×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» داستان وقف » داستان وقف – «وسوسه»

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۱۴ - ۱۹:۵۷

 59 بازدید

داستان وقف – «وسوسه»

ندا شفیعی نفر نخست اولین جشنواره فرهنگی هنری وقف چشمه همیشه جاری *** امروز… اصلاً باورم نمی‌شه آدم سی سال کار کنه، زحمت بکشه، عمرشو بذاره، جوونی‌شو بزاره، آخرِ سر، پاداش بازنشستگیش رو به جای اینکه خرجِ از تن به در کردن خستگیش بکنه و باهاش بره مسافرت خارج، باهاش به اندازه سی سال زحمت […]

داستان وقف – «وسوسه»

ندا شفیعی
نفر نخست اولین جشنواره فرهنگی هنری وقف چشمه همیشه جاری

***

امروز…
اصلاً باورم نمی‌شه آدم سی سال کار کنه، زحمت بکشه، عمرشو بذاره، جوونی‌شو بزاره، آخرِ سر، پاداش بازنشستگیش رو به جای اینکه خرجِ از تن به در کردن خستگیش بکنه و باهاش بره مسافرت خارج، باهاش به اندازه سی سال زحمت لذت ببره، بره خونه بخره و اونو وقف کنه. چی فکر کردی، مثلاً می‌خوای بگی آدم نیکوکاری هستی، فراموش کردی تو تک‌تک لحظات این سی سال همراهت بودم، فراموش کردی چه گناه‌هایی انجام دادی، اصلاً خودم وسوسه‌ات می‌کردم. تو اصلاً آدم پاکی نیستی، وقف به تو نیومده، اشتباه می‌کنی اشتباه، به اندازه سی سال اشتباه می‌کنی، اشتباه.
فردا…
اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم
سلام آقا! من اومدم خونمو وقف کنم.


برچسب ها : ,
دسته بندی : داستان وقف

دیدگاه بسته شده است.