×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» ادیان، مذاهب و فرق » تعدد دين و امت ها

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ - ۱۳:۰۰

 50 بازدید

تعدد دين و امت ها

چرا دين ها و امت های فراواني وجود دارد؟ امّت نوح، همگي مسلمان بودند. امّت ابراهيم هم مسلمان بودند. امّت موسي و عيسي هم مسلمان بودند. مسيحيّت و يهوديّت را شياطين به برخي انسانها القاء نمودند؛ و امروز، ما مسلمان هستيم امّت نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمّد ـ صلوات الله عليهم […]

تعدد دين و امت ها
چرا دين ها و امت های فراواني وجود دارد؟

امّت نوح، همگي مسلمان بودند. امّت ابراهيم هم مسلمان بودند. امّت موسي و عيسي هم مسلمان بودند. مسيحيّت و يهوديّت را شياطين به برخي انسانها القاء نمودند؛ و امروز، ما مسلمان هستيم امّت نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمّد ـ صلوات الله عليهم اجمعين.
آنچه امروز به نام آيين يهود خوانده مي شود، هيچ ربطي به موسي(ع) ندارد؛ و آنچه آيين مسيحيّت خوانده مي شود نيز ربطي به عيسي(ع) ندارد. اينها را افرادي از خود ساخته اند به الهام ابليس.
لذا خداوند متعال فرمود: « فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ ــــ پس واى بر آنها كه نوشته ‏اى با دست خود مى‏ نويسند، سپس مى‏ گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى ‏آورند.»(البقرة:۷۹).
خداوند متعال در آيات ۱۲۵ تا ۱۴۰ بقره مي فرمايد:
« و چون خانه (كعبه) را براى مردم محل اجتماع و (جاى) امنى قرار داديم، (و فرموديم:) «در مقام ابراهيم، نمازگاهى براى خود اختيار كنيد»، و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه: «خانه مرا براى طواف‏كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنيد.» (۱۲۵) و چون ابراهيم گفت: «پروردگارا، اين (سرزمين) را شهرى امن گردان، و مردمش را- هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد- از فرآورده ‏ها روزى بخش»، فرمود: « (ولى) هر كس كفر بورزد، اندكى برخوردارش مى‏ كنم، سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش (دوزخ) مى‏ كشانم، و چه بد سرانجامى است.» (۱۲۶) و هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‏ هاى خانه (كعبه) را بالا مى‏ بردند، (مى‏ گفتند:) «اى پروردگار ما، از ما بپذير كه در حقيقت، تو شنواى دانايى. (۱۲۷) پروردگارا، ما را مسلمان (تسليم خود) قرار ده و از نسل ما، امتى فرمانبردار خود (پديد آر) و آداب دينى ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى، كه تويى توبه‏ پذير مهربان. (۱۲۸) پروردگارا، در ميان آنان، فرستاده‏اى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه‌‏شان كند، زيرا كه تو خود، شكست ‏ناپذير حكيمى.» (۱۲۹) و چه كسى- جز آنكه به سبك مغزى گرايد- از دين ابراهيم روى برمى‏ تابد؟ و ما او را در اين دنيا برگزيديم و البته در آخرت (نيز) از شايستگان خواهد بود. (۱۳۰) هنگامى كه پروردگارش به او فرمود: « اسلام آور (تسليم شو) »، گفت: «به پروردگار جهانيان مسلمان شدم (تسليم شدم)» (۱۳۱) و ابراهيم و يعقوب، پسران خود را به همان (آيين) سفارش كردند (و هر دو در وصيتشان چنين گفتند: ) «اى پسران من، خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس، البته نبايد جز مسلمان بميريد.» (۱۳۲) آيا وقتى كه يعقوب را مرگ فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامى كه به پسران خود گفت: «پس از من، چه را خواهيد پرستيد؟» گفتند: «معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق- معبودى يگانه- را مى ‏پرستيم و در برابر او مسلمانيم (تسليم هستيم).» (۱۳۳) آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان مى‏ كرده ‏اند، شما بازخواست نخواهيد شد. (۱۳۴) و (اهل كتاب) گفتند: « يهودى يا مسيحى باشيد، تا هدايت يابيد» بگو: «نه، بلكه بر آيين ابراهيم حق‏گرا (هستم) و وى از مشركان نبود.» (۱۳۵) بگوييد: «ما به خدا، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده، و به آنچه به موسى و عيسى داده شده، و به آنچه به همه ي پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ايمان آورده ‏ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏ گذاريم و در برابر او مسلمانيم (تسليم هستيم).» (۱۳۶) پس اگر آنان (هم) به آنچه شما بدان ايمان آورده‏ ايد، ايمان آوردند، قطعاً هدايت شده ‏اند، ولى اگر روى برتافتند، جز اين نيست كه سر ستيز (و جدايى) دارند و به زودى خداوند (شرّ) آنان را از تو كفايت خواهد كرد، كه او شنواى داناست. (۱۳۷) اين است نگارگرى الهى و كيست خوش‏نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانيم. (۱۳۸) بگو: آيا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مى‏ كنيد؟ با آنكه او پروردگار ما و پروردگار شماست و كردارهاى ما از آنِ ما، و كردارهاى شما از آنِ شماست، و ما براى او اخلاص مى‌‏ورزيم. (۱۳۹) يا مى‏ گوييد: «ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباطِ (دوازده ‏گانه) يهودى يا نصرانى بوده ‏اند؟» بگو: «آيا شما بهتر مى ‏دانيد يا خدا؟» و كيست ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد؟ و خدا از آنچه مى‏ كنيد غافل نيست.»
توضيح:
ـ در اين آيات به صراحت بيان شد كه حضرت ابراهيم(ع) كعبه را قبله قرار داد؛ و در دين او ركوع و سجود و اعتكاف و طواف و امثال اين امور بوده است.
ـ در اين آيات به صراحت بيان شد كه حضرت ابراهيم و فرزندان او و بني اسرائيل زمان انبياء(ع) و حضرت موسي و عيسي(ع) هيچكدام يهودي و مسيحي نبوده اند؛ بلكه همگي مسلمان و در دين حضرت ابراهيم(ع) بوده اند.

