×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» داستان کودکانه امامزادگان » داستان کودکانه شهادت حضرت زهرا

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۰۴ - ۱۷:۴۸

 970 بازدید

داستان کودکانه شهادت حضرت زهرا

داستان کودکانه شهادت حضرت زهرا

داستان کودکانه شهادت حضرت زهرا

داستان کودکانه شهادت حضرت زهرا 

داستان شهادت حضرت زهرا (س)

 

بعد از پیامبر توی شهر مدینه آدم های بدی حاکم شدن و به امام علی(ع) و حضرت زهرا (س) ظلم می کردن.

یکی از روز ها که امام علی(ع) توی خونه بود ، حاکم های بد با نگهبان ها به در خونه امام علی رفتن و با مُشت و لگد در میزدن و صدا می زدن :ای علی بیا و با ما دوست باش.

اما امام علی(ع) دلش نمی خواست با این آدم های بد دوستی کنه و در رو به روی اونها باز کنه . حضرت زهرا(س) به امام علی(ع) گفت : پسر عمو ، بزار که من برم و جوابشون رو بدم ، شاید از اینجا برن.

وقتی حضرت زهرا (س) عزیز ما به سمت در خونه رفت ، نگهبان های بد جنس در رو آتیش زدن و به سمت حضرت زهرا (س) انداختن… در نیمه سوخته و بزرگ، روی حضرت زهرا (س)افتاد و باعث شد ایشون زخمی و مریض بشن.

حضرت زهرا ی (س) خوب ما چند روزی توی خونه مریض و بی حال بودن و بعد از چند روز پیش خدا رفتن

 


داستان کودکانه شهادت حضرت زهرا


برچسب ها : , , , , ,
دسته بندی : داستان کودکانه امامزادگان , قصه کودکانه

دیدگاه بسته شده است.