×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» پرسش و پاسخ امام حسین (ع) » حضور موالیان در جمع یاران امام حسین علیه‌السلام

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۲۵ - ۱۵:۵۶

 95 بازدید

حضور موالیان در جمع یاران امام حسین علیه‌السلام

موالی چه كسانی هستند؟ آیا جزء یاران امام حسین علیه السلام هم بودند؟

حضور موالیان در جمع یاران امام حسین علیه‌السلام

پرسش. موالی چه كسانی هستند؟ آیا جزء یاران امام حسین علیه السلام هم بودند؟ لطفا نام و زندگی آن ها را بیان كنید.

موالی، جمع مولا است. در زبان عربی مولا از اضداد و به معنای ارباب و مخدوم، آزاد كننده و آزاد شده و هم پیمان است. اما موالی در جامعه عرب، معنای خاصی دارد.

موالیان، گروه اجتماعی یكسانی نبودند. نخست به آنانی گفته می شد كه مسلمان گشته، و با آمدن به مراكز عربی، به عرب ها می پیوستند. هم چنین با فتوحات صدر اسلام و پس از آن و دست یابی به شمار بسیاری اسیر، مفهوم مولی به غیر عرب اختصاص یافت. این اسیران به تدریج و از راه های مختلف آزاد می شدند كه با آزادی ایشان مولی عناقه – آزاد شده – نام می یافتند. در نتیجه جامعه عرب، از عرب و موالی (غیر عرب) تشكیل می شد. عرب ها بر خلاف دیدگاه رسول خدا صلّی الله علیه و آله موالی را تحقیر می كردند و آنان را از نظر اجتماعی در پایین ترین طبقات اجتماعی قرار می دادند.

از این رو، اوضاع اقتصادی موالی بسیار بد بود و آنان از امتیازات اجتماعی برخوردار نبودند. برتری دادن عرب بر موالی از دوران خلیفه دوم و خلافت معاویه آغاز شد. [۱] پیشوایان معصوم ما این تبعیض را درهم شكسته، با آنان رفتاری همراه با رأفت و احترام داشتند. از این رو در میان چهره های حماسه آفرین كربلا، می توان موالیان پاك سیرت و وفادار بسیاری را دید. اكنون به نام و زندگی آن ها اشاره می شود:

۱) «اسلم بن عمرو»؛ او از موالیان امام حسین علیه السلام بود و پدرش ترك بود. اسلم همراه امام علیه السلام به كربلا آمد و روز عاشورا به مصاف دشمن رفته و به خوبی جنگید و بر اثر جراحات فراوان به زمین افتاد. امام حسین علیه السلام به بالین او آمد و دید كه اسلم هنوز رمقی دارد و به وی اشاره می كند. در آن حال امام، اسلم را در آغوش گرفت و صورت خود را بر صورت او گذارد. اسلم از این محبت به وجد آمد و تبسمی كرد و گفت: كیست مثل من. درحالی كه پسر رسول خدا، صورت به صورتم گذارده است و آن گاه جان به جانان تسلیم كرد. [۲]

۲) جون بنحوی جون؛ غلام سیاه ابوذر غفاری بود كه پس از رحلت او در خدمت اهل بیت پیامبر قرار گرفت و در روزگار امام حسین علیه السلام نیز در ركاب ایشان به كربلا آمد. روز عاشورا چون جنگ شدید شد، جون نزد امام حسین علیه السلام آمد و اجازه میدان خواست و بعد اصرار فراوان امام به او اجازه داد او به مبارزه رفت و رجزی خواند و آن گاه به شهادت رسید و سالار شهیدان بر بالین جون آمد و چنین دعا فرمود: خداوندا! رویش را سفید و بویش را عطر آگین كن و او را با ابرار محشور فرما… [۳]

۳) جابر بن حجاج؛ جابربن حجاج جنگجویی شجاع و غلام «عامر بن نهشل تیمی» بود. جابر با حضور در كربلا، در ركاب امام حسین علیه السلام جنگید و در حمله نخست به شهادت رسید. [۴]

۴) رافع بن عبدالله؛ رافع غلام مسلم ازدی است كه به همراه مسلم از كوفه بیرون آمد و در كربلا به امام پیوست. در روز عاشورا پس از شهادت مسلم ازدی و بعد از نماز ظهر، به مصاف دشمن رفت و گروهی را به قتل رسانید و آن گاه به شهادت رسید. [۵]

۵) سالم؛ سالم غلام عامر بن مسلم عبدی است كه به همراه آقای خود از بصره راهی كربلا شد و به امام پیوست. در روز عاشورا سالم و عامر هر دو در جنگ با دشمنان به شهادت رسیدند. [۶] برخی شهادت آن دو را در حمله نخست می دانند. [۷]

۶) سالم بن عمرو؛ سالم بن عمرو از موالیان بنی مدینه و از شیعیان كوفه بود كه پیش از درگیری، به حضور امام رسید و آن گاه در روز عاشورا شهید شد. در زیارت ناحیه نام او ذكر شده است. [۸]

۷) سعد؛ او غلام عمرو بن خالد بود كه در روز عاشورا، به همراه آقای خود و دو نفر دیگر به مبارزه با دشمن رفته و نبردی سخت نمود. دشمن ارتباط او و دو همرزم دیگرش را با دیگر یاران قطع كرد. اما حضرت ابوالفضل ایشان را نجات داد. هنگامی كه آنان برگشتند، به شدت زخمی شده بودند، سعد و آن سه نفر، مجددا به دشمن تاختند و در یك مكان به شهادت رسیدند. [۹]

