‌هایی دارند كه این كاستی‏‌ها با ازدواج جبران می‏‌شود. در حقیقت، ازدواج نوعی تكامل زن به وسیله‏‌ی مرد و تكامل مرد به وسیله‏‌ی زن است. به همین دلیل امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام می‏‌فرمود:«هیچ صحابه‏‌ای از اصحاب پیامبر ازدواج نمی‏‌كرد، مگر این‏كه پیامبر می‏‌فرمود: او دین خویش راكامل كرده است» [۱۰].

۴ – لباس یكدیگر

خداوند در قرآن می‌‏فرماید: «هُنَّ لباسٌ لكم و اَنْتُم لباسٌ لَهُنَّ» [۱۱]. زن‏ها لباس شما هستند و شما (مردان) لباس زن‏ها هستید. برخی استادان اخلاق برای لباس در این آیه، سه معنا برشمرده‌‏اند:

الف – زن و مرد، زینت یكدیگر و مایه‌‏ی مباهات و افتخار همدیگر هستند؛ چنان‏چه لباس نیز زینت است. البته این افتخار و احساس روانی آن بسیار اهمیت دارد.

ب – زن و مرد مایه‌‏ی تهذیب نفس یكدیگرند و همدیگر را از آلودگی به گناه باز می‏‌دارند. یكی از كارهای لباس، حفظ بدن از خطرهایی مانند سرما است. بنابراین، همسران نیز همدیگر را از درافتادن به گناه باز می‏‌دارند و سبب تكامل همدیگر می‏‌شوند.

ج – زن و مرد پوشاننده‏‌ی یكدیگر هستند. هم‏چنان كه لباس، عیب‏‌ها و زشتی‏‌های بدن را می‏‌پوشاند، مرد و زن نیز عیب یكدیگر را می‏‌پوشانند و اصلاح می‏‌كنند[۱۲].

۵ – بهبود وضع اقتصادی‏

نگرانی از تنگ دستی، یكی از بهانه‌هایی است كه برای‎ ‎گریز از ازدواج، ‏مطرح می‌شود. قرآن، این گونه به انسان امیدواری می‌دهد: از فقر و‎ ‎تنگ ‏دستی جوانان و مجردان نگران نباشید و در ازدواج آنها بكوشید چرا كه اگر ‏فقیر‎ ‎باشند، خداوند از فضل خویش، آنان را بی نیاز می‌سازد[۱۳]. ازدواج افزون بر تكامل دین، به پیشرفت اقتصادی می‌‏انجامد؛ زیرا حس مسؤولیت، پرهیز از اسراف‏گری و آینده‏‌نگری برای خود و فرزندان، پس از ازدواج رخ می‏‌دهد. وعده‏ی خداوند در سوره‌‏ی نور و گفتار پیشوایان دین در این باره نیز بر این معنی تأكید می‌‏كنند.

محور دوم :آثار اجتماعی ازدواج‏

۱ – افزایش قدرت جامعه‏

خانواده، قدیمی‏‌ترین، كوچك‏ترین و مهم‏ترین نهاد اجتماعی است كه با ازدواج شكل می‏‌گیرد. از به هم پیوستن خانواده‏‌ها نیز قبیله، روستا، شهر، استان و كشورها پدید می‏‌آید. پس خانواده، پایه و اساس هر جامعه به شمار می‏‌آید و اصولاً فرض یك جامعه بدون وجود خانواده ناممكن است. بنابراین، نتیجه می‏‌گیریم كه استحكام و پویایی خانواده – كه در ازدواج ریشه دارد – مایه‏‌ی قدرت و قوت جامعه است. در این صورت، هرچه ازدواج‏‌ها به درستی قوام یابد، جامعه نیز روال طبیعی خود را می‏‌پیماید و از هجوم اندیشه‏‌های ناسازگار دیگر جوامع در امان می‏‌ماند. بدین ترتیب، ازدواج و در كنار آن، رابطه‏‌ی صمیمی و دوستانه‏‌ی زن با شوهر از یك‏سو و روابط گرم فرزندان با پدران و مادران از سوی دیگر، با گسترش و قدرت ملی پیوند می‏‌خورد. هرگاه این روابط در جامعه‏‌ای سردتر بوده و آمار طلاق بالاتر باشد، بهمان اندازه از قدرت ملی آن كشور كاسته می‏‌شود.

