×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» وقف در قرآن » آیات انفاق – سوره فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۰۸ - ۱۶:۲۴

 54 بازدید

آیات انفاق – سوره فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتَابَ اللَّـهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ [۲۹] لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ [۳۰] کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی (پرسود و) بی‌زیان و […]

آیات انفاق – سوره فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتَابَ اللَّـهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ [۲۹] لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ [۳۰]

کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی (پرسود و) بی‌زیان و خالی از کساد را امید دارند. [۲۹] (آنها این اعمال صالح را انجام می‌دهند) تا خداوند اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است! [۳۰]

* * * * * * * *

تفسیر نمونه

معامله پر سود با پروردگار!

از آنجا كه در آیات گذشته این سوره به مقام خوف و خشیت عالمان اشاره شده بود در آیات مورد بحث به مقام «امید و رجاء» آنها اشاره مى‌كند، چرا كه گفتیم تنها به وسیله این دو بال است كه انسان مى‌تواند به اوج آسمان سعادت پرواز كند، و مسیر تكامل را طى نماید، نخست مى‌فرماید: «كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مى‌كنند، و نماز را بر پا مى‌دارند، و از آنچه به آنها روزى داده‌ایم در پنهان و آشكار انفاق مى‌كنند، آنها امید تجارتى دارند كه نابودى و فساد و كساد در آن نیست» (إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ) [۱]

بدیهى است كه «تلاوت» در اینجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفكر و اندیشه نیست، خواندنى است كه سرچشمه فكر باشد، فكرى كه سرچشمه عمل صالح گردد، عملى كه از یك سو انسان را به خدا پیوند دهد كه مظهر آن نماز است، و از سوى دیگر به خلق خدا ارتباط دهد كه مظهر آن انفاق است، انفاق از تمام آنچه خدا به انسان داده، از علمش، از مال و ثروت و نفوذش، از فكر نیرومندش از اخلاق و تجربیاتش، و خلاصه از تمام مواهب خدا دادى.

این انفاق گاهى مخفیانه صورت مى‌گیرد تا نشانه اخلاص كامل باشد (سرا).

و گاه آشكارا تا مشوق دیگران گردد و تعظیم شعائر شود (علانیة).

آرى علمى كه چنین اثرى دارد مایه رجاء و امیدوارى است.

با توجه به آنچه در این آیه و آیه پیشین آمده چنین نتیجه مى‌گیریم كه علماى راستین داراى این صفاتند:

از نظر روحى قلبشان مملو از خشیت و ترس آمیخته با عظمت خدا است.

از نظر گفتار زبانشان به تلاوت آیات خدا مشغول است.

از نظر عمل روحى و جسمى نماز مى‌خوانند و او را عبادت مى‌كنند.

از نظر عمل مالى از آنچه دارند در آشكار و پنهان انفاق مى‌نمایند.

و سرانجام از نظر هدف، افق فكرشان آن چنان بالا است كه دل از دنیاى مادى زودگذر بر كنده، تنها به تجارت پر سود الهى مى‌نگرند كه دست فنا دامانش دراز نمى‌شود.

به این نكته نیز قابل توجه است كه «بور» از ماده «بوار» به معنى شدت كسادى است، و از آنجا كه شدت كسادى باعث فساد مى‌شود «بوار» به معنى هلاكت آمده، به این ترتیب «تجارت خالى از بوار» تجارتى است كه نه كساد دارد و نه فساد! در حدیث جالبى چنین آمده: «مردى خدمت رسول خدا عرض كرد: چرا من مرگ را دوست ندارم؟! فرمود: آیا مال و ثروتى دارى؟ عرض كرد آرى.

فرمود: آن را پیش از خودت بفرست، عرض كرد نمى‌توانم! فرمود:

«ان قلب الرجل مع ماله ان قدمه احب ان یلحق به، و ان اخره احب ان یتأخر معه؛ قلب انسان همراه اموال او است، اگر آن را پیش از خود بفرستد، دوست دارد به آن ملحق شود، و اگر آن را نگهدارد دوست دارد همراه آن بماند»! [۲]

این حدیث در حقیقت روح آیه فوق را منعكس ساخته، زیرا مى‌گوید آنها كه نماز را برپا مى‌دارند و انفاق در راه خدا مى‌كنند امید و علاقه به سراى دیگر دارند، چرا كه نیكها را قبل از خود فرستاده‌اند و مایلند به آن ملحق شوند.

