×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» مشاوره ازدواج » تاثیر کوتاهی در نماز بر ازدواج

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۱۰ - ۶:۱۹

 121 بازدید

تاثیر کوتاهی در نماز بر ازدواج

می‌ترسم کوتاهی گذشته من در نمازها بر ازدواج من تأثیر منفی بذارد، چه کنم؟ آیا گناه کبیره بخشیده می‌شود؟

تاثیر کوتاهی در نماز بر ازدواج

پرسش: من از تارک نمازی خود توبه کرده‌ام و حالا کلی نماز قضا دارم، در عین حال در سن ازدواج هستم و می‌ترسم بر ازدواج من تأثیر منفی بذارد، چه کنم؟ آیا گناه کبیره بخشیده می‌شود؟

* * * * * * *

پاسخ: دوست گرامی، فوران این کلمات پرسوز و گداز، نشانه این حقیقت شیرین است که مخاطب جوانی هستیم که ذهنی پاک دارد و دلی عاشق آسمان که حنجرۀ پاک معنویتش با غبار خاک آلود این غربتکده، آشنا نیست. این تحمل ناپذیری وجدان را یقینا علامت خوبی خود و محبت خدا به خود بدانید. قدر ارتباط با شما را می دانیم.

از خدا مدد می‌طلبم تا این سطرها، كمی از بار نگرانیتان بكاهد، امید و نشاط را از دلتان بجوشاند و بر رفتار و اندیشه‌تان نقاشی كند.

كسی كه نماز یا روزه قضا دارد تا وقتی آنها را انجام ندهد بری‌الذمه نمی شود و هیچ عملی جای آنها را نمی‌گیرد. در مورد تعداد نماز های قضا شده، لازم است به آن اندازه كه یقین دارید نماز‏تان فوت شده است، قضا بجا آورید، ولى در مقدارى كه تردید دارید واجب نیست؛ مثلاً اگر یقین دارید پنج سال قطعا نماز شما قضا شده همین مقدار واجب است و اگر در اینكه آیا شش ماه دیگر نیز چنین بوده یا نه تردید دارید؟ قضاى این شش ماه واجب نیست.

در مورد قضای نماز چند نکته را مد نظر داشته باشید:

۱- به فتوای مقام معظم رهبری لازم نیست نمازها را به ترتیب قضا نمایید یعنی اول نماز صبح بعد ظهر و … و بعد روز بعد را شروع کنید اما رعایت ترتیب بهتر است چون برنامه شما منظم می شود و محاسبه آن راحت تر است.

۲- در مورد قضا نمودن عجله نکنید و خود را خسته نکنید که از انجام آن پشیمان شوید پس از هر نماز واجب یکی دو تا نماز قضا بخوانید.

۳- وقت قضا نمودن فقط به مقدار واجب از نماز اکتفا کنید و مستحبات را رها کنید.

سریال اغماء را بیاد دارید؟ الیاس را بخاطر می‌آورید؟ حقیقت این است که شیطان، هنرمند توانایی است. گاهی آنقدر خوب سفسطه می‌بافد و جای فلسفه به ما قالب می‌كند که خیال می‌کنیم بزرگترین فیلسوف عالم است. گاهی آنقدر عاطفی و دلسوز نشان می‌دهد که گویا تجلی قلب خدا در زمین است. آنقدر ماهرانه همدلی و همدردی می‌كند كه انگار بهترین روان شناس دنیاست. آنقدر عارفانه برخورد می‌کند که گاه او را فرشته یا پیامبری می‌بینیم که ما را به سوی خدا می برد. همۀ اینها برای این است که نقاب‌های او، خیلی شبیه اصل هستند. تمام تلاش خود را می‌كند كه در قدم‌های اول، رفتار فرد را به حساب خود واریز كند و سلطه بر ذهن و فكر را هدف اصلی خود قرار می‌دهد. روش‌های فراوانی برای نیل به این مقصود دارد. گاهی اشتباهی كه انجام داده‌ایم را مكرر به یاد ما می‌آورد تا آیینه دق‌مان شود، گاهی خطای كوچكی را آنقدر بزرگ می‌كند كه فكر می‌كنیم خدا طوری با ما قهر كرده است كه حتی با هزاران سال جهنم هم نخواهد بخشید! و … . خوب ما آدم‌ها هم كه یك عاشقی دیرینه از روز الست با خدا داریم، وقتی این اتفاقات برایمان می‌افتد احساس می‌كنیم خلاف وعده‌ای كه به خدا دادیم عمل كرده‌ایم (ألم أعهد ألیكم یا بنی آدم ألّا تعبدوا الشیطان و أن أعبدونی؟) از خودمان بدمان می‌آید. شیطان اینگونه القا می‌كند كه احساس كنیم رابطه‌مان با خدا تیره شده و او نیز از ما خسته. اما تا حال درمحبت یك مادر به فرزند، دقت نموده اید؟ مادری كه آغوش پر مهرش همیشه بروی فرزند گشوده است و از هیچ كمكی نسبت به او دریغ ندارد. مادر نگران اوست اما کودک غرق بازی‌های کودکانه خویش می شود و خانه و مادر را در لذت کوچک خود فراموش می کند. کودکی که دستش به دستان گرم مادر گره نخورده است بارها و بارها زمین می خورد. لباسهایش خاکی و کثیف شده است. غروب شده است اما او هنوز برنگشته است. مادر می داند کودک از تاریکی می ترسد، از تنهایی. مادر می‌داند شیطان‌های كوچك و بزرگی هستند كه او را سرگرم می كنند. هرقدر هم اطراف او همهمه باشد، او نیاز به آغوش پرمحبت مادر دارد. وسوسه‌ها، روی بازگشت به خانه را از او می‌گیرند اما مادر آشفته و نگران بدنبال او می آید. محبت مادر قطره‌ای از دریای محبت خالق مادر هم نیست. خدای مهربان، از روی حب و عشق، انسان‌ها را خلق كرد و از هیچ كمكی برای هدایت آنها دریغ نورزید، فطرتی داد كه خداخواه است، عقلی كه چراغ راه است، پیامبران و اولیایی كه راهبر و راهنما هستند. او لحظات را قطره قطره می شمارد تا ما بسوی او برگردیم و به او نزدیكتر شویم. ما آدما هر کاری دوست داریم می‌کنیم، با اینکه غرق این نعمت بی‌نهایتم. اما او بی‌خیال این همه خاکی رفتن‌های ما، منتظر می ماند. شما كه خوبید اما امثال من حتی اگر تا آخرین نفسها هم با شیطان همقدم باشیم او ناامید نخواهد شد. غروب عمر که می رسد، می‌بیند ما هنوز برنگشته ایم. دل مهربانش می‌گیرد. چند قطره باران از چشم‌های رحمتش می بارد. آرام زمزمه می کند: صبح شد، ظهر شد، غروب شد… نیامدی. چه لطیف فرموده است: «لو عَلِمَ المُدبرون كیف اشتیاقی بِهم لَماتوا شوقاً» اگر كسانی كه به من پشت كرده اند بدانند چقدر مشتاق برگشت آنها هستم، از شوق جان می‌دهند.

