×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» پرسش و پاسخ امام حسین (ع) » نگرش منابع تاریخی اهل سنت به قضایای كربلا و شهادت امام حسین علیه السلام

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۲۷ - ۱۵:۲۲

 46 بازدید

نگرش منابع تاریخی اهل سنت به قضایای كربلا و شهادت امام حسین علیه السلام

نگرش منابع تاریخی اهل سنت به قضایای كربلا و شهادت امام حسین علیه السلام را بیان كرده و آن را نقد و بررسی كنید؟

نگرش منابع تاریخی اهل سنت به قضایای كربلا و شهادت امام حسین علیه السلام

پرسش. نگرش منابع تاریخی اهل سنت به قضایای كربلا و شهادت امام حسین علیه السلام را بیان كرده و آن را نقد و بررسی كنید؟

در نقل حوادثی كه در جریان كربلا رخ داده، مخصوصاً حوادثی كه در روز عاشورا رخ داده، تقریباً توافق همه جانبه ای وجود دارد. در نقل مصائبی كه بر خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و بر امام حسین علیه السلام و سایر اصحابش در این روز اتفاق افتاده است، بین منابع شیعه و سنی تفاوت زیادی وجود ندارد. اما در اینكه هدف امام حسین علیه السلام از قیام چه بوده است، و مقصر در این جریان كیست،در بین منابع اهل سنت دو دیدگاه كلی وجود دارد.

۱٫ گروه كمی از منابع اهل سنت سعی در تبرئه یزید دارند و سعی دارند امام حسین علیه السلام را به عنوان مقصر معرفی كنند، كه بیشتر آنها منابع قدیمی هستند.

۲٫ اما اكثریت مورخین سنی مذهب یزید را مقصر می دانند و كاملاً از حركتِ امام حسین علیه السلام و قیام ایشان دفاع می كنند. این دیدگاه در منابع قدیم زیاد و در منابع جدید رو به فزونی است. ابوفلاح عبدالحی بن عماد حنبلی از علمای معروف حنبلی می نویسد: «همه علما اتفاق دارند در تحسین قیام امام حسین علیه السلام علیه یزید» [۱]

ما در این بخش ابتدا دیدگاه گروه نخست را بیان می كنیم و سپس دیدگاه اكثریت را بیان خواهیم كرد.

یكی از كسانی كه در گروه اقلیت قرار دارد مورخ مشهور اهل سنت «طبری» می باشد. این مورخ اشاره به مقصرین حادثه نمی كند و هدف قیام امام حسین علیه السلام از گزارش او معلوم نمی شود. وی تا حدودی سعی در تبرئه یزید دارد. ایشان می نویسد:

«وقتی خبر كشته حسین توسط «زحر بن قیس» به گوش یزید رسید، گفت: «…خدا پسر سمیه را لعنت كند به خدا اگر كار وی به دست من بود، او را می بخشیدم». [۲]
«ابن كثیر» هم سعی در تبرئه یزید دارد ایشان می نویسد: «جز عده قلیلی از كوفه كسی راضی به قتل حسین نبود…بلكه حتی یزید بن معاویه هم راضی به این كار نبود…» [۳] در حالی كه كلماتی كه خود یزید آن را بیان كرده، كاملاً رضایت او را به این امر نشان می دهد. [۴]
«ابن عربی» از نویسندگان بسیار متعصب سنی، جزء اقلیتی است كه حركت یزید را تأیید می كند و حركت امام حسین علیه السلام را كاملاً اشتباه معرفی می كند. وی می نویسد: «علت كشته شدن حسین این بود كه مردم حدیثی از پیامبر صلّی الله علیه و آله شنیده بودند كه می گفت كسی كه بخواهد تفرقه بیندازد بین این امت، او را با شمشیر بزنید. هر كس كه باشد». [۵] این مورخ هیچ توجهی به احادیثی كه پیامبر صلّی الله علیه و آله در مورد فضیلت امام حسین علیه السلام فرموده بود، [۶] نمی كند و حدیثی را نقل می كند كه بر فرض صحت هیچ ارتباطی با حركت امام حسین علیه السلام ندارد. چون امام حسین علیه السلام قصد تفرقه بین امت اسلامی را نداشت بلكه هدف او اصلاح حكومت اسلامی بود. این مورخ حتی به نویسندگانی كه یزید را شارب خمر معرفی كرده اند حمله می كند و می نویسد: «…مورخانی كه می گویند یزید شراب می خورد، خجالت نمی كشند؟». [۷]

اما دیدگاه اكثریت مورخان و نویسندگان اهل سنت در رابطه با قضایای كربلا و شهادت امام حسین علیه السلام همان طور كه بیان شد، تأیید حركت امام حسین علیه السلام و تخطئه اقدامات یزید می باشد. این گروه یزید را فردی ظالم، بزه كار و قاتل امام حسین علیه السلام می دانند و برخی حتی معاویه را هم مقصر می دانند.

