×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» پرسش و پاسخ امام حسین (ع) » كمك امام حسین علیه السلام به پادشاه هندوستان در روز عاشورا

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۲۷ - ۱۷:۲۰

 87 بازدید

كمك امام حسین علیه السلام به پادشاه هندوستان در روز عاشورا

چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به كمك پادشاه هندوستان رفت، ولی وقتی حضرت رقیه جلوی اسب حضرت را گرفتند، متوجه دخترش نشدند؟

كمك امام حسین علیه السلام به پادشاه هندوستان در روز عاشورا

پرسش. چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به كمك پادشاه هندوستان رفت، ولی وقتی حضرت رقیه جلوی اسب حضرت را گرفتند، متوجه دخترش نشدند و چرا امام فاصله هندوستان تا كربلا را متوجه شدند ولی در یك قدمی خود متوجه دخترش نشدند؟

در صحت و سقم یك مطلب تاریخی باید به منابع معتبر رجوع كنیم و موارد مطرح شده در سؤال در كتب معتبر نقل نشده است و هیچكدام سند معتبری ندارد.

جریان در برخی كتب كه حدود ۲۰۰ سال پیش تألیف شده اند، بدون ذكر سند و مدرك بیان شده و خلاصه آن جریان این است كه سلطان قیس در ممكلتی از ممالك هندوستان سلطنت داشت، روز عاشورا دلش گرفت و غمگین شد، برای رفع غم به شكار رفت، آهویی دید دنبال آهو رفت و تنها شد و آهو غیب شد و شیری به او حمله كرد. او متوسل به امام حسین علیه السلام شد. امام علیه السلام از كربلا با حال تشنگی و بدن زخمی به كمك او آمد. شیر صورت بر قدم حضرت گذاشت و گریه كرد و رفت. سلطان قیس چون حال حضرت را دید پیشنهاد یاری حضرت را كردند. حضرت فرمودند: «انا قتیل العبرات» و قبول نكردند و خاكی به او داد و فرمود:« هر وقت این خاك به خون تبدیل شد برای من عزاداری كن». این جریان به طور مفصل در كتاب مرقاة الایقان مرحوم گنجوی [۱] آمده است و كاتب این كتاب را در سال ۱۳۵۲ قمری به اتمام رسانده و سال ۱۳۷۲ قمری چاپ شده است.

و در كتاب طوفان البكاء جوهری كه در سال ۱۲۵۰ قمری تالیف شده این جریان به طور خلاصه ذكر شده. ایشان هم سند این مطلب را نقل نكرده و می نویسد از كتب معتبره وارد شده است. [۲] و در كتاب مجالس المتقین محمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی اشاره ای به این جریان شده است و سند ذكر نشده است. كه این كتاب هم در سال ۱۲۸۵ قمری تالیف شده و هم چنین در برخی كتب دیگر از این قبیل نقل شده است.

جریان سلطان قیس به دو دلیل مردود است:

یكی اینكه مدرك معتبری ندارد چون این كتاب ها حدود ۲۰۰ سال پیش نوشته شده و مدرك را نقل نكرده اند و فاصله آن با اصل واقعه خیلی زیاد است.

دوم اینكه كشور هندوستان در زمان حكومت ولید بن عبدالملك، فتح شده [۳] و ولید بن عبدالملك در سال ۸۶ هجری به حكومت رسیده [۴] چگونه در سال ۶۱ هجری یكی از حاكمان هندوستان شیعه بودند، در حالی كه حتی در آن زمان غالب مردم ایران هم سنی بودند.
البته این احتمال وجود دارد كه این جریان مكاشفه ای باشد كه در روز عاشورا غیر از روز عاشورای سال ۶۱ و در قرون اخیر اتفاق افتاده باشد.

اما داستان حضرت رقیه سلام الله علیها؛ باید گفت چنین جریانی كه امام حسین علیه السلام هنگام وداع متوجه حضرت رقیه نباشند و ایشان را نبینند و بعدا متوجه شوند، در هیچ جا نقل نشده. ما برخی از این مطالب را كه هنگام وداع در برخی كتب نقل شده را با صرف نظر از معتبر بودن یا نبودن مدرك آن نقل می كنیم. با توجه به اینكه در وداع با حضرت سكینه هم چنین مطلبی نیامده است.

الف) «فجائت سكینه ابنته حاسره… سكینه آمد دامن پدر را گرفت… اما توقف حتی ازود من نظری الیك…صبر كن تا توشه از جمالت بردارم… دست و پای پدر را بوسید… و حضرت از اسب پیاده شد و ایشان را در آغوش گرفت.» [۵]

ب) ریاض القدس نقل می كند حضرت دختر سه ساله داشت درب خیمه نشسته بود و تماشای وداع حضرت می كرد… دامن پدر را گرفت و خواهر خود سكینه را به كمك خواست… حضرت او را برداشت و بغل گرفت و صورتش را بوسید.» [۶]

ج) صدا زد «یا ابتاه اصبر حتی اودعك» دید دخترش سكینه است كه پیش آمده عنان اسب را گرفته و می گوید پدر صبر كن. [۷]

د) فاطمه‌ صغری از خیمه گاه بیرون دوید، عنان ذوالجناح را گرفت «و هی تبكی…» حضرت از شنیدن این كلام گریست. [۸]

ه) «ودعها (حضرت زینب) و مضی و اذا یسمع من خلفه صوتا ضعیفا و منادیاً ینادی فالتفت فاذا بسكینه… وقتی امام علیه السلام با حضرت زینب وداع كرد و حركت كرد صدای ضعیفی از پشت سر شنید و نگاه كرد دید سكینه است. [۹]

البته از علم و كرامت امام بدور نیست كه هر جا كسی از او یاری خواست به یاریش برود. چنانچه درباره امام زمان علیه السلام این مطلب وجود دارد اما اثبات این ماجرا دلیل تاریخی می خواهد كه ما به سند معتبری دست نیافتیم.

پی نوشت:
۱) مجتهدزاده گنجوی، سیدمحمدباقر، مرقاة الیقان، چاپ ۱۳۷۲ قمری، ج اول، مجلس هفدهم، ص ۸۲،.
۲) جوهری، طوفان البكاء، تهران، چاپ دارالخلاقه، سال ۱۳۰۴ قمری.
۳) یاقوت حموی، معجم البلدان، ناشر داراحیاء التراث العربی، ج ۵، ص ۲۲۸٫
۴) قمی، عباس، تتمه المنتهی، قم، ناشر انتشارات داوری، چاپخانه علمیه‌، چاپ چهارم، ۱۴۱۷، ص۱۰۵،.
۵) ریاض القدس، چاپ رمضان مبارك، ۱۳۲۳، ج ۲، ص ۱۴۲، به اعانت میرزا عباس خان معاون السلطان.
۶) ریاض القدس، ص ۱۵۶٫
۷) ملبوبی، الوقایع و الحوادث، نشر دین و دانش، چاپ علمیه قم، ج ۳، ص ۱۹۱،
۸) روضه خان تبریزی، ملاجعفر، بحر المصائب، تالیف ۱۳۸۲، ج۳، ص۷۷٫
۹) بحرالمصائب، ج ۳، ص ۷۸، همان.


برچسب ها : , , , , , , ,
دسته بندی : پرسش و پاسخ امام حسین (ع)

دیدگاه بسته شده است.