×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» وقف در قرآن » آیات انفاق – سوره منافقون، آیات ۹ و ۱۰

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۰۷ - ۱۹:۵۲

 72 بازدید

آیات انفاق – سوره منافقون، آیات ۹ و ۱۰

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ [۹] وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِینَ [۱۰] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل […]

آیات انفاق – سوره منافقون، آیات ۹ و ۱۰

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ [۹] وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِینَ [۱۰]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیانکارانند! [۹] از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» [۱۰]

* * * * * * * *

تفسیر نمونه

اموال و فرزندان، شما را از یاد خدا غافل نكنند!

از آنجا كه یكى از عوامل مهم نفاق حب دنیا، و علاقه افراطى به اموال و فرزندان است، در این آیات كه آخرین آیات سوره «منافقین» است مؤمنان را از چنین علاقه افراطى باز مى‌دارد، و مى‌گوید: «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نكند» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ‌).

«و آنها كه چنین كنند زیانكارانند» (وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ‌).

درست است كه اموال و اولاد از مواهب الهى هستند، ولى تا آنجا كه از آنها در راه خدا و براى نیل به سعادت كمك گرفته شود، اما اگر علاقه افراطى به آنها سدى در میان انسان و خدا ایجاد كند بزرگترین بلا محسوب مى‌شوند، و چنان كه در داستان منافقین در آیات گذشته دیدیم یكى از عوامل انحراف آنها همین حب دنیا بود.

در حدیثى از امام باقر علیه‌السلام این معنى به روشن‌ترین وجهى ترسیم شده است، آنجا كه مى‌فرماید:

«ما ذئبان ضاریان فى غنم لیس لها راع، هذا فى اولها و هذا فى آخرها باسرع فیها من حب المال و الشرف فى دین المؤمن؛ دو گرگ درنده در یك گله بى‌چوپان كه یكى در اول گله و دیگرى در آخر آن باشد آن قدر ضرر نمى‌زنند كه مال پرستى و جاه‌طلبى به دین مؤمن ضرر مى‌رسانند»! [۱] در اینكه منظور از ذكر خدا در اینجا چیست؟ مفسران احتمالات زیادى‌ ذكر كرده‌اند بعضى آن را به نمازهاى پنجگانه، و بعضى شكر نعمت و صبر بر بلا و رضاى به قضا، و بعضى حج و زكات و تلاوت قرآن، و بعضى به تمام فرائض تفسیر كرده‌اند، ولى روشن است ذكر خدا معنى وسیعى دارد كه همه اینها و غیر اینها را شامل مى‌شود بنابراین تفسیر به امور فوق از قبیل ذكر مصداق‌هاى روشن است.

تعبیر به «خاسرون» (زیانكاران) به خاطر آن است كه حب دنیا چنان انسان را سرگرم مى‌كند كه سرمایه‌هاى وجودى خویش را در راه لذات ناپایدار، و گاهى اوهام و پندارها، صرف مى‌كند و با دست خالى از این دنیا مى‌رود در حالى كه با داشتن سرمایه‌هاى بزرگ براى زندگى جاویدانش كارى نكرده است.

سپس به دنبال این اخطار شدید به مؤمنان، دستور انفاق در راه خدا را صادر كرده، مى‌فرماید: «از آنچه به شما روزى داده‌ایم انفاق كنید پیش از آنكه مرگ یكى از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا! چرا مرگ مرا مدت كمى به تاخیر نینداختى تا انفاق كنم و از صالحان باشم»؟! (وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِی إِلى‌ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ‌). [۲]

گرچه بعضى امر به انفاق را در اینجا به معنى وجوب تعجیل در اداى زكات تفسیر كرده‌اند ولى روشن است كه منظور آیه هر گونه انفاق واجب و مستحبّ را كه وسیله نجات انسان در آخرت است، شامل مى‌شود.

جالب اینكه: در ذیل آیه مى‌گوید: «من انفاق كنم و از صالحان شوم» این تعبیر بیانگر تاثیر عمیق انفاق در صالح بودن انسان است، گرچه بعضى، صالح بودن را در اینجا به معنى انجام مراسم «حج» تفسیر كرده‌اند و در بعضى از روایات نیز، صریحا آمده ولى اینها نیز از قبیل ذكر مصداق روشن است.

