×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» وقف در قرآن » آیات انفاق – سوره انفال، آیه ۶۰

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۰۸ - ۱۸:۱۱

 83 بازدید

آیات انفاق – سوره انفال، آیه ۶۰

وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّـهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّـهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به […]

آیات انفاق – سوره انفال، آیه ۶۰

وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّـهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّـهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ

هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد!

* * * * * * * *

تفسیر نمونه:

افزایش قدرت جنگى و هدف آن

به تناسب دستورات گذشته در زمینه جهاد اسلامى، در این آیه به یك اصل حیاتى كه در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد اشاره مى‌كند، و آن لزوم آمادگى رزمى كافى در برابر دشمنان است.

نخست مى‌گوید «و در برابر دشمنان هر قدر توانایى دارید از نیرو و قدرت آماده سازید» (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ).

یعنى در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله كند و آن گاه آماده مقابله شوید، بلكه از پیش باید به حد كافى آمادگى در برابر هجوم‌هاى احتمالى دشمن داشته باشید.

سپس اضافه مى‌كند: «و همچنین به اندازه كافى اسب‌هاى ورزیده براى میدان جهاد فراهم سازید» (وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ).

«رباط» به معنى بستن و پیوند دادن است، و بیشتر به معنى بستن حیوان در نقطه‌اى براى نگهدارى و محافظت به كار رفته، سپس به همین تناسب به معنى محافظت و مراقبت به طور كلى آمده است، و «مرابطه» به معنى محافظت مرزها و همچنین به معنى مراقبت از هر چیز دیگر مى‌آید، و به محل بستن و نگاهدارى حیوانات «رباط» گفته مى‌شود و بهمین تناسب كاروانسرا را عرب «رباط» مى‌گوید.

در اینجا به چند نكته باید توجه داشت:

۱- در جمله كوتاه فوق یك اصل اساسى در زمینه جهاد اسلامى و حفظ موجودیت مسلمانان، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است، و تعبیر آیه به قدرى وسیع است كه بر هر عصر و زمان و مكانى كاملا تطبیق مى‌كند.

كلمه «قوة» چه كلمه كوچك و پر معنایى است، نه تنها وسائل جنگى و سلاح‌هاى مدرن هر عصرى را در بر مى‌گیرد، بلكه تمام نیروها و قدرت‌هایى را كه به نوعى از انواع در پیروزى بر دشمن اثر دارد شامل مى‌شود، اعم از نیروهاى مادى و معنوى.

آنها كه گمان مى‌كنند راه پیروزى بر دشمن و حفظ موجودیت خویش تنها بستگى به كمیت سلاح‌هاى جنگى دارد، سخت در اشتباهند، زیرا ما در همین میدان‌هاى جنگ عصر خود ملت‌هایى را دیدیم كه با نفرات و اسلحه كمتر در برابر ملت‌هاى نیرومندتر و با سلاحى پیشرفته‌تر پیروز شدند، مانند ملت مسلمان الجزائر در برابر دولت نیرومند فرانسه!.

بنابراین علاوه بر اینكه باید از پیشرفته‌ترین سلاح‌هاى هر زمان – به عنوان یك وظیفه قطعى اسلامى- بهره‌گیرى كرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان كه قوة و نیروى مهمترى است پرداخت.

از قدرت‌هاى اقتصادى، فرهنگى، سیاسى، كه آنها نیز در مفهوم «قوة» مندرج هستند و نقش بسیار مؤثرى در پیروزى بر دشمن دارد نیز نباید غفلت كرد.

جالب این است كه در روایات اسلامى براى كلمه «قوة» تفسیرهاى گوناگونى شده كه از وسعت مفهوم این كلمه حكایت مى‌كند، مثلا در بعضى از روایات مى‌خوانیم كه پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله فرمود منظور از قوة «تیر» است. [۱]

و در روایت دیگرى كه در تفسیر «على بن ابراهیم» آمده مى‌خوانیم كه منظور از آن هر گونه اسلحه است. [۲]

و باز در روایتى كه در تفسیر عیاشى آمده مى‌خوانیم كه منظور از آن شمشیر و سپر است. [۳]

و بالآخره در روایت دیگر كه در كتاب «من لا یحضر» آمده مى‌خوانیم:

«منه الخضاب السواد» [۴]: «یكى از مصداق‌هاى قوة در آیه موهاى سفید را به وسیله رنگ سیاه كردن است»! یعنى اسلام حتى رنگ موها را كه به سرباز بزرگسال چهره جوان‌ترى مى‌دهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و این نشان مى‌دهد كه چه اندازه مفهوم «قوة» در آیه فوق وسیع است.

