×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» پرسش و پاسخ امام حسین (ع) » تیرزدن به گردن كوچك بچه شش ماهه از فاصله ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۲۷ - ۱۶:۵۹

 21 بازدید

تیرزدن به گردن كوچك بچه شش ماهه از فاصله ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری

چگونه می توان تیرزدن به گردن كوچك بچه شش ماهه را از فاصله 200 یا 300 متری را پذیرفت!؟ به علاوه چرا امام حسین علیه السلام را نَزَد و كار جنگ را یكسره نكرد؟

تیرزدن به گردن كوچك بچه شش ماهه از فاصله ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری

پرسش. چگونه می توان تیرزدن به گردن كوچك بچه شش ماهه را از فاصله ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری را پذیرفت!؟ به علاوه چرا امام حسین علیه السلام را نَزَد و كار جنگ را یكسره نكرد؟

تیراندازان ماهری در گذشته و حال وجود دارند كه از فاصله های دور یك اهداف بسیار كوچك را مورد هدف قرار می دهند، فاصله ۳۰۰ متری نزدیكترین فاصله جهت هدف گیری است.

تمام منابع معتبر تیر خوردن فرزند خردسال امام حسین علیه السلام به دست حرمله بن كاهل اسدی را نوشته اند و این مسئله از نظر سندی و تاریخی امری ثابت شده و مسلم است. [۱]

«…سپس حسین علیه السلام پیش آمد به سوی خیمه ها و فرزند شیرخوارش «عبدالله» (معروف به علی اصغر) را خواست تا از او وداع كند، مردی از بنی اسد تیری به سوی او زد و او را به شهادت رساند. حسین علیه السلام خون گلوی او را به دست خود گرفت و به سوی آسمان انداخت و فرمود: خدایا اگر قضای تو این است كه ما در این نبرد آزمایش شویم و از یاری مان بازداشتی آن را در راه رضایت قرار بده و انتقام ما را از ظالمین بگیر»

امام باقر علیه السلام فرمود: «قطره ای از آن خون به زمین نرسید.»

نام قاتل علی اصغر «حرمله بن كاهل اسد» نیز در منابع متعدد آمده از جمله در زیارت ناحیه مقدسه نقل شده. [۲] و او همان كسی است كه مختار انتقام خون علی اصغر را از او گرفت. [۳]

شیخ مفید درباره شهادت علی اصغر چنین می نویسد: « و عبدالله بن حسین (علی اصغر) كشته شد با پدرش در كربلا در كودكی، تیر آمد در حالی كه او در آغوش پدرش بود گلوی او را پاره كرد.» [۴] «پس از درگیری شدید و شهادت یاران، حسین در مقابل خیمه ها نشست، و فرزند خردسالش را در آغوش او نهادند و آن حضرت او را در روی زانوهایش در آغوش نشاند، مردی از بنی اسد با تیری او را نشانه گرفت و به شهادت رساند…». [۵]

شهادت علی اصغر با تیر توسط دشمنان سنگدل، حكایت از گمراهی و ضلالت دنیا پرستان دارد كه علاوه بر اینكه در شهادت فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله هیچ ابائی نداشتند، در قتل كودكان نیز هیچ ترسی بر خود راه ندادند. شقاوت آنان به درجه ای رسیده بود كه از كشتن كودكان نیز دریغ نكردند، هدف آنان، كه با تیر، كودك خردسال حسین را، نشانه رفتند این بود كه مهارت خود را به نمایش گذاشته و از یزید جایزه بگیرند، از طرفی، از نظر روانی به امام حسین علیه السلام شكنجه بدهند و روحیه یاران و اهل بیت را تخریب و به شكست بكشانند.

در حادثه كربلا همه حوادث را باید با تأمل و درك درست از آن واقعه و با در نظر گرفتن همه جوانب مورد تحلیل قرار داد. وقتی طرف مقابل، برای رسیدن به قدرت و… به هر جنایتی دست می زند كشتن كودك شش ماهه نیز برای او توجیه خاص دارد، علاوه بر این بایسته است مهارت تیراندازی در جنگ های قدیمی نیز مورد توجه قرار بگیرد، شواهد تاریخی فراوان از این مهارت ها وجود دارد كه با مراجعه و مطالعه قابل درك است.