جمله «مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ» اشاره به قرار گرفتن انسان در آستانه مرگ و ظاهر شدن علائم آن است، زیرا این سخن را انسان بعد از مرگ نمى‌گوید بلكه در آستانه مرگ مى‌گوید.

تعبیر به «مِنْ ما رَزَقْناكُمْ‌» (از آنچه به شما روزى داده‌ایم) علاوه بر اینكه منحصر به اموال نیست، بلكه تمام مواهب را دربر مى‌گیرد، بیانگر این حقیقت است كه همه اینها از ناحیه دیگرى است و «چند روزى این امانت نزد ما است»، بنابراین بخل ورزیدن چه معنى دارد؟

به هر حال بسیارند كسانى كه وقتى چشم برزخى پیدا مى‌كنند و خود را در آخرین لحظات زندگى و در آستانه قیامت مى‌بینند، و پرده‌هاى غفلت و بیخبرى از جلو چشمان آنها كنار مى‌رود، و مى‌بینند باید اموال و سرمایه‌ها را بگذارند و بروند بى‌آنكه بتوانند از آن توشه‌اى براى این سفر طولانى برگیرند، پشیمان مى‌شوند، و آتش حسرت به جانشان مى‌افتد، و تقاضاى بازگشت به زندگى مى‌كنند، هر چند بازگشتن كوتاه و گذرا باشد، تا جبران كنند، ولى دست رد بر سینه آنها گذارده مى‌شود، چرا كه سنت الهى است كه این راه، بازگشت ندارد.

نكته‌ها:

۱- راه غلبه بر نگرانی‌ها

در حالات عالم بزرگ، «شیخ عبداللَّه شوشترى» كه از معاصرین مرحوم «علامه مجلسى» است نوشته‌اند، فرزندى داشت كه بسیار مورد علاقه او بود، این فرزند، سخت بیمار شد، پدرش مرحوم شیخ عبداللَّه، هنگامى كه براى اداء نماز جمعه به مسجد آمد، پریشان بود، هنگامى كه طبق دستور اسلامى، سوره منافقین را در ركعت دوم تلاوت كرد و به این آیه رسید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ‌؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید اموال و فرزندان شما نباید شما را از یاد خدا غافل كند» چندین بار آیه را تكرار كرد (تكرار آیات قرآن در نماز جایز است) هنگامى كه از نماز فراغت یافت، بعضى از یاران از علت این تكرار سؤال كردند، فرمود: هنگامى كه به این آیه رسیدم به یاد فرزندم افتادم و با تكرار آن به مبارزه با نفس خود برخاستم، آن چنان مبارزه كردم كه فرض كردم فرزندم مرده، و جنازه‌اش در برابر من است، و من از خدا غافل نیستم، آن گاه بود كه دیگر آیه را تكرار نكردم»! [۳]

۲- نفاق «اعتقادى» و «عملى»

نفاق معنى وسیعى دارد كه هر گونه دوگانگى ظاهر و باطن را در بر مى‌گیرد، مصداق بارز آن، نفاق عقیدتى است، كه آیات منافقین معمولا ناظر به آن است و آن مربوط به كسانى است كه در ظاهر اظهار ایمان مى‌كنند، ولى در دل شرك و كفر، پنهان مى‌دارند.

اما نفاق عملى در مورد كسانى است كه اعتقاد باطنى آنها اسلام است، ولى اعمالى بر خلاف این تعهد باطنى انجام مى‌دهند كه دوگانگى چهره درون و برون را نشان مى‌دهد، مانند: پیمان‌شكنى، دروغ، خیانت در امانت، لذا در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام صلّی‌الله‌علیه‌وآله آمده است:

«ثلاث من كن فیه كان منافقا، و ان صام و صلى، و زعم انه مسلم: من اذ ائتمن خان، و اذا حدث كذب، و اذا وعد، اخلف‌؛ سه چیز است در هر كس باشد منافق است، هر چند نماز بخواند و روزه بگیرد و خود را مسلمان بداند: كسى كه در امانت خیانت مى‌كند و به هنگام سخن گفتن دروغ مى‌گوید، و هر گاه وعده‌اى مى‌دهد، تخلف مى‌كند». [۴]