بنابراین آنها كه تنها پاره‌اى از روایات را دیده‌اند و كلمه «قوة» را به یك مصداق، محدود ساخته‌اند گرفتار اشتباه عجیبى شده‌اند.

ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن یك چنین دستور صریح و روشنى گویا همه چیز را به دست فراموشى سپرده‌اند، نه از فراهم ساختن نیروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در میان آنها خبرى هست، و نه از نیروهاى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و نظامى، و عجب این است كه با این فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریح باز خود را مسلمان مى‌دانیم، و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مى‌افكنیم و مى‌گوئیم اگر اسلام آئین پیشرفت و پیروزى است پس چرا ما مسلمان‌ها عقب افتاده‌ایم؟!

به عقیده ما اگر این دستور بزرگ اسلامى (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) به عنوان یك شعار همگانى در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از كوچك و بزرگ، عالم و غیر عالم، نویسنده و گوینده، سرباز و افسر، كشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را بكار بندند، براى جبران عقب‌ماندگیشان كافى است.

سیره عملى پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان مى‌دهد كه آنها براى مقابله با دشمن از هیچ فرصتى غفلت نمى‌كردند، در تهیه سلاح و نفرات، تقویت روحیه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به كار بستن هر گونه تاكتیك جنگى، هیچ مطلب كوچك و بزرگى را از نظر دور نمى‌داشتند.

معروف است كه در ایام جنگ «حنین» به پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله خبر دادند كه سلاح تازه مؤثرى در «یمن» اختراع شده است، پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله فورا كسانى را به یمن فرستاد تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهیه كنند!.

در حوادث جنگ احد مى‌خوانیم كه پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله در مقابل شعار بت پرستان «اعل هبل، اعل هبل؛ سربلند باد بت بزرگ هبل …» شعار كوبنده‌تر و نافذترى به مسلمانان تعلیم داد تا بگویند «اللَّه اعلى و اجل؛ خدا برتر و بالاتر از همه چیز است»، و در برابر شعار «ان لنا العزى و لا عزى لكم؛ بت بزرگ عزى براى ماست و شما عزى ندارید» بگویند: «اللَّه مولانا و لا مولا لكم؛ خداوند ولى و سرپرست و تكیه گاه ماست و شما تكیه گاهى ندارید».

این نشان مى‌دهد كه پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله و مسلمانان حتى از تاثیر یك شعار قوى در برابر دشمن غافل نبودند، و بهترین آن را براى خود انتخاب مى‌كردند.

دستور مهم فقهى اسلام در زمینه «مسابقه تیراندازى و اسب سوارى» كه حتى برد و باخت مالى را در زمینه آن تجویز كرده، و مسلمانان را به این مسابقه دعوت نموده است، نمونه دیگرى از بینش عمیق اسلام در زمینه آمادگى در برابر دشمن است.

۲- نكته مهم دیگرى كه از آیه فوق استفاده مى‌شود رمز جهانى و جاویدانى بودن آئین اسلام است، زیرا مفاهیم و محتویات این آئین آن چنان گسترده است كه با گذشت زمان به كهنگى و فرسودگى نمى‌گراید، جمله «و أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» هزار سال پیش مفهوم زنده‌اى داشت، و امروز هم چنین است، و ده هزار سال دیگر هم مفهوم آن هم چنان زنده باقى خواهد ماند، زیرا هر سلاح و قدرتى در آینده نیز پیدا شود در كلمه جامع «قوة» نهفته است چون جمله «ما استطعتم» «عام» و كلمه «قوة» كه به صورت «نكره» آمده است عمومیت آن را تقویت كرده و هر گونه نیرویى را شامل مى‌شود.

۳- در اینجا یك سؤال پیش مى‌آید و آن اینكه چرا بعد از ذكر كلمه «قوة» كه مفهومى چنین گسترده دارد مسئله اسب‌هاى ورزیده جنگى مطرح شده است؟.