در پاسخ به این سؤال چند نكته قابل توجه است:

۱) در مورد نحوه كشته شدن این نوزاد نظرات مختلفی ارائه شده است و نظر مشهور این است كه هنگام خداحافظی و وداع امام حسین علیه السلام با خانواده اش، این نوزاد را در آغوش و بغل گرفتند كه مردی از قبیله بنی اسد (حرمله بن كاهل اسدی) تیری انداخت كه بر گلوی طفل نشست.
مساله آب خواستن امام و تضرع برای آب را علمای بزرگی چون شهید مطهری قبول نكرده اند، اگر اما آبی برای كودك خواسته به خاطر اتمام حجت و گواهی بوده است تا به آیندگان برساند كه با چه افرادی مواجه بود كه به كودكان هم رحمی ندارند.

۲) از آن جا كه جنگ در گذشته با سلاح های سرد انجام می گرفت به طور طبیعی به صورت تن به تن بوده و دو طرف فاصله چندانی با یكدیگر نداشتند، همچنین برای یك تیرانداز ماهر و ورزیده هدف زدن كار مشكلی نبود، زیرا در میدان نبرد بود نه در لشكرگاه دشمن، از این رو فاصله چندانی با امام علیه السلام نداشت، خصوصاً در آن لحظه كه دشمن حلقه محاصره را تنگ تر كرده بود.

۳) اینكه چرا حرمله امام حسین علیه السلام را هدف قرار نداد. حرمله كه در تیراندازی مهارت خاص و بی مانند داشت از عمر بن سعد سؤال كرد فرزند را بزنم یا پدر را، عمر جواب داد فرزندش را.
این فرهنگ سنگدلانه اكنون نیز در عصر تمدن دیده می شود، در فلسطین، درجاهای دیگر این جنایات ادامه دارد، دشمن با هدف ضربه به دل رئوف امام حسین علیه السلام به این جنایت دست زد، همه اینها امتحانی بزرگ بود از سوی خداوند، كه حسین از آنها سربلند درآمد چنانكه نوشته اند هر چه مصائب آن حضرت بیشتر می شد رنگ رخسارش نورانی تر و مقاومت و پایداریش در راه خدا قوی تر می گردید.
هدف دیگر آنان از این جنایت ها تسلیم كردن امام حسین علیه السلام بود نه یكسره كردن كار، آنان تا آخرین لحظه می خواستند، امام راضی به بیعت با یزید شود تا از او دست بردارند، لذا بیشتر كارهای آنان تاكتیك نظامی بود تا امام تسلیم شود چون تسلیم امام در مقابل آنان برای دستگاه یزید، ارزش بیشتری داشت. اما امام به هیچ قیمتی راضی به تسلیم در برابر آنان نشد، آنان در این نبرد تاكتیك های متنوع برای تسلیم امام و یارانش به كار بستند، از جمله آنها، بستن آب به روی اهل بیت و تهدید امام و اقدام به تجزیه و تفرقه انداختن در میان یاران امام، نظیر امان نامه دادن به حضرت ابوالفضل علیه السلام، از این روی سعی آنان تسلیم امام در مقابل درخواست های حكومت ستمگرانه یزید بود، اما پایداری امام آنان را در اهداف خود ناكام گذاشت.

در نتیجه:

اگر با متخصصین نظامی مشاوره شود روشن خواهد شد كه نشانه گیری در تیراندازی چه با سلاح های امروزی و چه با سلاح های قدیمی مثل تیروكمان و… از فواصل مختلف كاری آسان بود و امكان پذیر است.
هدف آنان از كشتن كودكان و سایر تاكتیك های نظامی تسلیم امام بود و قتل امام آخرین راه آنان بود كه با مقاومت امام به آن نتیجه نرسیدند.

پی نوشت:
۱- ابن نما حلی، مثیر الاحزان، قم، موسسه امام مهدی، ۱۴۰۶ق، ص۷۰٫
۲- مجلسی، محمد باقر. ح۴۵، ص۶۵٫
۳- ابن طاووس، اقبال، ص۵۷۴٫
۴- شیخ مفید، ارشاد، قم، آل البیت. ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۵، و طوسی، رجال، ص۱۰۲٫
۵- همان، ص۱۰۸٫ و طبرسی، اعلام الوری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص۲۴۶٫

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir


برچسب ها : , , , , , , , , ,
دسته بندی : پرسش و پاسخ امام حسین (ع)

دیدگاه بسته شده است.