پرسشگر محترم، آیا می توان لحظه ای از این وجود سراسر محبت، ناامید شد؟ آیا لحظه‌ای می توان دوری از او را تحمل کرد؟ آیا هیچ بنده‌ای برای او غریبه خواهد شد؟ آیا چنین خدایی آرزویی جز موفقیت‌های بی‌نهایت شما دارد؟ آیا او مشتاق آرامش روح و روان شما بوسیله یك ازدواج موفق نیست؟ مراقب باشید شیطان با این توجیهات، از حلقه دوستان خدا بیرونتان نكند. او آنقدر مهربان است كه گفته شده اگر هفتاد پیامبر را كُشتی و از بخشش پروردگار ناامید شدی، بدان كه گناه این ناامیدی از گناه آن قتل، بزرگتر خواهد بود. او گناه ترك نماز شما را خواهد بخشید اگر پشیمان باشید و عزم را بر انجام واجبات، جزم كنید و به مرور نمازهای فوت شده را قضا كنید. او تمام تلاش خود را می‌كند تا كانون مقدس خانواده را به زیباترین شكل بنا كنید، شما هم همه عقل و درایتتان را بكار گیرید و بدور از غلبه هیجانات، بهترین تصمیم‌ها را برای آشیانه آینده خود بگیرید.

مطمئن باشید او شما را دوست دارد كه اگر چنین نبود، ارتباط با او برایتان مهم نبود؛ مانند بسیاری كه چنین‌اند و انگار خدایی وجود ندارد. امامان مهربان ما فرموده‌اند اگر می‌خواهید ببینید خدا چقدر شما را دوست دارد، ببینید او در نزد شما چقدر دوست داشتنی است. چند لحظه تأمل كنید. … . او چقدر شما را دوست دارد؟ منتظر جواب این سوال هستم. حال و هوای خود را هم با تصفیه و تحكیم باورها، عوض كنید. نه اهل افراط باشید و نه یار تفریط. نه آنقدر خشك كه بشكنید و نه آنقدر نرم كه به نسیمی منحرف گردید.

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاك غریب

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید،

هم‌چنان خواهم راند.

نه به آبی‌ها دل خواهم بست،

نه به دریا – پریانی كه سر از خاك به در می‌آرند

هم‌چنان خواهم راند.

هم‌چنان خواهم خواند:

«دور باید شد، دور.»

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یك خوشه انگور نبود.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست.

پشت دریاها شهری است

كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.

بام‌ها جای كبوترهایی است كه به فواره هوش بشری می‌نگرند.

دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتی است.

مردم شهر به یك چینه چنان می‌نگرند

كه به یك شعله، به یك خواب لطیف.

خاك، موسیقی احساس تو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است

كه در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.

نویسنده: عباس‌علی هراتیان

منبع: پرسمان   http://porsemani.ir


برچسب ها : , , , , ,
دسته بندی : مشاوره ازدواج

دیدگاه بسته شده است.