شیرخواره شش ماهه

آوردن علی اصغر شیرخوار توسط امام حسین علیه السلام، التماس یا اتمام حجت؟

پرسش. آوردن علی اصغر شیرخوار، در مقابل لشكر یزید توسط امام حسین علیه السلام التماس بود یا اتمام حجت؟

امام حسین علیه السلام از همسرش «رباب» دختر امرء القیس دو فرزند داشته، یكی سكینه خاتون و دیگری عبدالله كه لقب او علی اصغر بوده و كودكی صغیر بوده است (شش ماهه) و در آغوش پدرش به شهادت رسیده است. [۱]

درباره شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام نقل ها بسیار متفاوت و متزلزل است كه در ذیل به بعضی از آنها اشاره می كنیم:

۱) بعضی نقل ها، حاكی از آن است كه امام به خیمه آمد، فرزندش را نزد او آوردند و آن حضرت طفل را در دامان خود نشانید، در این هنگام مردی از بنی اسد تیری پرتاب كرد و آن طفل را به شهادت رساند. [۲]
همانطور كه ملاحظه می فرمایید در این قول معروف كه مورد قبول بزرگانی چون شیخ مفید [۳] است، هیچ گونه نامی از تشنگی علی اصغر برده نشده تا چه رسد به اینكه گفته شود امام درخواست آب برای او نمود.

۲) بعضی نوشته اند كه بعد از شهادت حضرت عباس، امام حسین علیه السلام گفت: «آیا كسی هست كه مقداری آب برای این طفل بیاورد كه او طاقت تشنگی را ندارد»، علی اكبر كه در آن زمان ۱۷ سال داشت بلند شد و گفت من می روم آب می آورم و رفت وارد شریعه شد و مقداری آب آورد، امام خواست آب را به طفل بخوراند وقتی طفل آماده آشامیدن آب شد، تیر مسمومی آمد و قبل از اینكه علی اصغر آب بیاشامد بر گلوی او نشست و او را به شهادت رساند. [۴]
اولین اشكال این نقل این است كه گفته شده بعد از شهادت عباس، حضرت علی اكبر رفت آب آورد، در صورتی كه طبق نقل مقاتل، علی اكبر قبل از حضرت عباس به شهادت رسید، چون او اولین شهید از بنی هاشم بوده است. [۵] همچنین در صورت پذیرش این قول این نكته فهمیده می شود كه امام از دشمن درخواست آب نكرده، بلكه از اصحاب خود خواسته بروند آب بیاورند.

۳) بعضی نقل كرده اند كه چون امام دید سپاه كوفه در ریختن خون او اصرار می ورزند، قرآن را گرفته و آنرا باز كرد و روی سر نهاد و فریاد برآورد: «بین من و شما كتاب خدا و جدم رسول الله حكم كند، ای قوم، خون مرا به چه چیزی حلال می شمارید؟» در این حال امام علیه السلام نظر كرد و طفلی را دید كه از تشنگی می گرید او را روی دست گرفته و گفت: «ای جماعت! اگر به من رحم نمی كنید، به حال این كودك شیر خوار، رحم كنید.» در این اثناء مردی از سپاه كوفه با تیری آن كودك بی گناه را به قتل رساند. [۶]

۴) بعضی نوشته اند، ام كلثوم علی اصغر را نزد امام حسین علیه السلام آورد و گفت: برادر جان این طفل سه روز است كه آب نیاشامیده است، مقداری آب برای او تقاضا كن، امام رو به لشكر كوفه كرد و فرمود: «ای قوم! برادر و اولاد و یاران مرا كشتید، فقط این طفل باقی مانده است كه از تشنگی دست و پا می زند در حالی كه هیچ گناهی ندارد او را به سوی شما آورده ام پس قطره ای آب به او بیاشامید.» [۷]

۵) بعضی نوشته اند، بعد از اینكه ام كلثوم آن حرف را به امام گفت، امام رو به كوفیان چنین فرمود: «ای شیعیان آل ابی سفیان اگر مرا گناهكار می دانید به این كودك گناهی نتوانید بست، او را آب دهید كه از شدت عطش شیر در پستان مادرش خشكیده است.» [۸]

ملاحظه می فرمائید در نقل سوم با كنایه و در دو نقل آخری با صراحت گفته شده كه امام از دشمن درخواست آب نمودند، ولی این نقل ها نمی تواند صحیح باشد، چون در آنها گفته شده كه ام كلثوم به امام گفت سه روز است این كودك آب نیاشامیده است، در صورتی كه طبق نقل كتب معتبر در شب عاشورا، امام حسین علیه السلام و یارانش آب در اختیار داشتند كه بعنوان شاهد دو نقل را ذكر می نمائیم.

