×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» وقف در قرآن » آیات انفاق – سوره یس، آیه ۴۷

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۰۸ - ۱۶:۱۹

 108 بازدید

آیات انفاق – سوره یس، آیه ۴۷

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّـهُ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزی کرده انفاق کنید!»، کافران به مؤمنان می‌گویند: «آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می‌خواست او […]

آیات انفاق – سوره یس، آیه ۴۷

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّـهُ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ

و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزی کرده انفاق کنید!»، کافران به مؤمنان می‌گویند: «آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می‌خواست او را اطعام می‌کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهی آشکارید»!

* * * * * * * *

تفسیر نمونه

سپس قرآن انگشت روى یكى از موارد مهم لجاجت و اعراض آنها گذارده مى‌گوید: «هنگامى كه به آنها گفته شود از آنچه خدا به شما روزى كرده است در راه او انفاق كنید كافران به مؤمنان مى‌گویند: آیا ما كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى‌خواست او را سیر مى‌كرد، شما تنها در گمراهى آشكارید»! (وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلالٍ مُبِینٍ).

این همان منطق بسیار عوامانه‌اى است كه در هر عصر و زمان از ناحیه افراد خودخواه و بخیل مطرح مى‌شود كه مى‌گویند: اگر فلانى فقیر است لابد كارى كرده كه خدا مى‌خواهد فقیر بماند، و اگر ما غنى هستیم لابد عملى انجام داده‌ایم كه مشمول لطف خدا شده‌ایم، بنابراین نه فقر آنها و نه غناى ما هیچكدام بى حكمت نیست!! غافل از اینكه جهان میدان آزمایش و امتحان است، خداوند یكى را با تنگدستى آزمایش مى‌كند، و دیگرى را با غنا و ثروت، و گاه یك انسان را در دو زمان با این دو در بوته امتحان قرار مى‌دهد كه آیا به هنگام فقر امانت و مناعت طبع و مراتب شكرگزارى را بجا مى‌آورد؟ یا همه را زیر پا مى‌گذارد؟

و به هنگام غنا از آنچه در اختیار دارد در راه او انفاق مى‌كند یا نه؟

گرچه بعضى آیه فوق را بر گروه خاصى، مانند یهود یا مشركان عرب و یا جمعى از ملحدین و منكران آئین‌هاى انبیا، تطبیق كرده‌اند، ولى ظاهر این است كه آیه مفهوم عامى دارد كه در هر عصر و زمانى مصداق‌هایى براى آن مى‌توان یافت، هر چند مصداق آن در عصر نزول آیه افرادى از یهود یا مشركان بوده‌اند، این یك بهانه عمومى در طول اعصار و قرون بوده و هست كه مى‌گویند اگر رازق خداوند است پس چرا شما از ما مى‌خواهید كه افراد فقیر را روزى دهیم؟ و اگر خدا خواسته است آنها محروم بمانند پس چرا ما كسى را بهره‌مند سازیم كه خدا محرومشان ساخته؟

بی‌خبر از اینكه گاه نظام تكوین چیزى ایجاب مى‌كند و نظام تشریع چیز دیگر.

نظام تكوین چنین ایجاب كرده كه خداوند زمین را با تمام مواهبش در اختیار بشر قرار دهد، و آنها را در اعمال خود براى طى كردن مسیر تكامل آزاد بگذارد، و در عین حال غرائزى در او آفریده كه هر كدام او را به سویى سوق مى‌دهد.

و نظام تشریع چنین ایجاب كرده كه قوانینى براى كنترل غرائز، تهذیب نفوس، و تربیت انسان‌ها از طریق ایثار و فداكارى و گذشت و انفاق قرار دهد، و انسان را كه استعداد رسیدن به مقام خلیفة‌اللهى دارد از این طریق به آن مقام منیع برساند، از طریق زكات تطهیر نفوس كند، و از طریق انفاق بخل را از دل‌ها بزداید، و فاصله طبقاتى را كه منشأ هزاران فساد در زندگى بشر است از بین ببرد.

این درست به آن مى‌ماند كه افرادى بگویند چه ضرورتى دارد كه ما درس بخوانیم و یا دیگرى را درس بدهیم؟ اگر خدا مى‌خواست به همه ما علم مى‌داد تا هیچكس نیاز به فرا گرفتن علم نداشته باشد، آیا هیچ عاقلى این منطق را مى‌پذیرد؟ [۱]

جمله «قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا» كه تكیه روى عنوان كفر آنها كرده با اینكه ممكن بود به جاى آن تنها از ضمیر استفاده شود اشاره به این است كه این منطق‌هاى خرافى و بهانه‌جوئی‌ها از «كفر» سرچشمه مى‌گیرد!.