پاسخ این سؤال با یك جمله روشن مى‌شود و آن اینكه آیه فوق در عین اینكه یك دستور وسیع براى همه قرون و اعصار بیان نموده، دستور خاصى هم براى عصر پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله، عصر نزول قرآن نیز بیان داشته است، در حقیقت این مفهوم كلى را با ذكر یك مثال روشن براى نیاز آن عصر و زمان پیاده كرده است، زیرا اسب اگر چه در میدان‌هاى جنگ امروز با وجود تانك‌ها و زره‌پوش‌ها و هواپیماها و هلى‌كوپترها نقش چندانى ندارد ولى در آن عصر براى رزمندگان شجاع و پیشرو وسیله چابك و سریعى محسوب مى‌شد.

هدف نهایى تهیه سلاح و افزایش قدرت جنگى

سپس قرآن به دنبال این دستور اشاره به هدف منطقى و انسانى این موضوع مى‌كند و مى‌گوید هدف این نیست كه مردم جهان و حتى ملت خود را بانواع سلاح‌هاى مخرب و ویرانگر درو كنید، و آبادی‌ها و زمین‌ها را به ویرانى بكشانید هدف این نیست كه سرزمین‌ها و اموال دیگران را تصاحب كنید، و هدف این نیست كه اصول بردگى و استعمار را در جهان گسترش دهید، بلكه هدف این است كه «با این وسائل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید» (تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ).

زیرا غالب دشمنان گوششان بدهكار حرف حساب و منطق و اصول انسانى نیست، آنها چیزى جز منطق زور نمى‌فهمند!!.

اگر مسلمانان ضعیف باشند همه گونه تحمیلات به آنها مى‌شود، اما هنگامى كه كسب قدرت كافى كنند دشمنان حق و عدالت و دشمنان استقلال و آزادى به‌وحشت مى‌افتند و سر جاى خود مى‌نشینند.

هم اكنون كه تفسیر این آیه را مى‌نویسیم قسمت مهمى از سرزمین‌هاى اسلامى در فلسطین و كشورهاى دیگر در زیر چكمه‌هاى سربازان اسرائیل است، هجوم ناجوانمردانه‌اى كه اخیرا به جنوب لبنان شد و هزاران خانواده را آواره كردند، و صدها نفر را بكشتن دادند، و آبادی‌ها را به ویرانه‌هاى وحشتناكى مبدل ساختند، بر این ماجراى غم‌انگیز فصل تازه‌اى افزود.

در حالى كه افكار عمومى مردم جهان به طور دربست این عمل را محكوم كرده و حتى دوستان اسرائیل در این موضوع با دیگران هم صدا شده‌اند، قطعنامه‌هاى سازمان ملل اسرائیل را به تخلیه همه این سرزمین‌ها مامور مى‌كند، ولى این ملت چند ملیونى گوششان بدهكار هیچ یك از این مسائل نیست، چرا كه زور دارند و اسلحه و قدرت و آمادگى جنگى كافى و پشتیبان قوى و از سالیان دراز پیش از این خود را آماده براى چنین تجاوزهایى كرده‌اند، تنها منطقى كه می‌تواند جوابگوى آنها باشد منطق «و أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ …تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ.» مى‌باشد، گویى این آیه در عصر ما و براى وضع امروز ما نازل شده است و مى‌گوید آن چنان نیرومند شوید كه دشمن به وحشت بیفتد و زمین‌هاى غصب شده را پس بدهد و در سر جاى خود بنشیند.

جالب توجه اینكه كلمه «عَدُوَّ اللَّهِ» را با «عَدُوَّكُمْ» قرین ساخته اشاره به اینكه در موضوع جهاد و دفاع اسلامى اغراض شخصى مطرح نیست، بلكه هدف حفظ مكتب انسانى اسلام است، آنها كه دشمنیشان با شما شكلى از دشمنى با خدا، یعنى دشمنى با حق و عدالت و ایمان و توحید و برنامه‌هاى انسانى دارد، باید در این زمینه‌ها هدف حملات یا دفاع شما باشند.