آخرین آیه مورد بحث هدف این مؤمنان راستین را چنین بیان مى‌كند:

«آنها این اعمال صالح را انجام مى‌دهند تا خداوند اجر و پاداششان را به طور كامل بپردازد، و از فضلش بر آنها بیفزاید كه او آمرزنده و شكور است» (لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ) [۳]

این جمله در حقیقت اشاره به نهایت اخلاص آنهاست كه در اعمال نیك خود جز به پاداش الهى نظر ندارند، هر چه مى‌خواهند از او مى‌خواهند و براى ریا و تظاهر و تحسین و تمجید این و آن گامى بر نمى‌دارند، چرا كه مهمترین مساله در اعمال صالح همان نیت خالص است.

تعبیر به «اجور» (جمع اجر) به معنى «مزد» در حقیقت لطفى است از سوى پروردگار، گویى بندگان را در مقابل اعمال صالح طلبكار خود مى‌داند، در حالى كه بندگان هر چه دارند از اوست، حتى قدرت براى انجام اعمال صالح نیز از سوى او اعطا شده.

و از این تعبیر محبت آمیزتر جمله «وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» است كه به آنان نوید مى‌دهد علاوه بر پاداش معمولى كه آن را خود گاهى صدها یا هزاران برابر عمل است از فضل خود بر آنان مى‌افزاید، و مواهبى كه در هیچ فكرى نمى‌گنجد و هیچكس در این جهان توانایى تصور آن را ندارد، از فضل گسترده‌اش به آنها مى‌بخشد.

در حدیثى از ابن مسعود آمده كه پیامبر ص در تفسیر همین آیه فرمود:

«هو الشفاعة لمن وجبت له النار ممن صنع الیه معروفا فى الدنیا؛ منظور مقام شفاعت است كه به آنها داده مى‌شود تا در باره كسانى كه در دنیا به آنها خوبى كرده‌اند ولى بر اثر اعمالشان مستحق عذابند شفاعت كنند». [۴]

به این ترتیب آنها نه تنها خود اهل نجاتند كه براى دیگران نیز به فضل پروردگار مایه نجاتند.

بعضى از مفسران جمله «و یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» را اشاره به مقام «شهود» دانسته‌اند كه در قیامت براى مؤمنان حاصل مى‌شود كه به جمال و جلال پروردگار مى‌نگرند، و برترین لذت را از این تماشا مى‌برند.

ولى ظاهرا جمله مزبور معنى وسیعى دارد كه هم محتواى حدیث را شامل مى‌شود، و هم مواهب ناشناخته دیگر را.

جمله «إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ» نشان مى‌دهد كه نخستین لطف پروردگار در حق آنها همان آمرزش گناهان و لغزش‌هایى است كه احیانا از آنها سر زده، چرا كه بیشترین نگرانى انسان نگرانى از این ناحیه است.

بعد از آنكه از این نظر آسوده خاطر شدند آنها را مشمول «شكر» خود قرار مى‌دهد یعنى از اعمالشان تشكر مى‌كند، و برترین جزا را به آنها مى‌بخشد.

در تفسیر مجمع‌البیان ضرب المثل جالبى در اینجا از عرب نقل شده كه مى‌گویند: «اشكر من بروقه؛ فلان كس از درخت بروقه [۵] سپاسگزارتر است» و این اشاره به درخت كوچكى است كه در سرزمین عربستان وجود داشته، و اعتقاد اعراب این بوده هنگامى كه ابر بر سر آن سایه مى‌افكند به زودى سبز مى‌شود، و برگ بیرون مى‌آورد، بى‌آنكه ابر ببارد!، و این ضرب المثلى است براى نهایت سپاسگزارى كه در برابر كمترین خدمت بزرگترین پاداش را بدهند. [۶]

البته خالق چنین درختى از آن هم سپاسگزارتر و بخشنده‌تر است.

نكته: شرایط عجیب این تجارت

جالب اینكه در بسیارى از آیات قرآن این جهان به تجارتخانه‌اى تشبیه شده كه تاجران آن انسان‌ها، و مشترى پروردگار بزرگ و متاع آن عمل صالح، و بها بهشت و رحمت و رضاى او است. [۷]

و اگر درست بیندیشیم این تجارت عجیب با خداوند كریم بى‌نظیر است، چرا كه داراى امتیازاتى است كه در هیچ تجارتى وجود ندارد:

۱- تمام سرمایه را خودش در اختیار فروشنده گذارده سپس در مقام خریدارى بر مى‌آید!

