تباکی یا بکا

ثواب های زیاد برای اعمال آسان

پرسش: چرا برای بعض اعمال آسان ثواب های اعمال سخت و پرارزش قرارداده شده است، (مثلاً ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم معادل زیارت امام حسین علیه السلام قرار داده شده) و چگونه ثواب های زیاد برای اعمال آسان با حدیث افضل الاعمال احمزها، جمع می شود؟

نخست: در مورد علل زیاد بودن ثواب بعض اعمال، احتمالات متعددی متصور است كه به آن‌ها اشاره می‌شود:

الف: در روایات ائمه علیهم السلام بعضی از اعمال به عنوان معیار و میزان ارزش قلمداد شده است. مانند زیارت خانه‌ی خدا و زیارت امام حسین علیه السلام و در بعض موارد اعمال به عنوان معادل آنها حساب شده است و چون در میان مردم فضیلت زیارت خانه ی خدا و زیارت امام حسین علیه السلام مسلّم بوده آن را به عنوان معیار قرار داده و بقیّه ی اعمال را به آن ها مقایسه نموده اند. در واقع زیارت امام حسین علیه السلام ثواب مخصوص به خود را دارد و زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام مثلاً ثواب مخصوص به خود را. و ائمه اهل بیت علیهم السلام برای زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام ارزش گذاری كرده و آن را همانند زیارت امام حسین علیه السلام قرار داده اند.
در حدیثی از امام هادی علیه السلام وارد شده است:
«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ حَمْزَهَ بْنِ الْقَاسِمِ الْعَلَوِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَمَّنْ دَخَلَ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِی علیه السلام مِنْ أَهْلِ الرَّیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ علیه السلام فَقَالَ لِی أَیْنَ كُنْتَ فَقُلْتُ زُرْتُ الْحُسَیْنَ علیه السلام فَقَالَ أَمَا إِنَّكَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِ الْعَظِیمِ عِنْدَكُمْ لَكُنْتَ كَمَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیه السلام. [۱]
شخصی از اهل ری بر امام هادی وارد شد و امام فرمود كجا بود؟ عرض كرد:‌ امام حسین علیه السلام را زیارت كردم. فرمود:‌ اگر شما قبر حضرت عبدالعظیم علیه السلام را كه در نزدیكی شماست زیارت كنید همانند كسی هستید كه حضرت امام حسین علیه السلام را زیارت كرده است.»
امام هادی علیه السلام در واقع ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام را همانند زیارت امام حسین علیه السلام قرار داد نه عین زیارت امام حسین علیه السلام مانند این كه در مثال گویند: فلان مرد مانند شیر است یعنی در صفت شجاعت مانند شیر است نه این كه عین شیر باشد.

ب: خداوند متعال برای هدایت بندگان خویش بعضی از اعمال را معرّفی نموده است و برای آن اعمال ثواب زیادی قرار داده است تا به نوعی فضل و رحمت خود را شامل حال بندگان خود كرده تا ره چند ساله را در مدّت كم و مشقّت كمتری بپیمایند علاوه بر این كه از معدن فضل خدای چیزی كاسته نمی شود.

ج: ممكن است عملی در نزد ما كوچك و سهل بیاید، ولی در واقع ارزش زیادی داشته باشد. زیرا میزان خداوند بر اساس عقول بشری محاسبه نمی شود. مثل این كه عملی كوچك كه در انسان نقش سازندگی دارد از عملی كه بسیار سخت و با مشقّت باشد، نزد خداوند ارزش بیشتری دارد. مانند اشكی كه در مقام خضوع و خشوع و ترس از خداوند باشد كه آن اشك در نزد خداوند بسیار ارزشمند است. یا فردی كه از دید بشری كوچك حساب آید ولی ممكن است در نزد خدا مقام والایی داشته باشد چنانچه امام خمینی رحمة الله علیه به این مطلب اشاره دارد كه می فرماید: «شخصی همچون رسول اكرم صلّی الله علیه و آله همانند ما یك انسان است ولی در نزد خداوند از چنان مقامی برخوردار است كه در تصوّر عقل نمی گنجد.» [۲] لذا عملی كه در نزد ما كوچك است نزد خداوند ارزش و فضیلت فراوانی دارد.