الف) شیخ مفید در ارشاد چنین نقل می كند: امام سجاد علیه السلام می فرماید، شبی كه پدرم در صبح آن شهید شد من در خیمه بودم و عمه ام زینب از من پرستاری می كرد، پدرم به خیمه رفت و جَون غلام ابوذر كه در تعمیر اسلحه استاد بود، شمشیر پدرم را صیقل می داد و شنیدم پدرم این اشعار را زمزمه می كرد. «ای روزگار اف بر دوستی تو باد كه از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب چه بسیار دوستان را می كشی و در كشتن هم عوض و بدل نمی پذیری و…».
امام سجاد علیه السلام می فرماید: «چون اشعار را شنیدم دانستم كه بلا نازل شده و پدرم تن به شهادت داده لذا گریه گلویم را گرفت اما سكوت را رعایت نمودم» بعد در دنباله دارد كه «عمه ام زینب كه این را شنید خود را به امام رسانید و گفتگویی بین حضرت امام حسین علیه السلام و خواهرش ردّ و بدل شد. حضرت زینب بیهوش شد امام حسین علیه السلام آب به صورت خواهر پاشید و او را به حال آورد». [۹] ملاحظه می فرمائید كه امام آب در اختیار داشته كه به صورت خواهرش آب پاشید.

ب) شب عاشورا امام، حضرت علی اكبر را با بیست، سی نفر سواره و بیست نفر پیاده فرستاد تا آب آورند و خود اشعاری را خواند، آن گاه روی به یاران خود نمود و فرمودند: «برخیزید آب بنوشید كه این آخرین توشه ی شماست، و وضو گرفته و غسل كنید و لباسهای خود را بشوئید تا كفن شما باشد.» [۱۰]

علاوه بر این امام حسین علیه السلام اهل این جور درخواست ها نبوده است، شهیدمطهری درباره اینكه آیا اباعبدالله علیه السلام تقاضای آب از دشمن كرده است یا نه؟ می فرماید:
«باور نكنید كه اباعبدالله چنین درخواستی كرده باشد، حسین اهل این جور درخواست ها نبود، بلكه او در مقابل لشكر دشمن می ایستد و فریاد می كند: مردم كوفه آن ناكس پسر ناكس، آن زنا زاده پسر زنازاده فرمانده كل شما، آن كسی كه به فرمان او آمده اید به من گفته است كه از این دو كار یكی را انتخاب كن یا شمشیر یا تن به ذلت دادن، آیا من تن به ذلت بدهم، هیهات كه زیر بار ذلت بروم.» [۱۱]

اگر امام حسین علیه السلام در آن لحظه سخت، علی اصغر را در آغوش می گیرد، برای اعلام مظلومیت اهل بیت به جهانیان و برای رسیدن هر چه بیشتر ندای عاشورا به جهان و جهانیان است نه برای آب خواستن.

حاصل آنكه در میان نقل های مختلفی كه در این زمینه شده ما هم به تبعیت از بزرگانی چون شیخ مفید، طبرسی و شهید مطهری نقل اول را قبول داریم و نقل های دیگر علاوه بر اینكه متنشان متزلزل است مناسب با شأن امام حسین علیه السلام و همچنین سایر رفتارهای آن امام همام در كربلا نیست و لذا قابل قبول نمی باشد.

پی نوشت:
۱- اصفهانی، ابی فرج، مقاتل الطالبین، بیروت، مؤسسه اعلمی، چاپ دوم، ۱۴۰۸ هـ ق، ص۹۴٫
۲- مفید، ارشاد، ج۲، ص۱۰۸ و نظری منفرد، علی، قصه كربلا، ص۳۵۲٫
۳- ارشاد، ج۲ ص۱۰۸٫ شهید مطهری درباره ی این كتاب در حماسه ی حسینی،ج۲،ص۴۶ می گوید: شیخ مفید رحمة الله علیه ارشاد را نوشته و چقدر متقن نوشته ما اگر به ارشاد مراجعه كنیم احتیاج به جایی دیگر نداریم.
۴- منتخب طریحی، ص ۴۳۱ و معالی السبطین ج۱ ص۴۲۳٫
۵- مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج۲، ص۲۰۲٫
۶- ابن جوزی، تذكره الخواص، نظر منفرد، علی، قصه كربلا، ص ۲۵۳٫
۷- القندوزی، سلیمان بن الحسینی البلخی، ینابیع الموده، چاپ قدیم، ص۳۴۲ به نقل از مقتل ابومحفف.
۸- سپهر، محمد تقی، ناسخ التواریخ، انتشارات اسلامیه، ۱۳۴۳، ص۳۹۴٫
۹- مفید، ارشاد، تحقیق مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۳، ج۲، ص۹۴٫
۱۰- امالی، شیخ د صدوق مجلس، ۳۰٫
۱۱- همان، ج۱ ص۱۳۶٫