در حدیث دیگرى از رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله مى‌خوانیم:

«ما زاد خشوع الجسد على ما فى القلب فهو عندنا نفاق؛ هر مقدار خشوع ظاهر بر آنچه در قلب است، افزون گردد او در نزد ما نفاق است». [۵]

و در جاى دیگر از امام على بن الحسین علیهما‌السلام مى‌خوانیم:

«ان المنافق ینهى و لا ینتهى و یامر بما لا یاتى؛ منافق، نهى از منكر مى‌كند، اما خود، آن را ترك نمى‌گوید، و امر به معروف مى‌كند اما خودش انجام نمى‌دهد»! [۶] و از شعب مهم نفاق عملى، مساله شرك و ریاكارى است كه در روایات اسلامى نیز به آن اشاره شده است.

پی‌نوشت:

۱- «اصول كافى» جلد ۲ باب «حب الدنیا» حدیث ۳

۲- قابل توجه اینكه: در آیه فوق «اصدق» منصوب و «اكن» مجزوم است در حالى كه عطف بر یكدیگر مى‌باشد این به خاطر این است كه «اكن» عطف بر محل «اصدق» است و در تقدیر چنین است «ان اخرتنى اصدق و اكن من الصالحین»

۳- سفینة‌البحار جلد ۲ صفحه ۱۳۱ (ماده عبد) – این عالم بزرگوار كه در علوم مختلف، صاحب نظر، و صاحب اثر است، در شب بیست و ششم ماه محرم سال ۱۰۲۱ نزدیك صبح بعد از اداى نماز شب بدرود حیات گفت، مرحوم سید داماد با جمعى از علماء بر او نماز خواند.

۴- «سفینة‌البحار» جلد ۲ صفحه ۶۰۵٫

۵- اصول كافى جلد ۲ (باب صفة النفاق حدیث ۶)

۶- همان مدرك حدیث ۳

* * * * * * * *

تفسیر نور

نكته‌ها:

(به دلیل اینکه آیات قبل از این آیه مربوط به منافقان می‌باشد، و یكى از عوامل نفاق، علاقه زیاد به دنیاست، این آیه به مؤمنان هشدار مى‌دهد كه اموال و اولاد، شما را غافل نكند. [۱]

غفلت از یاد خدا

عوامل بازدارنده از یاد خدا بسیار است، ولى مهم‌ترین آنها، اموال و اولاد است كه این آیه به آنها اشاره نموده است. «لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»

شراب و قمار نیز مانع یاد خداست. «یَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» [مائده، ۹۱]

تجارت و داد و ستد نیز مى‌تواند از موانع باشد. لذا قرآن از كسانى‌كه داد و ستد، آنان را از یاد خدا باز نداشته ستایش كرده است. «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» [نور، ۳۷]

تكاثر و فزون‌طلبى از عوامل بازدارنده است. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ» [تكاثر، ۱]

آرزوهاى طولانى نیز مانع یاد خداست. «یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ» [حجر، ۳]

رفاه‌زدگى از عوامل دیگر غفلت است. «مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ» [فرقان، ۱۸]

البتّه علاقه به دنیا آنگاه خطرناك است كه انسان، دنیا را مقدمه آخرت نبینید و هدفش در تمام كارها، دنیا باشد. «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیاةَ الدُّنْیا» [نجم، ۲۹] از كسى كه از یاد ما اعراض كرده و جز زندگى دنیا اراده‌اى ندارد، دورى كن.

روشن است كه غفلت از یاد خدا، سبب هم‌نشینى با شیطان شده: «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ» [زخرف، ۳۶] و انسان را به عذاب شدید و فزاینده‌اى گرفتار مى‌سازد. «وَ مَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ یَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً» [جنّ، ۱۷]

آنچه خطرناك است غفلت از یاد خداست، نام بردن از اموال و اولاد، به خاطر آن است كه این دو قوى‌ترین عامل غفلت هستند.

