×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» پرسش و پاسخ امام حسین (ع) » لباس سیاه مکروه یا مستحب؟

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۱۳ - ۱۴:۰۰

 93 بازدید

لباس سیاه مکروه یا مستحب؟

يافته​هاى علمى حكايت از تأثير مثبت لباس​هاى روشن، در نشاط و شادى و ارتقاى فعاليت​هاى انسانى و تأثير منفى لباس سياه در اين امور دارد كه با سنت رايج دينى در محافل مذهبى در تعارض است! به اين تعارض چگونه پاسخ مى​دهيد؟

لباس سیاه مکروه یا مستحب؟

پرسش. تعارض آموزه​هاى دينى با يافته​هاى علمى در پوشيدن لباس سياه و سياه پوش كردن تكايا و محافل چه توجيهى دارد؟ يافته​هاى علمى حكايت از تأثير مثبت لباس​هاى روشن، در نشاط و شادى و ارتقاى فعاليت​هاى انسانى و تأثير منفى لباس سياه در اين امور دارد كه با سنت رايج دينى در محافل مذهبى در تعارض است! به اين تعارض چگونه پاسخ مى​دهيد؟

تكيه عمده و اساسى اين سؤال و ابهام ذهنى، تعارض يافته​هاى علمى با آموزه​هاى دينى در پوشيدن لباس سياه و سياه پوش كردن است. در مقام جواب و زدودن ابهام، اولين گام آن است كه آيا چنين تعارضى واقعيت دارد و آيا يافته​هاى علمى، پوشيدن لباس سياه را به صورت كلى و در تمام حالات و موقعيت يك پوشش نامناسب مى​شمارد؟
واقعيت آن است كه چنين تعارضى، بين يافته​هاى علمى و روان​شناسى با آموزه​هاى دينى به چشم نمى​خورد، ممكن است بعضى بگويند: اين دو مرزهاى مطلقى است كه در پشت آنها ديگر زندگى وجود ندارد و حيات متوقف مى​شود و رنگ سياه به معناى انهدام، نيستى و پوچى است و نفى ديگر رنگ​ها مى​باشد! [۱] در حالى كه اين نظريه، تنها گوشه​اى از يافته​هاى روان​شناسى است.
يادآورى اين نكته لازم است كه پذيرش «تأثير رنگ​ها» به اين معنا نيست كه رنگ​ها در انسان تأثيرى شديد دارند و سريع بر جهت​گيرى ذهنى و رفتارى افراد مؤثر واقع مى​شوند؛ مثلاً اگر رنگ آبى تأثير تسكينى و آرامش بخشى دارد، نمى​توان از آن به عنوان يك داروى مسكن براى تسكين سريع استفاده كرد و يا از رنگ قرمز در ايجاد تحريك سريع بهره جست؛ بلكه تأثير پذيرفته شده رنگ​ها، يك تأثير جزئى است كه در مدت زمان طولانى فرصت بروز پيدا مى​كند.
گوشه​اى ديگر يافته​هاى روان​شناسى، نشانگر اين حقيقت است كه آن گاه رنگ سياه، مفهوم نيستى و پوچى و پايان يافتن را تداعى مى​كند كه به عنوان انتخاب اول و يا يكى از سه انتخاب اول باشد؛ يعنى، در تمام حالات، اولين رنگ انتخاب شده و يا يكى از سه رنگ انتخابى اول براى زندگى (اعم از لباس…) باشد و اگر رنگ سياه در رتبه هشتم قرار بگيرد؛ يعنى، آخرين رنگ انتخابى در زندگى، رنگ سياه باشد و در موقعيت​هاى نادر و استثنايى استفاده شود، يك تمايل طبيعى بهنجار را نمايش مى​دهد و نشان دهنده مهار اعمال و تصميم فرد بر كنترل اوضاع [۲] و نشان​دهنده مهار اعمال و تصميمات فرد در زمانى است كه بروز اضطراب قطعى است. محروميت از چيزى و يا از دست دادن شخصى و يا موقعيتى، انسان را در لبه يك تعارض غير قابل انكار قرار مى​دهد و در اين حالت، وى براى به دست آوردن موقعيت قبلى و كنترل اوضاع، دست به اقدامات كنترلى مى​زند.
پوشيدن لباس سياه، حكايت از تدبير انسان در چنين موقعيتى دارد؛ يعنى، از اقدامات مناسب، طبيعى و بهنجارى است كه موجب مى​شود انسان بتواند بر اوضاع كنترل داشته باشد؛ زيرا نوعى سكون، سكوت و كاهش تحريك را در پى دارد. [۳]
بنابراين از ديدگاه علمى، پوشيدن لباس سياه و استفاده از رنگ سياه – حتى در غير پوشش – هميشه نامناسب نمى​نمايد و به معناى رسيدن به پايان زندگى و خط پايان عمر و تسليم شدن نيست و تأثير منفى و تخريب روانى در پى ندارد. از اين رو پوشيدن لباس سياه در عزادارى​ها و براى شخص مصيبت زده​اى كه احساس غمگينى مى​كند، يك نوع تسكين است و او را در اضطراب ناشى از فقدان شخص محبوب، به سمت سكوت و سكون دعوت مى​كند و افزون بر اين موجب هم سو ساختن احساسات درونى با فضاى بيرون و باعث آرامش مى​گردد. [۴]