۲- او خریدار است در حالى كه هیچ نیازى به خریدارى این اعمال ندارد، چرا كه خزائن همه چیز نزد او است!

۳- او «متاع قلیل» را به «بهاى گزاف» مى‌خرد «یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الكثیر؛ اى خدایى كه عمل كم را مى‌پذیرى و گناهان بسیار را مى‌بخشى.»

۴- حتى متاع بسیار ناچیز را خریدار است «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ».

۵- گاه بها را هفتصد برابر و گاه افزونتر از آن مى‌دهد (بقره – ۲۶۱).

۶- علاوه بر پرداخت این بهاى عظیم، باز از فضل و رحمتش آنچه در فكر نمى‌گنجد بر آن مى‌افزاید «وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» (آیه مورد بحث).

و چه تاسف‌آور است كه انسان خردمند آزاده چشم از چنین تجارتى بر بندد و به غیر آن روى آورد و از آن بدتر كه متاع هستى خود را به هیچ بفروشد!

امیر مؤمنان على علیه‌السلام مى‌فرماید:

«و انه لیس لانفسكم ثمن الا الجنة فلا تبیعوها الا بها؛ بدانید كه براى سرمایه هستى شما بهایى غیر از بهشت نیست آن را به غیر این بها نفروشید». [۸]

پی‌نوشت:

۱- توجه داشته باشید كه «یرجون» خبر «ان» است.

۲- مجمع‌البیان جلد ۸ صفحه ۴۰۷ ذیل آیات مورد بحث

۳- جمله «لیوفیهم» یا متعلق است به جمله «یَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ…» و بنابراین مفهومش این مى‌شود كه هدف آنها از تلاوت و نماز و انفاق به دست آوردن اجر الهى است، و یا متعلق به لن تبور و مفهومش این خواهد بود كه تجارت آنها هرگز به فساد نمى‌گراید زیرا پاداش دهنده آنها خدا است.

۴- مجمع‌البیان ذیل آیات مورد بحث

۵- بروقه بر وزن حنجره

۶- مجمع‌البیان جلد ۸ صفحه ۴۰۷

۷- سوره صف آیه ۱، توبه ۱۱۱، بقره ۲۰۷ و نساء ۷۴

۸- نهج‌البلاغه كلمات قصار، جمله ۴۵۶

* * * * * * * *

تفسیر نور

نكته‌ها:

در آیه قبل سخن از این بود كه تنها علما خشیت الهى دارند، گویا این آیه سیماى علماى واقعى را شرح مى‌دهد كه آنان: انس با قرآن دارند. نماز به پا مى‌دارند و انفاق آنان خالصانه است زیرا هم عَلَنى انفاق مى‌كنند و هم پنهانى و اگر ریاكار بودند تنها علنى انفاق مى‌كردند.

«بُورَ» از «بوار» به معناى كسادى شدید در تجارت است. از آنجا كه این امر موجب فساد و نابودى است به هلاكت هم بوار گفته مى‌شود.

در آیه قبل «یَخْشَى اللَّهَ» مطرح شد و در این آیه «یَرْجُونَ» آرى، مردان خدا میان خوف و رجا هستند. [۱]

در قرآن بارها نماز و قرآن، در كنار هم مطرح شده‌اند:

«یَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» [فاطر، ۲۹] كتاب خداوند را تلاوت مى‌كنند و نماز به پا مى‌دارند.

«یُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» [اعراف، ۱۷۰] به كتاب آسمانى تمسك مى‌كنند و نماز به پا مى‌دارند.

«اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ» [عنكبوت، ۴۵] آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده تلاوت كن و نماز به پا دار.

امتیازات تجارت با خدا

۱- آنچه از سرمایه داریم، (سلامتى، علم، عمر، آبرو، مال و …) از اوست پس به خود او بفروشیم. آرى، اگر فرزندى زمین و مصالح و پولى از پدر گرفت و منزلى ساخت بعد افرادى خریدار منزلش شدند كه یكى از آنان همان پدر بود، عقل و و جدان مى‌گوید خانه راى به پدر بفروشد، زیرا خود فرزند و تمام دارایى‌هایش از اوست و فروش به بیگانه جوانمردى نیست.

۲- خداوند به بهاى بهشت ابدى مى‌خرد، ولى دیگران هر چه بخرند، ضرر و خسارت است، چون ارزان مى‌خرند و زودگذر است.

۳- خداوند كم را مى‌پذیرد، «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ» ولى دیگران كم را نمى‌پذیرند.