۲ – مدرسه تربیت

یكی از خواسته‌های غریزی انسان، نیاز فطری به‏‎ ‎پدر و مادر شدن ‏شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین می‌شود؛ ‎زیرا اصل تولید و تكثیر، از راه‌های غیر مشروع نیز ممكن است؛ ولی در ‏سایه ازدواج،‎ ‎نسلی دارای اصل و نسب پدید می‌آید. قرآن در آیاتی، فرزند ‏را زینت زندگی دنیا شمرده‏‎ ‎كه بیان‌گر رغبت انسان به داشتن فرزند و ‏برقرار شدن رابطه پدر یا مادر و فرزند است. با ازدواج این امكان پدید می‌‏آید كه فرزند به محض به دنیا آمدن از یك سرپناه مطمئن به نام خانواده برخوردار باشد. فرزند در این سرپناه مطمئن كه نقش آموزشی و پرورشی آن بسیار مهم است، نخستین آموزش‏‌های لازم را برای ورود به زندگی دریافت می‏‌كند. فرزند با آموختن این آموزش‏‌ها و اندوختن نخستین تجربه‏‌های مهر پدر و مادر به عرصه‏ی زندگی اجتماعی گام می‏‌نهد. اگر به دلیل ارتباط آزاد جنسی و غیر مشروع زن و مرد و در پی آن، تولد فرزند نامشروع، چنین پناهگاه مطمئن و آموزشگاه سالمی به وجود نیاید، مشكلات بسیاری دامن‏گیر آن فرزند و اجتماع خواهد گردید. معمولاً چنین كودكان نامشروعی به دلیل محروم ماندن از آموزش و پرورش خانوادگی و ندیدن محبت پدرانه و مادرانه، به سرعت به بزه‏كاری روی می‏‌آورند. آنان با رفتارهای بزه‏كارانه و گاه جنایت‏كارانه‏‌ی خویش، آسایش را از جامعه سلب خواهند كرد كه درمان آن نیز به آسانی ممكن نیست. ازدواج در پیش‏گیری از پدید آمدن چنین فرزندانی و در امان نگه داشتن جامعه از پی‏آمدهای آن، اهمیت بسزایی دارد.

۳ – حفظ سنت‏‌های اجتماعی‏

هر جامعه از یك سلسله سنت‏‌ها و فرهنگ‏‌های اجتماعی و اخلاقی تشكیل شده است كه از نسلی به نسل دیگر انتقال می‏‌یابد و در گردونه‌‏ی حیات، پایدار می‌‏ماند. این فرهنگ‏ها، سنت‏ها و ارزش‏های اجتماعی – اعم از بومی و ملی – از راه ازدواج و تشكیل خانواده منتقل می‏‌شود. چنان چه آمار ازدواج در جامعه‌‏ای كاهش یابد یا ارتباط آزاد جنسی فراوان گردد، ممكن است این اصول و سنت‏‌های فرهنگی كم كم سست شوند. چنین سنت‏هایی در كانون خانواده‏‌ها حفظ می‌‏شود و انتقال می‌‏یابد، ولی در روند ارتباط آزاد جنسی، خبری از خانواده نیست تا این سنت‏ها منتقل شود و پایدار بماند.

۴ – پیشرفت اقتصادی‏

چنان كه گفته شد ازدواج به پیشرفت اقتصادی فرد می‏‌انجامد. از آن‏جا كه اقتصاد جامعه از اقتصاد افراد تشكیل می‏شود، هرچه وضع زندگی و اقتصاد خانواده‌‏ها بهتر شود، وضع اقتصادی جامعه و كشور بهبود می‌‏یابد.

۵ – كاهش بزه‏كاری در جامعه‏

دانستیم كه ازدواج در كامل شدن دین فرد و پیش‏گیری از ارتكاب بزه نقش دارد. پس اگر آمار ازدواج در جامعه‌‏ای اندك باشد و برعكس، روابط آزاد دختر و پسر رایج شود، از كم‏رنگ شدن ایمان مذهبی در اجتماع حكایت می‏كند. آشكار است كه اگر جوانان به دلایل گوناگون مانند موانع اقتصادی، اجتماعی و… نتوانند غریزه‏‌ی جنسی خود را به درستی پاسخ گویند و از عفت و حیا و شرم كافی در رفتار اجتماعی‏شان برخوردار نباشند، جامعه به كژراهه خواهد رفت. شیرینی‏‌های دروغین روابط عاشقانه، می‏‌تواند ایمان جوانانی را كه هیچ تجربه‌‏ای در زندگی ندارند، از بین ببرد و می‏‌دانیم كه یك فرد بی‏‌ایمان نیز به هر فساد و فحشایی دست خواهد زد. گسترش فسادهای اخلاقی و باندهای تبه‏كار از آن‏جا ریشه می‏‌گیرد كه فرد نمی‌‏تواند یا نمی‌‏خواهد با ازدواج به غریزه‏‌ی خود پاسخ دهد به همین دلیل، جامعه را به دره‌ی هولناك انحطاط اخلاقی می‏‌كشاند.

حامد محقق زاده

پی نوشت:

۱] سوره نور آیه ۳۲

۲] وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵

۳] جامع احادیث الشیعه، ج ۲، ص ۲۰

۴] وسائل الشیعه، ص۶

۵] وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۷

۶] روم، ۲۱

۷] وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۷

۸] ازدواج در آستانه‏ی علم، ص ۱۰۸

۹] آل عمران ۱۴

۱۰] جامع احادیث الشیعه، ص ۹

۱۱] بقره، ۱۸۷

۱۲] اخلاق در خانه، ج ۱، ص ۱۸۲

۱۳] سوره نور آیه ۳۲

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : دسته بندی نشده

دیدگاه بسته شده است.