×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» متن سخنرانی وقف » متن سخنرانی وقف – امام حسن علیه السلام اسوه احسان

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۱۵ - ۱۶:۰۰

 48 بازدید

متن سخنرانی وقف – امام حسن علیه السلام اسوه احسان

مقدمه یکی از خصلتهای نیک و پسندیده انسان، احسان و نیکوکاری و توجه به دیگران است. آموزه های وحیانی و سخن و رفتار بزرگان و پیشوایان دین نیز حکایت از اهمیت این مسئله دارد. قرآن به صراحت می فرماید: «وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ الله إِلَيْکَ…؛ همان گونه که خدا به تو نیکى کرده است، نیکى […]

متن سخنرانی وقف – امام حسن علیه السلام اسوه احسان

مقدمه

یکی از خصلتهای نیک و پسندیده انسان، احسان و نیکوکاری و توجه به دیگران است. آموزه های وحیانی و سخن و رفتار بزرگان و پیشوایان دین نیز حکایت از اهمیت این مسئله دارد. قرآن به صراحت می فرماید: «وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ الله إِلَيْکَ…؛ همان گونه که خدا به تو نیکى کرده است، نیکى کن!» [۱] و می فرماید: «لِلَّذينَ أَحْسَنُوا في  هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقينَ؛ براى کسانى که نیکى کردند، در این دنیا نیکى است و سراى آخرت از آن هم بهتر است و چه خوب است سراى پرهیزکاران!» [۲]

در اهمیت و ضرورت احسان همین بس که رواج آن در میان مردم، سبب پیدا شدن جامعه اى متعادل و نزدیک به یکدیگر می شود، و فقر و آسیب های آن از جامعه رخت بر می بندد. برای ساختن چنین جامعه ای نیازمند همراهی اغنیا از طریق اختصاص دادن برخی از سرمایه های خود برای رفع فقر و فاصلۀ طبقاتی است.

خدای متعال در توصیف پرهیزگاران بهشتى می فرماید: «وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ؛ در اموال آنها حقّى براى سائل و محروم بود.» [۳]

یعنی یکی از اوصاف بهشتیان این است که نیازمندان را در اموال خویش شریک می دانند و سهمی از اموال خویش را صرف رفع مشکلات آنان می کنند و با احسان و انفاق به آنان، وظیفه و مسئلی شرعی و اخلاقی خود را انجام می دهند.

در سورۀ معارج نیز بعد از ذکر نماز – که بهترین اعمال، و برترین حالات مؤمنان است، – به دومین ویژگى اهل ایمان پرداخته، – مى افزاید: «وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ؛ کسانى که در اموالشان حق معلومى است براى تقاضا کنندگان و محرومان.» [۴]

اهمیت این مهم تا آنجاست که معصومان علیهم السلام، یکی از شاخصه های مهم شیعیان و پیروان خویش را کمک به دیگران و دستگیری از نیازمندان و بذل بخشی از دارایی خود به آنها دانسته اند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «امْتَحِنُوا شِيعَتَنَا… إِلَي أَمْوَالِهِمْ کَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لاخْوَانِهِمْ فِيهَا؛ شیعیان ما را با سه چیز امتحان کنید: (یکى از آنها) نسبت به اموالشان، که به برادران دینى خود تا چه مقدار کمک و همراهى می کنند؟.» [۵]

و امام علی علیه السلام می فرماید: «طُوبَى لِمَنْ أَحْسَنَ إِلَى الْعِبَادِ وَ تَزَوَّدَ لِلْمَعَادِ؛ خوشا به حال کسی که به بندگان خدا نیکی کند و برای روز قیامت توشه بردارد.» [۶]