۴- خداوند، از روى عفو و اغماض، عیب جنس را مى‌پوشاند و با همان نواقص مى‌خرد. در دعاى بعد از نماز مى‌خوانیم: خداوندا! اگر در ركوع و سجود نمازم خلل و نقصى است نادیده بگیر و نمازم را قبول فرما. در دعاى ماه رجب مى‌خوانیم: «خاب الوافدون على غیرك و خسر المتعرضون الا لك؛ یعنى باختند كسانى كه در خانه غیر تو آمدند و خسارت كردند كسانى كه به سراغ دیگران رفتند.» [۲]

در تمام كلمات این آیه ۳۰، فضل و لطف الهى مى‌درخشد:

پاداش به طور كامل. «لِیُوَفِّیَهُمْ» با این كه سرمایه و توفیق عمل از اوست، باز هم نام پاداش بر آن نهاده است. «أُجُورَهُمْ» زیاد شدن الطاف و پاداش‌ها از سوى خداوند. «یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»

پیام‌ها:

۱- تلاوت قرآن (گرچه مستحبّ است،) امّا قبل از واجبات آمده است. «یَتْلُونَ … أَقامُوا … أَنْفَقُوا»

۲- فكر و فرهنگ، مقدّمه‌ى عمل است. «یَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ … أَقامُوا الصَّلاةَ»

۳- كسى كه عاشقانه مكتب را بپذیرد، نماز و انفاقش قطعى است. (تلاوت كتاب به صورت مضارع آمده كه نشانه تداوم عمل و علاقه به تلاوت است، «یَتْلُونَ» ولى نماز و انفاق به صورت ماضى آمده كه نشانه قطعى بودن انجام آن است.) «أَقامُوا … أَنْفَقُوا»

۴- نماز، باید با رسیدگى به محرومان همراه باشد. «أَقامُوا … أَنْفَقُوا»

۵- دارایى‌هاى انسان، داده الهى است. «رَزَقْناهُمْ»

۶- اگر توجّه داشته باشیم كه دارایى‌هاى ما از خداوند است، در انفاق، بخل نمى‌ورزیم. «أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ»

۷- بخشى از داده‌ها انفاق شود، باقى براى خودتان است. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» (كلمه «من» به معناى بعضى است)

۸- مورد انفاق، تنها مال نیست بلكه از علم و آبرو و قدرت نیز باید به مردم كمك كرد. «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»

۹- انفاق، هم سرى باشد هم آشكارا. (در انفاق پنهان، خلوص آدمى رشد مى‌كند و در انفاق آشكار، مردم تشویق مى‌شوند.) «سِرًّا وَ عَلانِیَةً» البتّه انفاق مخفیانه برترى دارد، لذا نام آن قبل از انفاق علنى برده شده است. «سِرًّا وَ عَلانِیَةً»

۱۰- امید به رستگارى، باید با فكر و عمل و انفاق همراه باشد و گر نه امید بدون كار، پندارى بیش است. «یَتْلُونَ …، أَقامُوا …، أَنْفَقُوا …، یَرْجُونَ»

۱۱- با داشتن علم و خشیت الهى (كه در آیه قبل بود) و با تلاوت قرآن و اقامه نماز و كمك به محرومان، باز هم خود را مستحقّ ندانید، تنها امیدوار باشید. «یَرْجُونَ»

۱۲- در معامله با خدا، حتّى یك درصد زیان نیست. «تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»

۱۳- گمان نكنید با انفاق، مال شما تمام مى‌شود. «تِجارَةً لَنْ تَبُورَ»

۱۴- در فرهنگ اسلام، دنیا بازار است و انسان فروشنده و نعمت‌هاى الهى، سرمایه و انتخاب مشترى با انسان است. او مى‌تواند با خدا معامله كند و مى‌تواند غیر خدا را انتخاب كند.

۱۵- عمل براى دریافت اجر الهى، ضررى به اخلاص نمى‌زند. «لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ»

۱۶- خداوند هم مزد مى‌دهد، هم اضافه مى‌دهد. «لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ»

۱۷- اجر كامل برخاسته از شكور بودن خداوند است. «لِیُوَفِّیَهُمْ … شَكُورٌ»

۱۸- خداوند از تلاش‌ها قدردانى كرده و لغزشها را مى‌پوشاند، ما نیز در برابر خدمات دیگران قدرشناس باشیم و از لغزش‌هاى آنان بگذریم. «إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ»

پی‌نوشت:

۱- تفسیر أطیب‌البیان

۲- مفاتیح الجنان


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : وقف در قرآن

دیدگاه بسته شده است.