«ابوالحسن اشعری» می نویسد: «چون ستمگری یزید از حد گذشت امام حسین علیه السلام با یاران خود علیه بیداد او قیام كرد و در كربلا به شهادت رسید». [۸]
ابوفلاح حنبلی می نویسد: «شانزده تن از اهل بیت امام حسین علیه السلام كه در آن روزگار كسی همانند آنها نبود همراه او به شهادت رسیدند. خدا انجام دهنده آن را بكشد و خوار گرداند هر آن كس را كه بدان امر كرد و رضایت داد». [۹]
«ابن خلدون» می نویسد: «این عمل یزید یكی از اعمالی است كه فسق او را تأئید می كند، و حسین در این واقعه شهید و در نزد خدا مأجور است و عمل او بر حق و از روی اجتهاد است». [۱۰] ابن خلدون یزید را ظالم و قیام امام حسین علیه السلام را قیام علیه ظلم معرفی می كند «…یزید از عدالت به دور بوده و حسین علیه السلام علیه یك حاكم ظالم قیام كرده بود». [۱۰]
ابن خلدون، در «العبر»،‌ یزید را فردی ستم كار، بزه كار و شارب خمر و فاعل سایر معاصی می داند وی می نویسد: «چون ستم یزید و عمالش همه جا را فراگرفت و بزه كاری هایش چون كشتن سبط رسول خدا صلّی الله علیه و آله و یاران او و نیز شرب خمر و اشتغال او به دیگر معاصی آشكار شد، نخست مردم مدینه بر عامل خود بشوریدند…» [۱۲] البته این مورخ در برخی از موارد اشتباهاتی را از قبیل تحلیل غلط نسبت به سرانجام قیام هم به امام حسین علیه السلام نسبت می دهد.
«عبدالرحمان شرقاوی» در كتابش «الحسین ثائراً و شهیداً» حركت امام حسین علیه السلام را كاملاً تأئید می كند و رضایت یزید را از اعمالی كه انجام داده در كربلا بیان می كند. [۱۳]
«طه حسین» انتخاب یزید توسط معاویه را كاری منفور و بدعتی جدید می نامد. [۱۴] و یزید را جوانی مفرِط در لهو و لعب و عیاشی و میگساری می داند كه به طور علنی مرتكب این اعمال می شد. [۱۵] وی سپس می نویسد «مورخین می گویند كه یزید گناه قتل حسین و شهدای دیگررا بر گردن عبیدالله بن زیاد افكند، اما این اتهام یزید درست نیست؛ زیرا همه می دانند كه یزید، ابن زیاد رانه فقط مجازات نكرد بلكه از كار هم بر كنار نساخت» [۱۶] «و حتی از سوی او مورد تشویق هم قرار گرفت» [۱۷] و در جای دیگر می نویسد: «شاید گفته شود كه حسین بر یزید شوریده و بیعت او را شكسته… از این رو یزید از حق حاكمیتِ خود دفاع كرده و جلوی تفرقه بین مسلمین را گرفته است، ولی این گفته صحیح نیست». [۱۸]
نویسندگان زیادی از اهل سنت دیدگاهی شبیه طه حسین دارند از جمله «خالد محمد خالد» نویسنده كتاب «ابناء الرسول فی كربلا» و «عباس محمود العقاد» صاحب كتاب «ابو الشهداء حسین بن علی».

در پایان می توان نتیجه گرفت كه تقریباً اكثر نویسندگان اهل سنت بر كشته شدن مظلومانه ی امام حسین علیه السلام و گناه كار بودنِ یزید متفق هستند. این دیدگاه در حال رشد و ترقی می باشد. نواندیشان سنی با ادله محكم این امر را ثابت كرده اند.

پی نوشت:
۱) بر شطّی از حماسه و حضور، مجموعه مقالات، قم، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص ۲۶۷، به نقل از: «شذرات الذهب من اخبار من ذهب» ج ۲، ص ۶۷٫
۲) طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ ۵، سال ۱۳۷۵، ج۷، ص۳۰۷۱٫
۳) ابن كثیر، اسماعیل، البدایة و النهایة، بیروت، دارالمعرفه، چاپ ۴، سال ۱۴۱۹، مجلد ۴، ج ۸ – ۷، ص ۶۰۰٫
۴) اشعاری همانند: «لعبت هاشم بالمك – فلا خبر جاء و لاوحی نزل» و «قد اخذنا الثار منكم یا حسین» مراجعه شود به كتاب عبدالرحمن شرقاوی، الحسین ثائراً و شاهداً، ص ۴۱۱٫
۵) ابن عربی، العواصم من القواصم، قاهره، المطبعة الاسلامیة، سال ۱۳۷۱ هـ، ج۲، ص۲۳۲٫
۶) من جمله حدیث «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة» بحار، ج ۳۶، ص ۲۰۵٫
۷) ابن عربی، پیشین، ص۲۳۳٫
۸) بر شطّی از حماسه و حضور، پیشین، ص ۲۶۷، به نقل از «مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین»، ص ۴۵٫
۹) همان، ص ۲۸۲، به نقل از «شذرات الذهب من اخبار من ذهب»، ج ۲، ص ۶۷٫
۱۰) ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران مركز انتشارات علمی فرهنگی، چاپ ۴، سال ۱۳۶۲، ج۱، ص۴۱۷٫
۱۱) همان، ص۴۱۷٫
۱۲) ابن خلدون، العبر، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ ۱، ۱۳۶۳، ج۴، ص۳۷٫
۱۳) شرقاوی، عبدالرحمن، الحسین ثائراً و شهیداً، بیروت، العصر الحدیث لِلنشر و التوزیع، چاپ دوم، ۱۴۰۵٫
۱۴) طه حسین، علی و فرزندانش، ترجمه محمدعلی شیرازی، تهران، انتشارات گنجینه، چاپ چهارم، ۱۳۵۴، ص۲۴۲٫
۱۵) همان، ص ۲۴۲٫
۱۶) همان، ص ۲۵۹٫
۱۷) همان، ص ۲۶۳٫
۱۸) همان، ص ۲۶۲٫

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir


برچسب ها : , , , , , , ,
دسته بندی : پرسش و پاسخ امام حسین (ع)

دیدگاه بسته شده است.