تنوع احسان

البته این احسان انواع و شرایط گوناگون دارد و تنها به کمک مالی خلاصه نمی شود. به دیگر سخن، بسیاری از مشکلات مردم و مؤمنان با وساطت مرتفع می شود و همیشه به کمک مالی نیاز نیست. به عنوان نمونه می توان با معرفی یک خانوادۀ مستمند به افراد نیکوکار، بسیاری از مشکلات آنان را حل نمود و یا با به کارگیری یا سفارش یکی از افراد آن خانواده در یکی از کارخانه ها یا کارگاه ها برای کار، به اقتصاد آن خانواده کمک نمود و یا معلمین گرامی با صرف مقداری از وقت خود، دانش آموزان یتیم یا مستمندی که در یادگیری ضعیف اند، کمک کنند.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «مَنْ أَغَاثَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ حَتَّى يُخْرِجَهُ مِنْ هَمٍّ وَ کُرْبَةٍ وَ وَرْطَةٍ کَتَبَ الله لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرَ دَرَجَاتٍ وَ أَعْطَاهُ ثَوَابَ عِتْقِ عَشْرِ نَسَمَاتٍ وَ دَفَعَ عَنْهُ عَشْرَ نَقِمَاتٍ وَ أَعَدَّ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَشْرَ شَفَاعَات ؛ هر که به فریاد برادر مسلمانش رسد تا او را از اندوه و گرفتارى و تنگنا در آورد، خدا براى او ده حسنه می نویسد و او را ده درجه بالا می برد و پاداش آزاد نمودن ده بنده را به او ارزانى می فرماید و ده گرفتارى بزرگ را از او دور می سازد و در روز رستاخیز ده شفاعت براى او آماده دارد.» [۷]

* * * * * * * *

تبیین محتوا

امام حسن علیه السلام؛ اسوه احسان

با نگاهی به زندگی آن بزرگوار، به خوبی می توان دریافت که ایشان الگوی كامل احسان بوده است که نمونه ای از آن را خداوند در سوره انسان (هَل أتی) بیان نموده و از احسان و ایثارگری امام و خانواده آن حضرت علیه السلام بیان می كند و اینکه ایشان در خردسالی در زمانی كه هر كودكی برای امور كوچك و جزیی گریه می كند و در برابر غذا و گرسنگی بی تابی می كند، نه تنها یك شبانه روز، بلكه سه شبانه روز از غذای خویش می گذرد و همانند برادر خردسالش، آن را به افراد فقیر و یتیم و اسیر می دهد. [۸]

این روش و منش حضرت که برگرفته از تربیت الهی پیامبر و امیرمؤمنان و پرورش یافته دامان زهرای اطهر سلام الله علیها می باشد، در دیگر دوران زندگی حضرت نمود و جلوه ای خاص به زندگی ایشان بخشیده است. به گونه ای که امام علیه السلام، دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار دارایی اش را به دو نصف کرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق کرد. [۹]

نکته ای درس آموز

نقل شده که روزی عثمان در كنار مسجد نشسته بود، مرد فقیری از او كمك مالی خواست، عثمان پنج درهم به وی داد، مرد فقیر گفت: مرا نزد كسی راهنمایی كن كه كمك بیشتری نماید. عثمان به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام اشاره كرد، وی پیش آنها رفت و درخواست كمك نمود.

حضرت پنجاه دینار به وی داد و به پیروی از آن حضرت، حسین بن علی علیهماالسلام چهل و نه دینار به او عطا كرد.

فقیر هنگام برگشت از كنار عثمان گذشت، عثمان گفت: چه كردی؟

جواب داد: تو كمك كردی، ولی هیچ نپرسیدی پول را برای چه منظوری می خواهم؟

اما حسن بن علی در مورد مصرف پول از من سؤال كرد، آنگاه پنجاه دینار عطا فرمود.

عثمان گفت: این خاندان كانون علم و حكمت و سرچشمه نیكی و فضیلتند. نظیر آنها را كی می توان یافت. [۱۰]

حاجت مکتوب

در نقلی دیگر پیرامون خصلت بخشندگی و جود و کرَم فراوان حضرت نقل شده که شخصی حضور امام حسن علیه السلام رسید و اظهار نیاز کرد. امام به او فرمود: «اِذْهَبْ فَاکْتُبْ حَاجَتَکَ فِی رُقْعَة وَارْفَعْهَا اِلَینَا نَقْضِیهَا لَکَ؛ برو و حاجت خود را در نامه ای بنویس و برای ما بفرست ما حاجتت را برمی آوریم».

آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه ای نوشته برای امام علیه السلام ارسال داشت. آن حضرت نیز دو برابر آنچه را خواسته بود به او عنایت فرمود. شخصی که در آنجا نشسته بود عرض کرد: «ما کان اعظم برکة الرقعة علیه یابن رسول الله!؛ به راستی چه پر برکت بود این نامه برای این مرد ای پسر رسول خدا!.