خداوند متعال مي فرمايد:
«قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ ـــ بگو: «خدا راست گفته(و اينها در آيين پاك ابراهيم نبوده) است. بنا بر اين، از آيين ابراهيم پيروى كنيد، كه به حق گرايش داشت، و از مشركان نبود»» (آل‏عمران:۹۵)
يعني اينها كه يهود و نصاري (مسيحيان) از خودشان ساخته اند در دين ابراهيم (ع) نبوده؛ و دين حقّ همان دين حضرت ابراهيم (ع) مي باشد. يعني نه تنها مسيحيّت و يهوديّت كنوني تكامل يافته ي دين حضرت ابراهيم نيستند بلكه ادياني هستند منحرف از مسير حضرت ابراهيم(ع).
خداوند متعال مي فرمايد:
«وَ مَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهيمَ خَليلاً ــــ دين و آيين چه كسى بهتر است از آن كس كه روي خود را تسليم خدا كند، و نيكوكار باشد، و پيرو آيين خالص و پاكِِ ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستىِ خود، انتخاب كرد» (النساء:۱۲۵)

خداوند متعال مي فرمايد:
«إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ (۱۵۹) مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (۱۶۰) قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ ــــــــ كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند، و به دسته‏‌هاى گوناگون(و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه ‏اى با آنها ندارى! سر و كار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام مى‏ دادند، با خبر مى‏ كند. (۱۵۹) هر كس كار نيكى بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر كس كار بدى انجام دهد، جز بمانند آن، كيفر نخواهد ديد؛ و ستمى بر آنها نخواهد شد. (۱۶۰) بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده؛ ديني پابرجا ؛ همان آيين ابراهيمِ حق‏گرا! و او از مشركان نبود.»» (الأنعام)
اين آيات به صراحت بيان مي كنند كه دين يكي بوده و خود مردم اديان گوناگون را ساخته اند.
خداوند متعال مي فرمايد:
«ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ ‌ــــ سپس به تو وحى فرستاديم كه از آيين ابراهيم ، كه ايمانى خالص داشت و از مشركان نبود، پيروى كن» (النحل:۱۲۳)
آيه به صراحت بيان مي كند كه رسول الله (ص) به امر خدا تابع دين حضرت ابراهيم (ع) بوده است. لذا اسلام همان دين حضرت ابراهيم(ع) است.
خداوند متعال مي فرمايد:
«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في‏ هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصيرُ ـــــ و در راه خدا جهاد كنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين كار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد؛ از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد؛ خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى«مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايسته ‏اى!» (الحج:۷۸)
اين آيه نيز صراحت دارد كه دين اسلام همان دين حضرت ابراهيم(ع) مي باشد.
خداوند متعال مي فرمايد:
«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (۶۴) يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ في‏ إِبْراهيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجيلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (۶۵) ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (۶۶) ما كانَ إِبْراهيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ (۶۷) إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنينَ ـــــــ اى اهل كتاب! چرا درباره ي ابراهيم، گفتگو و نزاع مى‏ كنيد(و هر كدام، او را پيرو آيين خودتان معرفى مى ‏نماييد)؟! در حالى كه تورات و انجيل، بعد از او نازل شده است! آيا انديشه نمى‏ كنيد؟! (۶۵) شما كسانى هستيد كه درباره ي آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد؛ چرا درباره ي آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى‌كنيد؟! در حالي كه خدا مى ‏داند، و شما نمى دانيد. (۶۶) ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلكه موحّدى خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشركان نبود. (۶۷) سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و اين پيامبر و كسانى كه(به او) ايمان آورده ‏اند(از همه سزاوارترند)؛ و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است» (آل عمران)
اين آيه به صراحت تمام بيان مي كند كه اسلام محمّدي همان اسلام ابراهيمي است. او نه يهودي بوده و نه نصراني. يعني يهوديّت و مسيحيّت، باطلند.

فرمود: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ ــــ همانا دين در نزد خدا، اسلام است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود ‏» (آل‏عمران:۱۹) و فرمود: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ ــــ و هر كس جز اسلام ديني براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانكاران است» (آل‏عمران:۸۵).

 

منبع: پرسمان


برچسب ها : , ,
دسته بندی : ادیان، مذاهب و فرق

دیدگاه بسته شده است.