۸) سعد بن حرث؛ او از موالیان امیر مومنان علی علیه السلام بود كه پس از آن حضرت به ترتیب در خدمت امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ قرار گرفت. سعد، هم زمان با حركت امام، همراه ایشان به كربلا آمد و در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسید. [۱۰]

۹) شبیب؛ او قهرمانی شجاع بود و غلام «حرث بن سریع همدانی» به شمار می آمد. شبیب به همراه سیف و مالك به نزد امام آمد و در حمله نخست كه جمعی از یاران امام در پیش از ظهر روز عاشورا كشته شدند به شهادت رسید. [۱۱]

۱۰) شوذب بن عبدالله؛ شوذب، غلام بنی شاكر بود و در بین شیعیان شخصیت ممتازی داشت او حافظ حدیث و دانش آموخته مكتب امیر مومنان علیه السلام بود. شوذب به همراه عابس بن ابی شبیب به كربلا آمد و در جنگ با دشمن به شهادت رسید. [۱۲]

۱۱) منجح بن سهم؛ او از موالیان امام حسن مجتبی علیه السلام بود. منجح همراه فرزندان امام و در ركاب حسین بن علی علیه السلام از مدینه به كربلا آمد و در روز عاشورا به خوبی جنگید و آن گاه به فیض شهادت نایل آمد. [۱۳]

۱۲) قارب بن عبدالله دُئَلی؛ مادر قارب، پیش تر خدمتكار و كنیز امام حسین علیه السلام بود و بعد با عبدالله دئلی ازدواج كرد و ثمره این پیوند، ولادت قارب بود. قارب از موالیان امام بود و از مدینه همراه آن حضرت به كربلا آمد. او در حمله نخست، یك ساعت پیش از ظهر عاشورا به شهادت رسید. [۱۴]

۱۳) نصر بن ابی نیزر؛ پدر نصر، ابو نیزر، فرزند یكی از شاهان عجم بوده است و برخی او را فرزند نجاشی می دانند كه در كودكی به اسلام گروید و در نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله پرورش یافت و پس از رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله در خدمت اهل بیت او قرار گرفت. [۱۵] او سالیان بسیاری را با امیرمؤمنان علی علیه السلام سپری كرد و در نخلستان آن حضرت كار می كرد. پسر او نصر، نیز به ترتیب در خدمت امیر المومنین، امام حسن و سپس امام حسین علیهم السلام بود كه با ایشان به كربلا آمد. او از سواره نظام یاران امام بود كه در حمله نخست اسب او را پی كرده، وی را به شهادت رساندند. [۱۶]

۱۴) واضح تركی؛ واضح، غلامی ترك بود كه در وصفش، او را انسانی شجاع و قاری قرآن معرفی كرده اند. واضح غلام حرث سلمانی است. او در روز عاشورا به میدان رفت و رجزی خواند و پیاده با دشمن جنگید. وقتی به زمین افتاد، امام را صدا كرد. سالار شهیدان به بالین واضح آمد و او را در آغوش گرفت. واضح با خود این سخن را باز گفت: من كجا و فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله كجا كه صورتش را بر صورت من گذارده است. آن گاه او در همان حال به شهادت رسید. [۱۷]

پی نوشت:
۱- ر.ک. جمال جوده، اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی، موالی در صدر اسلام، ترجمه. مصطفی جباری و…، تهران، نشر نی، ۱۳۸۳، شمسی، ص۱۴ ـ ۴۰٫ و محمود المقداد، الموالی، و نظام الولاء سوریه، دار الفکر، ۱۴۰۸، هجری، قمری، ص۱۱ ـ ۵۰٫
۲- طاهر سماوی، ابصار العین، تحقیق. محمد جعفرطبسی، قم، مرکز الدراسات الاسلامیه، لحرس الثوره، ۱۴۱۹، هجری، قمری، ص۹۶٫
۳- حسینی کرکی، تسلیه المجالس، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، بی تا. ج۲، ص۲۹۲٫
۴- علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳، هجری، قمری، ج۴۵، ص۲۳٫
۵- عبدالله، مامقانی، تنقیح المقال، نجف، مکتبه المرتضویه، ۱۳۵۰، هجری، قمری، ج۳، ص۴۲۲٫
۶- طاهر سماوی، همان، ص۱۹۱٫
۷- ابن شهر آشوب، مناقب ال ابی طالب، قم، انتشارات علامه، ج ۴، ص۱۱۳٫
۸- علامه مجلسی، همان، ج۴۵، ص۷۲٫
۹- طبرسی، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالکتب، العلمیه، ج۱۳، ص۳۳۰٫
۱۰- طاهر، سماوی، همان، ص۹۶٫
۱۱- همان، ص۱۳۳٫
۱۲- شیخ مفید، الارشاد، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۱۳، هجری، قمری، ج۲، ص۱۰۵٫
۱۳- طاهر سماوی، همان، ص۹۶٫
۱۴- طاهر سماوی، همان، ص۹۶٫
۱۵- ابن الاثیر، الکامل، بیروت، دار صادر، ج۳، ص۲۰۷٫
۱۶- طاهر سماوی، همان، ص۹۷٫
۱۷- طاهر سماوی، همان، ص۱۴۴ ـ ۱۴۵٫


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : پرسش و پاسخ امام حسین (ع)

دیدگاه بسته شده است.