امام علیه السلام فرمود: «برکتها علینا اعظم حین جعلنا للمعروف اهلا، اما علمت ان المعروف ما کان ابتداء من غیر مسئلة، فاما من اعطیته بعد مسئلة فانما اعطیته بما بذل لک من وجهه؛ برکت این کار برای من بیشتر بود که سبب شد شایستگی انجام این کار نیک را بیابم، زیرا بخشش راستین آن است که بدون درخواست شخص، نیازش را برآوری، ولی اگر آن چه را خواسته است، به او بدهی، در واقع قیمتی است که برای آبرویش پرداخته ای». [۱۱]

کریم اهل بیت علیهم السلام

به همین دلیل یکی از القاب معروف ایشان «کریم اهل بیت» می باشد چون محبّت و عطابخشی امام حسن علیه السلام زبانزد عام و خاص گردیده بود و به خاطر اینكه ایشان دارای قلبی پاك و رؤوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه نشینان و اقشار مستضعف و كم درآمد همراه و همنشین می شدند. آن حضرت دردِ دلِ آنها را با جان و دل می شنیدند و به آن ترتیب اثر می دادند و هر ناتوان و ضعیف و درمانده ای درِ خانۀ آن حضرت را می كوبید، ناامید بر نمی گشت و حتّی خود ایشان به سراغ فقراء می رفتند و آنها را به منزل دعوت می كردند و به آنها غذا و لباس می دادند. [۱۲]

روزی امام حسن علیه السلام بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره ای چند از نان خشك ها را بر روی زمین گذاشته اند و می خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد، از امام دعوت كردند. حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی دارد، بعد با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و بعد از همۀ گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانۀ حضرت بروند و حضرت برایشان طعام هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس های فاخر همۀ آنها را مزین ساختند. [۱۳]

وقتی از امام پرسیدند، چرا هرگز سایلی را ناامید بر نمی گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سایلی هستم و می خواهم كه خدا محرومم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می دارد، می خواهد كه من هم به مردم كمك كنم. [۱۴]

اصل رسیدگی به محرومان

نکته ای که باید از سبک زندگی آن حضرت بیاموزیم این است که، بخشش، اطعام، کمک به دیگران و دستگیری از محرمان، باید به عنوان یک اصل در زندگی همگان جاری و ساری باشد؛ لذا وقتی از آن حضرت پرسیدند: بهترین مردم کیست؟ امام حسن علیه السلام فرمودند: «من اَشْرَکَ النّاس في عَيْشِهِ؛ کسی که مردم را در زندگی خود شریک سازد». پرسید: بدترین مردم کیست؟ فرمود: «مَنْ لا يَعيشُ في عَيْشِهِ اَحَدٌ؛ کسی که در زندگی او دیگری زندگی نکند». [۱۵]

* * * * * * * *

آموزه ها و پیام ها

احسان ماندگار

در قرآن کریم، احسان به عنوان بهترین توشۀ آخرت معرفی شده است: «وَ ابْتَغِ فِيما آتاکَ الله الدَّارَ الآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَکَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ الله إِلَيْکَ…؛ و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنیا فراموش مکن و همان‏گونه که خدا به تو نیکى کرده است، نیکى کن!» [۱۶]

بدون شک، کمک و احسان اهل بیت علیهم السلام و از جمله امام حسن علیه السلام، «خالصاً لِوجه الله» بود و آن حضرت با نگاهی به آخرت و دنیای پس از مرگ، اقدام به احسان، وقف و دیگر کارهای حسنه می نمودند و یاری رساندن به نیازمندان جامعه را از عبادتهاى مهمّ؛ بلکه یکى از مهم‏ترین عبادات می دانستند.

همانگونه که امیرمؤمنان علیه السلام می‏فرمود: «نِعْمَ زَادُ الْمَعَادِ الْإِحْسَانُ إِلَى الْعِبَادِ؛ احسان و کمک به بندگان خدا، زاد و توشۀ مناسبى براى جهان پس از مرگ است.» [۱۷]

حضرت علی علیه السلام در سخنی دیگر پیرامون احسان ماندگار و آخرت گرایی می‏فرماید: «عَلَيْکَ بِالْإِحْسَانِ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ زِرَاعَةٍ وَ أَرْبَحُ بِضَاعَةٍ؛ بر شما باد به احسان و نیکوکاری در حق دیگران، که آن برترین و پرمنفعت‏ترین کشت و زرع و سود آخرتی برای شما خواهد بود.» [۱۸]

