×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» وقف در قرآن » آیات انفاق – سوره آل‌عمران، آیه ۹۲

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۰۸ - ۱۹:۱۴

 206 بازدید

آیات انفاق – سوره آل‌عمران، آیه ۹۲

لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّـهَ بِهِ عَلِیمٌ هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است. * * * * * * * * تفسیر نمونه یك نشانه ایمان لَنْ تَنالُوا […]

آیات انفاق – سوره آل‌عمران، آیه ۹۲

لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّـهَ بِهِ عَلِیمٌ

هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است.

* * * * * * * *

تفسیر نمونه

یك نشانه ایمان

لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

واژه «بر» در اصل به معنى وسعت است، و لذا صحراهاى وسیع را «بر» (بفتح ب) مى‌گویند، و به همین جهت به كارهاى نیك كه نتیجه آن گسترده است و به – دیگران مى‌رسد «بر» (بكسر ب) گفته مى‌شود، و تفاوت میان «بر» و «خیر» از نظر لغت عرب این است كه «بر» نیكوكارى توأم با توجه و از روى قصد و اختیار است، ولى «خیر» به هر نوع نیكى كه به دیگرى بشود اگر چه بدون توجه باشد، اطلاق مى‌گردد.

آیه فوق مى‌گوید: «شما هرگز بحقیقت «بر» و نیكى نمى‌رسید مگر اینكه از آنچه دوست مى‌دارید در راه خدا انفاق كنید».

در این كه مقصود در اینجا از كلمه «بر» چیست؟ مفسران گفتگوى بسیار دارند، بعضى آن را به معنى بهشت، و بعضى به معنى پرهیز كارى و تقوى، و بعضى به معنى پاداش نیك گرفته‌اند، ولى آنچه از آیات قرآن استفاده مى‌شود این است كه «بر» معنى وسیعى دارد و به تمام نیكی‌ها اعم از ایمان و اعمال پاك گفته مى‌شود، چنان كه از آیه ۱۷۷ سوره بقره استفاده مى‌شود كه «ایمان به خدا، و روز جزا، و پیامبران، و كمك به نیازمندان، و نماز و روزه، و وفاى به عهد، و استقامت در برابر مشكلات و حوادث» همه از شعب «بر» محسوب مى‌شوند.

بنابراین رسیدن به مقام نیكوكاران واقعى، شرایط زیادى دارد كه یكى از آنها انفاق كردن از اموالى است كه مورد علاقه انسان است، زیرا عشق و علاقه واقعى به خدا، و احترام به اصول انسانیت و اخلاق، آن گاه روشن مى‌شود كه انسان بر سر دو راهى قرار گیرد، در یك طرف مال و ثروت یا مقام و منصبى قرار داشته باشد كه مورد علاقه شدید او است، و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطف انسانیت و نیكوكارى، اگر از اولى بخاطر دومى صرف نظر كرد معلوم مى‌شود كه در عشق و علاقه خود صادق است، و اگر تنها در این راه از موضوعات جزئى حاضر بود صرف نظر كند، معلوم مى‌شود عشق و علاقه معنوى او نیز بهمان پایه است و این مقیاسى است براى سنجش ایمان و شخصیت.

نفوذ آیات قرآن در دلهاى مسلمانان

نفوذ آیات قرآن در دل‌هاى مسلمانان بقدرى سریع و عمیق بود كه بلافاصله بعد از نزول آیات اثر آن ظاهر مى‌گشت، بعنوان نمونه در مورد آیه فوق در تواریخ و تفاسیر اسلامى چنین مى‌خوانیم:

۱- یكى از یاران پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله بنام ابوطلحه انصارى در مدینه نخلستان و باغى داشت بسیار مصفا و زیبا، كه همه در مدینه از آن سخن مى‌گفتند، در آن چشمه آب صافى بود كه هر موقع پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله به آن باغ مى‌رفت از آن آب میل مى‌كرد و وضو مى‌ساخت، و علاوه بر همه اینها آن باغ درآمد خوبى براى «ابوطلحه» داشت، پس از نزول آیه فوق به خدمت پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله آمد و عرض كرد: مى‌دانى كه محبوب‌ترین اموال من همین باغ است، و من مى‌خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخیره‌اى براى رستاخیز من باشد، پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

بخ بخ ذلك مال رابح لك: آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتى است كه براى تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود:

من صلاح مى‌دانم كه آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهى، ابوطلحه دستور پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله را عمل كرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم كرد.