در حقیقت این تعبیر شبیه تعبیر «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» و یا «جهاد فِی سَبِیلِ اللَّهِ» است كه نشان مى‌دهد جهاد و دفاع اسلامى نه بشكل كشورگشایى سلاطین پیشین، و نه توسعه‌طلبى استعمارگران و امپریالیست‌هاى امروز، و نه به صورت غارتگرى قبائل عرب جاهلى است، بلكه همه براى خدا، و در راه خدا، و در مسیر احیاى حق و عدالت است.

سپس اضافه مى‌كند، «علاوه بر این دشمنانى كه مى‌شناسید دشمنان دیگرى نیز دارید كه آنها را نمى‌شناسید» و با افزایش آمادگى جنگى شما آنها نیز مى‌ترسند و بر سر جاى خود مى‌نشینند (وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ).

در اینجا به دو نكته باید توجه كرد:

۱- گرچه مفسران در باره این گروه احتمالات گوناگونى داده‌اند: بعضى آن را اشاره به گروهى از یهود مدینه دانسته‌اند كه عداوت خود را مخفى مى‌داشتند، و بعضى دیگر آن را اشاره به دشمنان آینده مسلمانان همچون امپراطورى روم و دربار ساسانیان كه در آن روز مسلمانان احتمال در گیرى با آنها را نمى‌دادند، دانسته‌اند، ولى آنچه صحیح‌تر به نظر مى‌رسد آن است كه منظور منافقانند زیرا آنها در میان صفوف مسلمین به طور ناشناخته وجود داشتند و در صورت آمادگى كامل سپاه اسلام آنان نیز به وحشت مى‌افتادند و دست و پاى خود را جمع مى‌كردند.

شاهد این موضوع آیه ۱۰۱ سوره توبه است كه مى‌گوید «وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ؛ بعضى از اهل مدینه در نفاق و دورویى جسور و سركش هستند تو آنها را نمى‌شناسى ولى ما آنها را مى‌شناسیم».

این احتمال نیز وجود دارد كه تمام گروه‌هاى دشمنان ناشناخته اسلام اعم از منافقان و غیر آنها در مفهوم آیه جمع باشند.

۲- آیه متضمن دستورى براى امروز مسلمانان نیز هست و آن اینكه تنها نباید روى دشمنان شناخته شده خود تكیه كنند و آمادگى خویش را در سر حد مبارزه آنها محدود سازند بلكه دشمنان احتمالى و بالقوة را نیز باید در نظر بگیرند و حداكثر نیرو و قدرت لازم را فراهم كنند و اگر به راستى مسلمانان چنین نكته‌اى را در نظر مى‌داشتند هیچگاه گرفتار حملات غافلگیرانه دشمنان نیرومند نمى‌شدند.

و در پایان این آیه اشاره به موضوع مهم دیگرى مى‌كند و آن اینكه تهیه نیرو و قوه كافى و ابزار و اسلحه جنگى، و وسائل مختلف دفاعى، نیاز به سرمایه مالى دارد، لذا به مسلمانان دستور مى‌دهد كه باید با همكارى عموم این سرمایه را فراهم سازند، و بدانید هر چه در این راه بدهید در راه خدا داده‌اید و هرگز گم نخواهد شد «و آنچه در راه خدا انفاق كنید به شما پس داده خواهد شد» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ).

و تمام آنها و بیشتر از آن به شما مى‌رسد «و هیچ‌گونه ستمى بر شما وارد نمى‌گردد» (وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ).

این پاداش، هم در زندگى این جهان از طریق پیروزى اسلام و شوكت و عظمت آن به شما مى‌رسد، زیرا یك ملت ضعیف و مغلوب سرمایه‌هاى مالى او نیز به‌خطر خواهد افتاد و امنیت و آرامش و استقلال خویش را نیز از دست خواهد داد، بنابراین ثروت‌هایى كه در این راه صرف مى‌شود از طریق دیگر و در سطحى بالاتر عائد انفاق‌كنندگان خواهد شد.

و هم پاداش بزرگترى در جهان دیگر در جوار رحمت پروردگار در انتظار شماست با این حال نه تنها ظلم و ستمى بر شما نخواهد رفت بلكه بالاترین سود و بهره را خواهید برد.