و تعبیر «مؤمنان» به «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ» (انفاق كنید از آنچه خداوند به شما روزى داده) اشاره به این است كه در حقیقت مالك اصلى خداست هر چند این امانت چند روزى به دست ما و شما سپرده شده است، و چقدر بخیلند كسانى كه حاضر نیستند حتى مال كسى را به دیگرى به فرمان او بدهند؟! در تفسیر جمله «إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلالٍ مُبِینٍ» (شما در گمراهى آشكارى هستید) سه احتمال وجود دارد:

نخست اینكه دنباله گفتار كفار نسبت به مؤمنان است.

دیگر اینكه خطاب خدا نسبت به كفار مى‌باشد.

سوم سخن مؤمنان در برابر كافران است.

ولى تفسیر اول از همه مناسب‌تر است چرا كه ارتباط و اتصال با كلمات كفار دارد در حقیقت آنها مى‌خواستند در برابر مؤمنان مقابله به مثل كنند و آنان را به «ضلال مبین» نسبت دهند!

پی‌نوشت:

۱- جمعى از مفسران این احتمال را نیز داده‌اند كه عرب در آن زمان به مهمان‌دوستى معروف بود، و از انفاق خوددارى نمى‌كرد، هدف كافران این بود كه مؤمنان را استهزا كنند، چرا كه آنها همه چیز را به مشیت خدا نسبت مى‌دادند، آنها نیز به عنوان استهزا گفتند: اگر خدا مى‌خواست فقیران را بى‌نیاز مى‌ساخت، نیازى به انفاق‌هاى ما نیست، ولى تفسیرى كه در بالا ذكر كردیم مناسب‌تر به نظر مى‌رسد (به تفسیر تبیان و قرطبى و روح‌المعانى ذیل آیات مورد بحث مراجعه شود).

* * * * * * * *

تفسیر نور

نكته‌ها:

افرادى كه بینش صحیح ندارند یا مى‌خواهند از زیر بار مسئولیّت شانه خالى كنند، تمام انحرافات و عملكرد زشت خود را به گردن دیگران مى‌اندازند:

۱- گاهى مى‌گویند: مقصّر خداست، اگر او نمى‌خواست ما مشرك نبودیم: «لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا» [انعام، ۱۴۸]، «لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ» [زخرف، ۲۰]

۲- گاهى مى‌گویند: مقصّر جامعه است، اگر این بزرگان نبودند، ما مؤمن بودیم. «لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِینَ» [سبأ، ۳۱]

۳- گاهى مى‌گویند: مقصّر نیاكان ما هستند. «إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا» [زخرف، ۲۲] در این آیه نیز مى‌گویند: اگر لازم بود خدا خودش به فقرا روزى مى‌داد.

غافل از آن كه خداوند مسئولیّت سیر كردن فقرا را به دوش اغنیا گذاشته است.

سؤال: چرا خداوند خود فقرا را رزق نمى‌دهد و به مردم دستور انفاق مى‌دهد؟!

پاسخ: رشد انسان، در سایه‌ى گذشت و ایثار و سخاوت و نوع‌دوستى و دلسوزى و صرفه‌جویى و الفت و تعاون و محبّت و تفقّد است. اگر همه‌ى مردم از امكانات یكسان برخوردار باشند، نه زمینه‌اى براى بروز این كمالات باقى مى‌ماند و نه بسترى براى صبر و زهد و قناعت محرومان.

پیام‌ها:

۱- توجّه به این كه «آن چه داریم رزق الهى است نه ملك ما» بخشش را آسان مى‌كند. «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ»

۲- كفر، سبب خود دارى از انفاق است. «قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا … أَ نُطْعِمُ»

۳- كافر، رازق بودن خدا را مسخره مى‌كند. «لَوْ یَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ»

۴- انفاق، نشانه ایمان است. (زیرا ترك انفاق از ویژگى‌هاى كفّار شمرده شده است). «قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا … أَ نُطْعِمُ…»

۵- كار انسان به جایى مى‌رسد كه كفر و بخل را راه درست و ایمان و انفاق را انحراف مى‌شمرد. «إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلالٍ مُبِینٍ»


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : وقف در قرآن

دیدگاه بسته شده است.