۲- روزى مهمانى بر ابوذر وارد شد، او كه زندگى ساده‌اى داشت از مهمان معذرت خواست كه من بر اثر گرفتارى نمى‌توانم شخصا از تو پذیرایى كنم، من چند شتر در فلان نقطه دارم، قبول زحمت كن بهترین آنها را بیاور (تا براى تو قربانى كنم) میهمان رفت و شتر لاغرى با خود آورد، ابوذر به او گفت به من خیانت كردى، چرا چنین شترى آوردى؟ او در جواب گفت: من فكر كردم روزى به شترهاى دیگر نیازمند خواهى شد، ابوذر گفت: روز نیاز من زمانى است كه از این جهان چشم مى‌بندم (چه بهتر كه براى آن روز ذخیره كنم) خداوند مى‌فرماید:

لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ. [۱]

۳- زبیده همسر هارون الرشید قرآنى بسیار گران‌قیمت داشت كه آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین كرده بود و علاقه فراوانى به آن داشت، یك روز هنگامى كه از همان قرآن تلاوت مى‌كرد به آیه لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ رسید، با خواندن آیه در فكر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق كنم، كسى را به دنبال جواهرفروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهاى آن را در بیابان‌هاى حجاز براى تهیه آب مورد نیاز بادیه‌نشینان مصرف كرد كه مى‌گویند: امروز هم بقایاى آن چاه‌ها وجود دارد و به نام او نامیده مى‌شود.

وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ در پایان آیه براى جلب توجه انفاق كنندگان مى‌فرماید: آنچه در راه خدا انفاق مى‌كنید كم یا زیاد از اموال مورد علاقه یا غیر مورد علاقه، خداوند از همه آنها آگاه است و بنابراین هرگز گم نخواهد شد و نیز چگونگى آن بر او مخفى نخواهد ماند.

پی‌نوشت:

۱- مجمع‌البیان ج ۲ ص ۴۷۴

* * * * * * * *

تفسیر نور

نكته‌ها:

كلمه‌ى «الْبِرَّ» به خیر و بركت گسترده، و زمینى كه براى كشت و زراعت و یا سكونت مهیّاست، گفته مى‌شود. همچنین به گندم كه غذاى عموم انسان‌ها و انواع حیوانات است، «بر» گفته مى‌شود.

با توجّه به اشتقاق لغوى «بر» كه به معناى توسعه در خیر است در قرآن، ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه‌هاى بِرّ معرفى شده‌اند. [بقره، ۱۷۷] همگان توصیه شده‌اند كه در انجام «برّ» همدیگر را یارى كنند. «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ» [مائده، ۲] و در این آیه نیز مى‌فرماید كه شما هرگز به این گوهر گرانبها نمى‌رسید، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست و آن را دوست مى‌دارید، انفاق كنید.

نمونه‌هایى از انفاق مؤمنان

۱- وقتى فاطمه‌زهرا علیهاالسلام را در شب عروسى به خانه شوهر مى‌بردند، فقیرى از حضرت پیراهن كهنه‌اى خواست. فاطمه زهرا علیها السلام به یاد این آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ…» همان پیراهن نوى عروسیش را انفاق كرد.

۲- عبداللّه‌بن‌جعفر، غلام سیاهى را دید كه در باغى كارگرى مى‌كند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه‌اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا كرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه مى‌خورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسید: چرا این كار را كردى؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب كرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشید. [۱]

در احادیث ذیل این آیه مى‌خوانیم كه راه رسیدن به برّ، كمك به والدین است قبل از درخواست آنان، گرچه بى‌نیاز باشند. [۲]

امام صادق علیه‌السلام به مفضل بن عمر فرمود: از پدرم شنیدم كه مى‌فرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمى‌كند، مگر آنكه او را ببخشد. اى مفضل! این تكلیفى است كه خداوند آن را بر شیعیان لازم كرده آن گاه كه در كتاب خود مى‌فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ …» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم. [۳]

پیام‌ها:

۱- یگانه راه رسیدن به مقام نیكوكاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذكر و دعا. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ …»

۲- در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلكه رشد انفاق كننده نیز مطرح است. دل كندن از محبوب‌هاى خیالى و شكوفا شدن روح سخاوت، از مهم‌ترین آثار انفاق براى انفاق كننده است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»

۳- دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»

۴- سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى و كریمانه اوست. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا»

۵- بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا كه جان خود را در راه خدا مى‌دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى‌رسند. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

۶- آنچه را كه خود دوست مى‌دارى انفاق كن، نه آنچه را كه بینوایان دوست مى‌دارند. زیرا ممكن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «مِمَّا تُحِبُّونَ»، نه «مما یحبون»

۷- انسانى كه تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلكه حاكم بر آنهاست. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

۸- در انفاق، اصل كیفیّت است، نه كمیّت. «مِمَّا تُحِبُّونَ»

۹- اسلام، مكتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

۱۰- در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن. «مِمَّا تُحِبُّونَ»

۱۱- محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «مِمَّا تُحِبُّونَ» آنچه خطرناك است، شدّت محبّت است كه مانع انفاق شود. «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» [عادیات، ۸]

۱۲- مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ» آرى یك برگ زرد روى آب، مى‌تواند كشتى صدها مورچه شود.

۱۳- حال كه خداوند انفاق ما را مى‌بیند، چرا در كمّ و كیف آن كوتاهى كنیم؟ بیایید بهترین‌ها را انفاق كنیم. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ»

پی‌نوشت:

۱- تفسیرالمنار، ج ۳، ص ۳۷۶ به نقل از احیاءالعلوم.

۲- كافى، ج ۲، ص ۱۵۷٫

۳- تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۱۸۲


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : وقف در قرآن

دیدگاه بسته شده است.