جالب توجه اینكه در جمله بالا كلمه «شی‌ء» كه مفهوم وسیعى دارد بكار رفته، یعنى هر گونه چیزى اعم از جان و مال و قدرت فكرى یا نیروى منطق و یا هر گونه سرمایه دیگرى را در راه تقویت بنیه دفاعى و نظامى مسلمانان در برابر دشمن انفاق كنید از خدا پنهان نخواهد ماند و آن را محفوظ داشته و به موقع به شما مى‌دهد.

در تفسیر جمله «وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» این احتمال را نیز بعضى از مفسران داده‌اند كه جمله عطف به جمله «ترهبون» باشد یعنى اگر نیروى كافى براى مقابله با دشمنان فراهم سازید آنها از حمله به شما وحشت مى‌كنند و توانایى بر ظلم و ستم كردن به شما نخواهند داشت بنابراین ظلم و ستمى بر شما واقع نمى‌شود.

پی‌نوشت:

۱- تفسیر نورالثقلین جلد ۲ صفحه ۱۶۴ و ۱۶۵

۲- تفسیر نورالثقلین جلد ۲ صفحه ۱۶۴ و ۱۶۵

۳- تفسیر نورالثقلین جلد ۲ صفحه ۱۶۴ و ۱۶۵

۴- تفسیر نورالثقلین جلد ۲ صفحه ۱۶۵٫

* * * * * * * *

تفسیر نور

نكته‌ها:

این آیه دستور آماده باش همه جانبه‌ى مسلمانان در برابر دشمنان و تهیه هر نوع سلاح، امكانات، وسایل و شیوه‌هاى تبلیغى حتّى شعار و سرود را مى‌دهد كه رعایت این دستورات، سبب هراس كفّار از نیروى رزمى مسلمانان مى‌شود.

پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله وقتى با خبر شد كه در یمن اسلحه‌ى جدیدى ساخته شده، شخصى را براى تهیه‌ى آن به یمن فرستاد. از آن حضرت نقل شده كه با یك تیر، سه نفر به بهشت مى‌روند: سازنده‌ى آن، آماده كننده و تیرانداز. [۱]

در اسلام، مسابقات تیراندازى و اسب سوارى و برد و باخت در آنها جایز شمرده شده تا آمادگى رزمى ایجاد شود.

ضمیر «لَهُمْ»، به كفّار و كسانى كه در آیه‌ى قبل مطرح بودند و بیم خیانتشان مى‌رفت، برمى‌گردد. یعنى در برابر دشمن كه همواره احتمال خیانت او حتّى در صورت عهد و پیمان مى‌رود، آماده باشید.

پیام‌ها:

۱- مسلمانان باید آمادگى رزمى كامل، از نظر تجهیزات، نفرات و… داشته باشند و از پیش آماده‌ى مقابله با خیانت و حمله دشمن باشند. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ»

۲- هدف از آمادگى نظامى، حفظ مكتب و وطن مسلمانان است، نه غارت و استعمار و امثال آن. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ …»

۳- دولت باید حدّ اكثر توان خود را در تأمین بودجه براى دفاع از نظام اسلامى و ترساندن دشمنان خدا و خود تخصیص دهد. «مَا اسْتَطَعْتُمْ»

۴- تمام مسلمانان باید آماده‌ى رویارویى با توطئه‌هاى دشمن باشند و دوره‌هاى رزمى را دیده باشند. [۲] «مَا اسْتَطَعْتُمْ»

۵- همه جا گفتگو و مذاكره كارساز و كافى نیست، گاهى هم باید توان و قدرت به میدان آید. «مِنْ قُوَّةٍ

۶- در هر زمان، پیشرفته‌ترین امكانات رزمى را براى دفاع آماده كنید و از هیچ چیز فروگذار نكنید، چه قدرت سیاسى و نظامى، چه امكانات تبلیغى و تداركاتى. «مِنْ قُوَّةٍ»

۷- ایجاد رعب در دل دشمن به هر وسیله حتّى با ظاهرسازى هم لازم است. «مِنْ قُوَّةٍ» در حدیث آمده است: با خضاب كردن موى صورت، دشمن را بترسانید، تا نگویند ارتش اسلام پیر است. [۳]

۸- براى ارهاب و ترساندن دشمنان، حتّى آموزش نظامى براى زنان كارساز است. «مِنْ قُوَّةٍ» … «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ»