وقف و احسان برای آخرت

ناگفته نماند که اساسا وقف، یک نوع عبادت خاص است و در آن قصد قربت لازم است. در روایات آمده است که وقتی امیر المؤمنین علیه السلام وقفی را انجام می داد، در وقف نامه این گونه می نوشت: «علی این چشمه را وقف کرده تا اینکه خداوند او را از آتش جهنم نجات دهد.» ایشان و سایر ائمه علیهم السلام وقف را به صورت عبادت مطرح می کردند که در روز قیامت ذخیره ای برای آنها باشد. در روایتی آمده است:

بعضى از غلامان به حضرت علی علیه السلام خبر دادند که آب چشمۀ یکى از باغ های حضرت علیه السلام، آن قدر با برکت است که مانند گردن شتر می جوشد. امام علیه السلام سه مرتبه فرمود: «وارث‏ آن چشمه را مژده دهید. سپس حضرت علیه السلام چند گواه طلبید و آنان را گواه گرفت که این چشمه را در راه خدا وقف کردم تا پایان دنیا.» و فرمود: «إِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِکَ لِیصْرِفَ الله عَنْ وَجْهِی النَّارَ؛ این کار را کردم تا خداوند آتش جهنم را از چهرۀ من دور کند.»

معاویه بعد از شهادت امیر المومنین علیه السلام، همان نخلستان را از حضرت امام حسن علیه السلام به دویست هزار دینار خواست تا خریدارى کند. حضرت مجتبی علیه السلام فرمود: «هرگز چیزى از آن را نمى‏فروشم؛ چون که پدرم آن را در راه خدا وقف کرده‏ است.» [۱۹]

تنوع وقف با توجه به نیازها

ائمه اطهار علیهم السلام در احسان و وقف هایی که انجام می دادند، اصل تنوع و توجه به همه نیازها را مورد عنایت قرار می دادند؛ مثلاً آب چشمه برای رهگذران، زمینهایی که درآمد آن صرف فقرا و ایتام شود، باغهایی که مردم از میوه آن استفاده کنند و….

به عبارت دیگر، امامان علیهم السلام ما نیازهای جامعه را با وقف تأمین می کردند و اهداف فرهنگی و تعلیم و تعلّم را در نظر داشتند، چنان که این کار را مسلمانان در طول تاریخ از اهل‏بیت علیهم السلام یاد گرفتند. امروزه نیز با توجه به نیازهای موجود می توان بخشی از دارایی و ثروت خود را در اموری همانند آزادی زندانیان مقروض، تهیه ی غذا و نذورات برای آسایشگاه ها، پرورشگاه ها، خانه ی سالمندان، مناطق محروم و…، برای نگهداری و تربیت کودکان بی سرپرست، کودکان خیابانی، خویشاوندان نیازمند، یتیمان و فقرا، ترویج برنامه های فرهنگی و آموزه های ناب دینی، ترویج معارف قرآنی، ساخت مسجد، کتابخانه، درمانگاه، و….وقف کرد.

امام سجاد علیه السلام در «دعاى مکارم الاخلاق» صحیفه سجادیه از خدا مى‏خواهد که او را به ‏درست انفاق کردن هدایت کند تا احسان را در مسیر درست و صحیح به مصرف برساند: «وَ أَصِبْ بِي سَبِيلَ الْهِدَايَةِ لِلْبِرِّ فِيمَا أُنْفِقُ مِنْهُ».

تقوا و مال حلال؛ شرط احسان

یکی از مهم ترین شرایط اموالی که وقف می شود، مراعات تقوا و وقف و احسان از درآمدهای مشروع و حلال است؛ در غیر این صورت عملی از انسان پذیرفته نخواهد شد. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّما یتَقَبَّلُ الله مِنَ الْمُتَّقینَ؛ خداوند فقط از تقواپیشگان مى‏پذیرد.» [۲۰]