«ذِكْرِ اللَّهِ» شامل همه‌گونه ذكر و یاد خدا مى‌شود، امّا بارزترین ذكر خدا، نماز است كه باید مراقب بود رسیدگى به اموال و اولاد انسان را از نماز بازندارد.

شاید دلیل مانع بودن مال و فرزند، جلوه‌هاى ظاهرى آنهاست كه انسان را از خدا غافل مى‌سازد. «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا» [كهف، ۴۶]

قرآن، مال و فرزند را مایه فتنه و آزمایش دانسته: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ» [انفال، ۲۸] و مى‌فرماید: «وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى‌» [سبأ، ۳۷] مال و فرزند، عامل قرب شما به خداوند نیستند.

در آیه هفتم (این سوره)، منافقان مى‌گفتند: به یاران پیامبر كمك نكنید تا دور او را خلوت كنند. شاید آیه ۱۰ براى خنثى كردن طرح آنان، به مؤمنان مى‌گوید: شما كه ایمان دارید به مؤمنان كمك كنید تا دور حضرت خالى نشود.

اگر انسان، مرگ و قیامت را باور كند، خیلى راحت انفاق مى‌كند. قرآن، چندین بار براى ایجاد انگیزه انفاق، مسئله معاد و قیامت را مطرح كرده است، از جمله در سوره بقره آیه ۲۵۴ مى‌فرماید: «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» از آنچه به شما داده‌ایم پیش از آن كه قیامت فرارسد كه دوستى و داد و ستد و شفاعتى در كار نیست، انفاق كنید.

ابن عباس مى‌گوید: این درخواستِ فرصت در لحظه مرگ، براى كسانى است كه زكات مال‌ خود را نداده‌اند یا مستطیع بوده، ولى حج انجام نداده‌اند. [۲]

تقاضاى مهلت و بازگشت به دنیا پذیرفته نیست، نه در آستانه مرگ، كه آیه ۱۰۰ سوره مؤمنون و این آیه مى‌فرماید و نه در قیامت كه دوزخیان مى‌گوید: «رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ» [مؤمنون، ۱۰۷]

امام باقر علیه‌السلام با استناد به آیه‌ «وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً»، فرمود: هر سال در شب قدر تمام امور تا شب قدر بعدى، ثبت و حتمى شده و نازل مى‌شود و تغییر و تأخیرى در آن صورت نمى‌دهد. [۳]

پیام‌ها:

۱- براى آن كه مؤمنان را موعظه كنید و آنان بپذیرند، به آنان شخصیت دهید. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا …

۲- لازمه ایمان، برترى دادن یاد خدا بر مال و فرزند است. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ‌ …

۳- مال و فرزند، كم یا زیادش، مى‌تواند مانع یاد خدا باشد. أَمْوالُكُمْ‌ … أَوْلادُكُمْ‌

۴- خسارت واقعى، غفلت از یاد خدا است. «فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ» (از دست دادن مال و فرزند، خسارت جزئى است، ولى غفلت از خالق خسارت كلى است.)

۵- براى دعوت مردم به كار خیر، بسترسازى كنید. أَنْفِقُوا … مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ‌ (فرا رسیدن مرگ و نداشتن فرصت بازگشت و التماس براى تأخیر مرگ را یادآورى كنید).

۶- آنچه داریم از خداست نه از خودمان. «رَزَقْناكُمْ»

۷- علاج واقعه قبل از وقوع باید كرد. «مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ» (با فرا رسیدن مرگ راه عمل بسته مى‌شود)

۸- مرگ، بى‌خبر مى‌رسد و قابل تأخیر نیست. یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ‌ … لَوْ لا أَخَّرْتَنِی‌

۹- ثروتمندانى كه در زمان حیات خود، اهل انفاق نبوده‌اند، به هنگام مرگ، تأسف بسیار خواهند خورد. رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِی‌ … فَأَصَّدَّقَ‌

۱۰- نشانه شایستگى و صالح بودن، انفاق به محرومان است. «أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ»

پی‌نوشت:

۱- تفسیر نمونه

۲ و ۳- تفسیر نورالثقلین


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : وقف در قرآن

دیدگاه بسته شده است.