بخش دوّم: در این بخش به سند روایت نبوی «افضل الاعمال احمزها» رسیدگی می شود.
در مجامع اهل سنت این روایت ذكر نشده است. فقط ابن اثیر در نهایه و در مجمع البحرین این روایت از ابن عباس از رسول اكرم صلّی الله علیه و آله نقل شده است. [۳] علاوه بر این كه این روایت مرسل بوده یعنی سلسله سند آن حذف شده است.
در مجامع شیعی نیز این روایت نیامده است اگر چه علامه ی مجلسی رحمة الله علیه این روایت را به عنوان روایت مشهور معرفی كرده است. [۴] فقط با مضمون این روایت از حضرت امیرمؤمنان علیه السلام روایتی نقل شده كه در یكی از خطبه ها فرمودند: «كلّما كانت البلوی و الاختبار اعظم كانت المثوبه و الجزاء اجزل؛ هر چه بلا و امتحان بزرگتر باشد ثواب و جزای آن گرانبهاتر خواهد بود.» [۵]
فرض قبول سند روایت به فقه الحدیث آن پرداخته می شود. كه در آن چند احتمال قابل تصوّر است.

الف: در نزد خداوند متعال آنچه اهمیّت دارد سعادت بشر است. لذا هر چه باعث رسیدن سریع تر به این هدف باشد از اهمیّت ویژه ای برخوردار است و به همین دلیل در ذیل آیه شریفه «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون» [۶] آمده است كه «ای لیعرفوه» یعنی جن و انس را خلق نكردم مگر مرا عبادت كنند تا مرا بشناسند. هر عملی كه باعث رسیدن به این هدف «سعادت» باشد اگر چه سهل و آسان دارای مقام والایی خواهد بود به عنوان مثال در روایتی آمده است: «یك ساعت فكر از هفتاد سال عبادت زاهد بالاتر است» چرا كه این یك ساعت فكر باعث دگرگونی می شود كه در عرض هفتاد سال چه بسا برای فرد زاهد حاصل نخواهد شود. یا مثلاً زیارت اهل قبور كه باعث عبرت شود ممكن است تا چند روز دگرگونی و در نتیجه پیشرفت روحی در پی داشته باشد.
لذا در روایتی آمده است: «ان العمل القلیل علی الیقین افضل من العمل الكثیر علی غیر یقین» [۷] و لیكن باید دقت داشته باشیم كه این مطلب منافاتی ندارد با این كه كسانی كه به خداوند واصل شده اند و به مقام معرفت ربوبی رسیده اند – به نحوی كه اگر پرده ها كنار رود چیزی به یقین آن ها افزوده نمی شود – هم چون اهل بیت علیهم السلام در مقام عمل، اعمال سخت تر را انتخاب نمایند تا در راه خدا به مصائب و گرفتاری بیشتری مبتلا شوند. البته عشق به عبادت و بندگی باعث می شود كه راه سخت تر را انتخاب نمایند. چنان كه در احوال حضرت امام حسن علیه السلام ذكر شده است كه در سفر حج مركب های متعدد در مسیر حج حركت می داد و با این همه ۲۵ سفر پای پیاده به حج تشریف بردند. [۸] و یا در مورد رسول اكرم صلّی الله علیه و آله آنقدر روی پا ایستاد و عبادت كرد تا این كه پاهای حضرت متورم شد و آیات سوره طه نازل گشت كه طه مَآ أَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَی. [۹]