بر این اساس، کارهای نیک و اعمال صالح و خیرات و احسانهایی همانند وقف، باید از منابع پاک و حلال و خالصِ واقف باشد؛ وگرنه نه تنها ثمره و بهره ای برای واقف نخواهد داشت، بلکه برعکس موجب گناه و عذاب اخروی و مصداق اکل مال به باطل خواهد بود. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در آخرین خطبه‏ای که ایراد کردند، فرمودند: «مَنِ اکْتَسَبَ مَالاً حَرَاماً لَمْ يَقْبَلِ الله مِنْهُ صَدَقَةً وَ لاعِتْقاً وَ لاحَجّاً وَ لااعْتِمَاراً وَ کَتَبَ الله بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِکَ أَوْزَاراً؛ هر کس مالى را از راه حرام به دست آورد، خدا هیچ‏گونه عمل خیرى(همچون) صدقه، آزاد کردن بنده، حج و عمره از او نمى‏پذیرد، و به اندازۀ ثواب این کارهاى خیر، در نامۀ اعمال او گناه نوشته مى‏شود.» [۲۱]

لذا هنگامی که به امام حسین علیه السلام خبر دادند «عبدالله بن عامر» – از کارگزاران بنی امیه – چنین و چنان وقف کرده و عده زیادی برده آزاد کرده است، فرمود: «مَثَل عبدالله بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانۀ خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه می دهد.»

آن گاه افزود: «إِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّیبَةُ صَدَقَةُ مَنْ عَرِقَ فِیهَا جَبِینُهُ وَ اغْبَرَّ فِیهَا وَجْهُهُ؛ صدقه (احسان و وقف) پاکیزه، صدقه کسی است که در راه کسب آن پیشانی اش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است.»

وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء علیه السلام چه کسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب علیه السلام.» [۲۲]

* * * * * * * *

آخرین نکته

ان شاءالله همه پیروان امام حسن مجتبی علیه السلام، با تأسی به حضرتش، توفیق احسان ماندگار و توشه گزینی برای آخرت پیدا کنند و این فرمایش و وصیت امیرمؤمنان علیه السلام به امام حسن علیه السلام را به خاطر بسپارند که ‏فرمودند: «وَ أُوصِيکُمْ بِمَحَبَّتِنَا وَ الْإِحْسَانِ‏ إِلَى‏ شِيعَتِنَا فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَلَيْسَ مِنَّا؛ وصیت می‏کنم شما را به محبت و دوستی ما و احسان و نیکی به شیعیان ما، پس (بدانید) کسی که این‏گونه عمل نکند، از شیعیان و پیروان ما نیست.» [۲۳]

* * * * * * * *

پی نوشت:

۱- سوره قصص، آیه ۷۷
۲- سوره نحل، آیه ۳۰
۳- سوره ذاریات، آیه ۱۹
۴- سوره معارج، آیات ۲۵- ۲۴
۵- خصال، انتشارات جامعه مدرسین، ج ۱، ص ۱۰۳
۶- تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ۱۴۹
۷- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، شیخ صدوق، ص۱۴۸
۸- سوره انسان، آیه ۸
۹- تاریخ یعقوبی، ج ۲ ص ۲۱۵؛ ترجمه الامام الحسن علیه السلام، ابن سعد، ص ۱۵۹؛ تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص ۷۳
۱۰- بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۳- ۳۳۲
۱۱- المحاسن و المساوی، بیهقی، ص ۵۵
۱۲- زمانی، احمد، حقایق پنهان، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، ص۲۶۸
۱۳- جلاء العیون، ملا محمد باقر مجلسی، نشر انتشارات علمیه اسلامیه، ص۲۴۱
۱۴- باقر شریف القرشی، زندگانی امام حسن علیه السلام ، ص۱۳۵
۱۵- تاریخ یعقوبی، ج ۲، صص ۲۰۲
۱۶- سوره قصص، آیه۷۷
۱۷- عیون الحکم و المواعظ، على بن محمد لیثى واسطى، ص ۴۹۴
۱۸- تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص‏۳۸۳
۱۹- إرشاد القلوب إلى الصواب، شیخ حسن دیلمى، ج ۱، ص۱۰۵
۲۰- سوره مائده، آیه ۲۷
۲۱- ثواب الأعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص‏۲۸۳
۲۲- مستدرک الوسائل، محدث نورى، ج ۷، ص ۲۴۴
۲۳- دعائم الإسلام، نعمان بن محمد تمیمى مغربى، ج‏۲، ص‏۳۵۰


برچسب ها : , ,
دسته بندی : متن سخنرانی وقف

دیدگاه بسته شده است.