۹- به امكانات امروز قانع نباشید و تجهیزات نظامى و دفاعى را تا مرز تهدید دشمنان گسترش دهید. «مِنْ قُوَّةٍ» … «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ»

۱۰- وحدت و یكپارچگى هم نوعى قدرت است كه باید فراهم آورد، چون با وجود تفرقه، نمى‌توان دشمن را ترساند. «مِنْ قُوَّةٍ» … تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ»

۱۱- در اسلام، همه‌ى مسلمانان سربازند و بسیج مردمى ضرورى است. «أَعِدُّوا»، «تُرْهِبُونَ»، «تُنْفِقُوا مِنْ …»

۱۲- اسب‌هاى جنگى، آن روز و ابزار نظامى امروز، باید به حال آماده باش نگهدارى و تغذیه شود. «رِباطِ الْخَیْلِ»

۱۳- هم آمادگى نیروها لازم است، هم تجهیزات. «مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ»

۱۴- اسلام، باید نظام و حكومت داشته باشد، چون بدون آن، دشمنان هراسى ندارند. «تُرْهِبُونَ بِهِ»

۱۵- باید بُنیه دفاعى مسلمانان در زمینه‌هاى فرهنگى، اقتصادى، سیاسى، نظامى، عقیدتى و … چنان قوى باشد كه دشمن از هر جهت بترسد و توطئه‌هایش خنثى شود. ( «تُرْهِبُونَ بِهِ»، به طور مطلق بیان شده است)

۱۶- هم ارزش‌هاى الهى باید حفظ شود و هم حقوق انسانى. «عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»

۱۷- در اسلام، مكتب و كرامت انسانى مطرح است، نه اغراض شخصى، نژادى و قومى. «عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»

۱۸- همه‌ى دشمنان، شناخته شده نیستند. «لا تَعْلَمُونَهُمُ» شاید مراد منافقان باشند، چون همین تعبیر درباره‌ى آنان هم آمده است. «لاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ» [توبه، ۱۰۱]

۱۹- تنها براى دشمنان شناخته شده برنامه‌ریزى نكنید، بلكه پیش‌بینى لازم حتّى براى دشمنان ناشناخته‌ى آینده هم داشته باشید. «لاتَعْلَمُونَهُمُ»

۲۰- تأمین قدرت دفاعى، بودجه لازم دارد، موعظه و شعار كافى نیست. «تُنْفِقُوا»

۲۱- مردم باید در بودجه‌ى جنگ و تأمین جبهه، مشاركت كنند و این تنها مخصوص زمان جنگ نیست. «وَ ما تُنْفِقُوا …» (آیه مطلق است و مى‌رساند كه مسلمانان باید همواره براى آمادگى، پول خرج كنند.)

۲۲- تنها اسلحه و نفرات كافى نیست، پشتیبانى‌هاى مالى هم لازم است. «وَ ما تُنْفِقُوا»

۲۳- كمك به جبهه، تنها كمك مالى نیست، كمك از هر راهى مال، جان، آبرو، اطلاعات، قلم و … لازم است. «مِنْ شَیْ‌ءٍ»

۲۴- هر گونه تلاش و انفاق و بكارگیرى امكانات براى تقویت بنیه نظامى حكومت اسلامى، از مصادیق انفاق در راه خداست. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»

۲۵- به شرطى خیر و بركات انفاق به شما برمى‌گردد كه در راه خدا باشد، نه از روى ریا، سُمعه، خودنمایى و روابط و ملاحظات. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ»

۲۶- كمك‌هاى مالى، سبب قدرت امّت مى‌شود و نتیجه‌ى آن به خود مردم و وضع اقتصادى جامعه و عزّت مسلمین برمى‌گردد. «یُوَفَّ إِلَیْكُمْ»

۲۷- تضییع حقوق دیگران و پرداخت نكردن مزد و پاداش كارها به طور كامل، ظلم است. «یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»

پی‌نوشت:

۱- تفسیر فرقان

۲- امام خمینى قدس سره در روزهاى اوّل پیروزى انقلاب اسلامى كه جمعیّت ایران حدود سى میلیون بود، فرمود: ما باید ارتش بیست میلیونى داشته باشیم.

۳- تفسیر نور الثقلین


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : وقف در قرآن

دیدگاه بسته شده است.