شخص غم​زده در آغاز قطع دل بستگى، اگر در فضاى شادى آفرين قرار بگيرد؛ بين حالت درونى خود و وضعيت خارجى، تعارضى مشاهده مى​كند و اين هرگز به نفع او نيست. از اين رو بايد به سمت هم سويى و هماهنگ ساختن درون و برون برآيد و انتخاب رنگ سياه در اين موقعيت​هاى نادر و استثنايى زندگى (در رتبه هشتم)، چنين تأثيرى دارد. اين رنگ، اگر در رتبه هشتم و انتخاب پايانى قرار بگيرد، بر خلاف رنگ سفيد، سكوت و سكون و عدم ايجاد هرگونه تحريك روانى و جسمانى و كاهش ساير فعاليت​ها و كندى و منفى را در پى دارد. [۵] اينها براى انسان مبتلا به رنج فراق و فرو رفته در ورطه قطع دلبستگى مفيد است و به او آرامش و سكون مى​بخشد.
پس از ديدگاه علمى، رنگ سياه تأثيرى منفى و نامناسب بر روان و روح آدمى ندارد و در مصايب، كاهش دهنده آلام مى​باشد و اين گونه نيست كه علم آن را كاملا طرد مى​كند؛ ولى سنت​هاى دينى به آن اهميت داده و دينداران را به استفاده از آن توصيه كند!
از جهت ديگر، درباره تعارض موهوم آموزه​هاى دينى، بايد بررسى كرد كه آيا اسلام براى هميشه و در تمام حالات رنگ سياه را توصيه مى​كند و به تعبير روان شناختى، براى اولين انتخاب​ها يا سه انتخاب اول؟! چرا رنگ سياه را برمى گزيند و مسلمانان را نيز به اين انتخاب دعوت مى​نمايد؟
بايد گفت كه نگاه آغازين اسلام به رنگ سياه، يك نگاه منفى است و هرگز آن را در حالات عادى و زمينه​هاى روزمره زندگى، به عنوان يك رنگ برنمى​گزيند و آن را رنگ شيطان و فرعون و نماد طغيان​گرى، ظلم و ظلمت معرفى مى​كند و مى​فرمايد: «لباس سياه نپوشيد كه لباس فرعون است». [۶]
رنگ برگزيده و انتخاب اول اسلام، رنگ سفيد است كه امام باقر علیه​السلام مى​فرمايد: «هيچ لباسى بهتر از لباس سفيد نيست». [۸] بعد از رنگ سفيد، رنگ​هاى زرد و سبز از طرف اولياى دين توصيه شده و رنگ​هاى برگزيده اسلام است. از نظر اسلام، رنگ زندگى، حيات، حركت و تلاش رنگ سفيد است و آرامش بعد از تلاش و كوشش در رنگ سياه (شب) مى​باشد. رنگ سياه (همان رنگ شب)، موجب آرامش مى​شود و انسان را از خستگى و رنج روز – كه در پى تلاش و كوشش به آن دچار گشته است – پناه مى​دهد و آرام مى​سازد. [۸]
خداوند نيز در قرآن، سياهى شب را مايه آرامش و روشنايى روز را زمينه تلاش ذكر كرده است. [۹]
رنگ سياه در مكتب اهل بيت علیهم السلام، فقط و فقط در مصايب و سوگوارى​ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ يعنى، يك انتخاب نادر و استثنايى بوده است و نه انتخابى هميشگى. بنابر نقل ابن ابى الحديد، امام حسن علیه​السلام در سوگ اميرالمؤمنان على علیه​السلام جامه سياه برتن كرد و با همين جامه به ميان مردم آمد و براى آنان خطبه خواند. [۱۰] درنگاه ابتدايى رنگ سياه، يك رنگ مكروه و ناپسند تلقى مى​شود. در نماز، پوشيدن لباس سياه مكروه است. [۱۱]
رنگ سياه در رتبه هشتم و آخرين انتخاب قرار مى​گيرد؛ آن هم از اين جهت كه به واسطه تأثير روانى آن، موجب سكوت و سكون و آرامش گشته، شخص مضطرب را از مصيبت و حزن به يك آرامش روانى مى​رساند و ياحداقل در اين زمينه بسيار تأثير دارد.
پی نوشت:
۱٫ ماكس لوچه، ترجمه منيره روانى پور، ۱۳۶۸٫
۲٫ همان.
۳٫ اكبر زاده، ۱۳۷۴٫
۴٫ رمضان​زاده، ۱۳۷۱٫
۵٫ اكبر زاده، ۱۳۷۴٫
۶٫ بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۴۸٫
۷٫ همان، ج ۷۸، ص ۳۳۰؛ رى​شهرى، ميزان​الحكمه، ج ۸، ص ۴۷۲٫
۸٫ نذير الحمدان، ۲۰۰۲٫
۹٫ قصص، آيه ۷۳؛ اسراء، آيه ۱۷؛ فرقان، آيه ۴۷؛ يونس ۱۰، آيه ۶۷٫
۱۰٫ ابن​ابى​الحديد، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۲٫
۱۱٫ طريقه دار، ۱۳۸۰٫

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : پرسش و پاسخ امام حسین (ع)

دیدگاه بسته شده است.