ب: روایت «افضل الاعمال احمزها» در مقام سنجیدن دو عمل از یك نوع است كه یكی آسان و دیگری سخت و مشكل است و در این صورت آن عملی كه سخت و مشكل باشد افضل خواهد بود. مثلاً روزه داری فصل تابستان سخت تر از فصل زمستان است، لذا روزه تابستان افضل خواهد بود. و این مطالب منافاتی ندارد با عملی كه ثواب فراوان داشته باشد در عین حال آسان و سهل باشد و با عمل دیگری مقایسه نشود مثل زیارت حضرت امام رضا علیه السلام. [۱۰]

ج: گاهی ممكن است از دو دیدگاه عمل مورد بررسی قرار گیرد.
دیدگاه اول: سختی و مشكل یك عمل باعث فضیلت آن شود چنان چه كه فقهاء عظام همین مشكل بودن یك عمل نسبت به دیگری را باعث اولویت آن عمل دانسته اند.
دیدگاه دوم: از منظر سعه و سیطره وجودی یك عمل می باشد كه خود باعث فضیلت فراوان می شود حتی اگر آن عمل كوچك باشد. مثلاً در روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله آمده است: «نیة المومن خیر من عمله؛ نیّت مومن از عمل مؤمن بهتر است.». [۱۱] و حال آن كه روشن است كه نیت عمل، سختی كمتری دارد نسبت به خود عمل شاید این مطالب را بتوان این گونه توجیه كرد كه چنان چه فرد مؤمن یك كار خوب را با نیت خالصانه قصد كند اگر چه موفق به انجام آن عمل نشود همین نیت دارای سعی وجودی فراوانی است كه مشمول ثواب و فضیلت بسیار نسبت به خود عمل خواهد بود. چرا كه انجام عمل دارای سعه وجودی نخواهد بود زیرا یك عمل در یك لحظه انجام و پایان می پذیرد در صورتی كه نیت پایدار است و استمرار وجودی دارد. [۱۲]

د: روایت «افضل الاعمال احمزها» بواسطه روایتی كه ثواب فراوان برای عمل كوچك نقل می كند تخصیص خورده باشد. مثلاً «افضل الاعمال احمزها» هر عملی كه سخت تر است را با فضیلت تر معرفی نموده است و لیكن در روایت دیگری ثواب تسبیحات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها معادل هزار ركعت نماز معرفی شده است. [۱۳] و لو عملی آسان و سهل باشد.
نتیجه: با وجود این احتمالات چهارگانه بین روایت «افضل الاعمال احمزها» و روایاتی كه در مقابل عملی آسان ثواب فراوان نقل شده است تعارض و منافاتی وجود نخواهد داشت.

پی نوشت:
۱- صدوق، محمد بن علی بن بابویه، ثواب الاعمال، ص۹۹٫ حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۷۵٫
۲- امام خمینی، چهل حدیث، موسسه نشر آثار امام خمینی رحمة الله علیه، پاییز ۱۳۸۴، ص۴۸۴٫
۳- ابن اثیر، النهایه، ج۱، ص ۴۴۰٫
۴- مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، دوم، ۱۴۰۳ه ق، ج۷۰، ص ۱۹۱٫
۵- کلینی، اصول کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸هـ.ق، ج۴، ص ۱۹۹٫
۶- ذاریات؛ ۵۶٫
۷- کلینی، اصول کافی، ج۳، ص ۷۵٫
۸- شرح اللمعة الدمشقیة، ج۲، ص ۱۷۱٫
۹- محمدبن حسین بهایی، الحبل المتین، قم، انتشارات بصیرتی، ق۱۳۹۸هـ.ق، ص۲۶۰٫
۱۰- نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، دارالکتب الاسلامیه، طبع دوم، ۱۳۶۸هـ.ش، ج۱۰، ص ۳۹۸
۱۱- کلینی، الکافی، ج۲، ص۸۴٫
۱۲- کاشف الغطاء، جعفر کشف الغطا، ج۱، ص۵۸٫
۱۳- شیخ بهایی، الحبل المتین، ص۲۶۰٫